پرسیدم چقدر دوستم داری؟
گفت: یک عمر و پنج دقیقه ،گفتم
پنج دقیقش چیه؟ گفت آخه یه جا خوندم بعد از مرگ قلب تا پنج دقیقه همچنان سالمه :))♥️🥲
گفت: یک عمر و پنج دقیقه ،گفتم
پنج دقیقش چیه؟ گفت آخه یه جا خوندم بعد از مرگ قلب تا پنج دقیقه همچنان سالمه :))♥️🥲
👍5❤1🔥1😢1
یه دیالوگی بود که میگفت❤️🩹:
چه شکستی بزرگتر از اینکه بعد از گذروندن این همه وقت پای ینفر، بفهمی چقدر باهات غریبست :)
و چه آدمایی که تو خیالِ خودمون باهاشون زندگی میکردیم ولی واسشون هیچی نبودیم جز یه آدم معمولی
چه شکستی بزرگتر از اینکه بعد از گذروندن این همه وقت پای ینفر، بفهمی چقدر باهات غریبست :)
و چه آدمایی که تو خیالِ خودمون باهاشون زندگی میکردیم ولی واسشون هیچی نبودیم جز یه آدم معمولی
👍12
تو مثل همون آهنگی هستی که
ناراحتم میکنه و من از گوشیم پاکش کردم
ولی بازم زیر لب میخونم و بهش فکر میکنم :)))🖤🤞🏻
ناراحتم میکنه و من از گوشیم پاکش کردم
ولی بازم زیر لب میخونم و بهش فکر میکنم :)))🖤🤞🏻
👍3
من قبلا خیلی روی رفتارِ کسایی که دوسشون داشتم حساس بودم، اینجوری که بیشتر اوقات بدونِ هیچ دلیلِ قانع کننده ای ازشون ناراحت میشدم؛
اما الان نه تنها شخصی نمیتونه ناراحتم کنه بلکه حتی وقتی چیزیم ناراحتم میکنه رو لازم نمیبینم که بیان کنم؛
این روزا به این نتیجه رسیدم که وقتی آدمی منو دوست داشته باشه و واسم ارزش قائل داشته باشه، اصلا نیاز نیست بودنمو واسش یادآوری کنم؛
راستش کارَم از بچه بازی و با خیلیا بودن گذشته، الان فقط دنبال آرامشم؛
نه تنها الان، بلکه تا آخر عمر به آدمی که منو به همه ترجیح نمیده نیاز ندارم.
اما الان نه تنها شخصی نمیتونه ناراحتم کنه بلکه حتی وقتی چیزیم ناراحتم میکنه رو لازم نمیبینم که بیان کنم؛
این روزا به این نتیجه رسیدم که وقتی آدمی منو دوست داشته باشه و واسم ارزش قائل داشته باشه، اصلا نیاز نیست بودنمو واسش یادآوری کنم؛
راستش کارَم از بچه بازی و با خیلیا بودن گذشته، الان فقط دنبال آرامشم؛
نه تنها الان، بلکه تا آخر عمر به آدمی که منو به همه ترجیح نمیده نیاز ندارم.
👍11🔥1
حالم عجیب خوبست...!
دیگر فکرش در اتاق های تاریک مغزم از اینور به آنور نمیرود...
دیگر قلبم برایش تند نمیتپد...
دیگر برایم مهم نیست با چه افرادی دَم خور است...
برایم مهم نیست که در زمستان، لباس گرم میپوشد یا نه؟!
برایم اهمیتی ندارد که به موقع غذایش را میخورد...؟!
خوابش کافیست و به استراحتش اهمیت میدهد...؟!
حقیقتا دیگر برایم مهم نیست...!
برای چه باید برایم مهم باشد...؟!
اما گاه گاهی دلم بدجور میخواهد که در نظرم منفور آید
و دیگر عاشقش نباشم
و کمتر بلوف فراموش کردنش
و حال خوبم را بزنم...
- حناشجاع
دیگر فکرش در اتاق های تاریک مغزم از اینور به آنور نمیرود...
دیگر قلبم برایش تند نمیتپد...
دیگر برایم مهم نیست با چه افرادی دَم خور است...
برایم مهم نیست که در زمستان، لباس گرم میپوشد یا نه؟!
برایم اهمیتی ندارد که به موقع غذایش را میخورد...؟!
خوابش کافیست و به استراحتش اهمیت میدهد...؟!
حقیقتا دیگر برایم مهم نیست...!
برای چه باید برایم مهم باشد...؟!
