خانه‌ی کتاب
16.4K subscribers
2.76K photos
30 videos
1.37K files
713 links
Download Telegram
⤶می‌دانید آتشی که زیر خاکستر می‌ماند
چه دوام و ثباتی دارد؟ عشق پنهانی،
عشقی که انسان جرات نمی‌کند درباره آن گفتگو کند،
به زبان بیاورد درون آدم را می‌خورد و می‌سوزاند
و آخرش مانند نقره گداخته شفاف و صیقلی می‌شود..


­👤بزرگ_علوی
👍10❤3👌3
من همه در حکم توام، تو همه در خون منی….♥️✨

👤مولانا
❤9
تو دلیل اعتقادم به عشقی
تو دلیل دیوونگیه منی
تو تنها همیشگی منی
تو‌ قشنگ‌ترین‌ تعهد‌ منی
تو امید بین همه‌ حسای بدمی
تو پایان‌ هر‌ جستجوی‌ منی
...🤍🌱

#لاادری
❤12
|•📜توضیحات:
هانا نقاش جوانی است که در جزیره‌ای متروک زندگی می‌کند. مدتی است که «کینتون زین» رهبر یک فرقة مذهبی وارد جزیره شده. «هانا» تصور می‌کند «کینتون» او را زیر نظر دارد. «هانا» از ترس «کینتون» کلبه و تابلوهایش را می‌سوزاند و خود را از صخره به پایین پرت می‌کند. «ویرجینیا» دوست «هانا» سال‌ها در جنگ با افکار پریشانی بود که ریشه در زمان کودکی‌اش در یک فرقه و شبی داشت که آتش‌سوزی در مجتمع، مادرش را به کام مرگ کشاند. حال که خبر مرگ «هانا» رسیده، «ویرجینیا» تصمیم می‌گیرد به سراغ «سالیناس» کلانتر فداکاری برود که در کودکی او را از آتش نجات داده است و از او کمک بگیرد تا پرده از این راز بردارد. «ویرجینیا» به «سالیناس» می‌گوید که فکر می‌کند مرگ «هانا» به «کینتون زین» مرتبط است و او در این اتفاق دست دارد...
📝جین_آن_کرنز
📕بگذار این راز خاموش بماند
👍6❤1
_@Pinterest_book_بگذار_این_راز_خاموش_بماند.pdf
44.3 MB
چند هفته پیش که آن آدم پلید برای اولین‌بار به جزیره بیاید، سعی داشت به خود بقبولاند که دچار توهم شده. این روزها، گذشته بارها در ذهنش تکرار می‌شد و آن‌قدر واقعی بود که باعث پریشانی‌اش می‌شد. دست‌کم بیست و دو سال از آن زمان گذشته بود و می‌شد تصور کرد کینتون زین مرده.
✍🏻جین_آن_کرنز
📖بگذار این راز خاموش بماند
#داستان معمایی
#داستان عاشقانه
#داستان تریلر
👍6
اصلاً نمی‌دانستم موسیقی می‌تواند قفل وجود آدم را باز کند،
آدم را به جایی ببرد
که حتی آهنگسازش هم انتظارش را ندارد!
نمی‌دانستم موسیقی اثری از خود بر دنیای اطراف ما بر جا می‌گذارد.
گویی اثرش را با خود به هر کجا می‌روید، می‌برد.


✍🏻جوجو_مویز
📖من پیش از تو


@home_book📚💫
💊16👍4👻1
|•📖تیکه_کتاب:

عزیزم کاش می‌توانستم تو را روی این صندلی کنار خودم بنشانم، در برت بگیرم و چشم‌هایت را تماشا کنم.
حالتی از تیمارستان را در زندگی خودم احساس می‌کنم،
بی‌گناه و در عین حال خطاکار،
نه در یک سلول،
بلکه در این شهر زندانی شده‌ام.


