|•📜توضیحات:
کتاب شب پیشگویی، رمانی نوشته ی پل استر است که اولین بار در سال 2003 به چاپ رسید. در صبح یکی از روزهای سپتامبر سال 1982، رمان نویسی که در حال بهبودی از یک بیماری تقریبا کشنده است، به شکلی لحظه ای و ناگهانی تصمیم می گیرد تا دفتری آبی را از مغازه ای جدید در نزدیکی خود در شهر بروکلین بخرد. سیدنی اور، با فکر به گفت و گویی در گذشته و در دست داشتن دفتر آبی جدید خود، تصمیم می گیرد تا درباره ی مردی بنویسد که پس از پیشروی تا آستانه ی مرگ، از زندگی آرام و بی دردسر خود در گذشته فاصله می گیرد. توصیفات اور از پروژه ی داستانی اش شروع می شود اما او از طریق روایت این داستان و پانوشت هایی عموما بلند و خارج از موضوع، از زندگی خود، همسر دوست داشتنی اش گریس، و دوست مشترکشان، رمان نویسی مشهور به نام جان تروز، پرده برمی دارد.
📝پل_استر
📓شب پیشگویی
کتاب شب پیشگویی، رمانی نوشته ی پل استر است که اولین بار در سال 2003 به چاپ رسید. در صبح یکی از روزهای سپتامبر سال 1982، رمان نویسی که در حال بهبودی از یک بیماری تقریبا کشنده است، به شکلی لحظه ای و ناگهانی تصمیم می گیرد تا دفتری آبی را از مغازه ای جدید در نزدیکی خود در شهر بروکلین بخرد. سیدنی اور، با فکر به گفت و گویی در گذشته و در دست داشتن دفتر آبی جدید خود، تصمیم می گیرد تا درباره ی مردی بنویسد که پس از پیشروی تا آستانه ی مرگ، از زندگی آرام و بی دردسر خود در گذشته فاصله می گیرد. توصیفات اور از پروژه ی داستانی اش شروع می شود اما او از طریق روایت این داستان و پانوشت هایی عموما بلند و خارج از موضوع، از زندگی خود، همسر دوست داشتنی اش گریس، و دوست مشترکشان، رمان نویسی مشهور به نام جان تروز، پرده برمی دارد.
📝پل_استر
📓شب پیشگویی
👍10
شبپیشگویی-پلاستر-h_ome_book.pdf
3.1 MB
«ممکن است آدم ها دوران بدی را بگذرانند، اما معنی اش این نیست که همه چیز عاقبت درست نمی شود.»
✍🏻پل_استر
📖شب پیشگویی
#درام
#داستان درام
#جایزه ی استوریاس
✍🏻پل_استر
📖شب پیشگویی
#درام
#داستان درام
#جایزه ی استوریاس
❤10👍6👏1
بسیار سال ها گذشت تا بفهمم
آن که در خيابان می گريد
از آن که در گورستان می گريد
بسیار غمگين تر است…
سال ها گذشت و من
از خیابان های بسيار
از گورستان های بسیار گذشتم
تا فهمیدم
آن که حتی در خلوت خانه خویش
نمی تواند بگريد
از همه اندوهناک تر است.
@home_book📚💫
آن که در خيابان می گريد
از آن که در گورستان می گريد
بسیار غمگين تر است…
سال ها گذشت و من
از خیابان های بسيار
از گورستان های بسیار گذشتم
تا فهمیدم
آن که حتی در خلوت خانه خویش
نمی تواند بگريد
از همه اندوهناک تر است.
👤حسن_آذری
@home_book📚💫
💔22👍7❤4🕊3👌2☃1🌚1💯1
|•📖تیکه_کتاب:
شازده کوچولو میگفت: گُلِ من،
گاهی بداخلاق و کم حوصله و مغرور بود،
امّا ماندنی بود،
این بودنش بود که،
او را تبدیل به گل من کرده بود!
✍🏻آنتوان_دوسنت_اگزوپری
📚شازده کوچولو
شازده کوچولو میگفت: گُلِ من،
گاهی بداخلاق و کم حوصله و مغرور بود،
امّا ماندنی بود،
این بودنش بود که،
او را تبدیل به گل من کرده بود!
