هیچ وقت کسی را با همه وجودت
دوست نداشته باش، یک تکه از
خودت را نگه دار برای روزهایی
که هیچکسی جز خودت را نداری...
دوست نداشته باش، یک تکه از
خودت را نگه دار برای روزهایی
که هیچکسی جز خودت را نداری...
هر زمان در مجمعی گردی چه دانی حال ما
حال تنها گرد، تنها گرد میداند که چیست
حال تنها گرد، تنها گرد میداند که چیست
من همیشه چیزی نیستم و اگر برای مدتی کوتاه چیزی بشوم در تلافیاش ماهها هیچ چیز باقی میمانم.
تو را دوست داشتم
چنان که انگار تو
آخرینِ عزیزانِ من بر روی زمینی!
و تو رنجم دادی
چنان که گویی من
آخرینِ دشمنانِ تو بر روی زمینم..
چنان که انگار تو
آخرینِ عزیزانِ من بر روی زمینی!
و تو رنجم دادی
چنان که گویی من
آخرینِ دشمنانِ تو بر روی زمینم..
سهم من از منِ دیوانه فقط بی تابی ست
از تب عشق به من طعنه ی بیمار زدند!
از تب عشق به من طعنه ی بیمار زدند!
-تنهایی را باید برد ،
جایی دووور رهایش کرد ؛
و به خانه بازگشت !
البته اگر زودتر از ما نرسیده باشد…
جایی دووور رهایش کرد ؛
و به خانه بازگشت !
البته اگر زودتر از ما نرسیده باشد…
زنده ام ،هرچه زدی تیغه به شریان نرسید
خیز بردار ببینم خطری هم داری؟
زخم از این تیغ و تبر تا که بخواهی خوردم
عشق من ، ارّه ی تن تیز تری هم داری؟
خیز بردار ببینم خطری هم داری؟
زخم از این تیغ و تبر تا که بخواهی خوردم
عشق من ، ارّه ی تن تیز تری هم داری؟
شنیده بودم قلبش...
با باطری کار می کند
برای همین کنجکاو نزدیکش شدم!
بعد از سلام و احوال پرسی
شوخ که دیدمش گفتم...
پدر جان شما با این وضع هنوز هم
به حاج خانم عشق می ورزی؟
خندید و گفت: بیشتر اوقات به زنم می گویم...
سمیه من شارژ ندارم
تو دوستم داشته باش...
با باطری کار می کند
برای همین کنجکاو نزدیکش شدم!
بعد از سلام و احوال پرسی
شوخ که دیدمش گفتم...
پدر جان شما با این وضع هنوز هم
به حاج خانم عشق می ورزی؟
خندید و گفت: بیشتر اوقات به زنم می گویم...
سمیه من شارژ ندارم
تو دوستم داشته باش...
یاد آن عهد که دل
در خم گیسوي تو بود
شبِ من، موي تو و
روزِ خوشم، روي تو بود..
در خم گیسوي تو بود
شبِ من، موي تو و
روزِ خوشم، روي تو بود..
•●Тeχт Fαℓℓ●•
مست كن مرا با بوسه اى از شراب لبانت...
مهم نیست که دیگر پول نداریم
شرابمان که به آخر رسید
میرویم زیر باران
و این بار
از بوسههای خیس
مست میشویم...
شرابمان که به آخر رسید
میرویم زیر باران
و این بار
از بوسههای خیس
مست میشویم...
•●Тeχт Fαℓℓ●•
مهم نیست که دیگر پول نداریم شرابمان که به آخر رسید میرویم زیر باران و این بار از بوسههای خیس مست میشویم...
تو بیا با هم دوباره در شب سرخ ستاره آسمانی از کبوترها بپاشیم
#پیام_ناشناس
مدتهاست حالی از من نمیپرسی
تا مبادا بگویم : خوب نیستم و رفاقت مجبورت کند همراهِ درد این دل شوی.
میدانم برای بد حالی های من وقت نداری؛
اما بپرس
قول میدهم پاسخ را کوتاه کنم
و بگویم خوبم.
بپرس.
میخواهم فقط کمی دلم
قرص شود که هنوز مرا در خاطرت داری...
#ناشناس
+خوبی؟:|
مدتهاست حالی از من نمیپرسی
تا مبادا بگویم : خوب نیستم و رفاقت مجبورت کند همراهِ درد این دل شوی.
میدانم برای بد حالی های من وقت نداری؛
اما بپرس
قول میدهم پاسخ را کوتاه کنم
و بگویم خوبم.
بپرس.
میخواهم فقط کمی دلم
قرص شود که هنوز مرا در خاطرت داری...
#ناشناس
+خوبی؟:|