|•📜توضیحات:
کلارا ربات دوستداشتنی و مهربانی است که مانند رباتهای دیگر نیرویش را از نور خورشید میگیرد. او در یک مغازه کنار ربات دیگری به نام رزا برای فروش گذاشته شده است. رباتها فرصت دارند در مغازه برای مدت کوتاهی پشت ویترین بروند و در آنجا منتظر بمانند تا خریده شوند. این رباتها برای کودکان ساخته شدهاند. کلارا پشت شیشه منتظر است تا کسی او را بخرد اما جدای از خریده شدن برخلاف بقیه رباتها او عاشق این است که خیابان را ببیند، دوست دارد آدمها و پیاده رو را ببیند و بفهمد بقیه رباتها چهکار میکنند و چطور زندگی میکنند. او پشت ویترین میآید و چند روز بعد با دختربچهای بهنام جوزی آشنا میشود. جوزی دخرت رنگپریده و لاغری است که از داخل یک تاکسی کلارا را دیده و فهمیده او را میخواهد. این آشنایی داستان را میسازد و شخصیت کلارا را در داستان شکل میدهد.
خواندن کتاب کلارا و خورشید را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به تمام علاقهمندان به ادبیات داستانی جهان پیشنهاد میکنیم.
📝کازوئو_ایشی_گورو
📘کلارا و خورشید
کلارا ربات دوستداشتنی و مهربانی است که مانند رباتهای دیگر نیرویش را از نور خورشید میگیرد. او در یک مغازه کنار ربات دیگری به نام رزا برای فروش گذاشته شده است. رباتها فرصت دارند در مغازه برای مدت کوتاهی پشت ویترین بروند و در آنجا منتظر بمانند تا خریده شوند. این رباتها برای کودکان ساخته شدهاند. کلارا پشت شیشه منتظر است تا کسی او را بخرد اما جدای از خریده شدن برخلاف بقیه رباتها او عاشق این است که خیابان را ببیند، دوست دارد آدمها و پیاده رو را ببیند و بفهمد بقیه رباتها چهکار میکنند و چطور زندگی میکنند. او پشت ویترین میآید و چند روز بعد با دختربچهای بهنام جوزی آشنا میشود. جوزی دخرت رنگپریده و لاغری است که از داخل یک تاکسی کلارا را دیده و فهمیده او را میخواهد. این آشنایی داستان را میسازد و شخصیت کلارا را در داستان شکل میدهد.
خواندن کتاب کلارا و خورشید را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به تمام علاقهمندان به ادبیات داستانی جهان پیشنهاد میکنیم.
📝کازوئو_ایشی_گورو
📘کلارا و خورشید
❤6👍2
کلارا و خورشیدhome_book.pdf
37.4 MB
«باید خیلی خوب باشه که دلت برای چیزی تنگ نشه. دلت نخواد چیزی رو برگردونی. همیشه نگاهت به گذشته نباشه. همهچیز باید خیلی...»
«شاید همهٔ انسانها تنها هستند. حداقل به صورت بالقوه!»
✍🏻کازوئو_ایشی_گورو
📖کلارا و خورشید
#جایزه نوبل ادبیات
#ادبیات ژاپن
#داستان علمی تخیلی
#پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز
#فهرست کتاب های برگزیده به انتخاب «واشنگتن پست»
«شاید همهٔ انسانها تنها هستند. حداقل به صورت بالقوه!»
✍🏻کازوئو_ایشی_گورو
📖کلارا و خورشید
#جایزه نوبل ادبیات
#ادبیات ژاپن
#داستان علمی تخیلی
#پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز
#فهرست کتاب های برگزیده به انتخاب «واشنگتن پست»
❤5👍1😢1
|•📖تیکه_کتاب:
من یاد گرفته ام که هیچ فرقی نمیکند
چه قدر خوب و وفادار باشم
زیرا همیشه کسانی هستند که لیاقتش را ندارند
من آموخته ام کسانی را که دوستشان دارم
خیلی زود از دست میدهم و
کسانی را که بود و نبودشان برایم اهمیتی ندارد
همیشه در کنارم خواهم داشت
ولی هرگز فلسفهی هیچ کدامشان را درنیافتم ...!
