«خشم درون همه ی ما وجود دارد
و اگر یاد نگیریم چگونه این خشم را تخلیه کنیم
با زندگیمان هزینهاش را پرداخت میکنیم!
با تنفر، خشونت، انتقام و تخریب…»
@home_book📚💫
و اگر یاد نگیریم چگونه این خشم را تخلیه کنیم
با زندگیمان هزینهاش را پرداخت میکنیم!
با تنفر، خشونت، انتقام و تخریب…»
✍🏻برنی_براون
📖شجاعت در برهوت
@home_book📚💫
💯16⚡3
Episode 01 - Self, Senses and Emotions (خود، حواس و احساسات)
Jafekri | جافکری
احساسات، مهمترین بخش دنیای فکر محسوب میشن؟ چرا همه ی افکار ما به یک تجربه احساسی متصله؟ آیا پایه همه تصمیمات ما منطق و استدلاله یا احساسات؟ حواس و احساسات زیربنای تمام افکار انسانه و آشنایی با اونها یکی از ضرورت های زندگی ما محسوب میشه. احساسات ما، اعم از خوشایند و ناخوشایند، ترکیبی از حسهای فیزیکی، شیمیایی، روانی و شناختیه که در اولین تجربه تعامل ما با محیط و اطرافیانمون در هر موضوعی، شکل گرفته و پس از تکرار، همراه با خاطره ی اون واقعه تو ذهن ما نقش بسته. این احساسات بسته بندی شده، معمولا در تمام طول عمر ما موندگار هستند و زیربنای همه احوالات و تصمیمگیریهای ما محسوب میشن. تو اولین اپیزود فصل، نقش عوامل مختلفی مثل هورمونها، عوامل بیرونی، سلامت جسمی و روانی، و افکار رو بر شکل گیری و بروز این احساسات یاد میگیریم و سعی میکنیم با تربیت و کنترل احساسات از تصمیمات عجولانه و اشتباه جلوگیری کنیم تا در ادامه، واقعی، درست و به جا عمل کنیم. به فصلی تازه از جافکری، خوش اومدید.
پادکست:جافکری
«خود، حواس و احساسات»
💙🫧🦋
پادکست:جافکری
«خود، حواس و احساسات»
💙🫧🦋
💊9👍2🐳1
|•📖تیکه_کتاب:
کسی که آواز بخواند هنوز زنده است
و کسی که گرسنه شود و از خوردن غذا
لذت ببرد، هنوز از دست نرفته است..
✍🏻هاینریش_بل
📚عقاید یک دلقک
کسی که آواز بخواند هنوز زنده است
و کسی که گرسنه شود و از خوردن غذا
لذت ببرد، هنوز از دست نرفته است..
✍🏻هاینریش_بل
📚عقاید یک دلقک
👍21⚡1❤1
روییدی در قلب من، بسان گل کوچکی
که کنار دیوار میروید
همینقدر ناخواسته
عاشقت شدم..♥️✨
👤غادة_السمان
که کنار دیوار میروید
همینقدر ناخواسته
عاشقت شدم..♥️✨
👤غادة_السمان
❤🔥13❤2
❤11⚡1
وسوسه های کوچک - كی. ال. اسلیتر.pdf
44.6 MB
|•📜توضیحات:
داستان جنایی و دلهرهآور زنی است که بعد از مرگ مادرش، باید راز او را در سینه حمل کند. اتفاقات طوری رقم میخورند که جینی، شخصیت اصلی داستان، وادار میشود میان لو دادن جنایت دوستش و فاش شدن راز هولناک مادرش یکی را انتخاب کند. کدامیک شجاعت بیشتری میطلبد؟ اصلاً آن راز چیست که برملاشدنش برای جینی گران تمام می شود
همه چیز از روزی شروع شد که آیرین، مادر جینی، در آخرین روزهای عمرش پرده از راز وحشتناکی برداشت. رازی که سالهای سال بر شانهی او سنگینی میکرد و حالا برملاشدنش زندگی جینی را زیر و رو میکند. این راز که جینی جرأت بیانش را ندارد، نقطهی شروع کتاب وسوسههای کوچک است؛ اما زندگی امتحانهای سختتری برای جینی در نظر دارد. او قرار است درگیر ماجراهای پرپیچوخمی شود که حتی به فکرش هم خطور نمیکند.علاقهمندان به رمانهای جنایی و روانشناسانه با این کتاب ارتباط عمیقی برقرار خواهند کرد. مطالعهی این کتاب به دوستداران کتابهای «دختری در قطار»و «دختر گمشده» نیز پیشنهاد میشود.
