-از هم
به هم گريختهايم؛
از خاک
به زير خاک؛
و انگار تمام جادهها را
با پرگار کشيده است!
و انگار مرگ نقطهای است
که به پايان تمام جملهها میآيد...
به هم گريختهايم؛
از خاک
به زير خاک؛
و انگار تمام جادهها را
با پرگار کشيده است!
و انگار مرگ نقطهای است
که به پايان تمام جملهها میآيد...
وقتی می رسم به تو
می خواهم اندوهم را پنهان کنم
اما مگر می توانم ؟
نه، هرگز نمی توانم
مثل مردی که اشک دارد اما
آستین ندارد..
می خواهم اندوهم را پنهان کنم
اما مگر می توانم ؟
نه، هرگز نمی توانم
مثل مردی که اشک دارد اما
آستین ندارد..
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●• (-/حمےْ)
جان ب لب رسيد و جز تو مرا دادرسي نيست..
#ناشناس
#رعايت_شعونات_اسلامي :|
https://telegram.me/harfbemanbot?start=MjE0ODM3MTE3
#ناشناس
#رعايت_شعونات_اسلامي :|
https://telegram.me/harfbemanbot?start=MjE0ODM3MTE3
Telegram
حرفتو ناشناس بهم بزن | Talk to Me Anonymously
تازههای برنامه:
@HarfBeMan
ایمیل پشتیبانی:
hi@sakkoo.me
@HarfBeMan
ایمیل پشتیبانی:
hi@sakkoo.me
•●Тeχт Fαℓℓ●• pinned «جان ب لب رسيد و جز تو مرا دادرسي نيست.. #ناشناس #رعايت_شعونات_اسلامي :| https://telegram.me/harfbemanbot?start=MjE0ODM3MTE3»
اما حالا،من روی این نیمتخت دراز کشیدهام،از دنیا رانده،حسرتِ خوابی را میکشم که سراغم نمیآید و فقط موقعی سراغم میآید که مفصلهایم از خستگی درد میکند..
-از نظر گشته نهان،
ای همه را جان و جهان
بار دگر رقصکنان بی دل و دستار بیا..
ای همه را جان و جهان
بار دگر رقصکنان بی دل و دستار بیا..
بی تو به سر می نشود با دگری مینشود
هر چه کنم عشق بیان بیجگری مینشود
اشک دوان هر سحری از دلم آرد خبری
هیچ کسی را ز دلم خود خبری مینشود
هر چه کنم عشق بیان بیجگری مینشود
اشک دوان هر سحری از دلم آرد خبری
هیچ کسی را ز دلم خود خبری مینشود
من از غبار سفرهای دور میآیم
از امتدادِ شبِ بوف کور میآیم
منم که برزخِ نفرین و آفرین بودم
شهابِ گمشدهای بر کف زمین بودم
از امتدادِ شبِ بوف کور میآیم
منم که برزخِ نفرین و آفرین بودم
شهابِ گمشدهای بر کف زمین بودم
دلمان را
به هر چیزی که خوش می کنیم
امکان از دست دادنش
چندین برابر میشود...
به هر چیزی که خوش می کنیم
امکان از دست دادنش
چندین برابر میشود...
مگر می شود چشمهایت را ندیده گرفت
چشمهایی که
در آفتاب مرداد
می درخشند
و در هوای سبز اردیبهشت
شکوه سبزه زارها را تداعی می کنند
و من که در مسیر یک اردیبهشت تا مرداد
به اندازه ی چند سال پیر می شوم..
چشمهایی که
در آفتاب مرداد
می درخشند
و در هوای سبز اردیبهشت
شکوه سبزه زارها را تداعی می کنند
و من که در مسیر یک اردیبهشت تا مرداد
به اندازه ی چند سال پیر می شوم..
-ﺑﻌﻀﻰﻫﺎ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﻛﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﺎﻥ ﻛﺮﺩﻩﺍﻳﻢ ،
ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﻰ
ﺣﺮﻓﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﻰﺁﻳﺪ
ﺩﻳﮕﺮ ﻧﻤﻰﺗﻮﺍﻧﻴﻢ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﻴﻢ..!
ﻛﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﺎﻥ ﻛﺮﺩﻩﺍﻳﻢ ،
ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﻰ
ﺣﺮﻓﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﻰﺁﻳﺪ
ﺩﻳﮕﺮ ﻧﻤﻰﺗﻮﺍﻧﻴﻢ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﻴﻢ..!
قاصدک !
شعر مرا از بر کن
برو آن گوشه ی باغ
سمت آن نرگس مست
و بخوان در گوشش
و بگو باور کن
یک نفر یاد تو را
دمی از دل نبرد...!
شعر مرا از بر کن
برو آن گوشه ی باغ
سمت آن نرگس مست
و بخوان در گوشش
و بگو باور کن
یک نفر یاد تو را
دمی از دل نبرد...!
گر مرا ترک کنی من زغمت می سوزم
آسمان را به زمين جان خودت می دوزم
گر مرا ترک کنی ترک نفس خواهم کرد
بی وجود تو بدان خانه قفس خواهم کرد
آسمان را به زمين جان خودت می دوزم
گر مرا ترک کنی ترک نفس خواهم کرد
بی وجود تو بدان خانه قفس خواهم کرد