قاتل درون منhome_book@.pdf
17.7 MB
در این رمان که فیلمی هم بر اساس آن با بازی کیسی افلک و کارگردانی مایکل وینتر باتم ساخته شده است ما با یک انسان دچار دوگانگی اخلاقی، ارزشی و روانی روبهروییم، معاون کلانتری که همه برایش احترام قائلند و به چشم یک انسان شریف میبینندش و یک انسان پست و شرور و سرشار از دوگانگی و مشکلات روانی.
شرارتهای پنهان فورد به تدریج سایه سنگینش را بر زندگی آرام تمام مردم شهر کوچک نفتی میاندازد اما احترام و اعتماد مردم و همکارانش به او بُعد شرارات داستان را دردناکتر جلوه میدهد، تا جایی که شهر از وجود این شخصیت ترسناک ناامن و ناامنتر میشود.
استنلی کوبریک فقید که با تامپسون سابقهٔ همکاری در فیلمهای «کشتار» و «جادههای افتخار» را داشته، دربارهٔ این رمان گفته است:
«این رمان احتمالاً ترسناکترین و باورپذیرترین داستان با روایت اول شخص دربارهٔ یک ذهن جنایتکار است که من در عمرم خواندهام.»
✍🏻جیم_تامپسون
📖قاتل درون من
#معمایی #جنایی
شرارتهای پنهان فورد به تدریج سایه سنگینش را بر زندگی آرام تمام مردم شهر کوچک نفتی میاندازد اما احترام و اعتماد مردم و همکارانش به او بُعد شرارات داستان را دردناکتر جلوه میدهد، تا جایی که شهر از وجود این شخصیت ترسناک ناامن و ناامنتر میشود.
استنلی کوبریک فقید که با تامپسون سابقهٔ همکاری در فیلمهای «کشتار» و «جادههای افتخار» را داشته، دربارهٔ این رمان گفته است:
«این رمان احتمالاً ترسناکترین و باورپذیرترین داستان با روایت اول شخص دربارهٔ یک ذهن جنایتکار است که من در عمرم خواندهام.»
✍🏻جیم_تامپسون
📖قاتل درون من
#معمایی #جنایی
👍7❤1
|•📖تیکه_کتاب:
کافکا : بیرون چه میبینی؟
+ از پنجرهی پشت سرش به بیرون نگاه میکنم؛ درختها، آسمان و قدری ابر را میبینم، و چند پرنده روی شاخههای درخت
کافکا : هیچ چیز غیر عادی نیست ، درسته؟
+ درست است
کافکا : ولی اگر میدانستی فردا صبح دیگر نمیتوانی اینها را ببینی، همه چیز ناگهان در نظرت جلوه میکرد و ارزشمند میشد، نه؟»
✍🏻هاروکی_موراکامی
📗کافکا در کرانه
کافکا : بیرون چه میبینی؟
+ از پنجرهی پشت سرش به بیرون نگاه میکنم؛ درختها، آسمان و قدری ابر را میبینم، و چند پرنده روی شاخههای درخت
کافکا : هیچ چیز غیر عادی نیست ، درسته؟
+ درست است
کافکا : ولی اگر میدانستی فردا صبح دیگر نمیتوانی اینها را ببینی، همه چیز ناگهان در نظرت جلوه میکرد و ارزشمند میشد، نه؟»
✍🏻هاروکی_موراکامی
📗کافکا در کرانه
❤10
وقتى میگويى:
من يک درويشم،
من يک بودايىام،
من يک راهبم،
من يک تارک دنيا هستم،
پيداست كه ارزش ها و چيزهای دنيايى را ترک نكرده اى...
هنوز اسير" چيزى بودن" هستى.
👤كريشنا_مورتی
من يک درويشم،
من يک بودايىام،
من يک راهبم،
من يک تارک دنيا هستم،
پيداست كه ارزش ها و چيزهای دنيايى را ترک نكرده اى...
هنوز اسير" چيزى بودن" هستى.
👤كريشنا_مورتی
👍9
امشب از پیش من شیفته دل دور مرو
نور چشم منی، ای چشم مرا نور،مرو
دیگری از نظرم گر برود باکی نیست
تو، که معشوقی
و محبوبی و منظور، مرو🤍✨
#اوحدی
نور چشم منی، ای چشم مرا نور،مرو
دیگری از نظرم گر برود باکی نیست
تو، که معشوقی
و محبوبی و منظور، مرو🤍✨
#اوحدی
❤8
|•📜توضیحات:
این اثر یک داستان تاثیرگذار درباره زوجی است که آینده آنها به وعدههای گذشتهشان بستگی دارد.
