خانه‌ی کتاب
16.2K subscribers
2.74K photos
29 videos
1.37K files
705 links
Download Telegram
ز همه دست کشیدم که تو باشی همه‌اَم
با تو بودن زِ همه دست کشیدن دارد♥️

👤سعدی
9
امشب از پیش من شیفته دل دور مرو
نور چشم منی، ای چشم مرا نور،مرو

دیگری از نظرم گر برود باکی نیست
تو، که معشوقی
و محبوبی و منظور، مرو🤍

#اوحدی
8
|•📜توضیحات:
این اثر یک داستان تاثیرگذار درباره زوجی است که آینده آنها به وعده‌های گذشته‌شان بستگی دارد.
کین و گراهام به طور تصادفی در مکانی غیر متعارَف با هم آشنا می‌شوند. پشت در آپارتمان اتان، نامزد کین، در حالی که نامزد گراهام، به اسم ساشا درون آپارتمان او است. گراهام موضوع ایستادنش پشت در آپارتمان اتان را برای کین می‌گوید، ابتدا قضیه برای کین غیر قابل باور است اما پس از یک ساعت انتظار و صحبت بیشتر با گراهام و در نهایت روبه‌رو شدن با خیانت‌کاران، شکی برایش باقی نمی‌ماند. اما در این مدت اتفاق تازه‌ای رخ داده است. رابطه‌ای گسسته و رابطه جدیدی شکل گرفته است. رابطه‌ای که در زمان دچار رخوت می‌شود و ما در فصل‌های کتاب به طور یک درمیان روند شکل‌گیری و پیشروی این رابطه را مرور می‌کنیم. رابطه‌ای که تا مرز فروپاشی می‌رود و بعد مانند آتش زیر خاکستر جان می‌گیرد.
کالین هور در این داستان عاشقانه تاکید کرده است قدرت بی‌پایان عشق همیشه ناجی وعده‌داده شده به انسان است.
📝کالین_هوور
📘همه خوبی‌هایت
4👍1
همه خوبی هایت -home_book.pdf
21 MB
«اگر فردی مناسب تو باشه هیچ‌وقت باعث ایجاد حس عدم امنیت در تو نمی‌شه چون فقط بر ایرادهات تمرکز نمی‌کنه. فرد مناسب یعنی یه فرد الهام‌بخش، یعنی کسی که روی بهترین بخش درون تو تمرکز می‌کنه.»
✍🏻کالین_هوور
📖همه خوبی‌هایت
4👍2💔1
فرانک تیلیه در کتاب جنگل سایه‌ها داستان نویسنده‌ای جوان را روایت می‌کند که برای نوشتن رمان جدیدش راهی جنگلی مخوف و مرموز می‌شود. او پیشنهادی مشکوک از یک فرد ثروتمند دریافت می‌کند که داستان یک قاتل فراری را به رشته تحریر درآورد، آیا این صرفا یک داستان خیالی و زاده ذهن آن میلیاردر بوده است؟
درون هر انسانی یک هیولا وجود دارد!
این شخص ثروتمند پیش‌پرداختی قابل توجه به دیوید می‌دهد تا کار نوشتن رمان را آغاز کند. داستان‌نویس جوان و خوش‌ذوق این اتفاق را به فال نیک می‌گیرد و برای شروع نوشتن و یافتن تمرکز، به یک خانه کلبه‌ای در دل یک جنگل آرام و مخوف می‌رود. این جنگل رفته رفته رازهای هولناک خود را برای دیوید آشکار می‌سازد و نویسندۀ قصه ما درمی‌یابد که راهی غیر از مواجه شدن با ترس‌هایش ندارد...
اما حقیقتا چه اتفاقی در جنگل رخ داده بود؟ آیا داستانی که دیوید در حال نوشتن آن بود به دنیای واقعی آمده بود؟!
📝فرانک_تیلیه
📓جنگل سایه ها
👍5🔥2
جنگل سایه هاhome_book.pdf
30.7 MB
«درون هر انسانی، هیولایی وجود دارد!»

