•●Тeχт Fαℓℓ●•
128 subscribers
734 photos
41 videos
5 files
16 links
●••••●••••●••••●••••●•••••●

می‌خوانَم می‌خوانَم‌ می‌خوانَم،
تو خواندَنِ مَنی..🖤

●••••●••••●••••●••••●•••••●
📩Cantact Us: @mmdbnv | @unknown_dc

پيشنهاد و انتقاداتون رو با ما درميون بذاريد❤️
Download Telegram
یه بخشی از وجودم می خواد زندگی کنه، می خواد تلاش کنه، می خواد کم نیاره، می خواد خوش بین باشه، انرژی مثبت بده، قشنگیارو ببینه. ولی یه بخشی از وجودمم می خواد نباشه، می خواد بهم ثابت کنه همه تلاشام بیهودست، تهش هیچی نیست، تهش پوچه، تهش خالیه، همه چی تاریکه. بعضی وقتا زور یکی به اون یکی می رسه بعضی وقتام زور اون یکی، منم گیر کردم این وسط، نمیدونم واقعا حالم خوبه یا نه.
آی آدم‌ها
که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
یکنفردر آب دارد می‌سپارد جان.
#نیما_یوشیج
تو زنی هَستی
که وجودش را با مقیاس
ساعت و روز نمیتوانم بسنجم ،
تو از میلیون ها سال پیش در وجودِ من رِخنه کردی ، تو زنی هستی، برآمده از میوه عشق و رویاهای طلایی

نزار قبانی
عاشقتم
ای بانویی که
عطر العطور و مسک الختامی
ای بانویی که
درخشان‌ترین قصیده‌ها
و شیواترین سخن‌ها
برای تو گفته شده است
إن عدد النساء اللاتی یقتلهن الحزن
أکثر من عدد الرجال الذین تقتلهم الحرب.

زنان کُشته شده از اندوه
فراوان‌تر از مردان کُشته شده در جنگند...
Inja Irane
Bahram
بنویس با خونِ مردم بی ستاره🖤
#مهسا_امینی #Mahsaamini
یکی‌‌یکی
‏هست‌هایمان نیست می‌شوند !
•●Тeχт Fαℓℓ●•
Photo
چه جوانانی!
می‌بینی؟
چه جوانانی!
بسیاری‌شان هنوز
صورت عشق را بر سینه نفشرده‌اند.
«مباش در پس آزار و هرچه خواهی کن
که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست!»

در ازدحام این همه ظلمت بی عصا
چراغ را هم از من گرفته اند
اما من ، دیوار به دیوار
از لمس معطر ماه، به سایه روشن خانه باز خواهم گشت
پس زنده باد امید ....
ما بی ایمان نبودیم،
منتها می‌خواستیم به باورهای خودمان و نه باورهایی كه برای ما مقرر شده بود ایمان داشته باشیم...
زن ها اگر نخندند
هیچ درختی شکوفه نمی‌دهد...
-آه اگر آزادی سرودی می‌خواند
کوچک
هم‌چون گلوگاهِ پرنده‌یی،
هیچ‌کجا دیواری فروریخته بر جای نمی‌ماند.
سالیانِ بسیار نمی‌بایست
دریافتن را
که هر ویرانه نشانی از غیابِ انسانی‌ست
که حضورِ انسان
آبادانی‌ست.
- بفرمایید عقل و فهم و شعور
+ نه ممنون، ساندیس میخورم.
‏خسته بودیم
‏زخمی بودیم
‏حتی شکست‌خورده بودیم
‏اما فریادمان را تمام نکردیم
‏و ادامه دادیم این عصیان‌مان را
‏تا جایی که جهان
‏سرشار از آزادی و عشق شود
‏در قید غمم، خاطر آزاد کجایی
‏تنگ است دلم، قوّت فریاد کجایی

بیرون وجود، امن و امان عجبی بود
‏هستی رهِ ما زد، عدم‌آباد کجایی

کو هم‌نفسی تا نفسی شاد برآرم
‏مجنون تو کجا رفتی و فرهاد کجایی
کارِ من این است
که آواره‌ی سایه‌اَت شوم
سایه‌ای که سایه‌ی من است.
کارِ من این است
که ساکنِ صِدایَت شوم
صدایی که صدای من است
می‌میریم که وطن زنده بماند
برای که زنده بماند؟
وطن ماییم
و اگر با ما امن نباشد
و اگر قابل احترام نباشد
و اگر آزاد نباشد
همان بهتر که زنده نباشیم
و وطن زنده نماند