|•📖تیکه_کتاب:
«هر موجودی در مبارزه زندگی تنهاست، همانطور که در روز مقرر، هنگام مرگ تنهاست.»
✍🏻روژه_مارتن_دوگار
📚خانواده تیبو
«هر موجودی در مبارزه زندگی تنهاست، همانطور که در روز مقرر، هنگام مرگ تنهاست.»
✍🏻روژه_مارتن_دوگار
📚خانواده تیبو
❤15👍4
ای عشق ، تو را دارم و دارای جهانم
همواره تویی ، هرچه تو گویی و تو خواهی.♥️✨
👤فریدون_مشیری
همواره تویی ، هرچه تو گویی و تو خواهی.♥️✨
👤فریدون_مشیری
🥰8❤3
👍5❤3
رمان ادوارد کلاه به سر.آیناز تابش.pdf
3.9 MB
ادوارد کلاه به سر رمانی سمبولیک دربارهی یک پادآرمانشهر به نام سرزمین نقاشی است. سرزمینی که رئالها در آن دارای قدرت مطلق هستند و باقی نقاشیها را استعمار میکنند. تا اینکه با زاده شدن یک نقاشی عجیب و غریب در ایالت کوبیسم، سرنوشت این سرزمین دستخوش تحولات فراوانی میشود.
👍6
|•📜توضیحات:
برای طرفداران روایتهای غیرخطی، «خدای چیزهای کوچک» میتواند تجربهای شگفت و فراموشنشدنی باشد. رمانی که نویسندهی هندیالاصلش آرونداتی روی را به شهرت جهانی رساند و جایزهی ادبی من بوکر را به خانهی او آورد. رمان روایتگر روزی در سال 1969 است که طی آن زندگی یک خانواده برای همیشه دگرگون میشود. در آن روز اتفاقی هولناک در رودخانهی عصیانگر روستای آیهمنم در هند رخ میدهد. نقطهی مرکزی رمان همین رخداد است که وقایع دیگر در چرخشی اندوهبار پیرامون آن میگردند و ما در هر گردش به یک زاویهی تاریک این روایت غریب نگاه میاندازیم. به آن چیزهای کوچک و بهظاهر بیاهمیت زندگی.
داستان زندگی خواهر و برادر دوقلوی هندی با نامهای «اِستا» و «راهِل» است که مرگ دختر خالهٔ نه ساله و یک عشق ممنوع، دنیای کودکیی آنان را نابود میکند. از طرفی این کتاب سیری است در سرگذشت اندوهناک خانوادهای که هنجار شکنی میکند و در برابر قوانین سنتی قد علم میکند.
📝آرونداتی_روی
📗خدای چیزهای کوچک
برای طرفداران روایتهای غیرخطی، «خدای چیزهای کوچک» میتواند تجربهای شگفت و فراموشنشدنی باشد. رمانی که نویسندهی هندیالاصلش آرونداتی روی را به شهرت جهانی رساند و جایزهی ادبی من بوکر را به خانهی او آورد. رمان روایتگر روزی در سال 1969 است که طی آن زندگی یک خانواده برای همیشه دگرگون میشود. در آن روز اتفاقی هولناک در رودخانهی عصیانگر روستای آیهمنم در هند رخ میدهد. نقطهی مرکزی رمان همین رخداد است که وقایع دیگر در چرخشی اندوهبار پیرامون آن میگردند و ما در هر گردش به یک زاویهی تاریک این روایت غریب نگاه میاندازیم. به آن چیزهای کوچک و بهظاهر بیاهمیت زندگی.
داستان زندگی خواهر و برادر دوقلوی هندی با نامهای «اِستا» و «راهِل» است که مرگ دختر خالهٔ نه ساله و یک عشق ممنوع، دنیای کودکیی آنان را نابود میکند. از طرفی این کتاب سیری است در سرگذشت اندوهناک خانوادهای که هنجار شکنی میکند و در برابر قوانین سنتی قد علم میکند.
📝آرونداتی_روی
📗خدای چیزهای کوچک
👍5
خدای چیز های کوچک -h_ome_book.pdf
8.1 MB
و هوا پر بود از افکار و موضوعاتی برای گفتن. اما در این جور مواقع، همیشه فقط چیزهای کوچک گفته می شوند. چیزهای بزرگ، ناگفته و در خفا درون آدم باقی می مانند.
✍🏻آرونداتی_روی
📖خدای چیزهای کوچک
#جایزه ی من بوکر
#فهرستبرترینرمانهایتاریخی
#فهرست برترین آثار نویسندگان زن
#فهرست برترین رمان های روانشناسانه
#فهرست برترین کتاب ها درباره استعمار
✍🏻آرونداتی_روی
📖خدای چیزهای کوچک
#جایزه ی من بوکر
#فهرستبرترینرمانهایتاریخی
#فهرست برترین آثار نویسندگان زن
#فهرست برترین رمان های روانشناسانه
#فهرست برترین کتاب ها درباره استعمار
👍6👻2❤1🕊1
«این مرگ نیست که باید انسان از آن بترسد، بلکه او بایستی از این که هیچگاه زندگی کردن را آغاز نکند بهراسد.»
