|•📖 تیکه_کتاب:
زمانی که ترس، ذهنمان را به اشغال خود درمی آورد، جایی برای حقایق باقی نمی ماند.
✍️هانس_رزلینگ
📗واقعیت
زمانی که ترس، ذهنمان را به اشغال خود درمی آورد، جایی برای حقایق باقی نمی ماند.
✍️هانس_رزلینگ
📗واقعیت
👍11👏1
هدفِ اصلی آن است
که در زندگی
احساس عشق و آرامش و لذت کنی.
پس هر آنچه را که
به تو احساسِ عشق و لذت میبخشد
دنبال کن!
👤جک_كانفيلد
که در زندگی
احساس عشق و آرامش و لذت کنی.
پس هر آنچه را که
به تو احساسِ عشق و لذت میبخشد
دنبال کن!
👤جک_كانفيلد
❤13👍1👏1
|•📜توضیحات:
در این کتاب، داستانی انگلیسی متعلق به قرن نوزدهم میلادی درج شده است. «شارلوت» جوان که به دعوت خانوادة «پارکر» از «سندیتون» دیدن میکند، مسحور زیباییهای آن منطقة در حال رشد گردیده است. او در این سفر با جوانی شاداب و پرانرژی به نام «سیدنی» آشنا میشود. با وجود توجه فراوان سیدنی به«شارلوت» دختر احساس میکند که جوان او را فقط برای وقتگذرانی میخواهد و علاقة چندانی به او ندارد. پس از بازگشت شارلوت به نزد خانوادة خویش، روزی سیدنی بدون اطلاع قبلی به خانة آنها رفته و بیهیچ مقدمهای از شارلوت خواستگاری میکند.
📝جین_آستین
📕ساندیتون
در این کتاب، داستانی انگلیسی متعلق به قرن نوزدهم میلادی درج شده است. «شارلوت» جوان که به دعوت خانوادة «پارکر» از «سندیتون» دیدن میکند، مسحور زیباییهای آن منطقة در حال رشد گردیده است. او در این سفر با جوانی شاداب و پرانرژی به نام «سیدنی» آشنا میشود. با وجود توجه فراوان سیدنی به«شارلوت» دختر احساس میکند که جوان او را فقط برای وقتگذرانی میخواهد و علاقة چندانی به او ندارد. پس از بازگشت شارلوت به نزد خانوادة خویش، روزی سیدنی بدون اطلاع قبلی به خانة آنها رفته و بیهیچ مقدمهای از شارلوت خواستگاری میکند.
📝جین_آستین
📕ساندیتون
❤4👍2
سندیتون home_book.pdf
4.5 MB
« سنديتون » آخرين رمان او بود كه به دليل بيماري و مرگ زودهنگام، فرصت آن را به دست نياورد و فقط دوازده فصل آن را نوشت. اما اين كتاب بعدا توسط بانويي خوش ذوق كه نامي دقيق و قطعي از او برجا نمانده و به عنوان «بانويي ديگر » خوانده می شود،تكميل گشت.
✍🏻جین_آستین
📖ساندیتون
#عاشقانه
#کلاسیک
#درخواستی
✍🏻جین_آستین
📖ساندیتون
#عاشقانه
#کلاسیک
#درخواستی
❤8👍1
کتاب بریت ماری اینجا بود شاهکاری دیگر به قلم فردریک بکمن، نویسنده مشهور و موفق سوئدی است. این کتاب که از عناوین پرفروش نیویورک تایمز و جهان به شمار میرود.