✍🏻کریستین_بوبن
📚فراتر از بودن
من یاد گرفته ام که هیچ فرقی نمیکند
چه قدر خوب و وفادار باشم
زیرا همیشه کسانی هستند که لیاقتش را ندارند
من آموخته ام کسانی را که دوستشان دارم
خیلی زود از دست میدهم و
کسانی را که بود و نبودشان برایم اهمیتی ندارد
همیشه در کنارم خواهم داشت
ولی هرگز فلسفهی هیچ کدامشان را درنیافتم ...!
✍🏻کریستین_بوبن
📚فراتر از بودن
👍12😐1
"آنکه تصمیم نمیگیرد محکوم است به حرکت نکردن، اشتباه نکردن، شکست نخوردن، ناراضی بودن، خشمگین بودن و این یعنی آرام آرام مُردن!
و آنکه تصمیم میگیرد محکوم است به حرکت کردن، اشتباه کردن، شکست خوردن، پیدا کردن خودش و ساختن ورژن جدیدی از خودش!
و این یعنی آرام آرام زنده شدن!"
👤پونه_مقیمی
و آنکه تصمیم میگیرد محکوم است به حرکت کردن، اشتباه کردن، شکست خوردن، پیدا کردن خودش و ساختن ورژن جدیدی از خودش!
و این یعنی آرام آرام زنده شدن!"
👤پونه_مقیمی
👍16❤1
من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق
چارتکبیر زدم یک سره بر هر چه که هست♥️✨👤حافظ
❤10
❤15
|•📜توضیحات:
کتاب شاید عروس دریایی به قلم الی بنجامین، از پرفروشترینهای نیویورک تایمز، رمانی خیرهکننده در مورد دوستی، غم، امید و زندگی است. این اثر که تحسین گستردهی منتقدان را برانگیخت، داستان دختری به نام سوزی را به تصویر میکشد که غرق شدن بهترین دوستش را در دریا باور ندارد و به دنبال علت واقعی مرگ او شروع به جستجو میکند.
در داستان درخشان شاید عروس دریایی (The Thing About Jellyfish)، دو دوست صمیمی به نامهای فرنی و سوزی به قدری به هم نزدیک بودند که میتوانستند مدتها در مورد همه چیز با هم صحبت کنند، اما درست زمانی که سوزی به فرنی دلایلی با هم قهر بودند اتفاقی غیرمنتظره و تلخ برای فرنی رخ داد؛ او با وجود اینکه شناگر قابلی بود در دریا غرق شد.
سوزی با بهت، کنجکاوی و انبوهی از سؤالات مواجه شد؛ او باورش نمیشد که غرقشدگی علت واقعی مرگ فرنی باشد؛ به همین دلیل عقبنشینی نکرد و طرحی برای اثبات چیزی که در ذهنش میگذشت تهیه کرد. حتی اگر برای این کار لازم به سفر به دور دنیا باشد سوزی میخواست حقیقت را کشف کند.
📝الی_بنجامین
📘شاید عروس دریایی
کتاب شاید عروس دریایی به قلم الی بنجامین، از پرفروشترینهای نیویورک تایمز، رمانی خیرهکننده در مورد دوستی، غم، امید و زندگی است. این اثر که تحسین گستردهی منتقدان را برانگیخت، داستان دختری به نام سوزی را به تصویر میکشد که غرق شدن بهترین دوستش را در دریا باور ندارد و به دنبال علت واقعی مرگ او شروع به جستجو میکند.
در داستان درخشان شاید عروس دریایی (The Thing About Jellyfish)، دو دوست صمیمی به نامهای فرنی و سوزی به قدری به هم نزدیک بودند که میتوانستند مدتها در مورد همه چیز با هم صحبت کنند، اما درست زمانی که سوزی به فرنی دلایلی با هم قهر بودند اتفاقی غیرمنتظره و تلخ برای فرنی رخ داد؛ او با وجود اینکه شناگر قابلی بود در دریا غرق شد.
