•●Тeχт Fαℓℓ●•
128 subscribers
734 photos
41 videos
5 files
16 links
●••••●••••●••••●••••●•••••●

می‌خوانَم می‌خوانَم‌ می‌خوانَم،
تو خواندَنِ مَنی..🖤

●••••●••••●••••●••••●•••••●
📩Cantact Us: @mmdbnv | @unknown_dc

پيشنهاد و انتقاداتون رو با ما درميون بذاريد❤️
Download Telegram
‏محبوب من
‏محبوب دور افتاده‌ي من
‏با من بزن پياله‌اي ديگر
‏به سلامتي باغ‌هاي معلق انگور..
مرا چو ابر بهاری به گریه آر و بخند
که آبروی تو ای گل بود ز ژاله ی من
Before you do me wrong make sure you never need me again.

قبل از اینکه نسبت به من اشتباهی ازت سر بزنه،
مطمئن شو که دیگه هرگز بهم احتیاج نداری.
نگو پول، نگو تحصیلات، نگو ظاهر و قیافه، نگو روابط یا مسئولیت‌های زیاد مرا از رسیدن به خواسته‌هایم باز داشته است. خودت خوب می‌دانی که تمام اینها بهانه است.
فقط یک چیز است که ما را از زندگی کردن رویاهایمان باز می‌دارد، و آن ترس است. دست و پای ترس را ببند تا دست و پای خودتان باز شود.
Never show anyone how much he means to you.

هرگز به کسی نشون نده که چقد واست ارزش داره.
چشمهایت برکهٔ تاریک ماهی های آرامش
ذوق آغوشِ تو، پروای گنه برد ز یاد
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●• (-/حمےْ🖤)
ببخشید،
قلب من انگار،
حوالی بی تفاوتی شما،
دارد جان می دهد!
تنها، اگر می شود،
جان دادنش را تماشا نکنید!
آخر،
من از مهربانی های شما،
زیاد برایش قصه خوانده ام ...
#آن_با_كلك
@Text_Fall
درست وقتی می‌گویی فراموشش کردم،

آهنگی پخش می‌شود،
کسی مثل او می‌خندد،
یک نفر عطری می‌زند که بوی او را می‌دهد

و همه‌ی فراموشی‌هایت هدر می‌رود...
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●• (-/حمی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
-غم آمده
غم آمده
انگشت بر در میزند؛
هر ضربه‌ی انگشت او
بر سینه خنجر میزند...

ای دل بکش یا کشته شو
غم را در اینجا ره مده!
گر غم در اینجا پا نهد؛
آتش به جان در میزند...

از غم نیاموزی چرا؛
ای دلربا رسم وفا!
غم با همه بیگانگی،
هر شب به ما سر میزند...
ᴅᴏɴ'ᴛ ᴅɪsᴄᴜss ᴡɪᴛʜ ᴛʜᴇ ᴏɴᴇ ᴡʜᴏ ʜᴀs ᴄʜᴏᴏsᴇɴ sɪʟʟɪɴᴇss ʟɪᴋᴇ ᴅᴜɴᴋᴇʏ, ᴊᴜsᴛ ʀɪᴅᴇ ᴛʜᴇᴍ!

با کسی که خر بودن رو انتخاب کرده بحث نکن، سوارش شو!
‏از ماهيانِ كوچك اين جويبار
‏هرگز نهنگ زاده نخواهد شد
‏من خُردیِ عظيم خود را می‌دانم
‏و می‌پذيرم
‏امّا
‏وقتی كه پنجه فتادن ريگی
‏خواب هزار ساله مردابی را می‌آشوبد
‏اين مشتِ خشم
‏بر جدار دلم
‏بيهوده نيست كه می‌كوبد..
چهره زرد مرا بین و مرا هیچ مگو
درد بی‌حد بنگر بهر خدا هیچ مگو

دل پرخون بنگر چشم چو جیحون بنگر
هر چه بینی بگذر چون و چرا هیچ مگو

دی خیال تو بیامد به در خانه دل
در بزد گفت بیا در بگشا هیچ مگو

دست خود را بگزیدم که فغان از غم تو
گفت من آن توام دست مخا هیچ مگو

تو چو سرنای منی بی ‌لب من ناله مکن
تا چو چنگت ننوازم ز نوا هیچ مگو

گفتم این جان مرا گرد جهان چند کشی
گفت هر جا که کشم زود بیا هیچ مگو

گفتم ار هیچ نگویم تو روا می‌داری
آتشی گردی و گویی که درآ هیچ مگو

همچو گل خنده زد و گفت درآ تا بینی
همه آتش سمن و برگ و گیا هیچ مگو

همه آتش گل گویا شد و با ما می‌گفت
جز ز لطف و کرم دلبر ما هیچ مگو..
‏اگر روزی
جز شادی تو
چیز دیگری ازت خواستم
به عشق من به دستانت شک کن
گر خون دلی بیُهده خوردم، خوردم
چندان که شب و روز شمردم، مُردم

آری همه باخت بود سرتاسـر عمر
دستی که به گیسوی تو بردم، بُردم!
‏إبتَسم
‏فَلَن یَتغیّر العالم بِحُزنک...

‏بخند
‏که جهان با اندوهِ تو
دگرگون نمی‌شود...
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●• (-/حمےْ)
تو را دوست داشتم
چنان که انگار تو
آخرینِ عزیزانِ من بر روی زمینی!
و تو رنجم دادی
چنان که گویی من
آخرینِ دشمنانِ تو بر روی زمینم..
با من حرف بزن
مجبور نیستی که راست بگویی
فقط کمی مهربان تر از آن چیزی که هستی
بگذار آرام آرام به خواب روم
با رویایی که از این روزمرگی نجاتم دهد
با من حرف بزن
و کاری کن باور کنم فردا روز بهتریست.
«لاتبح‌بِما يحزُنک، إلا لِمَن يُسعِدُکَ دائماً»

-آن‌چه را غمگینت می‌کند، فاش نکن...
مگر برای‌آنکه مدام‌خوش‌حالت‌می‌سازد!
‏طلبتَ بيتاً، ففتحتُ لكَ الذراعين...
----------------------
خانه‌ای خواستی؛
به رویت آغوش گشودم...
در تمام گل‌ها به دنبال چهره‌‌ی توام...