خانه‌ی کتاب
16.2K subscribers
2.74K photos
29 videos
1.37K files
705 links
Download Telegram
یا چشم بپوش از من
و از خویش برانم
یا تَنگ در آغوش
بگیرم که بمیرم🤍🌱

#فاضل_نظری
10
|•📜توضیحات:

کتابی که در دست دارید، از دو بخش تشکیل شده است. بخش اول ترجمه کتاب می‌دانم که هیچ نمی‌دانم است. این کتاب مجموعه مصاحبه‌هایی است که روزنامه دی ولت در سال ۱۹۸۷ و ۱۹۹۰ با پوپر انجام داده است. در این مجموعه او از نقش فروید، وظیفه روشنفکران، روش و نظریه شناخت، آزمون و خطا در علوم و جامعه، دموکراسی و اندیشه‌های سیاسی تام‌گرایانه و... سخن می‌گوید. بخش دوم کتاب ترجمه دو نطق از مجموعه سخنرانی‌های پوپر است که از کتاب در جستجوی دنیایی بهتر انتخاب شده‌اند. یکی از آن‌ها در باره اعتقادات غرب و دیگری در باره دموکراسی و اشکال گوناگون اندیشه‌های تام‌گرایانه است.
📝کارل_ پوپر
📓میدانم که هیچ نمیدانم
👍6
میدانم_که_هیچ_نمیدانم_کارل_پوپرhome_book.pdf
1.6 MB
در میان همه آرمان‌های سیاسی، آنکه ادعای خوشبخت کردن جامعه‌ی بشری را دارد از همه خطرناک‌تر است تلاش برای برپایی بهشت بر روی زمین، همیشه به جهنم راه برده است.
کسانی که میپندارند قادرند بشریت را سعادتمند کنند، انسان‌های خطرناکی هستند.
اساسا رویای ساختن بهشت بر روی زمین رویای خطرناکی است. چرا که پس از مدتی باور میکنند که حق دارند، تعداد بیشماری انسان شرور را از میان بردارند، تا دیگران را به اصطلاح سعادتمند کنند.

✍🏻کارل_پوپر
📖میدانم که هیچ نمیدانم
👍10
👍9🤔1🫡1
|•📜توضیحات:
کلارا ربات دوست‌داشتنی و مهربانی است که مانند ربات‌های دیگر نیرویش را از نور خورشید می‌گیرد. او در یک مغازه کنار ربات دیگری به نام رزا برای فروش گذاشته شده است. ربات‌ها فرصت دارند در مغازه برای مدت کوتاهی پشت ویترین بروند و در آنجا منتظر بمانند تا خریده شوند. این ربات‌ها برای کودکان ساخته شده‌اند. کلارا پشت شیشه منتظر است تا کسی او را بخرد اما جدای از خریده شدن برخلاف بقیه ربات‌ها او عاشق این است که خیابان را ببیند، دوست دارد آدم‌ها و پیاده رو را ببیند و بفهمد بقیه ربات‌ها چه‌کار می‌کنند و چطور زندگی می‌کنند. او پشت ویترین می‌آید و چند روز بعد با دختربچه‌ای به‌نام جوزی آشنا می‌شود. جوزی دخرت رنگ‌پریده و لاغری است که از داخل یک تاکسی کلارا را دیده و فهمیده او را می‌خواهد. این آشنایی داستان را می‌سازد و شخصیت کلارا را در داستان شکل می‌دهد.
خواندن کتاب کلارا و خورشید را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم
این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی جهان پیشنهاد می‌کنیم.
📝کازوئو_ایشی_گورو
📘کلارا و خورشید
6👍2
کلارا و خورشیدhome_book.pdf
37.4 MB
«باید خیلی خوب باشه که دلت برای چیزی تنگ نشه. دلت نخواد چیزی رو برگردونی. همیشه نگاهت به گذشته نباشه. همه‌چیز باید خیلی...»
«شاید همهٔ انسان‌ها تنها هستند. حداقل به صورت بالقوه!»
✍🏻کازوئو_ایشی_گورو
📖کلارا و خورشید
#جایزه نوبل ادبیات
#ادبیات ژاپن
#داستان علمی تخیلی
#پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز
#فهرست کتاب های برگزیده به انتخاب «واشنگتن پست»
5👍1😢1
|•📖تیکه_کتاب:

من یاد گرفته ام که هیچ فرقی نمیکند
چه قدر خوب و وفادار باشم
زیرا همیشه کسانی هستند که لیاقتش را ندارند
من آموخته ام کسانی را که دوستشان دارم
خیلی زود از دست میدهم و
کسانی را که بود و نبودشان برایم اهمیتی ندارد
همیشه در کنارم خواهم داشت
ولی هرگز فلسفه‌ی هیچ کدامشان را درنیافتم ...!