📝كی_ال_اسلیتر
📓وسوسه های کوچک
#معمایی
#جنایی #روانشناختی
داستان جنایی و دلهرهآور زنی است که بعد از مرگ مادرش، باید راز او را در سینه حمل کند. اتفاقات طوری رقم میخورند که جینی، شخصیت اصلی داستان، وادار میشود میان لو دادن جنایت دوستش و فاش شدن راز هولناک مادرش یکی را انتخاب کند. کدامیک شجاعت بیشتری میطلبد؟ اصلاً آن راز چیست که برملاشدنش برای جینی گران تمام می شود
همه چیز از روزی شروع شد که آیرین، مادر جینی، در آخرین روزهای عمرش پرده از راز وحشتناکی برداشت. رازی که سالهای سال بر شانهی او سنگینی میکرد و حالا برملاشدنش زندگی جینی را زیر و رو میکند. این راز که جینی جرأت بیانش را ندارد، نقطهی شروع کتاب وسوسههای کوچک است؛ اما زندگی امتحانهای سختتری برای جینی در نظر دارد. او قرار است درگیر ماجراهای پرپیچوخمی شود که حتی به فکرش هم خطور نمیکند.علاقهمندان به رمانهای جنایی و روانشناسانه با این کتاب ارتباط عمیقی برقرار خواهند کرد. مطالعهی این کتاب به دوستداران کتابهای «دختری در قطار»و «دختر گمشده» نیز پیشنهاد میشود.
📝كی_ال_اسلیتر
📓وسوسه های کوچک
#معمایی
#جنایی #روانشناختی
🗿11⚡3❤1🤷♀1
خوب است که آدم را دوست داشته باشند، حتی اگر دوام نداشته باشد !
خوب است که آدم بداند روزی روزگاری من بودم و او ...
@home_book📚💫
خوب است که آدم بداند روزی روزگاری من بودم و او ...
✍🏻امیلی_لاکهارت
📖ما دروغگو بودیم
@home_book📚💫
❤13💔7⚡2
|•📖تیکه_کتاب:
اگر به ظالم رو بدهی
و بگذاری که یک انگشت به حق تو تجاوز کند
به هزار انگشت هم اکتفا نخواهدکرد!
این خودِ ما انسان ها هستیم که می بایست
حریم خود را بزرگ در نظر بگیریم.
✍🏻چارلز_دیکنز
📚بارنابی روج
اگر به ظالم رو بدهی
و بگذاری که یک انگشت به حق تو تجاوز کند
به هزار انگشت هم اکتفا نخواهدکرد!
این خودِ ما انسان ها هستیم که می بایست
حریم خود را بزرگ در نظر بگیریم.
✍🏻چارلز_دیکنز
📚بارنابی روج
👍16❤2👌1
«همواره دو احساس متناقض در قلبم حس میکنم:
وحشت از زندگی و اشتیاق به زندگی!»
وحشت از زندگی و اشتیاق به زندگی!»
👤شارل_بودلر
👍22😢4❤3
من با تو
سرچشمهای از زندگی را
باز یافتهام
که گمش کرده بودم.
