ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه
ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی
ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی
تو را چه غَم که مرا در غَمَت نگیرَد خواب؟
تو پادشاه کُجا یادِ پاسبان آری ...!
تو پادشاه کُجا یادِ پاسبان آری ...!
خبر ز خویش ندارم، جز اینکه روزی چند
نگاه شوق تو بودم، کنون خیال توام...
نگاه شوق تو بودم، کنون خیال توام...
من یه تک درختِ پیر شوره زار
که پُر از رخوت و بیهودگیام
تو پُر از ستاره و سپیدهای
ای طلوع روز آسودگیام .
که پُر از رخوت و بیهودگیام
تو پُر از ستاره و سپیدهای
ای طلوع روز آسودگیام .
ستاره ى کوچکی در کلمهای بگذار
و به آسمانم روانه کن،
بسیار تاریکم ..
و به آسمانم روانه کن،
بسیار تاریکم ..
یه بخشی از وجودم می خواد زندگی کنه، می خواد تلاش کنه، می خواد کم نیاره، می خواد خوش بین باشه، انرژی مثبت بده، قشنگیارو ببینه. ولی یه بخشی از وجودمم می خواد نباشه، می خواد بهم ثابت کنه همه تلاشام بیهودست، تهش هیچی نیست، تهش پوچه، تهش خالیه، همه چی تاریکه. بعضی وقتا زور یکی به اون یکی می رسه بعضی وقتام زور اون یکی، منم گیر کردم این وسط، نمیدونم واقعا حالم خوبه یا نه.
تو زنی هَستی
که وجودش را با مقیاس
ساعت و روز نمیتوانم بسنجم ،
تو از میلیون ها سال پیش در وجودِ من رِخنه کردی ، تو زنی هستی، برآمده از میوه عشق و رویاهای طلایی
نزار قبانی
که وجودش را با مقیاس
ساعت و روز نمیتوانم بسنجم ،
تو از میلیون ها سال پیش در وجودِ من رِخنه کردی ، تو زنی هستی، برآمده از میوه عشق و رویاهای طلایی
نزار قبانی
عاشقتم
ای بانویی که
عطر العطور و مسک الختامی
ای بانویی که
درخشانترین قصیدهها
و شیواترین سخنها
برای تو گفته شده است
ای بانویی که
عطر العطور و مسک الختامی
ای بانویی که
درخشانترین قصیدهها
و شیواترین سخنها
برای تو گفته شده است
إن عدد النساء اللاتی یقتلهن الحزن
أکثر من عدد الرجال الذین تقتلهم الحرب.
زنان کُشته شده از اندوه
فراوانتر از مردان کُشته شده در جنگند...
أکثر من عدد الرجال الذین تقتلهم الحرب.
زنان کُشته شده از اندوه
فراوانتر از مردان کُشته شده در جنگند...
•●Тeχт Fαℓℓ●•
Photo
چه جوانانی!
میبینی؟
چه جوانانی!
بسیاریشان هنوز
صورت عشق را بر سینه نفشردهاند.
میبینی؟
چه جوانانی!
بسیاریشان هنوز
صورت عشق را بر سینه نفشردهاند.
«مباش در پس آزار و هرچه خواهی کن
که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست!»
که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست!»