✍🏻کریستین_بوبن
📚فراتر از بودن
👍12😐1
"آنکه تصمیم نمی‌گیرد محکوم است به حرکت نکردن، اشتباه نکردن، شکست نخوردن، ناراضی بودن، خشمگین بودن و این یعنی آرام آرام مُردن!
و آنکه تصمیم می‌گیرد محکوم است به حرکت کردن، اشتباه کردن، شکست خوردن، پیدا کردن خودش و ساختن ورژن جدیدی از خودش!
و این یعنی آرام آرام زنده شدن!"

👤پونه_مقیمی
👍161
من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق
چارتکبیر زدم یک سره بر هر چه که هست♥️



👤حافظ
10
هیچ کس اندازه‌ی من
محو تماشای تو نیست
یا دلی چون دل من
خوش به تمنای تو نیست🤍🌱


#ندا_غفارزاده
15
|•📜توضیحات:
کتاب شاید عروس دریایی به قلم الی بنجامین، از پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز، رمانی خیره‌کننده در مورد دوستی، غم، امید و زندگی است. این اثر که تحسین گسترده‌ی منتقدان را برانگیخت، داستان دختری به نام سوزی را به تصویر می‌کشد که غرق شدن بهترین دوستش را در دریا باور ندارد و به دنبال علت واقعی مرگ او شروع به جستجو می‌کند.
در داستان درخشان شاید عروس دریایی (The Thing About Jellyfish)، دو دوست صمیمی به نام‌های فرنی و سوزی به قدری به هم نزدیک بودند که می‌توانستند مدت‌ها در مورد همه چیز با هم صحبت کنند، اما درست زمانی که سوزی به فرنی دلایلی با هم قهر بودند اتفاقی غیرمنتظره و تلخ برای فرنی رخ داد؛ او با وجود اینکه شناگر قابلی بود در دریا غرق شد.
سوزی با بهت، کنجکاوی و انبوهی از سؤالات مواجه شد؛ او باورش نمی‌شد که غرق‌شدگی علت واقعی مرگ فرنی باشد؛ به همین دلیل عقب‌نشینی نکرد و طرحی برای اثبات چیزی که در ذهنش می‌گذشت تهیه کرد. حتی اگر برای این کار لازم به سفر به دور دنیا باشد سوزی می‌خواست حقیقت را کشف کند.
📝الی_بنجامین
📘شاید عروس دریایی
👍621
@home_bookشاید عروس دریایی.pdf
14.2 MB
«بودن با کسانی که دوستشون داریم، یه موهبت بزرگه. حتی اگه همه‌چیز عالی پیش نره. حتی اگه باهم بودنمون، اون‌جوری که می‌خواستیم، نشه. حتی اگه اون آدم از پیش ما بره.»

