مَن خرمشهر بودم ، بی دفاع و تنها...!
تو نفس به نفست نیروهای عَراقی که قصدِ جانم را داشتند...
خرمشهر در مقابل عَراق جنگید !
مَن برایت چرا...امّا در مقابلت هَرگز نتوانم جنگید !
خرمشهر را خدا آزاد کرد
اِی کاش مَرا کس آزاد نکند
میخواهم تا هَمیشه در بندَت بمانم...!
تو نفس به نفست نیروهای عَراقی که قصدِ جانم را داشتند...
خرمشهر در مقابل عَراق جنگید !
مَن برایت چرا...امّا در مقابلت هَرگز نتوانم جنگید !
خرمشهر را خدا آزاد کرد
اِی کاش مَرا کس آزاد نکند
میخواهم تا هَمیشه در بندَت بمانم...!
زمين بدون دست هاي تو
جاي قشنگي نيست
آسمانش آبي نيست
گل هايش بدون رنگ است!
نفسم ميگيرد
در اين قبر تنگ و تاريك!
زمين بدون دست هاي تو
مانند حوضي بدون آب
همان قدر بي خاصيت
همان قدر حوصله سر بر است!!
جاي قشنگي نيست
آسمانش آبي نيست
گل هايش بدون رنگ است!
نفسم ميگيرد
در اين قبر تنگ و تاريك!
زمين بدون دست هاي تو
مانند حوضي بدون آب
همان قدر بي خاصيت
همان قدر حوصله سر بر است!!
ساده بودیم و سخت بر ما رفت
خوب بودیم وزندگی بد شد
آنکه باید به دادمان برسد
آمدو از کنارمان رد شد
هیچ کس واقعاً نمیداند
آخر داستان چه خواهد شد...
خوب بودیم وزندگی بد شد
آنکه باید به دادمان برسد
آمدو از کنارمان رد شد
هیچ کس واقعاً نمیداند
آخر داستان چه خواهد شد...
من بامدادِ نخستین و آخرینم
هابیلم من
بر سکّوی تحقیر
شرفِ کیهانم من
تازیانهخوردهی خویش
که آتشِ سیاهِ اندوهم
دوزخ را
از بضاعتِ ناچیزش شرمسار میکند.
هابیلم من
بر سکّوی تحقیر
شرفِ کیهانم من
تازیانهخوردهی خویش
که آتشِ سیاهِ اندوهم
دوزخ را
از بضاعتِ ناچیزش شرمسار میکند.
دست بردم كه كِشم تير غمش را از دل
تير ديگر زد و بر دوخت دل و دست به هم
تير ديگر زد و بر دوخت دل و دست به هم
باور کن همان چیزی که از دست دادنش برای انسان سخت ترین کارهاست, سرانجام همانی است که دیگر رغبتی به آن ندارد...
پس برای ماندن کسی و انجام کاری اصرار نکنید!
پس برای ماندن کسی و انجام کاری اصرار نکنید!
یه روزی بهش گفتم ببین
من حتی به فندکِ تو دستاتم حسودی میکنم
چون میدونم چقدر دوسش داری...
میدونی چی گفت؟
گفت اون تکراری میشه ولی تو نه ...
میخوام بگم ما هرچقد که الان دورم باشیمو با هم نباشیم و...
یه روزی همه چیمون با هم بوده
یه روزی اون گفته تکراری نمیشم و منم باور کردم
ولی تهش اون فندک مونده و من نه...
میخوام بگم به قول خودش حالا که من تکراری شدمو منو نخاست دلیل نمیشه اون بی معرفت باشه...
و من هیولا بسازم ازش واسه بقیه!
اون بهترین آدم بود
اما نه برای من ...
همین
من حتی به فندکِ تو دستاتم حسودی میکنم
چون میدونم چقدر دوسش داری...
میدونی چی گفت؟
گفت اون تکراری میشه ولی تو نه ...
میخوام بگم ما هرچقد که الان دورم باشیمو با هم نباشیم و...
یه روزی همه چیمون با هم بوده
یه روزی اون گفته تکراری نمیشم و منم باور کردم
ولی تهش اون فندک مونده و من نه...
میخوام بگم به قول خودش حالا که من تکراری شدمو منو نخاست دلیل نمیشه اون بی معرفت باشه...
و من هیولا بسازم ازش واسه بقیه!
اون بهترین آدم بود
اما نه برای من ...
همین
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●• (-/حمےْ)
جان ب لب رسيد و جز تو مرا دادرسي نيست..
#ناشناس
#رعايت_شعونات_اسلامي :|
https://telegram.me/harfbemanbot?start=MjE0ODM3MTE3
#ناشناس
#رعايت_شعونات_اسلامي :|
https://telegram.me/harfbemanbot?start=MjE0ODM3MTE3
Telegram
حرفتو ناشناس بهم بزن | Talk to Me Anonymously
تازههای برنامه:
@HarfBeMan
ایمیل پشتیبانی:
hi@sakkoo.me
@HarfBeMan
ایمیل پشتیبانی:
hi@sakkoo.me
•●Тeχт Fαℓℓ●• pinned «جان ب لب رسيد و جز تو مرا دادرسي نيست.. #ناشناس #رعايت_شعونات_اسلامي :| https://telegram.me/harfbemanbot?start=MjE0ODM3MTE3»
-من نمیدانم !
چرا هر کسی را صدا کردم
هر کس را دوست داشتم ،
ناگهان ؛
در خم کوچه گم شد...
چرا هر کسی را صدا کردم
هر کس را دوست داشتم ،
ناگهان ؛
در خم کوچه گم شد...
ساکتم ...
ساکت!!!
اما پرم از حرفهای تلخ ...
پر از رمز و راز ...
و امروز پس از سالها احساس می کنم فهمیدم ...!
فهمیدم وقتی کسی حرفهایت را نمی فهمد ...
باید در سکوت آرام و بیصدا سوخت !!!
باید رها کرد....
باید رفت....
ساکت!!!
اما پرم از حرفهای تلخ ...
پر از رمز و راز ...
و امروز پس از سالها احساس می کنم فهمیدم ...!
فهمیدم وقتی کسی حرفهایت را نمی فهمد ...
باید در سکوت آرام و بیصدا سوخت !!!
باید رها کرد....
باید رفت....