❤12🫡1
|•📜توضیحات:
در سال 1940، از وکیل پاریسی راجر فلاویرز توسط دوست قدیمی اش ژوین درخواست می شود تا در موردی حساس در مورد همسرش مادلین کمک کند. ژوین ادعا می کند که مادلین رفتار عجیبی داشته است، اما پزشکان نتوانسته اند مشکلی در مورد او پیدا کنند. به نظر می رسد روح مادربزرگش، پائولین لاگرلاک، که در سن کنونی مادلین خودکشی کرد، او را تسخیر کرده است. ژوین مشغول مدیریت یک تجارت کشتی سازی است و از فلاویرز می خواهد که مدتی مراقب همسرش باشد.
فلاویرز شروع به تعقیب مادلین می کند و یک روز پس از پرش در رودخانه سن او را نجات می دهد. پس از صمیمی شدن این دو، مادلین به فلاوییر می گوید که احساس می کند قبلا زندگی کرده است، و ارتباط خاصی با پائولین لاگرلاک و مکان هایی که با آنها در ارتباط بود دارد.
📝پی_یر_بوالو و توماس نارسژاک
📓از میان مردگان
در سال 1940، از وکیل پاریسی راجر فلاویرز توسط دوست قدیمی اش ژوین درخواست می شود تا در موردی حساس در مورد همسرش مادلین کمک کند. ژوین ادعا می کند که مادلین رفتار عجیبی داشته است، اما پزشکان نتوانسته اند مشکلی در مورد او پیدا کنند. به نظر می رسد روح مادربزرگش، پائولین لاگرلاک، که در سن کنونی مادلین خودکشی کرد، او را تسخیر کرده است. ژوین مشغول مدیریت یک تجارت کشتی سازی است و از فلاویرز می خواهد که مدتی مراقب همسرش باشد.
فلاویرز شروع به تعقیب مادلین می کند و یک روز پس از پرش در رودخانه سن او را نجات می دهد. پس از صمیمی شدن این دو، مادلین به فلاوییر می گوید که احساس می کند قبلا زندگی کرده است، و ارتباط خاصی با پائولین لاگرلاک و مکان هایی که با آنها در ارتباط بود دارد.
📝پی_یر_بوالو و توماس نارسژاک
📓از میان مردگان
👍5☃1
@home_bookاز میان مردگان.pdf
4.1 MB
پیر بوالو و توماس نارسژاک از جنایت حادثهای می سازند که از رویارویی هیجانات و دل مشغولیها به وجود میآید و از این طریق به جایی دست می یابند که به تعبیر روژه کایوآ در قدرتهای رمان رمان پلیسی دیگر بازی ذهنی مستقل از دادههای ملموس نیست. رمان پلیسی از میان مردگان به زمان واقعی تبدیل می شود. یعنی این عکس العملهای انسان در اجتماعی که در آن جای دارد.
✍🏻پیر بوالو و توماس نارسژاک
📖میان مردگان
#معماییروانشناختی
#جنایی
✍🏻پیر بوالو و توماس نارسژاک
📖میان مردگان
#معماییروانشناختی
#جنایی
👍7❤1
|•📖تیکه_کتاب:
برای همه ی مردم همینطور است:
با هم ازدواج میکنند، باز هم کمی همدیگر را دوست دارند و کار میکنند. آن قدر کار میکنند که دوست داشتن را فراموش کنند.
✍🏻آلبر_کامو
📕طاعون
برای همه ی مردم همینطور است:
با هم ازدواج میکنند، باز هم کمی همدیگر را دوست دارند و کار میکنند. آن قدر کار میکنند که دوست داشتن را فراموش کنند.
✍🏻آلبر_کامو
📕طاعون
💔15🤷♀1
«تا زمانی که یاد نگیرید چگونه با افرادی که با شما موافق نیستند صبور باشید،
نه شاد خواهید بود و نه موفق!»
👤ناپلئون_هیل
نه شاد خواهید بود و نه موفق!»