کین و گراهام به طور تصادفی در مکانی غیر متعارَف با هم آشنا میشوند. پشت در آپارتمان اتان، نامزد کین، در حالی که نامزد گراهام، به اسم ساشا درون آپارتمان او است. گراهام موضوع ایستادنش پشت در آپارتمان اتان را برای کین میگوید، ابتدا قضیه برای کین غیر قابل باور است اما پس از یک ساعت انتظار و صحبت بیشتر با گراهام و در نهایت روبهرو شدن با خیانتکاران، شکی برایش باقی نمیماند. اما در این مدت اتفاق تازهای رخ داده است. رابطهای گسسته و رابطه جدیدی شکل گرفته است. رابطهای که در زمان دچار رخوت میشود و ما در فصلهای کتاب به طور یک درمیان روند شکلگیری و پیشروی این رابطه را مرور میکنیم. رابطهای که تا مرز فروپاشی میرود و بعد مانند آتش زیر خاکستر جان میگیرد.
کالین هور در این داستان عاشقانه تاکید کرده است قدرت بیپایان عشق همیشه ناجی وعدهداده شده به انسان است.
📝کالین_هوور
📘همه خوبیهایت
این اثر یک داستان تاثیرگذار درباره زوجی است که آینده آنها به وعدههای گذشتهشان بستگی دارد.
کین و گراهام به طور تصادفی در مکانی غیر متعارَف با هم آشنا میشوند. پشت در آپارتمان اتان، نامزد کین، در حالی که نامزد گراهام، به اسم ساشا درون آپارتمان او است. گراهام موضوع ایستادنش پشت در آپارتمان اتان را برای کین میگوید، ابتدا قضیه برای کین غیر قابل باور است اما پس از یک ساعت انتظار و صحبت بیشتر با گراهام و در نهایت روبهرو شدن با خیانتکاران، شکی برایش باقی نمیماند. اما در این مدت اتفاق تازهای رخ داده است. رابطهای گسسته و رابطه جدیدی شکل گرفته است. رابطهای که در زمان دچار رخوت میشود و ما در فصلهای کتاب به طور یک درمیان روند شکلگیری و پیشروی این رابطه را مرور میکنیم. رابطهای که تا مرز فروپاشی میرود و بعد مانند آتش زیر خاکستر جان میگیرد.
کالین هور در این داستان عاشقانه تاکید کرده است قدرت بیپایان عشق همیشه ناجی وعدهداده شده به انسان است.
📝کالین_هوور
📘همه خوبیهایت
❤4👍1
همه خوبی هایت -home_book.pdf
21 MB
«اگر فردی مناسب تو باشه هیچوقت باعث ایجاد حس عدم امنیت در تو نمیشه چون فقط بر ایرادهات تمرکز نمیکنه. فرد مناسب یعنی یه فرد الهامبخش، یعنی کسی که روی بهترین بخش درون تو تمرکز میکنه.»
✍🏻کالین_هوور
📖همه خوبیهایت
✍🏻کالین_هوور
📖همه خوبیهایت
❤4👍2💔1
فرانک تیلیه در کتاب جنگل سایهها داستان نویسندهای جوان را روایت میکند که برای نوشتن رمان جدیدش راهی جنگلی مخوف و مرموز میشود. او پیشنهادی مشکوک از یک فرد ثروتمند دریافت میکند که داستان یک قاتل فراری را به رشته تحریر درآورد، آیا این صرفا یک داستان خیالی و زاده ذهن آن میلیاردر بوده است؟
درون هر انسانی یک هیولا وجود دارد!
این شخص ثروتمند پیشپرداختی قابل توجه به دیوید میدهد تا کار نوشتن رمان را آغاز کند. داستاننویس جوان و خوشذوق این اتفاق را به فال نیک میگیرد و برای شروع نوشتن و یافتن تمرکز، به یک خانه کلبهای در دل یک جنگل آرام و مخوف میرود. این جنگل رفته رفته رازهای هولناک خود را برای دیوید آشکار میسازد و نویسندۀ قصه ما درمییابد که راهی غیر از مواجه شدن با ترسهایش ندارد...
اما حقیقتا چه اتفاقی در جنگل رخ داده بود؟ آیا داستانی که دیوید در حال نوشتن آن بود به دنیای واقعی آمده بود؟!
📝فرانک_تیلیه
📓جنگل سایه ها
درون هر انسانی یک هیولا وجود دارد!