شاید آدم برای اینکه
خودش باشد
به بودنِ کسی نیاز دارد...♥️✨
👤آلبر_کامو
سرچشمهای از زندگی را
باز یافتهام
که گمش کرده بودم.
شاید آدم برای اینکه
خودش باشد
به بودنِ کسی نیاز دارد...♥️✨
👤آلبر_کامو
❤16👍2⚡1
🔥10😭5❤2👍2⚡1
|•📜توضیحات:
کتاب «گفتگو با کافکا» نوشتۀ گوستاو یانوش، حاصل گفتوگوهای واقعی میان فرانتس کافکا و گوستاو یانوش است. یانوش از نوجوانی به ادبیات علاقهمند بود و تشنۀ کتاب و شعر و ادب بود. همین قضیه باعث شد پدر یانوش، ملاقاتی بین پسرش و کافکا ترتیب دهد تا کافکا دربارۀ شعر و دستنوشتههای یانوش نظر بدهد. این ملاقاتها به همینجا ختم نشد و تا زمان مرگ کافکا و به مدت چهار سال به طول انجامید. یانوش هر روز به ملاقات کافکا میرفت و پس از بازگشت، شرح گفتوگوهایشان را به نگارش در میآورد. ثمرۀ این گفتوگوها کتاب «گفتگو با کافکا» است.
📝گوستاو_یانوش
📗گفتگو با کافکا
کتاب «گفتگو با کافکا» نوشتۀ گوستاو یانوش، حاصل گفتوگوهای واقعی میان فرانتس کافکا و گوستاو یانوش است. یانوش از نوجوانی به ادبیات علاقهمند بود و تشنۀ کتاب و شعر و ادب بود. همین قضیه باعث شد پدر یانوش، ملاقاتی بین پسرش و کافکا ترتیب دهد تا کافکا دربارۀ شعر و دستنوشتههای یانوش نظر بدهد. این ملاقاتها به همینجا ختم نشد و تا زمان مرگ کافکا و به مدت چهار سال به طول انجامید. یانوش هر روز به ملاقات کافکا میرفت و پس از بازگشت، شرح گفتوگوهایشان را به نگارش در میآورد. ثمرۀ این گفتوگوها کتاب «گفتگو با کافکا» است.
📝گوستاو_یانوش
📗گفتگو با کافکا
🗿8👍1
گفتگو با کافکا -h_ome_book.pdf
6.9 MB
هرکه عقاید و عادات غلط اطرافیان را کورکورانه بپذیرد، به شخص خود بی حرمتی کرده است. و بدون حرمت، نه اخلاقی در بین خواهد بود و نه نظامی. نه دوامی در بین خواهد بود و نه گرمای حیات بخشی. این آدم ها، مثل مدفوعِ بی شکلِ گاو، خواهند پوسید و فقط از دید مگسها و حشراتِ دیگر اهمیت خواهند داشت.
✍🏻گوستاو_یانوش
📖گفتگو با کافکا
#زندگینامه #فلسفی #ادبیات_چک
✍🏻گوستاو_یانوش
📖گفتگو با کافکا
#زندگینامه #فلسفی #ادبیات_چک
👍8❤3
«اگر خواستید از حقیقتی دفاع کنید، اول مطمئن شوید که آن، صرفأ همان دیدگاهتان نباشد که به شدت مایلید حقیقت داشته باشد!»
@home_book📚💫
✍🏻نیل_دگراس
@home_book📚💫
👌27❤3👍3
Audio
طرحواره نقص/شرم: این طرحواره به باور ریشهدار و پایدار در فرد اشاره داره که فکر میکنه دارای نقص، عیب یا کمبودی هست که باعث میشه دیگران اون رو دوستداشتنی، ارزشمند یا قابلاحترام ندونن، در یک جمله این فرد حس میکنه که بی ارزشه و لایق محبت و توجه نیست.