بریت ماری نمی تواند شلوغی و بی نظمی را تحمل کند و یک کشوی به هم ریخته، برای او حکم گناهی نابخشودنی را دارد. بریت ماری کسی نیست که بخواهد دیگران را قضاوت کند، صرف نظر از این که آن ها چقدر بی نزاکت و شلخته باشند. تنها مشکل این جاست که آدم ها گاهی اوقات، پیشنهادهای مفید او را با انتقاد اشتباه می گیرند در حالی که قصد بریت ماری اصلاً این نیست. اما در زیر ظاهر سختگیر او، زنی زندگی می کند که تخیلات بیشتر، آرزوهای بزرگتر و قلبی مهربان تر از چیزی دارد که اطرافیانش می توانند تصور کنند. اما یک اتفاق، همه چیز را در زندگی بریت ماری تغییر می دهد و او مجبور می شود به سرنوشتی پا بگذارد که تا همین چند روز پیش، حتی فکرش را هم نمی کرد. آیا او می تواند در نهایت جایگاه خود را در این دنیای ناآشنا پیدا کند؟
📝فردریک_ بکمن
📘بریت ماری اینجا بود
بریت ماری نمی تواند شلوغی و بی نظمی را تحمل کند و یک کشوی به هم ریخته، برای او حکم گناهی نابخشودنی را دارد. بریت ماری کسی نیست که بخواهد دیگران را قضاوت کند، صرف نظر از این که آن ها چقدر بی نزاکت و شلخته باشند. تنها مشکل این جاست که آدم ها گاهی اوقات، پیشنهادهای مفید او را با انتقاد اشتباه می گیرند در حالی که قصد بریت ماری اصلاً این نیست. اما در زیر ظاهر سختگیر او، زنی زندگی می کند که تخیلات بیشتر، آرزوهای بزرگتر و قلبی مهربان تر از چیزی دارد که اطرافیانش می توانند تصور کنند. اما یک اتفاق، همه چیز را در زندگی بریت ماری تغییر می دهد و او مجبور می شود به سرنوشتی پا بگذارد که تا همین چند روز پیش، حتی فکرش را هم نمی کرد. آیا او می تواند در نهایت جایگاه خود را در این دنیای ناآشنا پیدا کند؟
📝فردریک_ بکمن
📘بریت ماری اینجا بود
🤩4👍2
بریت ماری اینجا بود home_book.pdf
3 MB
«یک سال میشود چند سال و چند سال میشود یک عمر. یک روز صبح، بیدار میشوید و میبیند روزهای رفتهتان بیشتر از روزهای پیش رویتان است و نمیدانید چطور به اینجا رسیدهاید.»
«بیشتر عمرش با سکوت دستوپنجه نرم کرده است، چون وقتی آدم خودش را در سکوت غرق کند، آن وقت نمیفهمد که بقیه او را میبینند یا نه.»
«تمام ازدواج ها یک بعد تاریک دارند، چون تمام آدم ها نقطه ضعف هایی دارند. تمام کسانی که با یک نفر دیگر زندگی می کنند یاد می گیرند به طریقی با ضعف های آن ها کنار بیایند.»
✍🏻فردریک_بکمن
📖بریت ماری اینجا بود
#درخواستی
«بیشتر عمرش با سکوت دستوپنجه نرم کرده است، چون وقتی آدم خودش را در سکوت غرق کند، آن وقت نمیفهمد که بقیه او را میبینند یا نه.»
«تمام ازدواج ها یک بعد تاریک دارند، چون تمام آدم ها نقطه ضعف هایی دارند. تمام کسانی که با یک نفر دیگر زندگی می کنند یاد می گیرند به طریقی با ضعف های آن ها کنار بیایند.»
✍🏻فردریک_بکمن
📖بریت ماری اینجا بود
#درخواستی
👍10
|•📖تیکه_کتاب:
وقتى واقعا چیزى را بخواهید راهى براى به دست آوردنش پیدا خواهید کرد اما وقتى از ته دل خواستار چیزى نباشید برایش بهانه جور مىکنید.
✍🏻ریچل_هالیس
📕خودت باش دختر
وقتى واقعا چیزى را بخواهید راهى براى به دست آوردنش پیدا خواهید کرد اما وقتى از ته دل خواستار چیزى نباشید برایش بهانه جور مىکنید.
✍🏻ریچل_هالیس
📕خودت باش دختر
👍13
زندگی ايده آل یعنی: دوستان خوب، كتابهای خوب و یک وجدان آسوده
👤 مارک_تواین
👤 مارک_تواین
❤15👍1
|•📜توضیحات:
باید توجه داشت که دیکاتوری امروزه مسری است، درست همانطور که آزادی زمانی بود."
