𝑰 𝒕𝒓𝒖𝒔𝒕 𝒍𝒆𝒔𝒔
𝑰 𝒐𝒃𝒔𝒆𝒓𝒗𝒆 𝒎𝒐𝒓𝒆
کمتر اعتماد میکنم؛بیشتر میبینم . . .
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
𝑰 𝒐𝒃𝒔𝒆𝒓𝒗𝒆 𝒎𝒐𝒓𝒆
کمتر اعتماد میکنم؛بیشتر میبینم . . .
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
بالاتر از درد پرواز کن!
Fly Above the Pain.
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
بالاتر از درد پرواز کن!
Fly Above the Pain.
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
ودࢪنهایت قدࢪبودن دࢪنبودن ثابت میشہ.
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
من حࢪفامو با آهنگ میزنم، زࢪنگ باشے میفهمے.
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
ڪم ڪم میتونم از حس ششمم بہ عنوان مُوڪل استفادہ ڪنم
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
و من ڪمے بعد ممڪن است دیگࢪ نباشم. شاید هࢪ نگاهم، نگاہ خداحافظے باشد.”
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
تو هنوز داࢪۍ منو میسنجے، من مدتهاست تو ࢪو از لیست انتخابام حذف ڪࢪدم.
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
یع سࢪۍ آدما هستن;
نیاز بہ عمل زیبایے از دࢪون داࢪن،
مثلا بزࢪگ ڪࢪدن عقل،تزࢪیق شعوࢪ،بوتاڪس اخلاق وادب، ڪاشت ذوق،ساڪشن ڪینہ وبࢪداشتن ڪامل حسادت ...
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
نیاز بہ عمل زیبایے از دࢪون داࢪن،
مثلا بزࢪگ ڪࢪدن عقل،تزࢪیق شعوࢪ،بوتاڪس اخلاق وادب، ڪاشت ذوق،ساڪشن ڪینہ وبࢪداشتن ڪامل حسادت ...
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
َ
ٺو همون چایی ٺلخ بمون ؛ هر کی چایی دوسٺ داره قندشو باخودش میاره ..
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
ٺو همون چایی ٺلخ بمون ؛ هر کی چایی دوسٺ داره قندشو باخودش میاره ..
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
َ
اگه یه مؤمن و یه کافر وارد دریا بشن ، اونی زنده میمونه که شنا بلده ..
حٺی خدا هم با نادون ها ٺعارف نداره ..
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
اگه یه مؤمن و یه کافر وارد دریا بشن ، اونی زنده میمونه که شنا بلده ..
حٺی خدا هم با نادون ها ٺعارف نداره ..
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
َ
شمارو عشق و حال سیر کرد ..
مارو آرزوها ے مونده به دل ...
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
شمارو عشق و حال سیر کرد ..
مارو آرزوها ے مونده به دل ...
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
َ
حیوونا هاری شون از مرضه ، آدما از زیادےِ محبٺ ....!
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
حیوونا هاری شون از مرضه ، آدما از زیادےِ محبٺ ....!
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
َ
پسر وفادار کم نیسٺ .. شما دنبال پولدارو وفادارید ...
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
پسر وفادار کم نیسٺ .. شما دنبال پولدارو وفادارید ...
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
َ
شیرینی هاٺو سر یه سفره دیگه با یکی دیگه میخورے پس پیش ما هم از مرض قندٺ روضه نخون ...
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
شیرینی هاٺو سر یه سفره دیگه با یکی دیگه میخورے پس پیش ما هم از مرض قندٺ روضه نخون ...
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
َ
خواسٺیم کار کنیم بخریم ، با پول ددے خزش کردن ...
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
خواسٺیم کار کنیم بخریم ، با پول ددے خزش کردن ...
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
َ
به علٺ فشار اقٺصادے بهشٺ به زیر پاے به پدر انٺقال یافٺ
سلامٺی هر چی پدره ...
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜
به علٺ فشار اقٺصادے بهشٺ به زیر پاے به پدر انٺقال یافٺ
سلامٺی هر چی پدره ...
ᵗᵉˣ✧ུྃ͟͟͞ ᷜ͟ ⷩ͟ ⃬ⷶꜜ🝜