پادكست:صلح درون
«طرحواره نقص/شرم»
💙🫧🦋
پادكست:صلح درون
«طرحواره نقص/شرم»
💙🫧🦋
👍10❤2
“أحبک طبعا
و إلا ماذا یمکن أن أفعل
فی وطن منهوب وحزین... "
آری، قطعا دوستت دارم
وگرنه در وطنی غمگین و غارت شده
چه میتوانستم بکنم..؟!
👤عبدالعظیم_فنجان
و إلا ماذا یمکن أن أفعل
فی وطن منهوب وحزین... "
آری، قطعا دوستت دارم
وگرنه در وطنی غمگین و غارت شده
چه میتوانستم بکنم..؟!
👤عبدالعظیم_فنجان
❤15☃1
|•📜توضیحات:
داستانی دلخراش و لذت بخش دربارهی ازدواج، دروغ و جنایت! شما در کتاب خانه ما، با زوج جوان لاوسون آشنا میشوید که اشتباهات گذشتهی یکی از آنها تمام خانواده را به دل کابوسی بیپایان میکشاند. لوئیز کندلیش جنایتی رازآلود را برایتان شرح میدهد.
در یک صبح زیبا، خانوادهای مشغول اسباب کشی به خانهی جدیدشان در حومهی شهر لندن هستند، خانهای که به تازگی در خیابان ترینیتی خریداری کردهاند. تمامی خانههای این خیابان شبیه به یکدیگر هستند و محیط ساکت و آرامی دارد. هیچ چیز این اسباب کشی عجیب نیست، جز اینکه صاحبان اصلی هرگز این خانه را نفروختهاند. فیونا لاوسون از راه میرسد و میبیند که عدهای در حال جابهجایی وسایل خانهاش هستند. او و همسرش سالهاست که در آنجا ساکن هستند و هیچ قصدی برای فروشش ندارند، اما چگونه ممکن است خانوادهی دیگری تصور کنند که خانه متعلق به خودشان است؟ چرا برام یعنی همسر فیونا به همراه دو فرزند کوچکشان غیبش زده است؟
رمان خانه ما شروع کابوسیست که فیونا هر چه بیشتر در آن غرق میشود، به دروغهای بیشمار برام پی میبرد؛ دروغهایی که منجر به جنایتی وحشتناک میشود.
📝لوئیز_کندلیش
📕خانهی ما
داستانی دلخراش و لذت بخش دربارهی ازدواج، دروغ و جنایت! شما در کتاب خانه ما، با زوج جوان لاوسون آشنا میشوید که اشتباهات گذشتهی یکی از آنها تمام خانواده را به دل کابوسی بیپایان میکشاند. لوئیز کندلیش جنایتی رازآلود را برایتان شرح میدهد.
در یک صبح زیبا، خانوادهای مشغول اسباب کشی به خانهی جدیدشان در حومهی شهر لندن هستند، خانهای که به تازگی در خیابان ترینیتی خریداری کردهاند. تمامی خانههای این خیابان شبیه به یکدیگر هستند و محیط ساکت و آرامی دارد. هیچ چیز این اسباب کشی عجیب نیست، جز اینکه صاحبان اصلی هرگز این خانه را نفروختهاند. فیونا لاوسون از راه میرسد و میبیند که عدهای در حال جابهجایی وسایل خانهاش هستند. او و همسرش سالهاست که در آنجا ساکن هستند و هیچ قصدی برای فروشش ندارند، اما چگونه ممکن است خانوادهی دیگری تصور کنند که خانه متعلق به خودشان است؟ چرا برام یعنی همسر فیونا به همراه دو فرزند کوچکشان غیبش زده است؟
رمان خانه ما شروع کابوسیست که فیونا هر چه بیشتر در آن غرق میشود، به دروغهای بیشمار برام پی میبرد؛ دروغهایی که منجر به جنایتی وحشتناک میشود.
📝لوئیز_کندلیش
📕خانهی ما
👍10❤2