•●Тeχт Fαℓℓ●•
128 subscribers
734 photos
41 videos
5 files
16 links
●••••●••••●••••●••••●•••••●

می‌خوانَم می‌خوانَم‌ می‌خوانَم،
تو خواندَنِ مَنی..🖤

●••••●••••●••••●••••●•••••●
📩Cantact Us: @mmdbnv | @unknown_dc

پيشنهاد و انتقاداتون رو با ما درميون بذاريد❤️
Download Telegram
‏از ماهيانِ كوچك اين جويبار
‏هرگز نهنگ زاده نخواهد شد
‏من خُردیِ عظيم خود را می‌دانم
‏و می‌پذيرم
‏امّا
‏وقتی كه پنجه فتادن ريگی
‏خواب هزار ساله مردابی را می‌آشوبد
‏اين مشتِ خشم
‏بر جدار دلم
‏بيهوده نيست كه می‌كوبد..
چهره زرد مرا بین و مرا هیچ مگو
درد بی‌حد بنگر بهر خدا هیچ مگو

دل پرخون بنگر چشم چو جیحون بنگر
هر چه بینی بگذر چون و چرا هیچ مگو

دی خیال تو بیامد به در خانه دل
در بزد گفت بیا در بگشا هیچ مگو

دست خود را بگزیدم که فغان از غم تو
گفت من آن توام دست مخا هیچ مگو

تو چو سرنای منی بی ‌لب من ناله مکن
تا چو چنگت ننوازم ز نوا هیچ مگو

گفتم این جان مرا گرد جهان چند کشی
گفت هر جا که کشم زود بیا هیچ مگو

گفتم ار هیچ نگویم تو روا می‌داری
آتشی گردی و گویی که درآ هیچ مگو

همچو گل خنده زد و گفت درآ تا بینی
همه آتش سمن و برگ و گیا هیچ مگو

همه آتش گل گویا شد و با ما می‌گفت
جز ز لطف و کرم دلبر ما هیچ مگو..
‏اگر روزی
جز شادی تو
چیز دیگری ازت خواستم
به عشق من به دستانت شک کن
گر خون دلی بیُهده خوردم، خوردم
چندان که شب و روز شمردم، مُردم

آری همه باخت بود سرتاسـر عمر
دستی که به گیسوی تو بردم، بُردم!
‏إبتَسم
‏فَلَن یَتغیّر العالم بِحُزنک...

‏بخند
‏که جهان با اندوهِ تو
دگرگون نمی‌شود...
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●• (-/حمےْ)
تو را دوست داشتم
چنان که انگار تو
آخرینِ عزیزانِ من بر روی زمینی!
و تو رنجم دادی
چنان که گویی من
آخرینِ دشمنانِ تو بر روی زمینم..
با من حرف بزن
مجبور نیستی که راست بگویی
فقط کمی مهربان تر از آن چیزی که هستی
بگذار آرام آرام به خواب روم
با رویایی که از این روزمرگی نجاتم دهد
با من حرف بزن
و کاری کن باور کنم فردا روز بهتریست.
«لاتبح‌بِما يحزُنک، إلا لِمَن يُسعِدُکَ دائماً»

-آن‌چه را غمگینت می‌کند، فاش نکن...
مگر برای‌آنکه مدام‌خوش‌حالت‌می‌سازد!
‏طلبتَ بيتاً، ففتحتُ لكَ الذراعين...
----------------------
خانه‌ای خواستی؛
به رویت آغوش گشودم...
در تمام گل‌ها به دنبال چهره‌‌ی توام...
نمو في قلبي
بهسان زهرة صغيرة
أن تمشي على طول الجدار
غير مرغوب فيه،
لقد وقعت في حبك...

روئیدی در قلب من
به‌سان گل کوچکی
که کنار دیوار می‌روید؛
همین‌قدر ناخواسته،
عاشقت شدم...
در کویِ تو گر کُشته شوم باکی نیست
کو دامنِ عشقی که برو چاکی نیست؟

یک عاشقِ آزاده نبینی به جهان
کز بادِ بلا بر سرِ او خاکی نیست

#خواجه_عبدالله_انصاری
-بیا بغل بپوشان مرا،
رخت خستگی به من نمی‌آید...
شهربند فلکم،
خستهٔ غوغای غمان..

چه سود از این سکوت

و آه از این صبوری...
ای خوشا مستانه سر در پای دلبر داشتن..

میسوزم از فراقت

روی از جفا بگردان ‌‌‌...

👤حافظ
مستم کن و
بی خبر از احوال جهان....
ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه
ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی
تو را چه غَم که مرا در غَمَت نگیرَد خواب؟
تو پادشاه کُجا یادِ پاسبان آری ...!
‏خبر ز خویش ندارم، جز اینکه روزی چند
نگاه شوق تو بودم‌، کنون خیال توام...