«اگر مردم ساکت بودند، می‌توانستند صدای زندگی‌شان را بهتر بشنوند. اگر مردم ساکت بودند، هر وقت تصمیم می‌گرفتند حرف بزنند، حرف‌هایشان اهمیت بیشتری داشت. اگر ساکت بودند، می‌توانستند پیام‌های همدیگر را درک کنند.»
✍🏻
الی_بنجامین
📖شاید عروس دریایی
7👍1
|•📜توضیحات:
کتاب قاتل درون من نوشته‌ی جیم تامپسون، یکی از ترسناک‌ترین و باورپذیرترین داستان‌های جنایی است که در طول عمرتان خواهید خواند. این رمان درباره‌ی مردی است که با داشتن ذهنی جنایتکار برخلاف میل خودش دست به قتل می‌زند.
📝جیم_تامپسون
📕قاتل درون من
👍7
قاتل درون منhome_book@.pdf
17.7 MB
در این رمان که فیلمی هم بر اساس آن با بازی کیسی افلک و کارگردانی مایکل وینتر باتم ساخته شده است ما با یک انسان دچار دوگانگی اخلاقی، ارزشی و روانی روبه‌روییم، معاون کلانتری که همه برایش احترام قائلند و به چشم یک انسان شریف می‌بینندش و یک انسان پست و شرور و سرشار از دوگانگی و مشکلات روانی.
شرارت‌های پنهان فورد به تدریج سایه سنگینش را بر زندگی آرام تمام مردم شهر کوچک نفتی می‌اندازد اما احترام و اعتماد مردم و همکارانش به او بُعد شرارات داستان را دردناکتر جلوه می‌دهد، تا جایی که شهر از وجود این شخصیت ترسناک ناامن و ناامن‌تر می‌شود.
استنلی کوبریک فقید که با تامپسون سابقهٔ همکاری در فیلم‌های «کشتار» و «جاده‌های افتخار» را داشته، دربارهٔ این رمان گفته است:
«این رمان احتمالاً ترسناک‌ترین و باورپذیرترین داستان با روایت اول شخص دربارهٔ یک ذهن جنایتکار است که من در عمرم خوانده‌ام.»

✍🏻
جیم_تامپسون
📖
قاتل درون من
#معمایی #جنایی
👍71
|•📖تیکه_کتاب:

کافکا : بیرون چه می‌بینی؟
+ از پنجره‌ی پشت سرش به بیرون نگاه می‌کنم؛ درخت‌ها، آسمان و قدری ابر را می‌بینم، و چند پرنده روی شاخه‌های درخت
کافکا : هیچ چیز غیر عادی نیست ، درسته؟
+ درست است
کافکا : ولی اگر می‌دانستی فردا صبح دیگر نمی‌توانی اینها را ببینی، همه چیز ناگهان در نظرت جلوه می‌کرد و ارزشمند میشد، نه؟»


✍🏻هاروکی_موراکامی
📗کافکا در کرانه
10
وقتى می‌گويى:
من يک درويشم،
من يک بودايى‌ام،
من يک راهبم،
من يک تارک دنيا هستم،
پيداست كه ارزش ها و چيزهای دنيايى را ترک نكرده اى...
هنوز اسير" چيزى بودن" هستى.

👤كريشنا_مورتی
👍9
ز همه دست کشیدم که تو باشی همه‌اَم
با تو بودن زِ همه دست کشیدن دارد♥️

👤سعدی
9
امشب از پیش من شیفته دل دور مرو
نور چشم منی، ای چشم مرا نور،مرو

دیگری از نظرم گر برود باکی نیست
تو، که معشوقی
و محبوبی و منظور، مرو🤍

#اوحدی
8
|•📜توضیحات:
این اثر یک داستان تاثیرگذار درباره زوجی است که آینده آنها به وعده‌های گذشته‌شان بستگی دارد.
کین و گراهام به طور تصادفی در مکانی غیر متعارَف با هم آشنا می‌شوند. پشت در آپارتمان اتان، نامزد کین، در حالی که نامزد گراهام، به اسم ساشا درون آپارتمان او است. گراهام موضوع ایستادنش پشت در آپارتمان اتان را برای کین می‌گوید، ابتدا قضیه برای کین غیر قابل باور است اما پس از یک ساعت انتظار و صحبت بیشتر با گراهام و در نهایت روبه‌رو شدن با خیانت‌کاران، شکی برایش باقی نمی‌ماند. اما در این مدت اتفاق تازه‌ای رخ داده است. رابطه‌ای گسسته و رابطه جدیدی شکل گرفته است. رابطه‌ای که در زمان دچار رخوت می‌شود و ما در فصل‌های کتاب به طور یک درمیان روند شکل‌گیری و پیشروی این رابطه را مرور می‌کنیم. رابطه‌ای که تا مرز فروپاشی می‌رود و بعد مانند آتش زیر خاکستر جان می‌گیرد.
کالین هور در این داستان عاشقانه تاکید کرده است قدرت بی‌پایان عشق همیشه ناجی وعده‌داده شده به انسان است.
📝کالین_هوور
📘همه خوبی‌هایت
4👍1