|•📜توضیحات:
اگر یک شانس دوباره در عشق به شما داده می شد ، آیا حاضر بودید دوباره با همان شخص تماس بگیرید؟
در مقایسه با مقیاسی که ماشین های زمان پیش می روند ، یک تلفن جادویی بسیار بی فایده به نظر می رسد.
"جورجی مک کول" که یک نویسنده تلویزیونی است نمی تواند به طور واقعی از گذشته دیدن کند؛ تنها کاری که او می تواند انجام دهد این است که به گذشته زنگ بزند و امیدوار باشد که تلفنش را جواب دهند. البته بیشتر امیدوار باشد که او، همان کسی باشد که گوشی را برمی دارد! وقتی جورجی متوجه می شود که یک تلفن جادویی در اختیار دارد که با آن می توان به گذشته تلفن کند ، تمام کاری که می خواهد انجام دهد این است که اوضاع را بین خود و همسرش نیل درست کند.
شاید او بتواند مواردی را که در حال حاضر، غیر قابل حل به نظر می رسند، در گذشته اصلاح کند. شاید این تلفن احمقانه بالاخره به او فرصتی دهد که از نو شروع کند ...
اما سوال این است که آیا جورجی می خواهد از اول شروع کند؟
📝رینبو_راول
📙تلفن ثابت
اگر یک شانس دوباره در عشق به شما داده می شد ، آیا حاضر بودید دوباره با همان شخص تماس بگیرید؟
در مقایسه با مقیاسی که ماشین های زمان پیش می روند ، یک تلفن جادویی بسیار بی فایده به نظر می رسد.
"جورجی مک کول" که یک نویسنده تلویزیونی است نمی تواند به طور واقعی از گذشته دیدن کند؛ تنها کاری که او می تواند انجام دهد این است که به گذشته زنگ بزند و امیدوار باشد که تلفنش را جواب دهند. البته بیشتر امیدوار باشد که او، همان کسی باشد که گوشی را برمی دارد! وقتی جورجی متوجه می شود که یک تلفن جادویی در اختیار دارد که با آن می توان به گذشته تلفن کند ، تمام کاری که می خواهد انجام دهد این است که اوضاع را بین خود و همسرش نیل درست کند.
شاید او بتواند مواردی را که در حال حاضر، غیر قابل حل به نظر می رسند، در گذشته اصلاح کند. شاید این تلفن احمقانه بالاخره به او فرصتی دهد که از نو شروع کند ...
اما سوال این است که آیا جورجی می خواهد از اول شروع کند؟
📝رینبو_راول
📙تلفن ثابت
👍6
تلفن ثابت -home_book.pdf
36.3 MB
کتاب "تلفن ثابت" از "رینبو راول"، نویسنده ی پرفروش نیویورک تایمز ، اثری است دلخراش و در عین حال خنده دار از سرنوشت ، زمان ، تلویزیون و عشق واقعی!
"تلفن ثابت" می پرسد که آیا دو نفر واقعا در یک مسیر واقع شده اند یا اینکه عشق به معنای یافتن شخصی است که صرف نظر از جایی که از آن سر در خواهید آورد، همواره در میانه ی راه با شما همراه شود.
✍🏻رینبو_راول
📖تلفن ثابت
#رمان
#ادبیات آمریکا
#داستان عاشقانه
#جایزه ی بهترین کتاب داستانی گودریدز
#پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز
"تلفن ثابت" می پرسد که آیا دو نفر واقعا در یک مسیر واقع شده اند یا اینکه عشق به معنای یافتن شخصی است که صرف نظر از جایی که از آن سر در خواهید آورد، همواره در میانه ی راه با شما همراه شود.
✍🏻رینبو_راول
📖تلفن ثابت
#رمان
#ادبیات آمریکا
#داستان عاشقانه
#جایزه ی بهترین کتاب داستانی گودریدز
#پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز
👍10
|•📖تیکه_کتاب:
نکته این است که هیچکس
غیر از خودت نمی تواند بگوید
چه چیزی باعث رضایت
و خشنودی تو می شود،
پس خودت باید آن را شناسایی کنی...!
