|•📜توضیحات:
کتاب سلام کسی اینجا نیست مسائل علمی همچون: آغاز حیات از دریا، آغاز زندگی با تکامل موجودات تک سلولی، نیروی جاذبه، گردش زمین و محاسبه زمان، موجودات متفکر روی سیاره، چگونگی احساسهای پنجگانه و …، و مسایل فلسفی همچون: این عالم از کجا آمده؟، از کجا میاییم و به کجا می رویم؟ و … را در قالب داستان به تصویر می کشد. در این داستان جقیقت تولد آدمی و ورود او از جنین به دنیای بیرون آن را در قالب تصور و خیال (فانتزی) با آمدن موجودی فضایی از سیاره ای دیگر پیوند می خورد. تازه وارد، دنیای جدید را از نظر می گذراند و برای کشف این دنیای نو، فلسفه را دنبال می کند.
📝یوستین_گردر
📘سلام کسی اینجا نیست
کتاب سلام کسی اینجا نیست مسائل علمی همچون: آغاز حیات از دریا، آغاز زندگی با تکامل موجودات تک سلولی، نیروی جاذبه، گردش زمین و محاسبه زمان، موجودات متفکر روی سیاره، چگونگی احساسهای پنجگانه و …، و مسایل فلسفی همچون: این عالم از کجا آمده؟، از کجا میاییم و به کجا می رویم؟ و … را در قالب داستان به تصویر می کشد. در این داستان جقیقت تولد آدمی و ورود او از جنین به دنیای بیرون آن را در قالب تصور و خیال (فانتزی) با آمدن موجودی فضایی از سیاره ای دیگر پیوند می خورد. تازه وارد، دنیای جدید را از نظر می گذراند و برای کشف این دنیای نو، فلسفه را دنبال می کند.
📝یوستین_گردر
📘سلام کسی اینجا نیست
❤8👍1
سلام_کسی_اینجا_نیست_یوستین_گردرhome_book.pdf
8.2 MB
سلام، کسی اینجا نیست؟" یک داستان مصور ویژهٔ کودکان و نوجوانان است که تصاویر آن با متن داستان هماهنگ شدهاند. این داستان دارای عناصر فلسفی فانتزی است و در مواردی از عناصر سورئال (فراواقعی) که خارج از قوانین منطق، استدلال و اراده آزاد قرار دارند میپردازد. به عبارت دیگر، داستان همزمان عناصر مافوق طبیعی و اسطورههای بومی و محلی را در کنار حوادث منطقی و معقول زندگی روزمره نمایش میدهد.
✍🏻یوستین_گردر
📖سلام کسی اینجا نیست
#فانتزی #فلسفی #درخواستی
✍🏻یوستین_گردر
📖سلام کسی اینجا نیست
#فانتزی #فلسفی #درخواستی
❤8👍2
|•📜توضیحات:
تو یک زندگی بسیار ساده و معمولی داری؛ زندگیای که خیلیها دوست دارند داشته باشند. بهنظر میرسد درزمینۀ شغلی و شاید در زمینۀ عاطفی موفق شده باشی، بستگی به دید طرف مقابلت دارد. بهخوبی توانستهای خودت را در این دنیای وحشی جای دهی و همه چیز ظاهرا خوب پیش میرود تا اینکه یک شب، سایهای در برابرت قد علم میکند! تنها یک سایه... از آن روز بهبعد این سایه دیگر رهایت نمیکند و هرجا که میروی دنبالت است. صبح و شب در کنار توست و با جدیت همراهیات میکند؛ بیآنکه بتوانی از دستش رها شوی. به معنای واقعی کلمه موفق به دیدنش نمیشوی، ولی کاملاً وجودش را احساس میکنی، حتی بعضیوقتها میتوانی نفسهایش را روی گردنت احساس کنی...
این جملات تکاندهنده و تأثیرگذار که در مقدمه کتاب سایه آمده، روایتگر زندگی دختری به نام کلوئه است. زندگی آرام و بیحاشیه کلوئه در نیمه شبی که از مهمانی به خانه باز میگردد، دگرگون میشود. او پس از آن شب سرنوشتساز، سایه مردی را مشاهده میکند که همیشه در تعقیب اوست؛ اما نمیتواند وی را ببیند!