✍🏻آنتوان_دوسنت_اگزوپری
📚شازده کوچولو
💔18❤7👍3🕊3
چنان به هم شبیه
به هم نزدیک
و به هم متصلیم
که باور دارم مرا از باقیماندهی گِلِ تو آفریدهاند.♥️✨
👤لاادری
به هم نزدیک
و به هم متصلیم
که باور دارم مرا از باقیماندهی گِلِ تو آفریدهاند.♥️✨
👤لاادری
❤🔥16❤4👍2
مرگ هشتگرد pdf.pdf
5.2 MB
|•📜توضیحات:
نمایشنامه مرگ هشتگرد داستان شوخی با مرگ است تناسخ سه تا سی وپنج تومن، نمایشی است که در جشنواره فجر سال 1397 بر روی صحنه رفت. به گزارش گلونی امیرعلی نبویان نویسندگی و کارگردانی این اثر را برعهده داشته است. این نمایشنامه در سه پرده متفاوت و درعین حال مرتبط باهم نوشته شده است.
✍🏻امیر علی_نبویان
📓مرگ هشتگرد
نمایشنامه مرگ هشتگرد داستان شوخی با مرگ است تناسخ سه تا سی وپنج تومن، نمایشی است که در جشنواره فجر سال 1397 بر روی صحنه رفت. به گزارش گلونی امیرعلی نبویان نویسندگی و کارگردانی این اثر را برعهده داشته است. این نمایشنامه در سه پرده متفاوت و درعین حال مرتبط باهم نوشته شده است.
✍🏻امیر علی_نبویان
📓مرگ هشتگرد
👍4
بزرگترین خیانتی که انسان میتونه به خودش بکنه،ترس از فکر دیگران در مورد خودشه ... جهنم،یعنی دیگران ...
انبوهی آدم در جهان وجود دارند که در جهنم
بسر میبرند زیرا سخت وابسته به داوری دیگرانند.
@home_book📚💫
انبوهی آدم در جهان وجود دارند که در جهنم
بسر میبرند زیرا سخت وابسته به داوری دیگرانند.
✍🏻ژان_پل_سارتر
@home_book📚💫
👏14❤3
جافکری - اصالت انتخاب
@PodCa3t
🔹توضیحات:از انتخاب نوع غذا، لباس، کار ، سرگرمیها و لذت گرفته تا انتخاب مسیر زندگی و حتی انتخاب ترس ها و اضطراب ها، ما معمولاً ادامه دهنده انتخاب های گذشته و آزموده شده هستیم. اما گاهی باید انتخاب کنیم که در ظاهر به بیراهه برویم! در این اپیزود به اهمیت انتخاب های خاص و بی پروا می پردازیم.
پادکست: جافکری
«اصالت انتخاب»
🤍🌱🫧
پادکست: جافکری
«اصالت انتخاب»
🤍🌱🫧
👍7🙈3❤1
|•📖تیکه_کتاب:
من گمان می کنم هرکسی در ته دلش یک باغی دارد که پناهگاه اوست. هیچکس از آنجا خبر ندارد، کلیدش فقط در دست صاحبش است.
آنجا آدم هر تصور ممنوعی دلش بخواهد میکند.عشق های محال، هر آرزوی ناممکن و هر خواب و خیال خوش، هر چیز نشدنی، آنجا شدنی است!
یک بهشت یا شاید جهنم خودمانی و صمیمی که هرکس برای خودش دارد. این باغ اندرونی چه بسا از دید باغبانش هم پنهان است اما یک روزی و یک جوری آن را کشف میکند..
✍🏻شاهرخ_مسکوب
📚گفتگو در باغ
من گمان می کنم هرکسی در ته دلش یک باغی دارد که پناهگاه اوست. هیچکس از آنجا خبر ندارد، کلیدش فقط در دست صاحبش است.
آنجا آدم هر تصور ممنوعی دلش بخواهد میکند.عشق های محال، هر آرزوی ناممکن و هر خواب و خیال خوش، هر چیز نشدنی، آنجا شدنی است!
یک بهشت یا شاید جهنم خودمانی و صمیمی که هرکس برای خودش دارد. این باغ اندرونی چه بسا از دید باغبانش هم پنهان است اما یک روزی و یک جوری آن را کشف میکند..
