خانه‌ی کتاب
16K subscribers
2.73K photos
29 videos
1.38K files
695 links
Download Telegram
جسد قطع عضو شده ی «آنا میتاکی» چهل و دو ساله در محوطه ای متروکه نزدیک به خانه اش در شمال غرب راکون سیتی پیدا شد، او چهارمین قربانی مربوط به پرونده ی قاتلان آدمخوار است که در یک ماه گذشته در منطقه ی نزدیک «دریاچه ی ویکتوری» به قتل رسیده اند. مشابه با نظرات پزشکی قانونی راجع به قربانی های دیگر، قسمت هایی از بدن میتاکی علائم خورده شدن را نشان می داد و به نظر می رسید اثرات گازها متعلق به دندان های انسان باشد. «فرمانده آیرونز» در اظهارات کوتاهی بیان کرد که « RPD» به شدت در تلاش برای دستگیری عاملان این جرائم شنیع است و او در حال رایزنی با مقامات شهر است تا اقدامات امنیتی شدیدتری برای محافظت از شهروندان راکون صورت بگیرد. علاوه بر قتل های سریالی قاتلان آدمخوار، در چند هفته ی گذشته، سه نفر دیگر احتمالا به دلیل حمله ی حیوانات در جنگل راکون کشته شده اند، این آمار مرگ های اسرارآمیز را به هفت نفر می رساند.
📝اس. دی. پری
📕رزیدنت اویل: توطئه‌ی آمبرلا(جلداول)
5👍1
@home_bookرزیدنت اویل جلد اول.pdf
26.1 MB
استفانی دانل پری (Stephani Danelle Perry) که با نام هنری S. D. Perry فعالیت می‌کند، یک رمان‌نویس ساکن پورتلند و دختر نویسنده‌ی سبک علمی-تخیلی و ترسناک، استیو پری است.او رمان‌های معروف و پرفروشی را از سری رزیدنت ایول نگاشته است.
✍🏻اس. دی. پری
📕رزیدنت اویل: توطئه‌ی آمبرلا

#ادبیات آمریکا
#ادبیات داستانی
#داستان وحشت
#داستان علمی تخیلی
5👍1
|•📜توضیحات:
وقتی ایمی به خانه بازمی گردد و درمی یابد که همسرش گم شده، به نظر می رسد که نمی داند باید چه کاری انجام دهد. پلیس ها اعتقاد دارند او در حال مخفی کردن چیزی است، که همینطور هم هست، اما نه چیزی که آن ها تصور می کنند. «ایمی» رازی در دل دارد که تا کنون به هیچکس نگفته، اما با این حال احساس می کند که کسی از رازش خبردار شده است. همزمان با این که «ایمی» تلاش می کند شغل و سلامت روانش را حفظ کند، گذشته ی او به سراغش می‌آید البته با خطرهایی که خودش هیچ وقت نمی‌توانست تصور کند.
📝آلیس_فینی
📓من می‌دانم تو کی هستی
6👍1
من می‌دانم تو کی هستیhome_book.pdf
59.4 MB
«فناوری دارد نوع بشر را از بین می برد؛ هوش هیجانیمان را مصرف می کند و سپس هر گونه پسمانده ی حریم خصوصی را که نمی تواند در کام خود فرو ببرد، بیرون می فرستد. جهان همچنان به چرخش خود ادامه می دهد و ستاره ها پیوسته می درخشند، چه کسی نگاه کند و چه نه.»

«کتاب ها هم می توانند آینه باشند و تصویری از ناگوارترین حالتمان را برای ارزیابی ارائه بدهند.»
✍🏻آلیس_فینی
📖من می‌دانم تو کی هستی
دسته بندی های کتاب من می دانم تو کی هستی
#داستان معمایی
#ادبیات انگلیس
#داستان تریلر
👍7
|•📖تیکه_کتاب:

انسان به کندی تغییر می‌کند ...
به همان کندی ای که بهار تبدیل به تابستان و تابستان تبدیل به پاییز و پاییز تبدیل به زمستان می‌شود؛
هرگر کسی نمی‌فهمد در کدام لحظه بهار تبدیل به تابستان می‌شود.
یک روز صبح از خواب بیدار می‌شویم و حس می‌کنیم هوا گرم است. تابستان وقتی ما در «خواب» بودیم فرارسیده است.


✍🏻اوریانا_فالاچی
📘اگر خورشید بمیرد
12
اگر دوست دارید که چیزهای باارزشی
در زندگی شخصی و کاری خود
به دست بیاورید،
اول از همه باید
ارزش شخصیت خود را افزایش دهید.
..

