✞تـڪ๛ـت گـڕأﻓ؁ـێ✞
19 subscribers
970 photos
25 videos
15 files
7 links
🍃♡﷽♡🍃

و يهـ روز من ،🍃
برا هميشهـ
اين دنيارو ترك ميكنم ،🍁
و تو اونروز
معنىِ واقعىِ
دير شدنو
ميفهمى.. 🍃

ارتباط با ادمین
Download Telegram
‏اگر ميخواى در قلب كسی موندگار بشی،
توی غُصه‌هاش كنارش باش. آدما خیلی چیزا
رو فراموش میکنن، ولى اونى كه توی غُصه‌ها
كنارشون بوده رو هرگز.
وقتی محمود درویش (فلسطینی) عاشق ریتا(اسرائیلی) شد برای او نوشت:
«من بر خلاف قبیله و وطن و باورهامون، عاشقت شدم...ولی می ترسم تو مرا نا امید کنی.»

بعدها فهمید ریتا جاسوس اسرائیل بود، برایش نوشت:
«حس میکنم وطنم دوباره اشغال شده، شاید برای تو چیز بی اهمیتی باشد، ولی آن قلب من بود»


@text_axs
آنقدر مدام خوابت را دیده ام
آنقدر راه رفته ام
آنقدر سخن گفته ام
آنقدر عشق ورزیده ام به سایه ات
که دیگر از تو هیچ چیز برایم نمانده است
فقط این برایم مانده
که سایه ای باشم میان سایه ها
که صدبار سایه تر باشم از سایه
سایه ای که می آید
و باز می‌آید
به زندگی آفتابی ات

- روبر دسنوس

@text_axs
ولی تلخ ترین تصویر از عشق یک طرفه فقط اونجا که جمال ثریا میگه:

‌در گوشه‌ای از ذهنت
به انتظار خود نشستم،
نیامدم، نیامدم، نیامدم...

- جمال ثریا

@text_axs
مثل عکس رخ مهتاب
که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو
فاصله‌هاست

- فاضل نظری
@text_axs
حافظ شکایت از غم هجران چه می‌کنی
در هجر وصل باشد و در ظلمت است نور

- حافظ
در انتظار تو میمیرم و در این دم آخر
دلم خوشت است که دیدم به خواب گاه به گاهت

شهریار
کسی نبود که درونش را ببیند، پس بیرونش را هم به درون برد، رفت تا روز روشن، در خود باشد.

محمد همایون

@text_axs
خود جناب ‌شهریار⁩ هم وقتی خواست بی تفاوت باشه و نوشت :

«تو بمان و دگران؛وای به حال دگران...» بعدش روشو برگردوند و زیرلب گفت:
«دل شکسته و اشک روان گواهت بس، که خوش به حال دگران!»

بعد شما نشستی میگی فراموشش کن؟؟ :))

- شهریار

@text_axs
آزرده دل از کوی تو رفتیم و نگفتی
کی بود؟کجا رفت؟چرا بود و چرا نیست...

شهریار

@text_axs
آلبر کامو توی کتاب «مرگ خوش» نوشته:
بیماری‌ اش اینقدر طولانی شد که اطرافیانش
به مریضی‌ اش عادت کردن و از یاد بردن
که اون داره عذاب می‌کشه و یه روزی می‌میره...

حقیقت اینه گاهی هر چیزی که مربوط به ماست
برای اطرافیانمون تبدیل به عادت می‌شه.
درد و رنج‌هامون، بیماری‌هامون،
حتی عشق و محبتمون نسبت به آدم‌ها،
براشون تبدیل به عادت میشه و دیگه به چشم نمیاد.
گاهی حضور دائمی ما، عشقِ بی‌قید و شرط ما
باعث میشه حتی دیده نشیم...

@text_axs
تنـها منم که می دانـم
چـرا اغلـب اوقـات سـاکتی
به اولین صبـح پـس از جنگ می مانی
آرامـی و زیبـا
اما غمگیـن...
به اولین صبـحـانه
در اولیـن روز صـلـح شبیـهی
شیرینـی و دلـچسـب
اما تنهـا با گریـه می توان به تـو دست زد...


📚بادها کجا می‌میرند؟؛حسن آذری
@text_axs
‌جایی دورتر از خودم ایستاده‌ام،
به تماشای کسی که جای من زندگی می‌کند.
چه بی‌رحمانه تنهاست و چه به ناچار قوی..

@text_axs
جمال ثریا چه زیبا گفت :
اگر دیداری هم نباشد
حتی اگر لمسی هم نباشد
بی دلیل برای بعضی ها همیشه جایی
در دل هایمان هست :)
.
@text_axs
بابا لنگ دراز عزیزم
بعضی آدم‌ها را نمی‌شود داشت
فقط می‌شود يک جور خاصی دوستشان داشت؛
بعضی آدم‌ها اصلا برای اين نيستند
که برای تو باشند يا تو برای آن‌ها ...

اصلا به آخرش فکر نمی‌کنی
آن‌ها برای اينند که دوستشان بداری!
آن هم نه دوست داشتن معمولی نه حتی عشق؛
يک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نيست.
اين آدم‌ها حتی وقتی که ديگر نيستند هم در کنج دلت تا ابد يه جور خاص دوست داشته خواهند شد...

@text_axs
«تو زیباترین حزن من بودی، عزیزترین زخمم بودی و دلخواه‌ترین رنجم.»

@text_axs
بچه که هستیم
از شب میترسیم
به خاطر تاریکی، به خاطر تنهایی…
بزرگ که می شویم
باز هم از شب میترسیم
اما نه به خاطر تاریکی، یا تنهایی!
از خاطراتی می ترسیم که تا چشمانمان را
می بندیم بر سرمان آوار می شوند
به گلویمان می چسبند و راه نفسمان را بند
می آورند…
از فکر و خیال آدمهایی که روزهای زیادی دوستشان داشتیم و حالا هر شب یادشان جانمان را می گیرد
از رفتن های کشنده میترسیم…
از فراموش نکردن های مرگ آور!


@text_axs | فرشته رضایی
بگذار سقوط کنی
اگر قراراست سقوط کنی
آنکه خواهی شد تو را خواهد گرفت

@text_axs
تولد یعنی یک سال دیگر گذشت، و من هنوز هم در جستجوی شادی و آرامش هستم. هر سال در این روز، به تمام رویاهایی فکر می‌کنم که به آنها نرسیده‌ام و به خاطراتی که در قلبم سنگینی می‌کنند. امسال هم مانند سال‌های قبل، دلتنگ لحظاتی هستم که هرگز برنخواهند گشت. کاش روز تولدم یادآور لبخندهای گذشته و امید به آینده بود، اما این روز بیشتر از همیشه، خاطرات تلخ و حسرت‌های دیرین را زنده می‌کند.
4/10

@text_axs
ناتوانی‌ام مُدام بیشتر می‌شود، ناتوانی در فکر کردن، در دیدن، تشخیصِ حقیقتِ اشیاء، به یاد آوردن، حرف زدن، سهیم شدن در یک تجربه؛ دارم مثل سنگ می‌شوم، این حقیقت دارد.


یادداشت‌ها
فرانتس کافکا

@text_axs
مرا ببخش که اینگونه دلتنگ به تو می اندیشم...

ابتهاج

@text_axs