سوزی با بهت، کنجکاوی و انبوهی از سؤالات مواجه شد؛ او باورش نمیشد که غرقشدگی علت واقعی مرگ فرنی باشد؛ به همین دلیل عقبنشینی نکرد و طرحی برای اثبات چیزی که در ذهنش میگذشت تهیه کرد. حتی اگر برای این کار لازم به سفر به دور دنیا باشد سوزی میخواست حقیقت را کشف کند.
📝الی_بنجامین
📘شاید عروس دریایی
👍6❤2☃1
@home_bookشاید عروس دریایی.pdf
14.2 MB
«بودن با کسانی که دوستشون داریم، یه موهبت بزرگه. حتی اگه همهچیز عالی پیش نره. حتی اگه باهم بودنمون، اونجوری که میخواستیم، نشه. حتی اگه اون آدم از پیش ما بره.»
«اگر مردم ساکت بودند، میتوانستند صدای زندگیشان را بهتر بشنوند. اگر مردم ساکت بودند، هر وقت تصمیم میگرفتند حرف بزنند، حرفهایشان اهمیت بیشتری داشت. اگر ساکت بودند، میتوانستند پیامهای همدیگر را درک کنند.»
✍🏻الی_بنجامین
📖شاید عروس دریایی
«اگر مردم ساکت بودند، میتوانستند صدای زندگیشان را بهتر بشنوند. اگر مردم ساکت بودند، هر وقت تصمیم میگرفتند حرف بزنند، حرفهایشان اهمیت بیشتری داشت. اگر ساکت بودند، میتوانستند پیامهای همدیگر را درک کنند.»
✍🏻الی_بنجامین
📖شاید عروس دریایی
❤7👍1
قاتل درون منhome_book@.pdf
17.7 MB
در این رمان که فیلمی هم بر اساس آن با بازی کیسی افلک و کارگردانی مایکل وینتر باتم ساخته شده است ما با یک انسان دچار دوگانگی اخلاقی، ارزشی و روانی روبهروییم، معاون کلانتری که همه برایش احترام قائلند و به چشم یک انسان شریف میبینندش و یک انسان پست و شرور و سرشار از دوگانگی و مشکلات روانی.
شرارتهای پنهان فورد به تدریج سایه سنگینش را بر زندگی آرام تمام مردم شهر کوچک نفتی میاندازد اما احترام و اعتماد مردم و همکارانش به او بُعد شرارات داستان را دردناکتر جلوه میدهد، تا جایی که شهر از وجود این شخصیت ترسناک ناامن و ناامنتر میشود.
استنلی کوبریک فقید که با تامپسون سابقهٔ همکاری در فیلمهای «کشتار» و «جادههای افتخار» را داشته، دربارهٔ این رمان گفته است:
«این رمان احتمالاً ترسناکترین و باورپذیرترین داستان با روایت اول شخص دربارهٔ یک ذهن جنایتکار است که من در عمرم خواندهام.»
✍🏻جیم_تامپسون
📖قاتل درون من
#معمایی #جنایی
شرارتهای پنهان فورد به تدریج سایه سنگینش را بر زندگی آرام تمام مردم شهر کوچک نفتی میاندازد اما احترام و اعتماد مردم و همکارانش به او بُعد شرارات داستان را دردناکتر جلوه میدهد، تا جایی که شهر از وجود این شخصیت ترسناک ناامن و ناامنتر میشود.
استنلی کوبریک فقید که با تامپسون سابقهٔ همکاری در فیلمهای «کشتار» و «جادههای افتخار» را داشته، دربارهٔ این رمان گفته است:
«این رمان احتمالاً ترسناکترین و باورپذیرترین داستان با روایت اول شخص دربارهٔ یک ذهن جنایتکار است که من در عمرم خواندهام.»
