«لم أحب أحد مثلك أبدًا أبدًا ، ولم أقترب من أحد مثلما اقتربت منك، لقد بدأت معك ويبدو لي أنني سأنتهي معك...»
من هرگز کسی را مثل تو دوست نداشته ام، هرگز آنقدر که به تو نزدیک شده ام به کسی نزدیک نشده ام، با تو شروع کردم و با تو به پایان خواهم رساند...
من هرگز کسی را مثل تو دوست نداشته ام، هرگز آنقدر که به تو نزدیک شده ام به کسی نزدیک نشده ام، با تو شروع کردم و با تو به پایان خواهم رساند...
همیشه روزهایی هست که انسان در آن کسانی را که دوست داشته، بیگانه مییابد.
آلبر کامو
آلبر کامو
یه همکار آقا داشتم هر هفته یه هندزفزی خراب میکرد :میگفت :جنسا چقدر بد شدن دو قطره آب میخوره بهشون خراب میشن هر روز صبح ک میومد چشماش باد کرده بود میگفت انقدر خوب خوابیدم پف کردم خلاصه تو دار بود!! از شبایی که صبح نمیشدن حرفی نمیزد... بعضی وقتا هم زنگ میزد به به شماره ی خاموش و تا جایی ک قط بشه گوشیو نگه میداشت...
آخرین روزی که باهم کار میکردیم بهش :گفتم انقدر سر چشمات خالی نکن نبودنشو :گفت دعا کن ،برگرده اصلا تو 40 سالگیم تو 70 سالگیم، فقط دعا کن برگرده... نکنید اینکارو باهم
@text_axs
آخرین روزی که باهم کار میکردیم بهش :گفتم انقدر سر چشمات خالی نکن نبودنشو :گفت دعا کن ،برگرده اصلا تو 40 سالگیم تو 70 سالگیم، فقط دعا کن برگرده... نکنید اینکارو باهم
@text_axs
اگر ميخواى در قلب كسی موندگار بشی،
توی غُصههاش كنارش باش. آدما خیلی چیزا
رو فراموش میکنن، ولى اونى كه توی غُصهها
كنارشون بوده رو هرگز.
توی غُصههاش كنارش باش. آدما خیلی چیزا
رو فراموش میکنن، ولى اونى كه توی غُصهها
كنارشون بوده رو هرگز.
وقتی محمود درویش (فلسطینی) عاشق ریتا(اسرائیلی) شد برای او نوشت:
«من بر خلاف قبیله و وطن و باورهامون، عاشقت شدم...ولی می ترسم تو مرا نا امید کنی.»
بعدها فهمید ریتا جاسوس اسرائیل بود، برایش نوشت:
«حس میکنم وطنم دوباره اشغال شده، شاید برای تو چیز بی اهمیتی باشد، ولی آن قلب من بود»
@text_axs
«من بر خلاف قبیله و وطن و باورهامون، عاشقت شدم...ولی می ترسم تو مرا نا امید کنی.»
بعدها فهمید ریتا جاسوس اسرائیل بود، برایش نوشت:
«حس میکنم وطنم دوباره اشغال شده، شاید برای تو چیز بی اهمیتی باشد، ولی آن قلب من بود»
@text_axs
آنقدر مدام خوابت را دیده ام
آنقدر راه رفته ام
آنقدر سخن گفته ام
آنقدر عشق ورزیده ام به سایه ات
که دیگر از تو هیچ چیز برایم نمانده است
فقط این برایم مانده
که سایه ای باشم میان سایه ها
که صدبار سایه تر باشم از سایه
سایه ای که می آید
و باز میآید
به زندگی آفتابی ات
- روبر دسنوس
@text_axs
آنقدر راه رفته ام
آنقدر سخن گفته ام
آنقدر عشق ورزیده ام به سایه ات
که دیگر از تو هیچ چیز برایم نمانده است
فقط این برایم مانده
که سایه ای باشم میان سایه ها
که صدبار سایه تر باشم از سایه
سایه ای که می آید
و باز میآید
به زندگی آفتابی ات
- روبر دسنوس
@text_axs
ولی تلخ ترین تصویر از عشق یک طرفه فقط اونجا که جمال ثریا میگه:
در گوشهای از ذهنت
به انتظار خود نشستم،
نیامدم، نیامدم، نیامدم...
- جمال ثریا
@text_axs
در گوشهای از ذهنت
به انتظار خود نشستم،
نیامدم، نیامدم، نیامدم...
- جمال ثریا
@text_axs
در انتظار تو میمیرم و در این دم آخر
دلم خوشت است که دیدم به خواب گاه به گاهت
شهریار
دلم خوشت است که دیدم به خواب گاه به گاهت
شهریار
کسی نبود که درونش را ببیند، پس بیرونش را هم به درون برد، رفت تا روز روشن، در خود باشد.