👤ناپلئون_هیل
👏14👍2
تویی جان من و بیجان ندانم زیست من باری
تویی چشم من و بیتو ندارم دیده بینا♥️✨
👤مولانا❤10
❤11❤🔥3
|•📜توضیحات:
کارآگاه “کویین” از “ریتو” به سمت “سن فلیس” حرکت میکند و در آنجا به طور اتفاقی به برجی میرسد که در آن بیست و هفت نفر ساکناند. از جملهی این افراد، “خواهر مرحمت”، پرستاری پنجاهساله و قدیسانی چون “خواهر ندامت” و فرزندش “کارما” و برادر “لسان الغیب” هستند. کویین با ورود به این برج، با مراحل سلوک و زندگی مشقتبار این افراد آشنا شده و به طور ناخودآگاه در جریان حوادثی مرموز قرار میگیرد. مضمون اصلی رمان همچون فرشتگان، درهمپیچیدگی و فروریزی شخصیت افراد بر اثر فشارهای روانی متحمل شده در گذشته است.
📝مارگارت_میلار
📓همچون فرشتگان
کارآگاه “کویین” از “ریتو” به سمت “سن فلیس” حرکت میکند و در آنجا به طور اتفاقی به برجی میرسد که در آن بیست و هفت نفر ساکناند. از جملهی این افراد، “خواهر مرحمت”، پرستاری پنجاهساله و قدیسانی چون “خواهر ندامت” و فرزندش “کارما” و برادر “لسان الغیب” هستند. کویین با ورود به این برج، با مراحل سلوک و زندگی مشقتبار این افراد آشنا شده و به طور ناخودآگاه در جریان حوادثی مرموز قرار میگیرد. مضمون اصلی رمان همچون فرشتگان، درهمپیچیدگی و فروریزی شخصیت افراد بر اثر فشارهای روانی متحمل شده در گذشته است.
📝مارگارت_میلار
📓همچون فرشتگان
❤9👍2
همچونفرشتگان_مارگارتمیلار_home_book.pdf
5.2 MB
نویسنده در اثر حاضر از دیدگاهی فرویدی به روابط غامض خانوادگی مینگرد و با خلق فضاها و موقعیتهای کاذب باورپذیر، این معنا را به خواننده منتقل میکند که در نهایت، پیچیدهترین معما همانا ذهن و روان بشری است.
✍🏻مارگارت_میلار
📖همچون فرشتگان
✍🏻مارگارت_میلار
📖همچون فرشتگان
❤9👍1
|•📜توضیحات:
تنها فایدهٔ تاریخ این است که از مطالعهاش انسان به ترقی و آیندهٔ بشر هم ناامید می شود . در هر زمان که آدم هابه هم برخوردهاند این برخورد دائمی همیشه کُشت و کُشتار به بار آورده ، هر ملتی که به درجهٔ تمدن رسیده ملت همسایهاش که قُلدر و پاچهورمالیده بوده به آن حمله کرده و هستیاش را به باد داده است ! خاصیت هرنسل اینست که آزمایش نسل گذشته را فراموش بکند . وقایع تاریخ یک فاجعه و یا رمان است که به تناسب مقتضیات وقت هر مورخی مطابق سلیقهٔ خودش از میان هرج و مرج اسناد تاریخی بهرهبرداری کرده است ، اما به ما ربطی ندارد ، فقط درس پستی و درندگی و کینتوزی به ما می آموزد.
📝فرانتس_کافکا
📘نامه به فلیسه
تنها فایدهٔ تاریخ این است که از مطالعهاش انسان به ترقی و آیندهٔ بشر هم ناامید می شود . در هر زمان که آدم هابه هم برخوردهاند این برخورد دائمی همیشه کُشت و کُشتار به بار آورده ، هر ملتی که به درجهٔ تمدن رسیده ملت همسایهاش که قُلدر و پاچهورمالیده بوده به آن حمله کرده و هستیاش را به باد داده است ! خاصیت هرنسل اینست که آزمایش نسل گذشته را فراموش بکند . وقایع تاریخ یک فاجعه و یا رمان است که به تناسب مقتضیات وقت هر مورخی مطابق سلیقهٔ خودش از میان هرج و مرج اسناد تاریخی بهرهبرداری کرده است ، اما به ما ربطی ندارد ، فقط درس پستی و درندگی و کینتوزی به ما می آموزد.
📝فرانتس_کافکا
📘نامه به فلیسه
❤9👍1
نامه به فلیسه - فرانتس کافکا.zip
8.5 MB
چرا میکوشیم آدمها را تغییر دهیم؟
این درست نیست.
"آدم باید یا دیگران را همانطور که هستند بپذیرد، یا همانطور که هستند به حال خودشان بگذارد."