این شخص ثروتمند پیشپرداختی قابل توجه به دیوید میدهد تا کار نوشتن رمان را آغاز کند. داستاننویس جوان و خوشذوق این اتفاق را به فال نیک میگیرد و برای شروع نوشتن و یافتن تمرکز، به یک خانه کلبهای در دل یک جنگل آرام و مخوف میرود. این جنگل رفته رفته رازهای هولناک خود را برای دیوید آشکار میسازد و نویسندۀ قصه ما درمییابد که راهی غیر از مواجه شدن با ترسهایش ندارد...
اما حقیقتا چه اتفاقی در جنگل رخ داده بود؟ آیا داستانی که دیوید در حال نوشتن آن بود به دنیای واقعی آمده بود؟!
📝فرانک_تیلیه
📓جنگل سایه ها
👍5🔥2
جنگل سایه هاhome_book.pdf
30.7 MB
«درون هر انسانی، هیولایی وجود دارد!»
«دو چیز هست که یک شیء معمولی را به شیء آسیبرسان تبدیل میکند: استفادهٔ نادرست علیه خودش... یا علیه کسی...»
✍🏻فرانک_تیلیه
📖جنگل سایهها
#ادبیات_فرانسه
#داستانوحشت
«دو چیز هست که یک شیء معمولی را به شیء آسیبرسان تبدیل میکند: استفادهٔ نادرست علیه خودش... یا علیه کسی...»
✍🏻فرانک_تیلیه
📖جنگل سایهها
#ادبیات_فرانسه
#داستانوحشت
🔥4👍2
|•📖تیکه_کتاب:
انسانی که به شناخت خويش نرسيده باشد، بی سواد حقيقی است،
هر چند تمام کتاب های دنيا را خوانده باشد...!
اگر درونت پر از خشم، نفرت، خودخواهی و غرور، حسادت و زبالههای ديگر است، بدان که هيچگاه چيزی را نياموختهای و هنوز رشد نکردهای ...
✍🏻کريشنا_مورتی
📘رهايی از دانستگی
انسانی که به شناخت خويش نرسيده باشد، بی سواد حقيقی است،
هر چند تمام کتاب های دنيا را خوانده باشد...!
اگر درونت پر از خشم، نفرت، خودخواهی و غرور، حسادت و زبالههای ديگر است، بدان که هيچگاه چيزی را نياموختهای و هنوز رشد نکردهای ...
✍🏻کريشنا_مورتی
📘رهايی از دانستگی
👍8👏4
من امشب
تا سحر خوابم نخواهد برد
همه اندیشه ام اندیشه ی فرداست
وجودم
از تمنّای تو ! سرشار است
زمان در بستر شب ،
خواب و بیدار است
هوا آرام ،
شب خاموش ،
راه آسمان ها باز
خیالم
چون کبوترهای وحشی
می کند پرواز
👤فریدون_مشیری
تا سحر خوابم نخواهد برد
همه اندیشه ام اندیشه ی فرداست
وجودم
از تمنّای تو ! سرشار است
زمان در بستر شب ،
خواب و بیدار است
هوا آرام ،
شب خاموش ،
راه آسمان ها باز
خیالم
چون کبوترهای وحشی
می کند پرواز
👤فریدون_مشیری
❤15👍1💔1
دستانت، ذات شعرند در فرم و معنا!
بی دستانت،
نه شعر بود، نه نثر
نه چیزی که به آن ادبیات گویند! 🤍🌱
#نزار_قبانی
بی دستانت،
نه شعر بود، نه نثر
نه چیزی که به آن ادبیات گویند! 🤍🌱
#نزار_قبانی
❤8👍1
|•📜توضیحات:
هاروکی موراکامی، نویسندهٔ ژاپنی و متولد کیوتو است که در ایران طرفداران بسیاری دارد. او از مشهورترین نویسندگان امروز ژاپن است که آثارش به بیش از پنجاه زبان ترجمه شده و میلیونها نسخه از آنها به فروش رفته است. موراکامی تاکنون تعداد زیادی کتاب منتشر کرده و داستانهای کوتاهش هم بهطور مداوم در نشریات معتبر به چاپ میرسد.
چاقوی شکاری، نام مجموعهداستانی از موراکامی است که شامل هفت داستان کوتاه میشود. موراکامی فضای خیالگونهٔ هر کدام از داستانها را طوری روایت میکند که خواننده در مدت کوتاهی خودش را بهجای شخصیتهای داستانها قرار میدهد و با روندِ آنها پیش میرود:
📝هاروکی_موراکامی
📕چاقوی شکاری
هاروکی موراکامی، نویسندهٔ ژاپنی و متولد کیوتو است که در ایران طرفداران بسیاری دارد. او از مشهورترین نویسندگان امروز ژاپن است که آثارش به بیش از پنجاه زبان ترجمه شده و میلیونها نسخه از آنها به فروش رفته است. موراکامی تاکنون تعداد زیادی کتاب منتشر کرده و داستانهای کوتاهش هم بهطور مداوم در نشریات معتبر به چاپ میرسد.