✍🏻فرانتس_کافکا
📚نامه به فلیسه
💔11❤5
چنان به هم شبیه،
به هم نزدیک
و به هم متصلیم
که باور دارم؛ مرا از باقیمانده‌ی گِلِ تو آفریده‌اند...♥️✨


👤لاادری
❤13💔5❤‍🔥1👍1
دزدی بوسه عجب دزدی خوش عاقبتی است
که اگر بازستانند،
دو چندان گردد!🤍🌱

#صائب_تبریزی
❤11
|•📜توضیحات:
سینتیا هند
در کتاب آخرین باری که می‌گوییم خداحافظ داستان دختری نوجوان به نام «لکسی» را روایت می‌کند که در حال دست‌وپنجه نرم کردن با عواقب خودکشی برادر کوچک‌ترش، «تایلر» است و برای کنار آمدن با این اندوه، به توصیه‌ی «دِیوی» روان‌پزشکش، شروع به نوشتن خاطرات خود می‌کند.
آن روز نیز به نظر یک روز معمولی می‌آمد، درست همانند روزهای گذشته. تا آن که تایلرِ شانزده‌ساله تصمیم گرفت با یک تفنگ شکاری در پارکینگ خانه‌ به زندگی‌اش خاتمه دهد. صدای خفه‌ی شلیک در پارکینگ پیچید و تمام. زندگی او برای همیشه پایان یافت.
سینتیا هند در کتاب حاضر داستانی پیچیده از عشق، فقدان و سوگواری را به تصویر می‌کشد. داستانی که درنهایت، احتمالاً به مخاطبان خود کمک خواهد کرد تا مقوله‌ی خودکشی را بیشتر درک کنند. در داستان آخرین باری که می‌گوییم خداحافظ با دختری روبه‌رو هستیم که هم‌زمان که با فقدان برادرش دست‌وپنجه نرم می‌کند، در تلاش است با طلاق والدینش کنار بیاید، از احساس گناه ناشی از مرگ تایلر رها شود و درعین‌حال، از مادرش نیز مراقبت کند.
📝سینتیا_هند
📘آخرین باری که می‌گوییم خداحاف
❤5👍2
آخرین_باری_که_می_گوییم_خداحافظ_سنتیا_هند.pdf
47.1 MB
فکر می‌کنم این خیلی حرف تکراری باشه ولی هیچ‌وقت نمی‌دونیم آخرین بار کِیه. آخرین باری که کسی رو بغل می‌کنی. آخرین باری که کسی رو می‌بوسی. آخرین باری که می‌گی خداحافظ.
✍🏻سنتیا_هند
📖آخرین باری که می گوییم خداحافظ
#رمان
#ادبیات_داستانی
❤5👍2
«ما برای از دست دادن اونایی که باهاشون رابطه رضایت بخشی داشتیم راحت تر عزاداری می کنیم تا برای کسانی که روابط ناتمام و ناخشنودی باهاشون داشتیم چون بعد از این روابط، رابطه تون با اون در یک حالت ناتمام به انجماد می رسد و هیچ گاه حل نخواهد نشد.»

✍🏻اروين_د_يالوم
📖انسان موجودی یک روزه


@home_book📚💫
😭13❤4💔3👍2🥴1
Audio
🔹توضیحات:همونطور که میدونین، فروش، قلب هر کسب و کاری محسوب میشه. بهترین محصولات بدون فروش تو انبارها خواهند پوسید، بهترین استعدادها بدون فروش، فرقی با بی‌استعدادها نمی‌کنند. فروش پول خلق می‌کنه، پول ثروت و ثروت، آبادی و آبادانی. درک دقیق مفاهیم فروش به ما کمک می‌کنه که در مسیر کسب و کار خودمون پیشرو باشیم. حتی ما به عنوان یک کارمند با داشتن مهارت فروش، تخصص‌مون رو بهتر و گرون‌تر می‌فروشیم. بخش فروش هر کسب وکاری، مثل یک کارخونه‌ست! مشتریان بالقوه به عنوان مواد اولیه وارد میشن و مشتریان بالفعل به عنوان محصول خروجی خارج می‌شوند. تو این اپیزود می‌خواهیم با داستان این کارخونه بیشتر آشنا بشیم. با ما تو جافکری، همراه باشید.