پل والری، نگاهی به جهان کنونی می اندازد. اگر دیکتاتوری به قدمت تاریخ باشد، این پدیده در پایان جنگ جهانی اول با ظهور توتالیتاریسم شوروی و فاشیستی، قبل از اینکه بحران 1929 به نفع پیروزی نازیسم باشد، دچار چرخش بزرگی شد. برای چهار نسل، در تمام قارهها، رژیمهایی که توسط ایدئولوژی تسخیر شدهاند، فرمانروایی را به نظمی آهنین تبدیل خواهند کرد، که بر جنگها و نابودیهای وحشیانهای که پیشرفت را به چیزی علیه بشریت تبدیل کرده است، رهبری خواهند کرد.
این کتاب مرحله به مرحله با ظهور و به قدرت رسیدن دیکتاتورها پیش میرود و نشان میدهد آنها در چه زمانی ظهور میکنند و چطور اوضاع جامعه را به سمتی که میخواهند پیش میبرند. نشان میدهد آنها چطور ساز و کار را به نفع خودشان تغییر میدهند و یک نظم حکومتی برقرار میکنند و شروع به سرکوب میکنند.
📝اولیویه_ گز
📕قرن دیکتاتورها
باید توجه داشت که دیکاتوری امروزه مسری است، درست همانطور که آزادی زمانی بود."
پل والری، نگاهی به جهان کنونی می اندازد. اگر دیکتاتوری به قدمت تاریخ باشد، این پدیده در پایان جنگ جهانی اول با ظهور توتالیتاریسم شوروی و فاشیستی، قبل از اینکه بحران 1929 به نفع پیروزی نازیسم باشد، دچار چرخش بزرگی شد. برای چهار نسل، در تمام قارهها، رژیمهایی که توسط ایدئولوژی تسخیر شدهاند، فرمانروایی را به نظمی آهنین تبدیل خواهند کرد، که بر جنگها و نابودیهای وحشیانهای که پیشرفت را به چیزی علیه بشریت تبدیل کرده است، رهبری خواهند کرد.
این کتاب مرحله به مرحله با ظهور و به قدرت رسیدن دیکتاتورها پیش میرود و نشان میدهد آنها در چه زمانی ظهور میکنند و چطور اوضاع جامعه را به سمتی که میخواهند پیش میبرند. نشان میدهد آنها چطور ساز و کار را به نفع خودشان تغییر میدهند و یک نظم حکومتی برقرار میکنند و شروع به سرکوب میکنند.
📝اولیویه_ گز
📕قرن دیکتاتورها
👍5
home_bookقرن دیکتاتورها.pdf
62.8 MB
دیکتاتور فقط نویسندهٔ داستان های تخیلی نیست، بازیگر و کارگردانی برجسته هم است. از روی بالکنش، از پشت تریبون ورزشگاه به مناسبت کنگرهٔ حزبی واحد برای مردمش داد سخن می دهد. زمزمه می کند، زوزه می کشد، آروغ می زند؛ به کلمه ها چنگ می زند. سیرکی بزرگ حضورش را همراهی می کند. اسطوره های احیاشده و دینی که او پیامبرش است، به شکوه و جلال، تجلیل ها و آیین های جدید نیاز دارد: کمی زرق و برق و نمایش چشمگیر.
✍🏻اولیویه_گز
📖قرن دیکتاتورها
#سیاسی
#تاریخی
✍🏻اولیویه_گز
📖قرن دیکتاتورها
#سیاسی
#تاریخی
👍7
|•📜توضیحات:
کتاب جزیره سرگردانی، رمانی نوشته ی سیمین دانشور است که اولین بار در سال 1993 منتشر شد. سیمین دانشور در این رمان جذاب به مسئله ی هویت و سردرگمی های مربوط به آن می پردازد و در قالب استعاره و داستان، تاریخ ایران را از نظر می گذراند؛ کشوری که عقاید و جهان بینی های متفاوت و حتی متضاد در آن با یکدیگر مواجه می شوند. هستی، دختری است که با مادربزرگ مذهبی خود و برادرش، شاهین، زندگی می کند. او پدرش را در آشوب ها سیاسی از دست داده و مادرش، زنی متجدد و امروزی است. هستی عاشق یکی از همکلاسی هایش در دانشگاه، پسری توده ای به نام مراد شده است. او خواستگار دیگری به نام سلیم نیز دارد که پسری ثروتمند و مذهبی است. هستی اما نمی داند که چه تصمیمی می تواند برای زندگی اش مناسب باشد و در جزیره ی تردیدهایش سرگردان است.