📝کارین_ژیه_بل
📕سایه
تو یک زندگی بسیار ساده و معمولی داری؛ زندگیای که خیلیها دوست دارند داشته باشند. بهنظر میرسد درزمینۀ شغلی و شاید در زمینۀ عاطفی موفق شده باشی، بستگی به دید طرف مقابلت دارد. بهخوبی توانستهای خودت را در این دنیای وحشی جای دهی و همه چیز ظاهرا خوب پیش میرود تا اینکه یک شب، سایهای در برابرت قد علم میکند! تنها یک سایه... از آن روز بهبعد این سایه دیگر رهایت نمیکند و هرجا که میروی دنبالت است. صبح و شب در کنار توست و با جدیت همراهیات میکند؛ بیآنکه بتوانی از دستش رها شوی. به معنای واقعی کلمه موفق به دیدنش نمیشوی، ولی کاملاً وجودش را احساس میکنی، حتی بعضیوقتها میتوانی نفسهایش را روی گردنت احساس کنی...
این جملات تکاندهنده و تأثیرگذار که در مقدمه کتاب سایه آمده، روایتگر زندگی دختری به نام کلوئه است. زندگی آرام و بیحاشیه کلوئه در نیمه شبی که از مهمانی به خانه باز میگردد، دگرگون میشود. او پس از آن شب سرنوشتساز، سایه مردی را مشاهده میکند که همیشه در تعقیب اوست؛ اما نمیتواند وی را ببیند!
📝کارین_ژیه_بل
📕سایه
👍8
@home_bookسایه.pdf
40.4 MB
فکر میکردی خیلی قوی هستی. روی صندلی ریاستت نشسته بودی و گمان میکردی میتوانی بر دنیا حکمرانی کنی. از دیگران سوءاستفاده میکردی؟ حالا خودت به یک طعمه تبدیل شدهای. زندگی معمولی، خوب و آرامی داشتی و دیگران به تو حسادت میکردند. توانسته بودی در این دنیا برای خودت جایگاهی دست و پا کنی، تا اینکه یک شب…
✍🏻کارین_ژیه_بل
📖سایه
#داستان معمایی
#داستان تریلر
#داستان جنایی
✍🏻کارین_ژیه_بل
📖سایه
#داستان معمایی
#داستان تریلر
#داستان جنایی
👍10🤝1
|•📖تیکه_کتاب:
گفت: «مرا یادت هست؟»
دویدم و در راه فکر کردم که من چه یادی دارم، چرا یادم به وسعت همه ی تاریخ است؟
و چرا آدم ها در یاد من زندگی می کنند و من در یاد هیچکس نیستم؟
✍🏻عباس_معروفی
📚سال بلوا
گفت: «مرا یادت هست؟»
دویدم و در راه فکر کردم که من چه یادی دارم، چرا یادم به وسعت همه ی تاریخ است؟
و چرا آدم ها در یاد من زندگی می کنند و من در یاد هیچکس نیستم؟
✍🏻عباس_معروفی
📚سال بلوا
😢7❤2👍2🕊1💔1🤝1
شاید انسان ترجیح میدهد
درکش کنند تا اینکه
دوستش داشته باشند.
👤جورج_اورول
درکش کنند تا اینکه
دوستش داشته باشند.
👤جورج_اورول
❤16👍1💔1🫡1
"لا تقسوا علی أنثی إلا فی عناقها..."
👤محمود_درویش
"به زَن سَخت نگیرید؛
مگر به هِنگامِ دَر آغوش کشیدنش...♥️✨👤محمود_درویش
❤14
❤10👍1
سومین رمان فریبا وفی رویای در تبت است.رمانی که هم پرفروش بوده و هم توانسته نظر اهل ادبیات را به خود جلب کند.داستان ماجرای یک زوج جوان به نام های جاوید و شیوا است که تلاش میکنند در مراحل زندگی همواره تصمیمات منطقی بگیرند.اما حضور افرادی که در معاشرت با آنها هستند اجازه نمیدهد این مساله به آسانی رقم بخورد.در میان رخدادهای بسیار در مورد اشخاص متعدد داستان،مهمترین ماجرا مربوط به صادق دوست صمیمی جاوید و کسی است که در رابطه با شعله خواهر شیوا به سر می برد.صادق و شیوا در بسیاری از موارد فکری شبیه به هم دارند و سرانجام این نوع همفکری و هم ذهنی خود را در جمعی از دوستان مطرح میکنند.
رمان رویای تبت که از دید اول شخص نگاشته شده است،از زبان شعله بازگو میشود.این که شعله راوی داستان است در واقع نوعی تکنیک هوشمندانه است که هم داستان لو نرود و هم نگاه تحلیل و احساسی راوی نسبت به رخدادهای رمان مطرح شده و از سمت خواننده حس میشود.همچنین شخصیت ها بسیار باور پذیر هستند و شخصیت پردازی دارای نکات قابل توجهی است. رمان رویای تبت همچنین از لحاظ ساختار طرح بسیار سنجیده است و همزمانی وقایع در ذهن خواننده گیج کننده دریافت نمیشود.