👤برایان_تریسی
👍11
‏وقتی آدم کسی را دوست دارد، همیشه چیزی برای گفتن یا نوشتن به او پیدا می‌کند، تا آخر عمر.♥️🌱

👤كريستين_بوبن
11
صنما به چشم شوخت که به چشم اشارتی کن
نفسی خراب خود را به نظر عمارتی کن

#مولانا
10
مگر چه عیب دارد که انسان حتی در هشتاد سالگی هم الک و دولک بازی کند، و گرگم به هوا و قایم باشک....
مگر چه خطا هست در اینکه برای چیدن یک دانه تمشک رسیده که در لا به لای شاخه های به هم تنیده جا خوش کرده است، آن همه تیغ را تحمل کنیم؟
مگر کجای قانون به هم می خورد، اگر من و تو در جمع بزرگی از یاران و همسایگانمان، در یک روز زرد پاییزی، صدها بادکنک رنگین را به آسمان بفرستیم و کودکانه به رقص های خالی از گناه آن ها نگاه کنیم؟...
بادبادک ها، هرگز ندیده ام که ذره ای از شخصیت آدم ها را به مخاطره بیندازند...
باور کن!
اما شاید طرفداران وقار خیال می کنند که بادکنک بازی ما، صلح جهانی را به مخاطره خواهد انداخت و تعادل اقتصاد جهانی را، و عدل و انصاف و مساوات جهانی را!...
بانوی من!
این را همه می دانند: آنچه بد است و به راستی بد است، چرک منجمد روح است و واسپاری عمل به عقده ها، نه هوا کردن بادکنک ها.....

📝نادر_ابراهيمی
📕چهل نامه کوتاه به همسرم
8👍1
چهل نامه کوتاه به همسرمhome_book.pdf
292.4 KB
ما باید نخستین قدم‌ها را به‌سوی انسان بی‌عیب برداریم. و نه قدم‌های بلند به‌سوی برشمردن عیوب همدیگر، به قصد آزردن، افسردن، کوباندن، له کردن و به گریه انداختن.

ما افعی نیستیم! با کیسه‌هایی از زهر ناب خالص! که اگر باشیم هم، باید آن کیسه‌ها را پیش از روز بزرگ ترک تنهایی، چون دندان‌های پوسیده و از ریشه به فساد آلوده و یکپارچه درد، به دور اندازیم.
عزیز من!
ما برای تکمیل هم آمده‌ایم
نه برای تعذیب و تعزیر هم.


✍🏻نادر_ابراهیمی
📖چهل نامه کوتاه به همسرم
👍51
|•📜توضیحات:
اگر یک شانس دوباره در عشق به شما داده می شد ، آیا حاضر بودید دوباره با همان شخص تماس بگیرید؟
در مقایسه با مقیاسی که ماشین های زمان پیش می روند ، یک تلفن جادویی بسیار بی فایده به نظر می رسد.
"جورجی مک کول" که یک نویسنده تلویزیونی است نمی تواند به طور واقعی از گذشته دیدن کند؛ تنها کاری که او می تواند انجام دهد این است که به گذشته زنگ بزند و امیدوار باشد که تلفنش را جواب دهند. البته بیشتر امیدوار باشد که او، همان کسی باشد که گوشی را برمی دارد! وقتی جورجی متوجه می شود که یک تلفن جادویی در اختیار دارد که با آن می توان به گذشته تلفن کند ، تمام کاری که می خواهد انجام دهد این است که اوضاع را بین خود و همسرش نیل درست کند.
شاید او بتواند مواردی را که در حال حاضر، غیر قابل حل به نظر می رسند، در گذشته اصلاح کند. شاید این تلفن احمقانه بالاخره به او فرصتی دهد که از نو شروع کند ...
اما سوال این است که آیا جورجی می خواهد از اول شروع کند؟
📝رینبو_راول
📙تلفن ثابت
👍6
تلفن ثابت -home_book.pdf
36.3 MB
کتاب "تلفن ثابت" از "رینبو راول"، نویسنده ی پرفروش نیویورک تایمز ، اثری است دلخراش و در عین حال خنده دار از سرنوشت ، زمان ، تلویزیون و عشق واقعی!
"تلفن ثابت" می پرسد که آیا دو نفر واقعا در یک مسیر واقع شده اند یا اینکه عشق به معنای یافتن شخصی است که صرف نظر از جایی که از آن سر در خواهید آورد، همواره در میانه ی راه با شما همراه شود.

✍🏻رینبو_راول
📖تلفن ثابت
#رمان
#ادبیات آمریکا
#داستان عاشقانه
#جایزه ی بهترین کتاب داستانی گودریدز
#پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز
👍10
|•📖تیکه_کتاب:

نکته این است که هیچ‌کس
غیر از خودت نمی تواند بگوید
چه چیزی باعث رضایت
و خشنودی تو می شود،
پس خودت باید آن را شناسایی کنی...!

✍🏻جان‌پی_استرلکی
📔کافه‌ای به نام چرا
👍4
بذر تمام بدبختی‌های ما در سالهایی کاشته می‌شود که با آدم‌هایی سر و کار داریم که معتقدند، نه تنها دریافته‌اند چه چیزهایی برای خودشان درست است، بلکه صلاح دیگران را نیز می‌دانند.