✍🏻جانپی_استرلکی
📔کافهای به نام چرا
نکته این است که هیچکس
غیر از خودت نمی تواند بگوید
چه چیزی باعث رضایت
و خشنودی تو می شود،
پس خودت باید آن را شناسایی کنی...!
✍🏻جانپی_استرلکی
📔کافهای به نام چرا
👍4
بذر تمام بدبختیهای ما در سالهایی کاشته میشود که با آدمهایی سر و کار داریم که معتقدند، نه تنها دریافتهاند چه چیزهایی برای خودشان درست است، بلکه صلاح دیگران را نیز میدانند.
👤ویلیام_گلاسر
👤ویلیام_گلاسر
👍9❤4
تو را دوست دارم
چون نان و نمک
چون لبان گر گرفته از تب
که نیمه شبان در التهاب قطره ای آب
بر شیر آبی بچسبد
تو را دوست دارم
چون لحظه ی شوق، شبهه ، انتظار و نگرانی
در گشودن بسته ی بزرگی
که نمی دانی در آن چیست
تو را دوست دارم
چون سفر نخستین با هواپیما
بر فراز اقیانوس
چون غوغای درونم
لرزش دل و دستم
در آستانه ی دیداری در استانبول
تو را دوست دارم
چون گفتن«شکر خدا زنده ام»
♥️🌱
👤ناظم_حکمت
چون نان و نمک
چون لبان گر گرفته از تب
که نیمه شبان در التهاب قطره ای آب
بر شیر آبی بچسبد
تو را دوست دارم
چون لحظه ی شوق، شبهه ، انتظار و نگرانی
در گشودن بسته ی بزرگی
که نمی دانی در آن چیست
تو را دوست دارم
چون سفر نخستین با هواپیما
بر فراز اقیانوس
چون غوغای درونم
لرزش دل و دستم
در آستانه ی دیداری در استانبول
تو را دوست دارم
چون گفتن«شکر خدا زنده ام»
♥️🌱
👤ناظم_حکمت
❤8
《مکش منت به هر نامرد و مردی
مده دل را به ذلت دست فردی
اگر او را به تو مهر و وفا نیست
اگر او بر جراحاتت دوا نیست
رهایش کن مرنجان خویشتن را
مبر هرگز ز یادت این سخن را》
#صائب_تبریزی
مده دل را به ذلت دست فردی
اگر او را به تو مهر و وفا نیست
اگر او بر جراحاتت دوا نیست
رهایش کن مرنجان خویشتن را
مبر هرگز ز یادت این سخن را》
#صائب_تبریزی
❤13
فرانک تیلیه در کتاب جنگل سایهها داستان نویسندهای جوان را روایت میکند که برای نوشتن رمان جدیدش راهی جنگلی مخوف و مرموز میشود. او پیشنهادی مشکوک از یک فرد ثروتمند دریافت میکند که داستان یک قاتل فراری را به رشته تحریر درآورد، آیا این صرفا یک داستان خیالی و زاده ذهن آن میلیاردر بوده است؟
درون هر انسانی یک هیولا وجود دارد!
این شخص ثروتمند پیشپرداختی قابل توجه به دیوید میدهد تا کار نوشتن رمان را آغاز کند. داستاننویس جوان و خوشذوق این اتفاق را به فال نیک میگیرد و برای شروع نوشتن و یافتن تمرکز، به یک خانه کلبهای در دل یک جنگل آرام و مخوف میرود. این جنگل رفته رفته رازهای هولناک خود را برای دیوید آشکار میسازد و نویسندۀ قصه ما درمییابد که راهی غیر از مواجه شدن با ترسهایش ندارد...
اما حقیقتا چه اتفاقی در جنگل رخ داده بود؟ آیا داستانی که دیوید در حال نوشتن آن بود به دنیای واقعی آمده بود؟!