✍🏻شاهرخ_مسکوب
📚گفتگو در باغ
❤18👍1
من از دیوانگی خالی نخواهم بود تا هستم
که رویت میکند هشیار و بویت میکند مستم…♥️✨
👤اوحدی
که رویت میکند هشیار و بویت میکند مستم…♥️✨
👤اوحدی
❤10
خلاصه ی تمام بهانه ها
این است
تو از یادم نمیروی
پیچک یاد تو
پیچیده به پای دل من…🤍🌱
#محمد_رضا_عبدالملکیان
❤9
|•📜توضیحات:
پاک جون دو، فرزند مادری گمشده[خواننده ای که پس از ربوده شدن به پیونگ یانگ برده شد]و پدری پرنفوذ و صاحب یک اردوگاه کار برای یتیمان است. او در این اردوگاه، با انتخاب این که کدام یتیم می تواند اول غذا بخورد و یا این که کدام یک مجبور به کار است، برای اولین بار طعم قدرت را می چشد. جان دو که با وفاداری و هوشیاری اش شناخته می شود، مورد توجه مقامات ارشد دولتی قرار گرفته و پس از پیشرفت در سلسله مراتب قدرت، پا به مسیری می گذارد که بازگشتی ندارد. جون دو که خود را «شهروند محقر بزرگترین ملت دنیا» می داند، تبدیل به آدم ربایی حرفه ای می شود که مجبور است برای زنده ماندن، دستورات مداما متغیر، خشونت های بی مورد و خواسته های عجیب و غریب مقامات ارشد کره ای را عملی کند. او که سخت ترین و مخوف ترین شرایط و وضعیت ها را تحمل کرده است، برای نجات بازیگر افسانه ای و معشوقه ی خود، سان مون، به مخالفت و مبارزه با کیم جونگ ایل، رهبر وقت کره ی شمالی، برمی خیزد.
📝آدام_جانسون
📕پسر سرپرست یتیم خانه
پاک جون دو، فرزند مادری گمشده[خواننده ای که پس از ربوده شدن به پیونگ یانگ برده شد]و پدری پرنفوذ و صاحب یک اردوگاه کار برای یتیمان است. او در این اردوگاه، با انتخاب این که کدام یتیم می تواند اول غذا بخورد و یا این که کدام یک مجبور به کار است، برای اولین بار طعم قدرت را می چشد. جان دو که با وفاداری و هوشیاری اش شناخته می شود، مورد توجه مقامات ارشد دولتی قرار گرفته و پس از پیشرفت در سلسله مراتب قدرت، پا به مسیری می گذارد که بازگشتی ندارد. جون دو که خود را «شهروند محقر بزرگترین ملت دنیا» می داند، تبدیل به آدم ربایی حرفه ای می شود که مجبور است برای زنده ماندن، دستورات مداما متغیر، خشونت های بی مورد و خواسته های عجیب و غریب مقامات ارشد کره ای را عملی کند. او که سخت ترین و مخوف ترین شرایط و وضعیت ها را تحمل کرده است، برای نجات بازیگر افسانه ای و معشوقه ی خود، سان مون، به مخالفت و مبارزه با کیم جونگ ایل، رهبر وقت کره ی شمالی، برمی خیزد.
📝آدام_جانسون
📕پسر سرپرست یتیم خانه
👍4
پسر_سرپرست_یتیم_خانه_آدام_جانسون.pdf
78.2 MB
اما آدم ها کارهایی را برای ادامه ی بقا انجام می دهند و پس از این که از خطر جان به در بردند، نمی توانند با کارهایی که انجام داده اند، زندگی کنند.
✍🏻آدام_جانسون
📖پسر سرپرست یتیم خانه
#جایزه پولیتزر داستان #داستان تاریخی
#پرافتخارترین کتاب ها #جایزه ادبیات صلح دیتون
✍🏻آدام_جانسون
📖پسر سرپرست یتیم خانه
#جایزه پولیتزر داستان #داستان تاریخی
#پرافتخارترین کتاب ها #جایزه ادبیات صلح دیتون
👍4🎅1
«چه کسی توان این را دارد که مرا نجات دهد؟هیچکس!
زیرا هیچکس از من مقتدرتر و توانمندتر نیست.اما من، من یگانه دشمن خویشتنم..»
@home_book📚💫
زیرا هیچکس از من مقتدرتر و توانمندتر نیست.اما من، من یگانه دشمن خویشتنم..»
✍🏻لئونيد_آندریف
📖فکر جنایت
@home_book📚💫
👏13❤2🕊2🫡1🙉1
یاری دارم که
جسم و جان صورت اوست
چه جان و چه
دل جمله جهان صورت اوست…♥️✨
👤اوحدالدین_کرمانی
جسم و جان صورت اوست
چه جان و چه
دل جمله جهان صورت اوست…♥️✨
👤اوحدالدین_کرمانی
❤🔥7
🕊8💔2