@home_book📚💫
✍🏻مارکوس_اورلیوس
📖تأملات
@home_book📚💫
❤18👍2💔1
موهایت بارانِ من، کفِ دستانت بالین من، بازویت پلِ من، چشمانت دریایِ من، انتظارت عمرِ من، حضورت تولدِ من و نبودنت از دست رفتنم بود...♥️✨
👤غسان_کنفانی
👤غسان_کنفانی
❤🔥10❤1
❤11🔥1
|•📜توضیحات:
کتاب مرد تکثیر شده داستانی روان شناختی دارد که به مهمترین پرسش هویتی انسان می پردازد: «من» کیست؟
احساسی که شاید به طور گذرا برای هرکسی پیش آمدهباشد. شاید وقتی تصویر خود را در حال گذشتن از مکانی، در آینهای می بینید که انتظار نداشتهاید سر راه شما باشد، نگاهی ناگهانی که همراه با هراسی است. هراس از این که «من» دیگری رو به روی خود دیده باشید! ژوزه ساراماگو بی هویتی و حیرانی آدم های امروزی را بسیار مورد توجه قرار داده و آن را دستمایهی بسیاری از رمان هایش کرده است. در این رمان، این بی هویتی در دو شخصیت اصلی این داستان که بسیار شبیه هم هستند ظهور می کند.
📝ژوزه_ساراماگو
📓مرد تکثیر شده
کتاب مرد تکثیر شده داستانی روان شناختی دارد که به مهمترین پرسش هویتی انسان می پردازد: «من» کیست؟
احساسی که شاید به طور گذرا برای هرکسی پیش آمدهباشد. شاید وقتی تصویر خود را در حال گذشتن از مکانی، در آینهای می بینید که انتظار نداشتهاید سر راه شما باشد، نگاهی ناگهانی که همراه با هراسی است. هراس از این که «من» دیگری رو به روی خود دیده باشید! ژوزه ساراماگو بی هویتی و حیرانی آدم های امروزی را بسیار مورد توجه قرار داده و آن را دستمایهی بسیاری از رمان هایش کرده است. در این رمان، این بی هویتی در دو شخصیت اصلی این داستان که بسیار شبیه هم هستند ظهور می کند.
📝ژوزه_ساراماگو
📓مرد تکثیر شده
❤5👍3
مرد تکثیر شده -h_ome_book.pdf
19.3 MB
ژوزه ساراماگو در کتاب مرد تکثیر شده، با مواجه ساختن دو موجود استثنایی، ماجرایی غریب را ارائه میدهد که ماورای تفکرات انسانی در مورد دو شخصیت متفاوت با دو طرز فکر و دو حرفه متفاوت است؛ ولی در عین حال، چنان شبیه به یکدیگرند که حتی نزدیکانشان نیز نمیتوانند تفاوتی میان آنها احساس کنند. مرد تکثیر شده رمانیست که انسان را در برابر مهمترین پرسش زندگی قرار میدهد.
✍🏻ژوزه_ ساراماگو
📖مرد تکثیر شده
✍🏻ژوزه_ ساراماگو
📖مرد تکثیر شده
❤6🗿4👍2
«چه خوب بود اگر میتوانستیم مشکلات بزرگمان را با یک قرص بعد از غذا یا یک قاشق شربت قبل از خواب حل کنیم.»
@home_book📚💫
✍🏻نجیب_محفوظ
📖گدا
@home_book📚💫
👍10❤4😢4
جافکری - عبور از گذشته دردناک
@PodCa3t
🔹توضیحات:تو این اپیزود صحبت میکنیم که شکست، استرس، جدایی و سایر تلخیهای زندگی، ضرورت رشد فکری انسان هستند، والبته که اگر شما انتخاب کنید، میتونید از اونها سپری برای زندگی نکردن خلق کنید. سپری برای زندگی نکردن! این جمله چقدر عجیبه. همه ی ما تو زندگی ناکامی ها رو تجربه میکنیم اما عده ای اون زخم یا درد به جا مونده رو دلیلی برای تحول و آغاز سفر قهرمانی خودشون قرار میدن. این منزل سفر قهرمانی انسان، تعیین کننده ترین منزل برای رشد و شکوفایی و یا تن دادن به حسی از قربانی بودن تو زندگیه.
پادکست: جافکری
«عبور از گذشته دردناک»
🤍🌱🕊
پادکست: جافکری
«عبور از گذشته دردناک»
🤍🌱🕊
🕊6☃3👍3❤1👏1
|•📖تیکه_کتاب:
آدم که ضعیف باشد تاب تنهایی ندارد !