📝فرانک_تیلیه
📓جنگل سایه ها
درون هر انسانی یک هیولا وجود دارد!
این شخص ثروتمند پیشپرداختی قابل توجه به دیوید میدهد تا کار نوشتن رمان را آغاز کند. داستاننویس جوان و خوشذوق این اتفاق را به فال نیک میگیرد و برای شروع نوشتن و یافتن تمرکز، به یک خانه کلبهای در دل یک جنگل آرام و مخوف میرود. این جنگل رفته رفته رازهای هولناک خود را برای دیوید آشکار میسازد و نویسندۀ قصه ما درمییابد که راهی غیر از مواجه شدن با ترسهایش ندارد...
اما حقیقتا چه اتفاقی در جنگل رخ داده بود؟ آیا داستانی که دیوید در حال نوشتن آن بود به دنیای واقعی آمده بود؟!
📝فرانک_تیلیه
📓جنگل سایه ها
🔥7👍1
جنگل سایه هاhome_book.pdf
30.7 MB
«درون هر انسانی، هیولایی وجود دارد!»
«دو چیز هست که یک شیء معمولی را به شیء آسیبرسان تبدیل میکند: استفادهٔ نادرست علیه خودش... یا علیه کسی...»
✍🏻فرانک_تیلیه
📖جنگل سایهها
#ادبیات_فرانسه
#داستانوحشت
«دو چیز هست که یک شیء معمولی را به شیء آسیبرسان تبدیل میکند: استفادهٔ نادرست علیه خودش... یا علیه کسی...»
✍🏻فرانک_تیلیه
📖جنگل سایهها
#ادبیات_فرانسه
#داستانوحشت
🔥6👍2
|•📜توضیحات:
در سال 1933، دختری نوزده ساله با اصالت یهودی به نام «هدویگ کایسلر» در حال اجرای تئاتر در شهر «وین» است که توجه مردی کارخانهدار به نام «فردریک مندل» را به خود جلب می کند. ثروت و نفوذ مرد باعث می شود پدر و مادر «هدویگ»، دخترشان را به ازدواج با «فردریک» تشویق کنند. اما «فردریک» همسری نامهربان و آزارگر است. «هدویگ» در سال 1937 از ازدواج ناموفق خود می گریزد و به لس آنجلس می رود. او در آنجا با نام هنری «لامار» به ایفای نقش می پردازد و پس از مدتی، قراردادی پرسود را با شرکت «مترو گولدن مایر» امضا می کند. همزمان با اوجگیری مسیر حرفه ای او و برافروخته شدن آتش جنگ در اروپا، «هدویگ» که از چگونگی رفتار «هیتلر» با یهودی ها مطلع شده، تصمیم می گیرد چیزی را به وجود آورد که ممکن است شانس پیروزی متفقین در جنگ را افزایش دهد.
📝مری_بندیکت
📘من تنها زن صحنه بودم
در سال 1933، دختری نوزده ساله با اصالت یهودی به نام «هدویگ کایسلر» در حال اجرای تئاتر در شهر «وین» است که توجه مردی کارخانهدار به نام «فردریک مندل» را به خود جلب می کند. ثروت و نفوذ مرد باعث می شود پدر و مادر «هدویگ»، دخترشان را به ازدواج با «فردریک» تشویق کنند. اما «فردریک» همسری نامهربان و آزارگر است. «هدویگ» در سال 1937 از ازدواج ناموفق خود می گریزد و به لس آنجلس می رود. او در آنجا با نام هنری «لامار» به ایفای نقش می پردازد و پس از مدتی، قراردادی پرسود را با شرکت «مترو گولدن مایر» امضا می کند. همزمان با اوجگیری مسیر حرفه ای او و برافروخته شدن آتش جنگ در اروپا، «هدویگ» که از چگونگی رفتار «هیتلر» با یهودی ها مطلع شده، تصمیم می گیرد چیزی را به وجود آورد که ممکن است شانس پیروزی متفقین در جنگ را افزایش دهد.