رمان رویای تبت که از دید اول شخص نگاشته شده است،از زبان شعله بازگو میشود.این که شعله راوی داستان است در واقع نوعی تکنیک هوشمندانه است که هم داستان لو نرود و هم نگاه تحلیل و احساسی راوی نسبت به رخدادهای رمان مطرح شده و از سمت خواننده حس میشود.همچنین شخصیت ها بسیار باور پذیر هستند و شخصیت پردازی دارای نکات قابل توجهی است. رمان رویای تبت همچنین از لحاظ ساختار طرح بسیار سنجیده است و همزمانی وقایع در ذهن خواننده گیج کننده دریافت نمیشود.
❤4👍2
رویای تبت - فریبا وفیhome_book.pdf
1.5 MB
رابطه آدم ها یخچال و لباسشویی نیست که گارانتی داشته باشد. یک روز هست و یک روز نیست و اگر کسی تضمینی بدهد دروغ گفته است !
✍🏻فریبا_وفی
📖رویای تبت
#داستان درام
#پرافتخارترین کتاب ها
#جایزه هوشنگ گلشیری
#جایزه مهرگان ادب
✍🏻فریبا_وفی
📖رویای تبت
#داستان درام
#پرافتخارترین کتاب ها
#جایزه هوشنگ گلشیری
#جایزه مهرگان ادب
👍10
آدم, ندیده عاشق دلبر نمیشود
کشتی بدون آب که شناور نمیشود
دلبر زیاد بوده است و اما در این میان
هر دلبری که حضرت مادر نمیشود..💖🌱
روز زن و مادر مبارک ♥️
کشتی بدون آب که شناور نمیشود
دلبر زیاد بوده است و اما در این میان
هر دلبری که حضرت مادر نمیشود..💖🌱
روز زن و مادر مبارک ♥️
❤12💊1
|•📜توضیحات:
امانوئل یکی از زمین داران بزرگ روستایی در کشور فرانسه است. روزی او به همراه تعدادی از دوستان و خدمتکاران خود در سرداب در حال شراب گیری است که ناگهان صدای انفجار شدیدی بلند شده و گرمای بسیار زیادی آنها را احاطه می کند . بعد از عادی شدن اوضاع ، آنها از سرداب خارج می شوند و متوجه می شوند که در اثر انفجار چیزی شبیه به بمب ،دنیا نابود شده و تنها مکان ها و انسان های محدودی باقی مانده اند.
📝روبر_مرل
📙قلعه ی مالویل
امانوئل یکی از زمین داران بزرگ روستایی در کشور فرانسه است. روزی او به همراه تعدادی از دوستان و خدمتکاران خود در سرداب در حال شراب گیری است که ناگهان صدای انفجار شدیدی بلند شده و گرمای بسیار زیادی آنها را احاطه می کند . بعد از عادی شدن اوضاع ، آنها از سرداب خارج می شوند و متوجه می شوند که در اثر انفجار چیزی شبیه به بمب ،دنیا نابود شده و تنها مکان ها و انسان های محدودی باقی مانده اند.
📝روبر_مرل
📙قلعه ی مالویل
👍4
قلعهمالویل-روبرمرل-@home_book.pdf
6.9 MB
به قول معروف یک روز باید مرد و همین، خود دلیل بر این است که آدم احمق است، چون من هیچ لزومی در این مردن نمی بینم.
این با ما نیست که بگوییم زنده خواهیم ماند یا خواهیم مرد. آدم برای این زنده است که به زندگی ادامه دهد. زندگی مثل کار می ماند، پس بهتر این که آن را به انجام رساند نه این که هر جا مشکل شد نیمه کاره ولش کرد.
✍🏻روبر_مرل
📖قلعه ی مالویل
#داستان علمی تخیلی
#جایزه ی یادواره ی جان کمپبل
#داستان پسا رستاخیزی
#پرفروش ترین کتاب ها
این با ما نیست که بگوییم زنده خواهیم ماند یا خواهیم مرد. آدم برای این زنده است که به زندگی ادامه دهد. زندگی مثل کار می ماند، پس بهتر این که آن را به انجام رساند نه این که هر جا مشکل شد نیمه کاره ولش کرد.