✍🏻جیم_تامپسون
📖قاتل درون من
#معمایی #جنایی
👍7❤1
|•📖تیکه_کتاب:
کافکا : بیرون چه میبینی؟
+ از پنجرهی پشت سرش به بیرون نگاه میکنم؛ درختها، آسمان و قدری ابر را میبینم، و چند پرنده روی شاخههای درخت
کافکا : هیچ چیز غیر عادی نیست ، درسته؟
+ درست است
کافکا : ولی اگر میدانستی فردا صبح دیگر نمیتوانی اینها را ببینی، همه چیز ناگهان در نظرت جلوه میکرد و ارزشمند میشد، نه؟»
✍🏻هاروکی_موراکامی
📗کافکا در کرانه
کافکا : بیرون چه میبینی؟
+ از پنجرهی پشت سرش به بیرون نگاه میکنم؛ درختها، آسمان و قدری ابر را میبینم، و چند پرنده روی شاخههای درخت
کافکا : هیچ چیز غیر عادی نیست ، درسته؟
+ درست است
کافکا : ولی اگر میدانستی فردا صبح دیگر نمیتوانی اینها را ببینی، همه چیز ناگهان در نظرت جلوه میکرد و ارزشمند میشد، نه؟»
✍🏻هاروکی_موراکامی
📗کافکا در کرانه
❤10
وقتى میگويى:
من يک درويشم،
من يک بودايىام،
من يک راهبم،
من يک تارک دنيا هستم،
پيداست كه ارزش ها و چيزهای دنيايى را ترک نكرده اى...
هنوز اسير" چيزى بودن" هستى.
👤كريشنا_مورتی
من يک درويشم،
من يک بودايىام،
من يک راهبم،
من يک تارک دنيا هستم،
پيداست كه ارزش ها و چيزهای دنيايى را ترک نكرده اى...
هنوز اسير" چيزى بودن" هستى.
👤كريشنا_مورتی
👍9
امشب از پیش من شیفته دل دور مرو
نور چشم منی، ای چشم مرا نور،مرو
دیگری از نظرم گر برود باکی نیست
تو، که معشوقی
و محبوبی و منظور، مرو🤍✨
#اوحدی
نور چشم منی، ای چشم مرا نور،مرو
دیگری از نظرم گر برود باکی نیست
تو، که معشوقی
و محبوبی و منظور، مرو🤍✨
#اوحدی
❤8
|•📜توضیحات:
این اثر یک داستان تاثیرگذار درباره زوجی است که آینده آنها به وعدههای گذشتهشان بستگی دارد.
کین و گراهام به طور تصادفی در مکانی غیر متعارَف با هم آشنا میشوند. پشت در آپارتمان اتان، نامزد کین، در حالی که نامزد گراهام، به اسم ساشا درون آپارتمان او است. گراهام موضوع ایستادنش پشت در آپارتمان اتان را برای کین میگوید، ابتدا قضیه برای کین غیر قابل باور است اما پس از یک ساعت انتظار و صحبت بیشتر با گراهام و در نهایت روبهرو شدن با خیانتکاران، شکی برایش باقی نمیماند. اما در این مدت اتفاق تازهای رخ داده است. رابطهای گسسته و رابطه جدیدی شکل گرفته است. رابطهای که در زمان دچار رخوت میشود و ما در فصلهای کتاب به طور یک درمیان روند شکلگیری و پیشروی این رابطه را مرور میکنیم. رابطهای که تا مرز فروپاشی میرود و بعد مانند آتش زیر خاکستر جان میگیرد.
کالین هور در این داستان عاشقانه تاکید کرده است قدرت بیپایان عشق همیشه ناجی وعدهداده شده به انسان است.
📝کالین_هوور
📘همه خوبیهایت
این اثر یک داستان تاثیرگذار درباره زوجی است که آینده آنها به وعدههای گذشتهشان بستگی دارد.
کین و گراهام به طور تصادفی در مکانی غیر متعارَف با هم آشنا میشوند. پشت در آپارتمان اتان، نامزد کین، در حالی که نامزد گراهام، به اسم ساشا درون آپارتمان او است. گراهام موضوع ایستادنش پشت در آپارتمان اتان را برای کین میگوید، ابتدا قضیه برای کین غیر قابل باور است اما پس از یک ساعت انتظار و صحبت بیشتر با گراهام و در نهایت روبهرو شدن با خیانتکاران، شکی برایش باقی نمیماند. اما در این مدت اتفاق تازهای رخ داده است. رابطهای گسسته و رابطه جدیدی شکل گرفته است. رابطهای که در زمان دچار رخوت میشود و ما در فصلهای کتاب به طور یک درمیان روند شکلگیری و پیشروی این رابطه را مرور میکنیم. رابطهای که تا مرز فروپاشی میرود و بعد مانند آتش زیر خاکستر جان میگیرد.