📝مری_بندیکت
📘من تنها زن صحنه بودم
👍9👎1
من تنها زن صحنه بودمhome_book.pdf
32.9 MB
اما من در چشمان رهبران دشمنانمان نگاه کرده و صداهایشان را شنیده بودم، و می دانستم می خواهند چه هراسی را به جان دنیا بیندازند.
✍🏻مری_بندیکت
📖من تنها زن صحنه بودم
#ادبیات آمریکا
#داستان تاریخی
#ادبیات معاصر
#پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز
✍🏻مری_بندیکت
📖من تنها زن صحنه بودم
#ادبیات آمریکا
#داستان تاریخی
#ادبیات معاصر
#پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز
👍8
|•📖تیکه_کتاب:
هیچ وقت از اینکه با تو آشنا شدم پشیمان نمیشوم. تو بهترین اشتباه من بودی. هر اشکی كه ریختم، زمانی كه از دست دادم و فکرهایی كه درمورد تو كردم بیهوده نبودند، چون به من یاد دادند هیچ وقت عشقم را دوباره و به این راحتی صرف كسی نکنم. من یاد گرفتم افرادی را كه در گذشته به من بدی كردهاند ببخشم، پس بابت زجری كه به من دادی از تو متشکرم. تو كمک كردی من رشد كنم، كمک كردی زنی شوم كه امروز هستم و زنی را به خاطرم میآوری كه دیگر هیچ وقت به او تبدیل نمیشوم.
✍🏻ام_سوسا
📙اشتباهات یک زن
هیچ وقت از اینکه با تو آشنا شدم پشیمان نمیشوم. تو بهترین اشتباه من بودی. هر اشکی كه ریختم، زمانی كه از دست دادم و فکرهایی كه درمورد تو كردم بیهوده نبودند، چون به من یاد دادند هیچ وقت عشقم را دوباره و به این راحتی صرف كسی نکنم. من یاد گرفتم افرادی را كه در گذشته به من بدی كردهاند ببخشم، پس بابت زجری كه به من دادی از تو متشکرم. تو كمک كردی من رشد كنم، كمک كردی زنی شوم كه امروز هستم و زنی را به خاطرم میآوری كه دیگر هیچ وقت به او تبدیل نمیشوم.
✍🏻ام_سوسا
📙اشتباهات یک زن
🕊13💔5👍2
زندگی، يک آينه است؛
و ما در رفتار ديگران، بازتاب کارهای خودمان را می بينيم.
👤 اسکاول_شین
و ما در رفتار ديگران، بازتاب کارهای خودمان را می بينيم.
👤 اسکاول_شین
👍13❤5
گرچه پیر است این تنم ، دل نوجوانی میکند
در خیال خام خود هی نغمه خوانی میکند
شرمی از پیری ندارد قلب بی پروای من
زیر چشمی بی حیا کار نهانی میکند
عاشقی ها میکند دل ، گرچه میداند که غم
#شهریار
در خیال خام خود هی نغمه خوانی میکند
شرمی از پیری ندارد قلب بی پروای من
زیر چشمی بی حیا کار نهانی میکند
عاشقی ها میکند دل ، گرچه میداند که غم
#شهریار
❤16
|•📜توضیحات:
خواندن دنیای کوچک دون کامیلو برای سفر به دره رودخانه پو، وسیع ترین و حاصلخیزترین دشت ایتالیا، با فضا، فرهنگ و تاریخ منحصر به فردش است.
در دنیای کوچک، نیروهای ابدی با درام پوچ زندگی روزمره دست و پنجه نرم می کنند و چیزهای خنده دار و غیرزمینی تمایل دارند اتفاق بیفتند. این را در نظر داشته باشید و در شناختن کشیش دهکده، دون کامیلو، و دشمنش، پپون، شهردار کمونیست، هیچ مشکلی نخواهید داشت. همچنین تعجب نخواهید کرد که شخص ثالثی از روی یک صلیب بزرگ در کلیسای دهکده وقایع را تماشا کند و به ندرت شفاعت کند.
