•●Тeχт Fαℓℓ●•
128 subscribers
734 photos
41 videos
5 files
16 links
●••••●••••●••••●••••●•••••●

می‌خوانَم می‌خوانَم‌ می‌خوانَم،
تو خواندَنِ مَنی..🖤

●••••●••••●••••●••••●•••••●
📩Cantact Us: @mmdbnv | @unknown_dc

پيشنهاد و انتقاداتون رو با ما درميون بذاريد❤️
Download Telegram
به خدایی پناه میبرم که، اصلا انگار نه انگار ...
Jomee [Nex1Music.IR]
Mohsen Chavoshi
#موسيقي_بشنويم
محسن چاوشي - جمعه

شهرزاد قصه ها بگو برميگردم..
پريشونم.. پريشونم.. پريشون..
پشيمونم.. پشيمونم.. پشيمون..

@Text_Fall
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●• (-/حمےْ)
جمعه دلبر میخواد.....
دو فنجان چای می‌خواد.....
كمي مکث و بعد دوستت دارم های فراوان،

نداریم ..
نیست ...
که دلگیریم ...
اون چشمه‌ی خوب دنیای من بود....
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●• (-/حمےْ)
یه روز صبم به جا این که از تخت بیام پایین
از تخت فاصله میگیرم میرم بالا....
#به_همين_صبح_قسم
من یک مرده متحرک بودم
که نه رابطه با دنیای زنده ها داشتم
و نه از فراموشی و آسایش مرگ استفاده میکردم..
هر شب در خواب راه میروم
تا به آغوش تو برسم ...
میبینی !
من مسیر دوست داشتنت را
حتی با چشم های بسته هم
ازبرم ... !
ای پرنده مهربان
خیلی دیر آمدی!
این تک درخت خشک
دیگرحضور تورا نمی‌فهمد
پرواز کن برو!
بيا اى ماه نيمه
بيا اى گل سرخ باغ من
ماندنت مهم نيست
بيا و رها كن خاطراتت را
رها كن شانه زدن مو هاى ديگرى را
رها كن بوسه بر لبان ديگرى را
رها كن غم و اندوهت را
بيا و خالى كن دل سنگينى هايت را بر روى شانه من
بيا و بسوزان ياد و خاطرش را
خوشا به حالت اى ماه من
انتظار بيهوده آمدن كسى را نمى كشى
خوشا به حالت ماه من
خوشا به حالت فقط در كوچه و خيابان و كافه و سينما با معشوقت خاطره دارى
من با تو اى ماه در تك تك لحظه هايم خاطره دارم
بيا اى نيمه ى ماه من تو بيا.....
ما می‌خواستیم
آسمان را از ابر تُهی کنیم
که باران ببارد
ما که به حقانیتِ گل سرخ
در سرما گواهی داده بودیم
ما که رویاهای جوانی‌مان را
ارزان فروخته بودیم..
شبیه مجرمی شده ام
که تحت تعقیب افکار توست!
هیچ کجای این دنیا
در امان نیستم....
صداى خنده هاى تو
افتادن تكه هاى يخ است در ليوان بهارنارنج
بخند مى خواهم گلويى تازه كنم...
#محسن_حسینخانی
ترک آرزو کردم رنج هستی آسان شد...
بیگانه وار از سرِ ما،
سایه وا گرفت
ما را ز آشناییِ او
این گمان نبود...
حلقهٔ گیسو به گرد گردنش حسرت‌نماست
ای دریغا گر رسیدی دست من در گردنش
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●• (-/حمےْ)
اون چشمه‌ی خوب دنیای من بود....
📝
واقعا انصافانه‌ست؟ که من بشینم اینجا هی به تو فکر کنم و تو اصلا یادت نیاد من کدومشون بودم!، انصافانه‌ست؟، من شب به شب با جای خالی‌ت دیوونه‌ بشم و تو با اونی که از اولشم هم بوده بری سفر!، این انصافانه‌ست؟
انصافانه‌ست به جای خودت، عکست رو نگاه کنم و دلتنگت بشم؟ انصافانه‌ست تو اونو داشته باشی و من تو رو نداشته باشم؟

نه، واقعا انصافانه‌ست...؟!
راز دوست داشتنت را
مثلِ جنازه‌ای که هنوز گرم است
در خاک باغچه پنهان کردم...
مَن خرمشهر بودم ، بی دفاع و تنها...!
تو نفس به نفست نیروهای عَراقی که قصدِ جانم را داشتند...
خرمشهر در مقابل عَراق جنگید !
مَن برایت چرا...امّا در مقابلت هَرگز نتوانم جنگید !
خرمشهر را خدا آزاد کرد
اِی کاش مَرا کس آزاد نکند
میخواهم تا هَمیشه در بندَت بمانم...!
زمين بدون دست هاي تو
جاي قشنگي نيست
آسمانش آبي نيست
گل هايش بدون رنگ است!
نفسم ميگيرد
در اين قبر تنگ و تاريك!
زمين بدون دست هاي تو
مانند حوضي بدون آب
همان قدر بي خاصيت
همان قدر حوصله سر بر است!!
‏ساده بودیم و سخت بر ما رفت
‏خوب بودیم وزندگی بد شد
‏آنکه باید به دادمان برسد
‏آمدو از کنارمان رد شد
‏هیچ کس واقعاً نمیداند
‏آخر داستان چه خواهد شد...