«دو چیز هست که یک شی‌ء معمولی را به شی‌ء آسیب‌رسان تبدیل می‌کند: استفادهٔ نادرست علیه خودش... یا علیه کسی...»
✍🏻فرانک‌_تیلیه
📖جنگل سایه‌ها
#ادبیات_فرانسه
#داستان‌وحشت
🔥4👍2
|•📖تیکه_کتاب:

انسانی که به شناخت خويش نرسيده باشد، بی سواد حقيقی است،
هر چند تمام کتاب های دنيا را خوانده باشد...!
اگر درونت پر از خشم، نفرت، خودخواهی و غرور، حسادت و زباله‌های ديگر است، بدان که هيچگاه چيزی را نياموخته‌ای و هنوز رشد نکرده‌ای ...

✍🏻کريشنا_مورتی
📘رهايی از دانستگی
👍8👏4
من امشب
تا سحر خوابم نخواهد برد
همه اندیشه ام اندیشه ی فرداست
وجودم
از تمنّای تو ! سرشار است
زمان در بستر شب ،
خواب و بیدار است
هوا آرام ،
شب خاموش ،
راه آسمان ها باز
خیالم
چون کبوترهای وحشی
می کند پرواز

👤فریدون_مشیری
15👍1💔1
در این
پریشانیِ روزگار
مبادا فراموش کنی" دوستت دارم"...


👤هوشنگ_ابتهاج
9👍1
دستانت، ذات شعرند در فرم و معنا!
بی دستانت،
نه شعر بود، نه نثر
نه چیزی که به آن ادبیات گویند! 🤍🌱


#نزار_قبانی
8👍1
|•📜توضیحات:
هاروکی موراکامی، نویسندهٔ ژاپنی و متولد کیوتو است که در ایران طرفداران بسیاری دارد. او از مشهورترین نویسندگان امروز ژاپن است که آثارش به بیش از پنجاه زبان ترجمه شده و میلیون‌ها نسخه از آن‌ها به فروش رفته است. موراکامی تاکنون تعداد زیادی کتاب منتشر کرده و داستان‌های کوتاهش هم به‌طور مداوم در نشریات معتبر به چاپ می‌رسد.
چاقوی شکاری، نام مجموعه‌داستانی از موراکامی است که شامل هفت داستان کوتاه می‌شود. موراکامی فضای خیال‌‌گونهٔ هر کدام از داستان‌ها را طوری روایت می‌کند که خواننده در مدت کوتاهی خودش را به‌جای شخصیت‌های داستان‌ها قرار می‌دهد و با روندِ آن‌ها پیش می‌رود:
📝هاروکی_موراکامی
📕چاقوی شکاری
6👍1
@home_bookچاقوی شکاری.pdf
2 MB
چاقوی تیزی به نرمه‌ی سرم فرو رفته، همان جا که خاطرات هستند. تا ته فرو رفته. دردم نمی‌آید، یا رویم سنگینی نمی‌کند ــ فقط همان جا فرو رفته. و من کناری ایستاده‌ام و چنان به این صحنه نگاه می‌کنم که انگار برای یکی دیگر اتفاق افتاده. می‌خواهم یکی آن را بیرون بکشد، ولی کسی نمی‌داند چاقو توی کله‌ام فرو رفته. به فکر آنم که خودم درش بیارم، اما دستم بهش نمی‌رسد. چیز عجیبی است. می‌توانم به خودم چاقو بزنم، اما نمی‌توانم چاقو را بیرون بکشم. بعد همه چیز بنا می‌کند به محو شدن. من هم شروع می‌کنم به محو شدن. فقط چاقو سر جایش هست ـ تا ابد. مثل استخوان جانوری ماقبل تاریخ در ساحل. رؤیای من این‌جوری است.
✍🏻
هاروکی_موراکامی
📖چاقوی شکاری
9👍2
💎🌱
🫡84
|•📖تیکه_کتاب:

میدانید طبع بشر طوری است که تا از نعمتی برخوردار است قدر حقیقی آن ‌را نمیداند.
امّا همین که از دستش رفت، آن‌ وقت بدان قدر و قیمت می‌گذارد، در عزیز و محترم شمردن آن‌ زیاده‌روی می‌کند.