محمد همایون
@text_axs
محمد همایون
@text_axs
خود جناب شهریار هم وقتی خواست بی تفاوت باشه و نوشت :
«تو بمان و دگران؛وای به حال دگران...» بعدش روشو برگردوند و زیرلب گفت:
«دل شکسته و اشک روان گواهت بس، که خوش به حال دگران!»
بعد شما نشستی میگی فراموشش کن؟؟ :))
- شهریار
@text_axs
«تو بمان و دگران؛وای به حال دگران...» بعدش روشو برگردوند و زیرلب گفت:
«دل شکسته و اشک روان گواهت بس، که خوش به حال دگران!»
بعد شما نشستی میگی فراموشش کن؟؟ :))
- شهریار
@text_axs
آلبر کامو توی کتاب «مرگ خوش» نوشته:
بیماری اش اینقدر طولانی شد که اطرافیانش
به مریضی اش عادت کردن و از یاد بردن
که اون داره عذاب میکشه و یه روزی میمیره...
حقیقت اینه گاهی هر چیزی که مربوط به ماست
برای اطرافیانمون تبدیل به عادت میشه.
درد و رنجهامون، بیماریهامون،
حتی عشق و محبتمون نسبت به آدمها،
براشون تبدیل به عادت میشه و دیگه به چشم نمیاد.
گاهی حضور دائمی ما، عشقِ بیقید و شرط ما
باعث میشه حتی دیده نشیم...
@text_axs
بیماری اش اینقدر طولانی شد که اطرافیانش
به مریضی اش عادت کردن و از یاد بردن
که اون داره عذاب میکشه و یه روزی میمیره...
حقیقت اینه گاهی هر چیزی که مربوط به ماست
برای اطرافیانمون تبدیل به عادت میشه.
درد و رنجهامون، بیماریهامون،
حتی عشق و محبتمون نسبت به آدمها،
براشون تبدیل به عادت میشه و دیگه به چشم نمیاد.
گاهی حضور دائمی ما، عشقِ بیقید و شرط ما
باعث میشه حتی دیده نشیم...
@text_axs
تنـها منم که می دانـم
چـرا اغلـب اوقـات سـاکتی
به اولین صبـح پـس از جنگ می مانی
آرامـی و زیبـا
اما غمگیـن...
به اولین صبـحـانه
در اولیـن روز صـلـح شبیـهی
شیرینـی و دلـچسـب
اما تنهـا با گریـه می توان به تـو دست زد...
📚بادها کجا میمیرند؟؛حسن آذری
@text_axs
چـرا اغلـب اوقـات سـاکتی
به اولین صبـح پـس از جنگ می مانی
آرامـی و زیبـا
اما غمگیـن...
به اولین صبـحـانه
در اولیـن روز صـلـح شبیـهی
شیرینـی و دلـچسـب
اما تنهـا با گریـه می توان به تـو دست زد...
📚بادها کجا میمیرند؟؛حسن آذری
@text_axs
جایی دورتر از خودم ایستادهام،
به تماشای کسی که جای من زندگی میکند.
چه بیرحمانه تنهاست و چه به ناچار قوی..
@text_axs
به تماشای کسی که جای من زندگی میکند.
چه بیرحمانه تنهاست و چه به ناچار قوی..
@text_axs
جمال ثریا چه زیبا گفت :
اگر دیداری هم نباشد
حتی اگر لمسی هم نباشد
بی دلیل برای بعضی ها همیشه جایی
در دل هایمان هست :)
.
@text_axs
اگر دیداری هم نباشد
حتی اگر لمسی هم نباشد
بی دلیل برای بعضی ها همیشه جایی
در دل هایمان هست :)
.
@text_axs
بابا لنگ دراز عزیزم
بعضی آدمها را نمیشود داشت
فقط میشود يک جور خاصی دوستشان داشت؛
بعضی آدمها اصلا برای اين نيستند
که برای تو باشند يا تو برای آنها ...
اصلا به آخرش فکر نمیکنی
آنها برای اينند که دوستشان بداری!
آن هم نه دوست داشتن معمولی نه حتی عشق؛
يک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نيست.
اين آدمها حتی وقتی که ديگر نيستند هم در کنج دلت تا ابد يه جور خاص دوست داشته خواهند شد...
@text_axs
بعضی آدمها را نمیشود داشت
فقط میشود يک جور خاصی دوستشان داشت؛
بعضی آدمها اصلا برای اين نيستند
که برای تو باشند يا تو برای آنها ...
اصلا به آخرش فکر نمیکنی
آنها برای اينند که دوستشان بداری!
آن هم نه دوست داشتن معمولی نه حتی عشق؛
يک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نيست.
اين آدمها حتی وقتی که ديگر نيستند هم در کنج دلت تا ابد يه جور خاص دوست داشته خواهند شد...
@text_axs