👤ویلیام_گلاسر
👍94
تو را دوست دارم
چون نان و نمک
چون لبان گر گرفته از تب
که نیمه شبان در التهاب قطره ای آب
بر شیر آبی بچسبد
تو را دوست دارم
چون لحظه ی شوق، شبهه ، انتظار و نگرانی
در گشودن بسته ی بزرگی
که نمی دانی در آن چیست
تو را دوست دارم
چون سفر نخستین با هواپیما
بر فراز اقیانوس
چون غوغای درونم
لرزش دل و دستم
در آستانه ی دیداری در استانبول
تو را دوست دارم 
چون گفتن‌«شکر خدا زنده ام»
♥️🌱
👤ناظم_حکمت
8
《مکش منت به هر نامرد و مردی
مده دل را به ذلت دست فردی
اگر او را به تو مهر و وفا نیست
اگر او بر جراحاتت دوا نیست
رهایش کن مرنجان خویشتن را
مبر هرگز ز یادت این سخن را》

#صائب_تبریزی
13
فرانک تیلیه در کتاب جنگل سایه‌ها داستان نویسنده‌ای جوان را روایت می‌کند که برای نوشتن رمان جدیدش راهی جنگلی مخوف و مرموز می‌شود. او پیشنهادی مشکوک از یک فرد ثروتمند دریافت می‌کند که داستان یک قاتل فراری را به رشته تحریر درآورد، آیا این صرفا یک داستان خیالی و زاده ذهن آن میلیاردر بوده است؟
درون هر انسانی یک هیولا وجود دارد!
این شخص ثروتمند پیش‌پرداختی قابل توجه به دیوید می‌دهد تا کار نوشتن رمان را آغاز کند. داستان‌نویس جوان و خوش‌ذوق این اتفاق را به فال نیک می‌گیرد و برای شروع نوشتن و یافتن تمرکز، به یک خانه کلبه‌ای در دل یک جنگل آرام و مخوف می‌رود. این جنگل رفته رفته رازهای هولناک خود را برای دیوید آشکار می‌سازد و نویسندۀ قصه ما درمی‌یابد که راهی غیر از مواجه شدن با ترس‌هایش ندارد...
اما حقیقتا چه اتفاقی در جنگل رخ داده بود؟ آیا داستانی که دیوید در حال نوشتن آن بود به دنیای واقعی آمده بود؟!
📝فرانک_تیلیه
📓جنگل سایه ها
🔥7👍1
جنگل سایه هاhome_book.pdf
30.7 MB
«درون هر انسانی، هیولایی وجود دارد!»

«دو چیز هست که یک شی‌ء معمولی را به شی‌ء آسیب‌رسان تبدیل می‌کند: استفادهٔ نادرست علیه خودش... یا علیه کسی...»
✍🏻فرانک‌_تیلیه
📖جنگل سایه‌ها
#ادبیات_فرانسه
#داستان‌وحشت
🔥6👍2
|•📜توضیحات:
در سال 1933، دختری نوزده ساله با اصالت یهودی به نام «هدویگ کایسلر» در حال اجرای تئاتر در شهر «وین» است که توجه مردی کارخانه‌دار به نام «فردریک مندل» را به خود جلب می کند. ثروت و نفوذ مرد باعث می شود پدر و مادر «هدویگ»، دخترشان را به ازدواج با «فردریک» تشویق کنند. اما «فردریک» همسری نامهربان و آزارگر است. «هدویگ» در سال 1937 از ازدواج ناموفق خود می گریزد و به لس آنجلس می رود. او در آنجا با نام هنری «لامار» به ایفای نقش می پردازد و پس از مدتی، قراردادی پرسود را با شرکت «مترو گولدن مایر» امضا می کند. همزمان با اوج‌گیری مسیر حرفه ای او و برافروخته شدن آتش جنگ در اروپا، «هدویگ» که از چگونگی رفتار «هیتلر» با یهودی ها مطلع شده، تصمیم می گیرد چیزی را به وجود آورد که ممکن است شانس پیروزی متفقین در جنگ را افزایش دهد.
📝مری_بندیکت
📘من تنها زن صحنه بودم
👍9👎1
من تنها زن صحنه بودمhome_book.pdf
32.9 MB
اما من در چشمان رهبران دشمنانمان نگاه کرده و صداهایشان را شنیده بودم، و می دانستم می خواهند چه هراسی را به جان دنیا بیندازند.
✍🏻مری_بندیکت
📖من تنها زن صحنه بودم

#ادبیات آمریکا
#داستان تاریخی
#ادبیات معاصر
#پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز
👍8
|•📖تیکه_کتاب:

هیچ وقت از اینکه با تو آشنا شدم پشیمان نمی‌شوم. تو بهترین اشتباه من بودی. هر اشکی كه ریختم، زمانی كه از دست دادم و فکرهایی كه درمورد تو كردم بیهوده نبودند، چون به من یاد دادند هیچ وقت عشقم را دوباره و به این راحتی صرف كسی نکنم. من یاد گرفتم افرادی را كه در گذشته به من بدی كرده‌اند ببخشم، پس بابت زجری كه به من دادی از تو متشکرم. تو كمک كردی من رشد كنم، كمک كردی زنی شوم كه امروز هستم و زنی را به خاطرم می‌آوری كه دیگر هیچ وقت به او تبدیل نمی‌شوم.

✍🏻ام_سوسا
📙اشتباهات یک زن
🕊13💔5👍2