✍🏻ویلیام_شکسپیر
📙هیاهوی بسیار برای هیچ
💔123
آرام بگیر امشب، ما هر دو پُر از دردیم در آتش و یخبندان، داغیم ولی سردیم
داغیم، نمی‌فهمیم؛ تا فاجعه راهی نیست سردیم، نمی‌خواهیم از فاجعه برگردیم
از مرهمِ یکدیگر تا زخمیِ هم بودن راهی‌ست که بی‌مقصد، با عشق سفر کردیم
شعریم و نمی‌خوانیم، شوقیم و نمی‌خواهیم چشمیم و نمی‌بینیم، سبزیم ولی زردیم
این فصلِ پریشان را برگی بزن و بگذر در متنِ شبِ بی‌ماه، دنبالِ چه می‌گردیم؟
بیداریِ رویایی، دیدی که حقیقت داشت ما خاطره‌هامان را از خواب نیاوردیم
تردید نکن در شوق، تصمیم نگیر از خشم آرام بگیر امشب، ما هر دو پُر از دردیم

👤افشین_یداللهی
17👍3
مرا جوری در آغوش بگیر که انگار فردا می‌میرم؛
و فردا چطور؟
جوری در آغوشم بگیر که انگار از مرگ بازگشته ام
♥️

👤نزار_قبانی
12
من
فقط می توانم عاشق بشوم
که شده ام

من را
به هیچ چیز از خودت
عادت نده

عادت نمی کنم🤍🌱


#افشین_یداللهی
❤‍🔥11
این رمان با استقبال جهانی روبرو شد و بیش از یک میلیون و نیم نسخه به بیست و هفت زبان فروخت.فونتامارا یک روستای کوچک و خیالی در مارسیکا در منطقه آبروزو است. مردم فونتامارا فقیر هستند و روستا آنقدر دور است که شهروندان از وقایع عمده اجتماعی مانند ظهور فاشیسم بی اطلاع هستند. یک شکاف عظیم بین دهقانان که اهالی فونتامارا هستند و کسانی که در شهر زندگی می کنند وجود دارد. آنها برای زنده ماندن روی زمین کار می کنند ، به عنوان ابزاری برای پیشرفت اقتصادی به مهاجرت روی می آورد و از وقایع خارج از شهر خود بی اطلاع هستند. آنها از بقیه ایتالیا جدا شده اند و از مدرنیته و فناوری جدید هیچ ندارند و مدام مورد سواستفاده قرار می گیرند.
سیلونه در کتاب فونتامارا رنجهای دهقانانی را توصیف می کند که هنوز تحت فئودالیسم زندگی می کنند و تحت رژیم جدید فاشیستی موسولینی بار سختی بیشتری می کشند. داستان آن با شوخ طبعی و تعلیق بیان شده است و به مضامینی چون سیاست و دین ، انقلاب و عرفان می پردازد. تلاش های مردم برای رهایی از چنگال این حکومت فاشیستی بسیار زیبا و خواندنی به تصویر کشیده شده است.
📝اینیاتسیو_سیلونه
📙فونتامارا
8👍2
@home_bookفونتامارا.pdf
1.7 MB
فونتامارا» کتابی عجیب و خشم‌برانگیز است. تراژدی مطلق که لحظه‌به‌لحظه بر غم شما می‌افزاید و در عین‌حال نفرتی افسارگسیخته را در مخاطب برمی‌انگیزد. «فونتامارا» داستان مردمی شریف، سخت‌کوش، کم‌روزی و فقیر است که نسل‌ها شریرانه‌ترین بی‌عدالتی‌ها را متحمل می‌شوند، بر خاک کم‌حاصل و گاه عقیم جان می‌کنند و بخش عمده برداشت را ناعادلانه به خرده‌مالکان می‌دهند.
✍🏻اینیاتسیو_سیلونه
📖فونتامارا
#رمان
#ادبیات‌کلاسیک
👍10