هرچه داری به او بده، خودش برمیگردد
و همه را در دستت میگذارد !
به یک آدم ضعیف آزادی بده ،
خودش آن آزادی را دست بسته ،
برایت پس میآورد ...!
✍🏻فئودور_داستایوفسکی
📚بانوی میزبان
آدم که ضعیف باشد تاب تنهایی ندارد !
هرچه داری به او بده، خودش برمیگردد
و همه را در دستت میگذارد !
به یک آدم ضعیف آزادی بده ،
خودش آن آزادی را دست بسته ،
برایت پس میآورد ...!
✍🏻فئودور_داستایوفسکی
📚بانوی میزبان
👍19❤5👎5🌚1💘1
زمان، آدمها را دگرگون می کند !
امّا تصویری که از آنها داریم را ثابت نگه میدارد .
و هیچ چیز دردناکتر از این تضاد میان دگرگونی
آدمها و ثبات خاطرهها، نیست ...
امّا تصویری که از آنها داریم را ثابت نگه میدارد .
و هیچ چیز دردناکتر از این تضاد میان دگرگونی
آدمها و ثبات خاطرهها، نیست ...
👤مارسل_پروست
👍20😭6❤2
تو در کنارِ خودت نیستی،
نمیدانیکه در کنار تو بودن چه عالمی دارد…♥️✨
👤فرامرز_عرب_عامری
نمیدانیکه در کنار تو بودن چه عالمی دارد…♥️✨
👤فرامرز_عرب_عامری
❤14👍1
توضیحات:
کتاب دخمه، رمانی نوشته ی ژوزه ساراماگو است که اولین بار در سال 2000 منتشر شد. سفالگری سالخورده به نام سیپریانو آلگور به همراه دخترش، مارتا و همسر دخترش، مارکال، در دهکده ای کوچک در حومه ی شهری بزرگ زندگی می کند. در این شهر بزرگ، ساختمانی بسیار وسیع به نام مجتمع مرکزی وجود دارد که پر از مغازه ها، دفاتر کار و آپارتمان هایی است که سیپریانو هر ماه محصولاتش را برای ساکنین آن ها می برد. اما روزی به او گفته می شود که محصولاتش دیگر در این مکان، خواهانی ندارد. سیپریانو که نمی خواهد کار خود را کنار بگذارد، شانس خود را با ساختن عروسک های سفالی امتحان می کند. در کمال تعجب، مجتمع مرکزی به سیپریانو سفارش ساخت صدها عروسک را می دهد و او به همراه مارتا به کار ساخت عروسک ها مشغول می شود. تا این که اتفاقی می افتد و سیپریانو به همراه دختر و دامادش مجبور می شوند از روستا به مجتمع مرکزی نقل مکان کنند. زمانی که صداهای اسرارآمیز کندن زمین از زیر آپارتمان این خانواده به گوش می رسد، سیپریانو و مارکال به دنبال یافتن دلیل صدا می روند اما چیزی که پیدا می کنند، زندگی این سه شخصیت را به کل دگرگون خواهد ساخت.
📝ژوزه ساراماگو
📓دخمه
کتاب دخمه، رمانی نوشته ی ژوزه ساراماگو است که اولین بار در سال 2000 منتشر شد. سفالگری سالخورده به نام سیپریانو آلگور به همراه دخترش، مارتا و همسر دخترش، مارکال، در دهکده ای کوچک در حومه ی شهری بزرگ زندگی می کند. در این شهر بزرگ، ساختمانی بسیار وسیع به نام مجتمع مرکزی وجود دارد که پر از مغازه ها، دفاتر کار و آپارتمان هایی است که سیپریانو هر ماه محصولاتش را برای ساکنین آن ها می برد. اما روزی به او گفته می شود که محصولاتش دیگر در این مکان، خواهانی ندارد. سیپریانو که نمی خواهد کار خود را کنار بگذارد، شانس خود را با ساختن عروسک های سفالی امتحان می کند. در کمال تعجب، مجتمع مرکزی به سیپریانو سفارش ساخت صدها عروسک را می دهد و او به همراه مارتا به کار ساخت عروسک ها مشغول می شود. تا این که اتفاقی می افتد و سیپریانو به همراه دختر و دامادش مجبور می شوند از روستا به مجتمع مرکزی نقل مکان کنند. زمانی که صداهای اسرارآمیز کندن زمین از زیر آپارتمان این خانواده به گوش می رسد، سیپریانو و مارکال به دنبال یافتن دلیل صدا می روند اما چیزی که پیدا می کنند، زندگی این سه شخصیت را به کل دگرگون خواهد ساخت.
📝ژوزه ساراماگو
📓دخمه
👍8