خانه‌ی کتاب
16.5K subscribers
2.76K photos
29 videos
1.37K files
712 links
Download Telegram
از همه سوی جهان جلوه او می‌بینم
جلوه اوست جهان کز همه سو می‌بینم
…🤍🌱

#شهریار
💋10❤3
اَبی همه چیز در زندگی دارد. در خانواده‌ای ثروتمند متولد شده، شغل خوبی در حوزه تبلیغات دارد و همسری دوست داشتنی به نام سم، که معلم ریاضی است. تنها نداشتن یک چیز او را اذیت می‌کند. او همیشه بیشتر از هر چیزی دلش یک بچه می‌خواسته. پس از سال‌ها تلاش، به نظر می‌رسد که اَبی شانسی برای مادر شدن ندارد. تا اینکه دستیار شخصی او، مونیکا، یک پیشنهاد سخاوتمندانه ارائه می‌کند که تمام رویاهای ابی بالاخره می‌تواند به حقیقت بپیوندد.
پس از بررسی‌های بسیار، اَبی و سم می‌پذیرند تا مونیکا را به عنوان جانشین و مادرخوانده فرزندشان انتخاب کنند. با این شرط که تمام مخارج او را پرداخت می‌کنند. از هزینه‌ی تحصیلات و اجاره‌خانه گرفته تا هزینه‌ی شغلی که اکنون مجبور است رهایش کند. تمام این‌ها یک موقعیت عالی و بُرد بُرد برای هر دو طرف به‌شمار می‌رود، اما چه چیزی ممکن است اشتباه پیش برود؟ آیا ممکن است که مونیکا فکری شیطانی در سر داشته باشد؟
کتاب مادرخوانده یک درام مهیج، و پر از رمز و رازی است که فریدا مک فادن بار دیگر با پیچش‌های فراوان، داستانی روانشناختی خلق کرده.
📝فریدا_ مک_ فادن
📓مادرخوانده
👍5
«جاده‌ای که انسان
برای خروج از غم و اندوه
در آن سفر می‌کند
هرگز مستقیم نیست...
روزهای خوب و روزهای بد وجود دارند
اگر امروز یک روز بد است،
مثل پیچ جاده، باید از آن عبور کرد
و به سلامت به مقصد رسید...»


👤جوجو_مویز


@home_book📚💫
❤15💯4👍3
من تو را
برای شعر برنمی‌­گزینم
شعر، مرا برای تو برگزیده است
…♥️✨

👤حسین_منزوی
😘15❤5👍1
سیری ز دیدن تو ندارد نگاه من
چون قحط دیده ای که به نعمت رسیده است
…🤍🌱

#صائب_تبریزی
❤‍🔥20
سه شخصیت محوری در رمان خدمتکارها ایفای نقش می کنند: ایبی لین، خدمتکاری سیاه پوست است که در سال 1962 در می سی سی پی زندگی می کند و همیشه با اطاعت تمام دستورات را انجام می داده است، اما اخیرا نمی تواند که جلوی تلخی و رفتارهای پرخاش گرانه اش را بگیرد. دوستش، مینی، هیچ وقت دهان قرص و محکمی نداشته اما اکنون مجبور است به طریقی، اسرار مربوط به کارفرمایش را نزد خود نگاه دارد. دختری سفیدپوست و اجتماعی به نام اسکیتر، از کالج فارغ التحصیل شده و شخصیتی بلندپرواز است، اما بدون شوهر، در نظر بقیه فقط یک بازنده خواهد بود. این چند شخصیت به ظاهر متفاوت، گرد هم می آیند تا کتابی جامع و کامل درباره ی چگونگی شرایط کار خدمتکاران سیاه پوست در جنوب بنویسند؛ کتابی که می تواند سرنوشت آن ها و محله ی کوچکشان را برای همیشه تغییر دهد. کاترین استاکت، سه شخصیت زن فوق العاده را خلق کرده است که عزمشان برای راه اندازی جنبشی اجتماعی، برای همیشه نوع دید زنان-مادران، دختران، خدمتکاران و ...-را نسبت به یکدیگر تغییر می دهد. کتاب خدمتکارها، داستانی جهان شمول است که به اطاعت ها و سرکشی های انسان می پردازد.
📝کاترین_استاکت
📘خدمتکارها
👍8❤2
«از داشتن چشم اما ندیدن زیبایی،
داشتن گوش اما نشنیدن موسیقی،
داشتن عقل اما آگاه نشدن از حقیقت،
داشتن قلبی که هرگز نتپیده
پس هرگز نسوخته، باید ترسید
…»

✍🏻تتسوکو_کورویاناگی
📖مدرسه‌ی رویایی


@home_book📚💫
❤14👍3
|•📖تیکه_کتاب:

همه در جهان آدم های خوبی بودیم
فقط می خواستیم آن خوبی را در
لحظات نامناسبی به هم عرضه کنیم
و به همین دلیل بود که هرگز به هم
نمی رسیدیم.


✍🏻آلبا_دسس_پدس
📚از طرف او
😭12❤5👍1💔1
اگر بتوانم دلی را از شکستن باز دارم،
بیهوده نزیسته‌ام.
اگر بتوانم رنجی را بکاهم، یا دردی را مرهم نهم یا مرغکی رنجور را به آشیانه باز آورم، حاشا حاشا، که بیهوده نزیسته‌ام.


👤امیلی_دیکنسون
💯27❤7👍2
چه بود زندگی اگر تو نمی رسيدی؟♥️✨
👤شمس_لنگرودی
❤11
هر روز
به شیوه‌ای و لطفی دگری
چندانکه
نگه می‌کنمت خوب‌تری
گفتم که به قاضی بَرَمت
تا دلِ خویش
بستانم و
ترسم دلِ قاضی ببری..!🤍🌱


#سعدی
👍14❤8
«رأيتكِ أماناً،
و الدنيا كلها حروب...»

در دنيايی كه سراسر جنگ است،
تو پناهگاه منی...
♥️✨
❤15
‏به تو قول دادم که دوستت نداشته باشم
سپس در برابر این تصمیم بزرگ وحشت کردم
به تو قول دادم که برنگردم
و قول دادم از اشتیاق نمیرم
اما مردم
و بارها برگشتم
بارها تصمیم گرفتم که دست بردارم
اما یادم نمی‌آید دست برداشته باشم...


#نزار_قبانی
❤20
همه را مدیون توام
زمانی که تو را ملاقات کردم ویران شده بودم
تو مرا ساختی، دستم را گرفتی و بلند کردی. من هم تو را مثل یک تکه نان بوسیدم، روی پیشانی‌ام گذاشتم و عزیز و مقدس دانستمت... و عشق پدیدار شد، عشق…
♥️✨

👤جمال_ ثریا
❤9❤‍🔥1👍1