•●Тeχт Fαℓℓ●•
128 subscribers
734 photos
41 videos
5 files
16 links
●••••●••••●••••●••••●•••••●

می‌خوانَم می‌خوانَم‌ می‌خوانَم،
تو خواندَنِ مَنی..🖤

●••••●••••●••••●••••●•••••●
📩Cantact Us: @mmdbnv | @unknown_dc

پيشنهاد و انتقاداتون رو با ما درميون بذاريد❤️
Download Telegram
با که باید گفت این حال عجیب؟
تو خوب ترین اتفاق ممکنی
وقتی که اول صبح
در یادم می افتی...
بعضی ها می مانند که فراموش نشوند،
بعضی ها هم می روند که فراموش شوند..!
دسته ی اول را شاید سخت نباشد از یاد بردن اما دسته دوم را،
محال ترین ممکن است فراموشی و آن ها این زهر حقیقت را نمی دانند..
هوا سرد شده است باز و وقت ماندن ها و رفتن ها ، صدای عقربه ثانیه شمار زمان را با خفقانی بعید هم بستر می سازد و چه زیبا گفت فروغ که آری ،
بوی فصل سرد می آید..
و مرگ مُردن نیست
و مرگ تنها نفس نکشیدن نیست!
من مردگان بی‌شماری را دیده‌ام که راه می‌رفتند، حرف می‌زدند، سیگار می‌کشیدند و خیس از باران، انتظار و تنها را درک می‌کردند، شعر می‌خواندند و می‌گریستند
همین که دور میشوی از من
چیزی درونم از هم میپاشد
چیزی شبیه
زندگی...
در نگر آخر که ز سوز دلم
چون دل آتش خفقان می کند
در اندرون من خسته دل
ندانم کیست؟
که من خموشم و او در فغان
و در غوغاست...
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●• (-/حمےْ)
نیازمندیم به خبرهایی خوب
به مرهم
به دلهایی بدون داغ
نیازمندیم به اشک های از سر شوق
به دلهره های اتفاقات خوب
به مهربانی بیشتر
نیازمندیم به اخباری با دو خط لبخند...
‌‏گرچه مستوجب صد گونه جفايى بازآ!...
توی قاب خیس این پنجره‌ها
عکسی از جمعه‌ی غمگین می‌بینم ...
دل اگر دیوانه شد دارالشّفای صبر هست
می‌کنم یک‌هفته‌اش زنجیر، عاقل می‌شود...
عزیزِ جمعه‌های عشق و آزادی
کلاغ پر بازی با تو عالمی داره ...
دلخوشی ها را
هراس رفتنت
دلشوره کرد.
‏نامعلوم‌ترینیم، یه چیزی میخوایم که نمیدونیم چیه، یه کسی رو میخوایم که نمیدونیم کیه، دلتنگ اونی هستیم که وجود نداره، حالمونم که نامعلومه، این وسط فقط تباهمیون معلومه و بس
مقصر تويى كه در ديزى رو باز گذاشتى،
وگرنه گربه كه بى‌حياست!!
جمعه مرا در هم میکوبد و لاشه یِ تنهایی ام را به سویِ شنبه پرت میکند...
با لشکرت چه حاجَت
رفتن به جنگ دشمن؟
تو خود به چشم و ابرو
برهَم زنی سپاهی...
-همه می دانند که زندگی؛
ارزش زیستن ندارد…
میگف آدما دلتنگ که میشن بهونه گیر میشن،مریض میشن،بداخلاق میشن
راست میگفت بنظرم...
-وای بر جانم ؛
اگر از چشم حیرانم روی…