این داستانهای دلربا، حکیمانه و بهطور عجیبی تکاندهنده از زندگی در دشت پایین، سالهاست که میلیونها خواننده را در تمام سنین در سراسر جهان مجذوب خود کرده است. آنها نه تنها در کتاب ها، بلکه در فیلم ها، رادیو و تلویزیون مورد توجه قرار گرفته اند.
📝جووانینو_گوارسکی
📗دنیای کوچک دن کامیلو
خواندن دنیای کوچک دون کامیلو برای سفر به دره رودخانه پو، وسیع ترین و حاصلخیزترین دشت ایتالیا، با فضا، فرهنگ و تاریخ منحصر به فردش است.
در دنیای کوچک، نیروهای ابدی با درام پوچ زندگی روزمره دست و پنجه نرم می کنند و چیزهای خنده دار و غیرزمینی تمایل دارند اتفاق بیفتند. این را در نظر داشته باشید و در شناختن کشیش دهکده، دون کامیلو، و دشمنش، پپون، شهردار کمونیست، هیچ مشکلی نخواهید داشت. همچنین تعجب نخواهید کرد که شخص ثالثی از روی یک صلیب بزرگ در کلیسای دهکده وقایع را تماشا کند و به ندرت شفاعت کند.
این داستانهای دلربا، حکیمانه و بهطور عجیبی تکاندهنده از زندگی در دشت پایین، سالهاست که میلیونها خواننده را در تمام سنین در سراسر جهان مجذوب خود کرده است. آنها نه تنها در کتاب ها، بلکه در فیلم ها، رادیو و تلویزیون مورد توجه قرار گرفته اند.
📝جووانینو_گوارسکی
📗دنیای کوچک دن کامیلو
👍8
دنیای کوچک دن کامیلوhome_book.pdf
2.2 MB
سپاسگزار خداوند باشیم که خورشید را خیلی بالاها در آسمان بند کرده است؛ در غیر این صورت یکی پیدا میشد خاموشش کند به این بهانه که یک رفیق حزب مخالف، خیلی عینک دودی میفروشد!
✍🏻جووانینو_گوارسکی
📖دنیای کوچک دن کامیلو
#داستان ماجرایی
#ادبیات داستانی
#داستان سیاسی
#ادبیات کلاسیک
✍🏻جووانینو_گوارسکی
📖دنیای کوچک دن کامیلو
#داستان ماجرایی
#ادبیات داستانی
#داستان سیاسی
#ادبیات کلاسیک
👍7
|•📜توضیحات:
نویسندهی سرشناس آمریکایی، جان اشتاین بک، در کتاب دشت بهشت ما را به مراتع سرسبز کالیفرنیا خواهد برد؛ مزرعهای که سالیان سال در میان اهالی آن به بهشت تشبیه میشود اما با وجود این زیبایی طبیعی، روایتهای فراوانی از زندگی مهاجران در خود فرو برده است. این کتاب از دوازده داستان بههمپیوسته شکل گرفته که هر کدام بهشیوهای متفاوت، تصویری شفاف از روزگار مردمان مهاجر در این دشت و چالشهای زندگی آنان را به مخاطب نمایش میدهد.
مهاجرت و حومه نشینی موضوع مرکزی این مجموعه داستان است که با روایتی آمیخته با طنز سیاه موقعیت پردازی شده است. اجتماعی کوچک از مهاجرینی که با خلق و خو و منش های گوناگون در حومه کالیفرنیا زندگی می کنند، در این مجموعه با توصیفات درخشان اشتاین بک همراه شدهاند.
📝جان_اشتاین_بک
📘چمنزارهای بهشت (دشت بهشت)
نویسندهی سرشناس آمریکایی، جان اشتاین بک، در کتاب دشت بهشت ما را به مراتع سرسبز کالیفرنیا خواهد برد؛ مزرعهای که سالیان سال در میان اهالی آن به بهشت تشبیه میشود اما با وجود این زیبایی طبیعی، روایتهای فراوانی از زندگی مهاجران در خود فرو برده است. این کتاب از دوازده داستان بههمپیوسته شکل گرفته که هر کدام بهشیوهای متفاوت، تصویری شفاف از روزگار مردمان مهاجر در این دشت و چالشهای زندگی آنان را به مخاطب نمایش میدهد.