آدم نمیتواند آنها را عوض کند، فقط توازنشان را بر هم میزند. چون یک انسان از قطعههای واحدی درست نشده است که بتوان تکهای را برداشت و بهجایش چیزِ دیگری گذاشت. او یک کل است، و اگر آدم یک سویش را بکشد، سوی دیگرش، چه بخواهی چه نخواهی، کشیده میشود.
✍🏻فرانتس_کافکا
📖نامه به فلیسه
این درست نیست.
"آدم باید یا دیگران را همانطور که هستند بپذیرد، یا همانطور که هستند به حال خودشان بگذارد."
آدم نمیتواند آنها را عوض کند، فقط توازنشان را بر هم میزند. چون یک انسان از قطعههای واحدی درست نشده است که بتوان تکهای را برداشت و بهجایش چیزِ دیگری گذاشت. او یک کل است، و اگر آدم یک سویش را بکشد، سوی دیگرش، چه بخواهی چه نخواهی، کشیده میشود.
✍🏻فرانتس_کافکا
📖نامه به فلیسه
❤12👍1
|•📖تیکه_کتاب:
آدم ها، خیلی کم بلدند خودشان باشند.
کاش آن دسته هم که نقش بازی می کنند،
توانایی داشتند دستِ کم،
همان نقش را به خوبی درآورند !
✍🏻جی_دی_سلینجر
📚فرانی و زویی
آدم ها، خیلی کم بلدند خودشان باشند.
کاش آن دسته هم که نقش بازی می کنند،
توانایی داشتند دستِ کم،
همان نقش را به خوبی درآورند !
✍🏻جی_دی_سلینجر
📚فرانی و زویی
👍13❤2
اگر در رنج بسر می بری
بخاطرِ خودِ توست،
اگر در خوشبختی و سعادت غوطه وری
این هم بخاطرِ خودت است.
هیچ کس دیگری جز خودت مسئول نیست.
تو و فقط خودِ تو.
بهشت و جهنم تو
خودت هستی.
👤اشو
بخاطرِ خودِ توست،
اگر در خوشبختی و سعادت غوطه وری
این هم بخاطرِ خودت است.
هیچ کس دیگری جز خودت مسئول نیست.
تو و فقط خودِ تو.
بهشت و جهنم تو
خودت هستی.
👤اشو
👍16❤5👎2💔1
آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داریبی سبب نیست که در کنج دلم جا داریبه سپیدی غزل، رایحه یاسِ منی
یاسمن بوی ترین ، قسمت احساس منی♥️✨
👤فریدون _مشیری❤13
من و یک لحظه جدایی ز تو، آن گاه حیات؟
اینقدر صبر به عاشق نسپرده است کسی
لب نهادم به لب یار و سپردم جان را
تا به امروز به این مرگ نمرده است کسی🤍🌱
#صائب_تبریزی
اینقدر صبر به عاشق نسپرده است کسی
لب نهادم به لب یار و سپردم جان را
تا به امروز به این مرگ نمرده است کسی🤍🌱
#صائب_تبریزی
❤14👍2
|•📜توضیحات:
داستان گروهان سیاه از بنیان گذاری یک امپراطوری توسط حاکم و همسرش بانو آغاز میشود. حاکم و بانو توانایی جادو و جادوگری دارند. آنها حکومتی را آغاز میکنند که با شرارت عجین است. اما این ظلم پایدار نیست. فردی شورشی به نام رز سفید با آنها به مقابله میپردازد. اما پیروزی در این جنگ امکان پذیر نیست. زیرا هیچکس قدرت جادویی بانو و حاکم را ندارد. تنها راه مهار آنها به زنجیر کشیدن و محبوس کردنشان است. رز سفید با یک ترفند خاص بانو و حاکم را از هوش برده و آنها را در مکانی به نام باروولند یا تپههای ماهور زندانی میکند. آرامش برای قرنها به قلمرو آنها باز گشته و مردم در آرامش زندگی میکنند. حدود چهار قرن میگذرد. جادوگری به نام بومنز به خیال به دست گیری حکومت به باروولند میرود. وی بانو را از طلسم خواب میرهاند و او را بیدار میکند.