اما گاه گاهی دلم بدجور میخواهد که در نظرم منفور آید
و دیگر عاشقش نباشم
و کمتر بلوف فراموش کردنش
و حال خوبم را بزنم...
- حناشجاع
👍10
شاهین نجفی میگه:
"کارم داشت به خودکشی کشیده میشد،
ولی عاشق شدمو این عشق نجاتم داد."
عشق همونقد که خطرناکه، منجیِ خوبیم هست.
#توئیت🌱💛
"کارم داشت به خودکشی کشیده میشد،
ولی عاشق شدمو این عشق نجاتم داد."
عشق همونقد که خطرناکه، منجیِ خوبیم هست.
#توئیت🌱💛
👍5
هر وقت ناراحت شدی به این فکر کن که میلیونها سلول تو بدن تو وجود دارن و تنها چیزی که بهش اهمیت میدن تویی.
👍9
همیشه که نباید بنشینیم
و بدیهای روزمان را مرور کنیم!
گاهی باید نشست
خوشی ها را شمرد چای نوشید
و پشت کرد به تمام نداشتنها
و غصه هایی که عمری با آن زندگی کردیم. ^^
و بدیهای روزمان را مرور کنیم!
گاهی باید نشست
خوشی ها را شمرد چای نوشید
و پشت کرد به تمام نداشتنها
و غصه هایی که عمری با آن زندگی کردیم. ^^
👍7
کسی که چهارچوب داره اصالت داره
اصالت رو نه میشه خرید
نه میشه اداش رو درآورد
نه میشه با بزک دوزک بهش رسید....!!
اصالت رو نه میشه خرید
نه میشه اداش رو درآورد
نه میشه با بزک دوزک بهش رسید....!!
👍5
امروز یه چیزی داشتم میخوندم که اتفاقی به یه فعل آلمانی رسیدم و معنیش رو نگاه کردم:
Abgehen:
دست کشیدن از چیزی، کنده شدن، ترک کردن، راه افتادن، دورشدن، سپری شدن عمر...
ترتیب معانیش تو لغتنامه خودش یه داستان شده؛ یه داستان کوتاه امّا طولانی؛ "داستانى شبيه به بودن تو"
#توئیت🌱💛
Abgehen:
دست کشیدن از چیزی، کنده شدن، ترک کردن، راه افتادن، دورشدن، سپری شدن عمر...
ترتیب معانیش تو لغتنامه خودش یه داستان شده؛ یه داستان کوتاه امّا طولانی؛ "داستانى شبيه به بودن تو"
#توئیت🌱💛
👍2❤1
من کل روزم تلاش میکنم خسته بشم، کل کارای ممکن و ناممکنو روی سر خودم خراب میکنم تا شب که شد خسته و کوفته فقط سرمو بزارم رو بالشت و بدون هیچ فکری بخوابم.
اما شب؛ امان از شب...
شب که میرسه علی رغم کل خستگیِ روز، یهو فکرت از پشت پنجره واسه مغزم دست تکون میده... دوباره شروع میشه! فکر کردن به تو تا مرز دیوانگی شروع میشه
انقدر بهت فکر میکنم تا چشمام از ریختنِ اشک خسته بشن، تا دستام از لرزیدن و قلبم از تیر کشیدن دل بکنه، تا وقتی که مغزم دیگه توانِ تحلیلِ افکارمو نداشته باشه به تو فکر میکنم.
شبهای من مالِ خودته، نه برای وجودت، نه! برای فکرت...
اما شب؛ امان از شب...
شب که میرسه علی رغم کل خستگیِ روز، یهو فکرت از پشت پنجره واسه مغزم دست تکون میده... دوباره شروع میشه! فکر کردن به تو تا مرز دیوانگی شروع میشه
انقدر بهت فکر میکنم تا چشمام از ریختنِ اشک خسته بشن، تا دستام از لرزیدن و قلبم از تیر کشیدن دل بکنه، تا وقتی که مغزم دیگه توانِ تحلیلِ افکارمو نداشته باشه به تو فکر میکنم.
شبهای من مالِ خودته، نه برای وجودت، نه! برای فکرت...