مهاجرت و حومه نشینی موضوع مرکزی این مجموعه داستان است که با روایتی آمیخته با طنز سیاه موقعیت پردازی شده است. اجتماعی کوچک از مهاجرینی که با خلق و خو و منش های گوناگون در حومه کالیفرنیا زندگی می کنند، در این مجموعه با توصیفات درخشان اشتاین بک همراه شدهاند.
📝جان_اشتاین_بک
📘چمنزارهای بهشت (دشت بهشت)
👍7🗿1
چمنزارهای بهشت -home_book.pdf
2.4 MB
دکتر فیلیپس با بی قراری به هلن نگاهی انداخت و گلویی صاف کرد: از بدو تولد، بیمار من بود. در مواردی از این دست، مریض بسته به شرایط یا خودکشی می کند یا کسی را می کشد. احتمال هم دارد آزاری به کسی نرساند و به زندگی ادامه دهد. این امکان هم هست که بدون خشونت باقی عمر را سپری کند. راستش، گفتنش سخت است.
✍🏻جان_اشتاین_بک
📖چمنزارهای بهشت(دشت بهشت)
#کمدی_سیاه
#داستان تاریخی
#ادبیات کلاسیک
#داستان کوتاه
✍🏻جان_اشتاین_بک
📖چمنزارهای بهشت(دشت بهشت)
#کمدی_سیاه
#داستان تاریخی
#ادبیات کلاسیک
#داستان کوتاه
👍7
سخن دراز کشیدیم و همچنان باقیست
حدیث دلبر فتان و عاشق مفتون
جفای عشق تو چندان که میبرد سعدی
خیالِ وصل تو از سر نمیکند بیرون…
#سعدی
حدیث دلبر فتان و عاشق مفتون
جفای عشق تو چندان که میبرد سعدی
خیالِ وصل تو از سر نمیکند بیرون…
#سعدی
❤13
|•📜توضیحات:
هنریت آن کلاوسر، کتاب بنویس تا اتفاق بیفتد را بر اساس یک باور قدیمی مصر باستان نوشته است: نوشتن چیزی، آن را به واقعیت تبدیل میکند. اگر اهل مطالعه کتابهای حوزه موفقیت و خودیاری باشید، متوجه نکتهای شدهاید. هر نویسنده در هر کتاب، ایده، قانون و شیوه خاصی را پیروی میکند. اما آنچه این کتاب را از دیگر کتابهای این حوزه متفاوت کرده است، آزادی عملی است که نویسنده به شما میدهد. او تلاش نمیکند تا یک مسیر قطعی را به شما دیکته کند، بلکه دستتان را میگیرد و شما را به مسیر میبرد و مانند یک چراغ راهنما، همراه شما است.
📝هنریت_آن_کلاوسر
📘بنویس تا اتفاق بیفتد
هنریت آن کلاوسر، کتاب بنویس تا اتفاق بیفتد را بر اساس یک باور قدیمی مصر باستان نوشته است: نوشتن چیزی، آن را به واقعیت تبدیل میکند. اگر اهل مطالعه کتابهای حوزه موفقیت و خودیاری باشید، متوجه نکتهای شدهاید. هر نویسنده در هر کتاب، ایده، قانون و شیوه خاصی را پیروی میکند. اما آنچه این کتاب را از دیگر کتابهای این حوزه متفاوت کرده است، آزادی عملی است که نویسنده به شما میدهد. او تلاش نمیکند تا یک مسیر قطعی را به شما دیکته کند، بلکه دستتان را میگیرد و شما را به مسیر میبرد و مانند یک چراغ راهنما، همراه شما است.
📝هنریت_آن_کلاوسر
📘بنویس تا اتفاق بیفتد
❤6👍1