چاقوی شکاری، نام مجموعهداستانی از موراکامی است که شامل هفت داستان کوتاه میشود. موراکامی فضای خیالگونهٔ هر کدام از داستانها را طوری روایت میکند که خواننده در مدت کوتاهی خودش را بهجای شخصیتهای داستانها قرار میدهد و با روندِ آنها پیش میرود:
📝هاروکی_موراکامی
📕چاقوی شکاری
❤6👍1
@home_bookچاقوی شکاری.pdf
2 MB
چاقوی تیزی به نرمهی سرم فرو رفته، همان جا که خاطرات هستند. تا ته فرو رفته. دردم نمیآید، یا رویم سنگینی نمیکند ــ فقط همان جا فرو رفته. و من کناری ایستادهام و چنان به این صحنه نگاه میکنم که انگار برای یکی دیگر اتفاق افتاده. میخواهم یکی آن را بیرون بکشد، ولی کسی نمیداند چاقو توی کلهام فرو رفته. به فکر آنم که خودم درش بیارم، اما دستم بهش نمیرسد. چیز عجیبی است. میتوانم به خودم چاقو بزنم، اما نمیتوانم چاقو را بیرون بکشم. بعد همه چیز بنا میکند به محو شدن. من هم شروع میکنم به محو شدن. فقط چاقو سر جایش هست ـ تا ابد. مثل استخوان جانوری ماقبل تاریخ در ساحل. رؤیای من اینجوری است.
✍🏻هاروکی_موراکامی
📖چاقوی شکاری
✍🏻هاروکی_موراکامی
📖چاقوی شکاری
❤9👍2
|•📖تیکه_کتاب:
میدانید طبع بشر طوری است که تا از نعمتی برخوردار است قدر حقیقی آن را نمیداند.
امّا همین که از دستش رفت، آن وقت بدان قدر و قیمت میگذارد، در عزیز و محترم شمردن آن زیادهروی میکند.
✍🏻ویلیام_شکسپیر
📙هیاهوی بسیار برای هیچ
میدانید طبع بشر طوری است که تا از نعمتی برخوردار است قدر حقیقی آن را نمیداند.
امّا همین که از دستش رفت، آن وقت بدان قدر و قیمت میگذارد، در عزیز و محترم شمردن آن زیادهروی میکند.
✍🏻ویلیام_شکسپیر
📙هیاهوی بسیار برای هیچ
💔12❤3
آرام بگیر امشب، ما هر دو پُر از دردیم در آتش و یخبندان، داغیم ولی سردیم
داغیم، نمیفهمیم؛ تا فاجعه راهی نیست سردیم، نمیخواهیم از فاجعه برگردیم
از مرهمِ یکدیگر تا زخمیِ هم بودن راهیست که بیمقصد، با عشق سفر کردیم
شعریم و نمیخوانیم، شوقیم و نمیخواهیم چشمیم و نمیبینیم، سبزیم ولی زردیم
این فصلِ پریشان را برگی بزن و بگذر در متنِ شبِ بیماه، دنبالِ چه میگردیم؟
بیداریِ رویایی، دیدی که حقیقت داشت ما خاطرههامان را از خواب نیاوردیم
تردید نکن در شوق، تصمیم نگیر از خشم آرام بگیر امشب، ما هر دو پُر از دردیم
👤افشین_یداللهی
داغیم، نمیفهمیم؛ تا فاجعه راهی نیست سردیم، نمیخواهیم از فاجعه برگردیم
از مرهمِ یکدیگر تا زخمیِ هم بودن راهیست که بیمقصد، با عشق سفر کردیم
شعریم و نمیخوانیم، شوقیم و نمیخواهیم چشمیم و نمیبینیم، سبزیم ولی زردیم
این فصلِ پریشان را برگی بزن و بگذر در متنِ شبِ بیماه، دنبالِ چه میگردیم؟
بیداریِ رویایی، دیدی که حقیقت داشت ما خاطرههامان را از خواب نیاوردیم
تردید نکن در شوق، تصمیم نگیر از خشم آرام بگیر امشب، ما هر دو پُر از دردیم
👤افشین_یداللهی
❤17👍3
مرا جوری در آغوش بگیر که انگار فردا میمیرم؛
و فردا چطور؟
جوری در آغوشم بگیر که انگار از مرگ بازگشته ام♥️✨👤نزار_قبانی
❤12