متاسفانه واقعیت اینه که دونفر هیچ وقت همدیگه رو تو یک زمان به یک اندازه دوست ندارن. یکیشون همیشه وقتی به خودش میاد که اون یکی یا حسش وجود نداره یا خودش.
آدرس شانه ام را به تو خواهم داد!
اگر روزی به تکیه دادن نیاز داشتی
بدون ذره ای تردید، بیا!
اگر روزی به تکیه دادن نیاز داشتی
بدون ذره ای تردید، بیا!
با شرایط سخت کنار میام ولی حسرت اینکه همه چیز میتونست طور دیگه پیش بره، همیشه تو دلم میمونه.
کاش یکی از قطره های اشکت بودم
میتونستم توی چشمت به دنیا بیام
روی گونه هات سر بخورم
و روی لب هات بمیرم
میتونستم توی چشمت به دنیا بیام
روی گونه هات سر بخورم
و روی لب هات بمیرم
ما هر دو در آغوش خیالی هم سقوط کردیم، بیآنکه حتی دست هم را گرفته باشیم. شاید قرار نبود بمانیم، فقط باید با هم محو میشدیم
ای نازنین
اندوه اگر چه پنجه به قلبت زد
تاری ز موی سپیدم
در عودسوز بیفکن
تا عشق را
بر آستانۀ درگاه بنگری
اندوه اگر چه پنجه به قلبت زد
تاری ز موی سپیدم
در عودسوز بیفکن
تا عشق را
بر آستانۀ درگاه بنگری
واقعا چشمها خیلی مهمن، شما از چشمهای یه نفر میتونی بفهمی روحش رو کثافت گرفته یا نه، راسته میگن چشم دریچه روح آدمهاست، حتی اگه به آدمهای گذشته زندگیتون هم فکر کنین به این امر میرسین که کاملا واقعیه.
تا آخر عمرم بشینم حسرت روزهای اولی که خوب و مهربون بودی رو بخورم؟ مگه تقصیر منه که تو سمیای؟ مگه عمرم رو از سر راه آوردم؟ من قبل از تو زندگی داشتم، بعد از تو هم دارم، قشنگترش هم دارم، آدم غصه کسی رو تا آخر عمر میخوره که با پای خودش نرفته باشه.
من عاشق زندگی کردن بودم، هر بار اتفاقی میافتاد بعد از مدتی دوباره بلند میشدم و ادامه میدادم، به اهدافم فکر میکردم به آیندهای که منتظرمه، این اولین باره تو زندگیم که مدت زیادیه از ته دل غمگینم، هیچ چیزی خوشحالم نمیکنه و مطلقا امیدی به آینده و تلاش و اتفاق مثبتی ندارم.