پادکست:جافکری
«کارخانه فروش»


🤍✨🫧
🤝8👍2❤1
|•📖تیکه_کتاب:

هر لحظه‌اى که در زندگى تجربه مى‌شود مى‌تواند آینده را رقم بزند. زمان حال از گذشته نشئت مى‌گیرد. اتفاقات خوبى که در گذشته رخ داده‌اند، دوباره نیز روى خواهند داد. لحظه‌هاى زیبایى، نور و شادى همیشه ...


✍🏻نینا_سنکویچ
📚تولستوی و مبل بنفش
❤12⚡3
تو تنها کسی بودی که هیچ جنگی
بین عقل و قلبم رخ نداد
هر دو موافق بودند که تسلیمت شوند
تو بهترین انتخاب زندگی منی…♥️✨
❤11
یک لحظه دیدن رخ
جانانم آرزوست
یکدم وصال آن مه
خوبانم آرزوست…🤍🌱


#عراقی
💘6❤2
|•📜توضیحات:
کتاب «آموزگار» نوشته فریدا مک‌فادن، رمانی مهیج و روانشناختی است که در سال ۲۰۲۴ منتشر شد و به سرعت توجه خوانندگان و منتقدان را به خود جلب کرد. این کتاب که در ژانر تریلر روانشناختی قرار می‌گیرد، داستانی پیچیده و پر از تعلیق را روایت می‌کند که خواننده را تا آخرین صفحه مجذوب خود می‌سازد.
داستان کتاب حول محور زندگی ایو، معلم ریاضی دبیرستان، می‌چرخد. ایو و شوهرش، که معلم ادبیات انگلیسی است، هر دو در یک دبیرستان کار می‌کنند. آن‌ها به ظاهر زندگی ساده و بی‌حاشیه‌ای دارند اما خیلی زود همه چیز زیر و رو می‌شود و رسوایی شرم‌آوری، زندگی او را برای همیشه تغییر می‌دهد. و ...
مک‌فادن با مهارت، فضای خفقان‌آور و مرموز شهر کوچک را به تصویر می‌کشد. او نشان می‌دهد که چگونه در پس نمای آرام و دوستانه این جامعه، رازها و تنش‌های پنهانی وجود دارد. این فضاسازی دقیق، به خوبی حس ناامنی و پارانویایی را که ایو تجربه می‌کند، به خواننده منتقل می‌کند.
📝فریدا_مک_فادن
📙آموزگار
👍8❤1
آموزگار - فریدا مک فادن.pdf
17.3 MB
مک‌فادن در این کتاب به مسائل مهمی چون قلدری در مدارس، فشارهای اجتماعی بر معلمان و نقش جوامع کوچک در شکل‌گیری هویت افراد می‌پردازد. او نشان می‌دهد که چگونه رفتارهای به ظاهر کوچک می‌توانند پیامدهای بزرگی داشته باشند و چگونه گذشته افراد می‌تواند بر زندگی حال و آینده آنها تأثیر بگذارد.
✍🏻
فریدا_مک_فادن
📖
آموزگار
#رمان
#ادبیات آمریکا
#ادبیات داستانی
👍9❤2
⊱آدم‌ها خوشبخت‌تر می‌بودند
اگر خیلی چیزها را زودتر اعتراف می‌کردند .
همه‌ی ما به تعبیری زندانی فلان خاطره
یا ترس، یا سرخوردگی هستیم ...
هویت ما ساخته‌ی آن چیزهایی است که
نمی‌توانیم تغییر بدهیم !


­
✍🏻سایمون_ونبوی
📖وهم جدایی


@home_book📚💫
❤10😢4👍1👎1