📝سیمین_دانشور
جزیره سرگردانی
کتاب جزیره سرگردانی، رمانی نوشته ی سیمین دانشور است که اولین بار در سال 1993 منتشر شد. سیمین دانشور در این رمان جذاب به مسئله ی هویت و سردرگمی های مربوط به آن می پردازد و در قالب استعاره و داستان، تاریخ ایران را از نظر می گذراند؛ کشوری که عقاید و جهان بینی های متفاوت و حتی متضاد در آن با یکدیگر مواجه می شوند. هستی، دختری است که با مادربزرگ مذهبی خود و برادرش، شاهین، زندگی می کند. او پدرش را در آشوب ها سیاسی از دست داده و مادرش، زنی متجدد و امروزی است. هستی عاشق یکی از همکلاسی هایش در دانشگاه، پسری توده ای به نام مراد شده است. او خواستگار دیگری به نام سلیم نیز دارد که پسری ثروتمند و مذهبی است. هستی اما نمی داند که چه تصمیمی می تواند برای زندگی اش مناسب باشد و در جزیره ی تردیدهایش سرگردان است.
📝سیمین_دانشور
جزیره سرگردانی
👍6
جزیره سرگردانیhome_book.pdf
5.7 MB
«هستی می خواهم بدانم که خدا این شانه ها را برای چه به تو داد؟»
«که بار زندگی را به دوش بکشم.» «نه دختر برای این که بالا بیندازی... سخت نگیر، یک کار بگویم می کنی؟» «بگو.»
«وقتی تنها هستی، بلند بلند بخند، کم کم خندیدن را یاد می گیری!»
«همه مان ماسک میزنیم
و شما زنها چند تا ماسک روی هم !
تظاهر میکنید خوشبختید ،اما دلتان خون است
دنیای ما یک بالماسکه است.»
✍🏻سیمین_دانشور
📖جزیره سرگردانی
#درام
#ادبیات ایران
#فهرست برترین آثار داستانی ایران
«که بار زندگی را به دوش بکشم.» «نه دختر برای این که بالا بیندازی... سخت نگیر، یک کار بگویم می کنی؟» «بگو.»
«وقتی تنها هستی، بلند بلند بخند، کم کم خندیدن را یاد می گیری!»
«همه مان ماسک میزنیم
و شما زنها چند تا ماسک روی هم !
تظاهر میکنید خوشبختید ،اما دلتان خون است
دنیای ما یک بالماسکه است.»
✍🏻سیمین_دانشور
📖جزیره سرگردانی
#درام
#ادبیات ایران
#فهرست برترین آثار داستانی ایران
👍13
|•📜توضیحات:
یک راز بزرگ و عجیب باعث شده بود خانواده دارکر از هم دور بشن اونا ترجیح میدادن این راز رو نادیده بگیرن اما هیچ رازی فراموش نمیشه و خون فقط با خون پاک میشه!
اسم من دیزی دارکر هستش دختری که کمترین محبوبیت بین اعضای خانواده داره و غیر مادربزرگش کسی بهش اهمیت نمیده . مادربزرگ نانا همیشه میگه تو ۸۰ سالگی میمیره و فردا جشن تولد ۸۰ سالگیش هستش واسه همین قصد داره همه رو دور هم جمع کن و وصیتش رو بگه.
