•●Тeχт Fαℓℓ●•
128 subscribers
734 photos
41 videos
5 files
16 links
●••••●••••●••••●••••●•••••●

می‌خوانَم می‌خوانَم‌ می‌خوانَم،
تو خواندَنِ مَنی..🖤

●••••●••••●••••●••••●•••••●
📩Cantact Us: @mmdbnv | @unknown_dc

پيشنهاد و انتقاداتون رو با ما درميون بذاريد❤️
Download Telegram
-دردم به جان رسید و طَبیبم پدید نیست،
دارو فروش خَسته دِلان را دُکان کجاست؟

من خُفته همچو چَشم تو رنجور و در دِلت
روزی گُذر نکرد که آن ناتوان کُجاست…
-أليسَ من الغريبِ أن الطرقات تصبحُ أطول عندما نشتهي الوصول؟!

-آیا این عجیب نیست
وقتی دل‌مان هوایِ رسیدن می‌کند،
راه‌ها طولانی می‌شوند؟!
پاره پاره مغربم
با من نه خورشيدی، نه صبحی

نيمی از آفاقم اما
نيمه‌ی بی‌خاورانش

جنگجویی خسته‌ام
بعد از نبردی نابرابر

پيش رویش پشته‌ای
از کشته‌ی هم سنگرانش..
من و آن جلوه‌فراموش
که آیینه‌ به ‌دست

عمرها
منتظر شعله‌ی دیدار نشست..
خوابَت نمی‌برد
نخلستانی در تو سَرَش را
زمین گذاشته‌ است...
واكنون، چو اشيانه متروك
مانده اى در اين سياه دشت
پريشان و سوت و كور !
اه اى غريب تشنه
چه شد تا چنين شدى
لبها پريده رنگ و
زبان خشك و چاك چاك
رخساره پر غبار غم از سالهاى دور ؟
مگذر ز ما
كه خاطر ما
در قفاى تست..
زِ پرده گر بدر آید نگار پرده نشینم
چو اشک از نظر افتد نگارخانهٔ چینم
-‏دلِ من، ساکنِ دستانِ تو بود...!
کسی شاید باشه شاید
کسی که دستاش ..
قفس نیست ...
و چشم‌های ِ مسروقه‌ی من
در حریق ِ عظیم ِ تو نور نمی‌دهند؛
صدای نفس هایم
با طرح دوزخی اندامت در آمیخت
من از برگ ریز سرد ستاره‌ها گذشته‌ام
تا در خط های عصیانی پیکرت شعله‌ی گمشده را بربایم...
ای تشنج‌های لذت در تنم
ای خطوطِ پیکرت پیراهنم
‏‌
‏من زنده به اندوهم...

‏⁧
فکرِ مُلک دل ما کن
که خراب است، خراب..
‏و من
مثل سایه که بخواهد از تن جدا شود
مثل تن که بخواهد از جان جدا شود
می‌خواهم که از یاد بروم..
بلاتکلیف مانده ام میان آدم ها
آدمند یا بازیگر
و من لا بلا ى این همه دوست و آشنا
دچار غربتم ،
به چه عاشقی کنم
که عشق اندوه رنجواره من است
من تلخ تر از عشق به آدمی
چیزی نچشیده ام...
ای که از چشم رهی پای کشیدی چون اشک
آن که چون آه به دنبال تو بوده است منم
‏من که خود می‌ میرم از هجران تو
‏بر هلاک من چه می‌ جویی شتاب ؟
«کِی نصیحت می‌دهد تسکین،
دلِ آزرده را؟»
آسایش ما در غم آن موی میان است
کز محنت ایام کناری شده ما را..