📝گلن_کوک
📚سرگذشت گروهان سیاه(جلد اول)
داستان گروهان سیاه از بنیان گذاری یک امپراطوری توسط حاکم و همسرش بانو آغاز میشود. حاکم و بانو توانایی جادو و جادوگری دارند. آنها حکومتی را آغاز میکنند که با شرارت عجین است. اما این ظلم پایدار نیست. فردی شورشی به نام رز سفید با آنها به مقابله میپردازد. اما پیروزی در این جنگ امکان پذیر نیست. زیرا هیچکس قدرت جادویی بانو و حاکم را ندارد. تنها راه مهار آنها به زنجیر کشیدن و محبوس کردنشان است. رز سفید با یک ترفند خاص بانو و حاکم را از هوش برده و آنها را در مکانی به نام باروولند یا تپههای ماهور زندانی میکند. آرامش برای قرنها به قلمرو آنها باز گشته و مردم در آرامش زندگی میکنند. حدود چهار قرن میگذرد. جادوگری به نام بومنز به خیال به دست گیری حکومت به باروولند میرود. وی بانو را از طلسم خواب میرهاند و او را بیدار میکند.
📝گلن_کوک
📚سرگذشت گروهان سیاه(جلد اول)
❤7👍1
@home_bookسرگذشت گروهان سیاه جلد اول.pdf
59.5 MB
گروهان سیاه یک سری از رمانهای فانتزی نوشته شده توسط نویسنده آمریکایی گلن کوک است. این مجموعه ترکیبی از عناصر فانتزی حماسی است که حدود چهل سال از تاریخ چهارصد ساله یک گروه نخبه مزدور، گروهان سیاه، را روایت میکند.
✍🏻گلن_کوک
📖سرگذشت گروهان سیاه(جلد اول)
#فانتزی
#فانتزی_حماسی
#فانتزی_تاریک
✍🏻گلن_کوک
📖سرگذشت گروهان سیاه(جلد اول)
#فانتزی
#فانتزی_حماسی
#فانتزی_تاریک
❤7👍1
|•📜توضیحات:
کتاب قوزک پا، رمانی نوشته ی آلبرتین سارازان است که نخستین بار در سال 1965 به چاپ رسید. این رمان هیجان انگیز، مخاطب را غرق داستان زندگی پرفراز و نشیب زنی می کند که مجبور است برای حفظ آزادی خود مدام در فرار باشد. استخوان قوزک پای قهرمان زن این اثر کلاسیک، هنگام فرار از سلول خود در زندان آسیب می بیند. او به سختی خود را به نزدیک جاده و دور از دیوارهای زندان می رساند و توسط خلافکاری خرده پا به نام جولین نجات داده می شود. جولین او را در جایی پنهان می کند و با گذشت زمان، رابطه ای عاشقانه میان آن ها شکل می گیرد. آلبرتین سارازان توانسته با مهارتی کم نظیر، ترس از دستگیر شدن، خاطرات زندان و رنج های ناشی از تنگناهراسی (claustrophobia) را با جزئیاتی خیره کننده به مخاطبین ارائه کند.
این اثر آن قدر با صدای «آن» زنده است که با خواندنش، مخاطب فقط می خواهد که در حضور او باقی بماند.
📝آلبرتین_سارازان
📕قوزک پا
کتاب قوزک پا، رمانی نوشته ی آلبرتین سارازان است که نخستین بار در سال 1965 به چاپ رسید. این رمان هیجان انگیز، مخاطب را غرق داستان زندگی پرفراز و نشیب زنی می کند که مجبور است برای حفظ آزادی خود مدام در فرار باشد. استخوان قوزک پای قهرمان زن این اثر کلاسیک، هنگام فرار از سلول خود در زندان آسیب می بیند. او به سختی خود را به نزدیک جاده و دور از دیوارهای زندان می رساند و توسط خلافکاری خرده پا به نام جولین نجات داده می شود. جولین او را در جایی پنهان می کند و با گذشت زمان، رابطه ای عاشقانه میان آن ها شکل می گیرد. آلبرتین سارازان توانسته با مهارتی کم نظیر، ترس از دستگیر شدن، خاطرات زندان و رنج های ناشی از تنگناهراسی (claustrophobia) را با جزئیاتی خیره کننده به مخاطبین ارائه کند.
این اثر آن قدر با صدای «آن» زنده است که با خواندنش، مخاطب فقط می خواهد که در حضور او باقی بماند.
📝آلبرتین_سارازان
📕قوزک پا
❤8👍1