همه اعضای خانواده قبل از غروب به عمارت قدیمی و مرموز مادربزرگ رسیدن تنها راه ورود به عمارت یه گذرگاه شنی بود و شب موقع بالا اومدن آب دریا اون گذرگاه ناپدید میشد و هیچ راهی به بیرون وجود نداشت. ولی همزمان با فرارسیدن نیمه شب نانا به قتل می رسد
و راس هر ساعت یکی دیگر از اعضای خانواده هم کشته می شوند. حالا عمارت سیگلاس به زندانی در یک جزیره تبدیل شده است، همراه با قاتلی که قصد جان تک تکشان را دارد اعضای خانواده قبل از اینکه آب دریا پایین برود و همه چیز آشکار شود، باید هم راز قتل ها و هم رازهای گذشته را کشف کنند.
📝آلیس _فینی
📕دیزی دارکر
یک راز بزرگ و عجیب باعث شده بود خانواده دارکر از هم دور بشن اونا ترجیح میدادن این راز رو نادیده بگیرن اما هیچ رازی فراموش نمیشه و خون فقط با خون پاک میشه!
اسم من دیزی دارکر هستش دختری که کمترین محبوبیت بین اعضای خانواده داره و غیر مادربزرگش کسی بهش اهمیت نمیده . مادربزرگ نانا همیشه میگه تو ۸۰ سالگی میمیره و فردا جشن تولد ۸۰ سالگیش هستش واسه همین قصد داره همه رو دور هم جمع کن و وصیتش رو بگه.
همه اعضای خانواده قبل از غروب به عمارت قدیمی و مرموز مادربزرگ رسیدن تنها راه ورود به عمارت یه گذرگاه شنی بود و شب موقع بالا اومدن آب دریا اون گذرگاه ناپدید میشد و هیچ راهی به بیرون وجود نداشت. ولی همزمان با فرارسیدن نیمه شب نانا به قتل می رسد
و راس هر ساعت یکی دیگر از اعضای خانواده هم کشته می شوند. حالا عمارت سیگلاس به زندانی در یک جزیره تبدیل شده است، همراه با قاتلی که قصد جان تک تکشان را دارد اعضای خانواده قبل از اینکه آب دریا پایین برود و همه چیز آشکار شود، باید هم راز قتل ها و هم رازهای گذشته را کشف کنند.
📝آلیس _فینی
📕دیزی دارکر
👍7💔1
دیزی دارکر home_book.pdf
199.4 MB
<افرادی که بیشتر از همه ما را دوست دارند، بدتر از همه به ما آسیب میزنند؛ چون میتوانند.>
<اگه توی زمان حال تمرکزت مدام روی گذشته باشه، هیچوقت نمیتونی آیندهت رو بسازی.>
✍🏻آلیس_فینی
📖دیزی دارکر
#معمایی
#جنایی
#پرفروشترین_نیویورک_تایمز
<اگه توی زمان حال تمرکزت مدام روی گذشته باشه، هیچوقت نمیتونی آیندهت رو بسازی.>
✍🏻آلیس_فینی
📖دیزی دارکر
#معمایی
#جنایی
#پرفروشترین_نیویورک_تایمز
💔8👍4❤🔥1
|•📖تیکه_کتاب:
دیزی: تو که میدونی نمیتونیم باهم باشیم،
چرا نمیری؟
گتسبی: میترسم..
دیزی: از چی میترسی؟
گتسبی: از جدایی!
جدا شدن ازت مثل پریدن از یه ساختمون هست طبقه ست. شاید زمین بخورم و نمیرم، اما هنوز به زمین نرسیده، از ترس مردن میمیرم…
✍🏻فیتز_جرالد
📓گتسبی بزرگ
دیزی: تو که میدونی نمیتونیم باهم باشیم،
چرا نمیری؟
گتسبی: میترسم..
دیزی: از چی میترسی؟
گتسبی: از جدایی!
جدا شدن ازت مثل پریدن از یه ساختمون هست طبقه ست. شاید زمین بخورم و نمیرم، اما هنوز به زمین نرسیده، از ترس مردن میمیرم…
✍🏻فیتز_جرالد
📓گتسبی بزرگ
💔10👍5🤡1
یک نفر ممکن است کلی حرفهای خوب بزند، ولی چه فایده وقتی خودش چندان درست به نظر نیاید.
👤توماس_مان
👤توماس_مان
👍16🕊2🤡1