✍🏻روبر_مرل
📖قلعه ی مالویل
#داستان علمی تخیلی
#جایزه ی یادواره ی جان کمپبل
#داستان پسا رستاخیزی
#پرفروش ترین کتاب ها
👍8
|•📖تیکه_کتاب:
درست بود که همیشه فکر میکردم بهتر است هر چیزی را تجربه کنم و پشیمان شوم تا اینکه از تجربه نکردنشان پشیمان شوم، ولی حالا میگویم هر چیزی ارزش تجربه کردن را ندارد، همه عشقی چون رومئو و ژولیت میخواهند، بدون آنکه بدانند این عشق تنها سه روز دوام داشت و بهای آن جان شش تن بود ...!
✍🏻مینا_سلطانی
📚پشت_پرده_مه
درست بود که همیشه فکر میکردم بهتر است هر چیزی را تجربه کنم و پشیمان شوم تا اینکه از تجربه نکردنشان پشیمان شوم، ولی حالا میگویم هر چیزی ارزش تجربه کردن را ندارد، همه عشقی چون رومئو و ژولیت میخواهند، بدون آنکه بدانند این عشق تنها سه روز دوام داشت و بهای آن جان شش تن بود ...!
✍🏻مینا_سلطانی
📚پشت_پرده_مه
👍8❤2
آدم نجیب و حساس، روراست درددل میکند، اما آدم زرنگ گوش میدهد و غذایش را میخورد و بعد هم انسان را درسته میبلعد ...
👤دایستایوفسکی
👤دایستایوفسکی
👍17
❤10
|•📜توضیحات:
سایاکا که همهی خاطرات دوران کودکی خود را فراموش کرده است، به دنبال راهی می گردد تا بار دیگر خاطراتش را بهیاد بیاورد.
«سایاکا» خود را مادری نالایق میداند؛ چون بهعلت بدرفتاری با فرزندش، چندماهی است که دختر خردسالش نزد پدربزرگ و مادربزرگش زندگی میکند.
سایکا دلیل پرخاشگری خود را دوران مبهم کودکی خود میداند. اولین خاطرهی سایکا مربوط به روز اول مدرسه است و قبل از آن، هیج خاطرهای ندارد.
سایکا در وسایل پدرش، یک کلید و نقشهی یک منطقهی یلاقی را پیدا میکند و احساس میکند این کلید و نقشه ربطی به دوران کودکیاش دارند. او برای فهمیدن گذشتهاش، به همراه دوستی قدیمی، پا به خانهای عجیب و مرموز میگذارد، خانهای که زمان در آن متوقف شده و اسرار دوران کودکی سایاکا را درون خود دفن کرده است.
📝کیگو_هیگاشینو
📕خانهای که در آن مرده بودم
سایاکا که همهی خاطرات دوران کودکی خود را فراموش کرده است، به دنبال راهی می گردد تا بار دیگر خاطراتش را بهیاد بیاورد.
«سایاکا» خود را مادری نالایق میداند؛ چون بهعلت بدرفتاری با فرزندش، چندماهی است که دختر خردسالش نزد پدربزرگ و مادربزرگش زندگی میکند.
سایکا دلیل پرخاشگری خود را دوران مبهم کودکی خود میداند. اولین خاطرهی سایکا مربوط به روز اول مدرسه است و قبل از آن، هیج خاطرهای ندارد.
سایکا در وسایل پدرش، یک کلید و نقشهی یک منطقهی یلاقی را پیدا میکند و احساس میکند این کلید و نقشه ربطی به دوران کودکیاش دارند. او برای فهمیدن گذشتهاش، به همراه دوستی قدیمی، پا به خانهای عجیب و مرموز میگذارد، خانهای که زمان در آن متوقف شده و اسرار دوران کودکی سایاکا را درون خود دفن کرده است.
📝کیگو_هیگاشینو
📕خانهای که در آن مرده بودم
👍5❤1
خانه ای که در آن مرده بودمhome_book.pdf
25.6 MB
دو جوان از یک حقیقت دراماتیک خانوادگی، برای یادبود کسانی که در آتش سوزی کشته شده اند، پرده برداشته اند. عجیب و دقیق است. کتابی درخشنده برای دوستداران ژانر رمز و راز.
✍🏻کیگو_هیگاشینو
📖خانهای که در آن مرده بودم
#معمایی
#جنایی
#جایزهپولار
✍🏻کیگو_هیگاشینو
📖خانهای که در آن مرده بودم
#معمایی
#جنایی
#جایزهپولار
👍5