👍8❤2😢2
اونجایی که فکر می کنی همه رو از خودت دور کردی و احساس تنهایی می کنی، اونجایی ساعت از ۱۲ شب گذشته و پر حس دلتنگی و غمی، اونجایی که فکر می کنی زندگی برات تکراری شده و به فکر تموم کردنشی، اونجایی که نا امیدی مطلق سر تا پاتو گرفته، اونجایی که همه چیز برات بی ارزش شده و داری حس خنثی بودن محض و تجربه می کنی، اونجایی که ترکت کرده و دنیا برات زشت و بی معنی شده، دقیقاً همونجایی که خسته شدی و حوصله ی حتی نفس کشیدن رو هم نداری، من هستم، منتظرتم، پشتتم، کنارتم، هواتو دارم، نمی خواد حرف بزنی، نمی خواد زنگ بزنی، تو فقط بخواه، فقط یه نقطه برام بفرست، بقیشو بسپر به من. باشه؟
👍5❤1
رفتنش فدای سرم !
من دلم برای روزهایی می سوزد
که به خاطرش از خود واقعیم دور شدم
تا فقط بتوانم او را لحظه ای راضی نگه دارم..
دلم برای روزهایی که با حماقت
خودم نبودم ، می سوزد !
من دلم برای روزهایی می سوزد
که به خاطرش از خود واقعیم دور شدم
تا فقط بتوانم او را لحظه ای راضی نگه دارم..
دلم برای روزهایی که با حماقت
خودم نبودم ، می سوزد !
👍15
👍2
اخاف علی الورد من جارحیه
ویجرحنی فی الهوی برعم.
«نگرانم گل را برنجانند
در عشق
"شکوفهای" میرنجانَدَم.»
ویجرحنی فی الهوی برعم.
«نگرانم گل را برنجانند
در عشق
"شکوفهای" میرنجانَدَم.»
👍1
هرگز به کسی که
برای "احساس تو"
ارزش قائل نیست دل نبند!
به خودت بیاموز
هرکسی
ارزش ماندن
در "قلب" تو را ندارد...
[ خورخه لوئیس بورخس ]
برای "احساس تو"
ارزش قائل نیست دل نبند!
به خودت بیاموز
هرکسی
ارزش ماندن
در "قلب" تو را ندارد...
[ خورخه لوئیس بورخس ]
👍5❤3🔥1
وإن سألوني يوماً
عَن كُل ما هو جَميل في حَياتي
سَأكتَفي بِذكركِ اَنتِ...
«و اگر روزی
در موردِ هر آنچه
در زندگیِ من زیباست،
از من بپرسند،
به ذکرِ تو بَسنده میکنم...»
عَن كُل ما هو جَميل في حَياتي
سَأكتَفي بِذكركِ اَنتِ...
«و اگر روزی
در موردِ هر آنچه
در زندگیِ من زیباست،
از من بپرسند،
به ذکرِ تو بَسنده میکنم...»
❤5👍4
سقوط از جایی شروع میشه
که یادت میره
اگه به بعضیا "نه" نگی
یه جوری از زندگی پرتت میکنن
که دیگه هیچ حسی نداشته باشی
سقوط از جایی شروع میشه
که سکوت می کنی
میدونی حرفاشون دروغه
ولی باور می کنی
میدونی کاراشون اشتباهه
ولی تا ته مسیر باهاشون میری
میدونی پشتتو خالی می کنن
ولی هواشونو داری
سقوط یعنی دیگران رو
بیشتر از خودت دوست داشته باشی
جایی که یادت میره
خودت از همه مهم تری
وقتی افتادی پایین
دیگه خودتم یادت نمیاد
بهت قول میدم
#شهاب_مفخمی
که یادت میره
اگه به بعضیا "نه" نگی
یه جوری از زندگی پرتت میکنن
که دیگه هیچ حسی نداشته باشی
سقوط از جایی شروع میشه
که سکوت می کنی
میدونی حرفاشون دروغه
ولی باور می کنی
میدونی کاراشون اشتباهه
ولی تا ته مسیر باهاشون میری
میدونی پشتتو خالی می کنن
ولی هواشونو داری
سقوط یعنی دیگران رو
بیشتر از خودت دوست داشته باشی
جایی که یادت میره
خودت از همه مهم تری
وقتی افتادی پایین
دیگه خودتم یادت نمیاد
بهت قول میدم
#شهاب_مفخمی
👍6
⸤به قلبش نگاه کرد و در سکوت زخمهایش را بوسید. قلبش همانطور که به تپیدنش ادامه میداد گفت: تحمل کردن این زخمها با من و امیدوار ماندن و ادامه دادن با تو…باشه؟ یکبار دیگر یادش افتاد که همیشه قلبش به درستی مسیر را نشان داده بود، همیشه به درستی گفته بود چه میخواهد و چه باید بکند. پس با اندوه اما مصمم گفت: باشه.⸣🪴🦈
-پونه مقيمى
-پونه مقيمى
👍9