کالین هور در این داستان عاشقانه تاکید کرده است قدرت بیپایان عشق همیشه ناجی وعدهداده شده به انسان است.
📝کالین_هوور
📘همه خوبیهایت
❤4👍1
همه خوبی هایت -home_book.pdf
21 MB
«اگر فردی مناسب تو باشه هیچوقت باعث ایجاد حس عدم امنیت در تو نمیشه چون فقط بر ایرادهات تمرکز نمیکنه. فرد مناسب یعنی یه فرد الهامبخش، یعنی کسی که روی بهترین بخش درون تو تمرکز میکنه.»
✍🏻کالین_هوور
📖همه خوبیهایت
✍🏻کالین_هوور
📖همه خوبیهایت
❤4👍2💔1
فرانک تیلیه در کتاب جنگل سایهها داستان نویسندهای جوان را روایت میکند که برای نوشتن رمان جدیدش راهی جنگلی مخوف و مرموز میشود. او پیشنهادی مشکوک از یک فرد ثروتمند دریافت میکند که داستان یک قاتل فراری را به رشته تحریر درآورد، آیا این صرفا یک داستان خیالی و زاده ذهن آن میلیاردر بوده است؟
درون هر انسانی یک هیولا وجود دارد!
این شخص ثروتمند پیشپرداختی قابل توجه به دیوید میدهد تا کار نوشتن رمان را آغاز کند. داستاننویس جوان و خوشذوق این اتفاق را به فال نیک میگیرد و برای شروع نوشتن و یافتن تمرکز، به یک خانه کلبهای در دل یک جنگل آرام و مخوف میرود. این جنگل رفته رفته رازهای هولناک خود را برای دیوید آشکار میسازد و نویسندۀ قصه ما درمییابد که راهی غیر از مواجه شدن با ترسهایش ندارد...
اما حقیقتا چه اتفاقی در جنگل رخ داده بود؟ آیا داستانی که دیوید در حال نوشتن آن بود به دنیای واقعی آمده بود؟!
📝فرانک_تیلیه
📓جنگل سایه ها
درون هر انسانی یک هیولا وجود دارد!
این شخص ثروتمند پیشپرداختی قابل توجه به دیوید میدهد تا کار نوشتن رمان را آغاز کند. داستاننویس جوان و خوشذوق این اتفاق را به فال نیک میگیرد و برای شروع نوشتن و یافتن تمرکز، به یک خانه کلبهای در دل یک جنگل آرام و مخوف میرود. این جنگل رفته رفته رازهای هولناک خود را برای دیوید آشکار میسازد و نویسندۀ قصه ما درمییابد که راهی غیر از مواجه شدن با ترسهایش ندارد...
اما حقیقتا چه اتفاقی در جنگل رخ داده بود؟ آیا داستانی که دیوید در حال نوشتن آن بود به دنیای واقعی آمده بود؟!
📝فرانک_تیلیه
📓جنگل سایه ها
👍5🔥2
جنگل سایه هاhome_book.pdf
30.7 MB
«درون هر انسانی، هیولایی وجود دارد!»
«دو چیز هست که یک شیء معمولی را به شیء آسیبرسان تبدیل میکند: استفادهٔ نادرست علیه خودش... یا علیه کسی...»
✍🏻فرانک_تیلیه
📖جنگل سایهها
#ادبیات_فرانسه
#داستانوحشت
«دو چیز هست که یک شیء معمولی را به شیء آسیبرسان تبدیل میکند: استفادهٔ نادرست علیه خودش... یا علیه کسی...»
✍🏻فرانک_تیلیه
📖جنگل سایهها
#ادبیات_فرانسه
#داستانوحشت
🔥4👍2