خواب اگر نبود
چقدر آدم ها دق می کردند!
همان هایی ک به شوقِ دیدار کسی
چشم هایشان را می بندند...!
چقدر آدم ها دق می کردند!
همان هایی ک به شوقِ دیدار کسی
چشم هایشان را می بندند...!
گفتی مرا به خنده: خوش باد روزگاران
کس بی تو خوش نباشد،
رو قصهی دگر کن..!
کس بی تو خوش نباشد،
رو قصهی دگر کن..!
جرم ما محرومان
هيچ گاه ثابت نمى شود
چون كارگرى ،
اثر انگشتمان را
ساييده است...!
هيچ گاه ثابت نمى شود
چون كارگرى ،
اثر انگشتمان را
ساييده است...!
با خاطراتِ زيادى زندگى مىكنيم كه اگر به خودشان بود، تا حالا هزار بار از خاطرمان رفته بودند. اما ما نگهشان مىداريم. مُدام مرورشان مىكنيم. همان يك لحظهى كوچك كه روزى قلبمان را به نفسنفس انداخته. همان خاطرههاى ناچيزِ دوستداشتنى كه مسكنِ زخمهاى روزمرگىاند ...
#آن_با_كلك
#آن_با_كلك
نمیدانم الان کجای دنیا هستی!
در آغوش دیگری در آرامشی یا به گفته ی خودت تنها با زندگی میجنگی...
اما هرکجا هستی میدانم بدون من در آرامش به سر میبری...
من هم در تکاپوی رسیدن به آرامش هر شب خود را قصاص میکنم!اما به احترام خاطرات خوشی که سیاهشان کردی امروز را با دوست داشتنت سپری میکنم...
#آن_با_كلك
در آغوش دیگری در آرامشی یا به گفته ی خودت تنها با زندگی میجنگی...
اما هرکجا هستی میدانم بدون من در آرامش به سر میبری...
من هم در تکاپوی رسیدن به آرامش هر شب خود را قصاص میکنم!اما به احترام خاطرات خوشی که سیاهشان کردی امروز را با دوست داشتنت سپری میکنم...
#آن_با_كلك
بر زلف چون كمندش، اي دل مپيچ ك انجا؛
سرها بريده بيني بي جرم و بي جنايت...
سرها بريده بيني بي جرم و بي جنايت...
این بار وقتی آمدی دستانت را
روی قلبم بگذار تا بفهمی این دل
با دیدن ت نمیتپد،
میلرزد! ♥️
روی قلبم بگذار تا بفهمی این دل
با دیدن ت نمیتپد،
میلرزد! ♥️
من
هر شب
از تو برای خودم
حرف میزنم
غمگین میشوم،بغض میکنم
مدام به خودم دلداری میدهم
آرام باش آخر این قصه
کلاغ ها هم به خانه هایشان بر میگردند
امان از این دل
عقل ندارد،نمی فهمد
یعنی دوست داشتن من،
آنقدر سخت است که
حتی یک شب هم
نمیتوانی آخر قصه ام را
واقعی تمام کنی...؟!
#آن_با_كلك
هر شب
از تو برای خودم
حرف میزنم
غمگین میشوم،بغض میکنم
مدام به خودم دلداری میدهم
آرام باش آخر این قصه
کلاغ ها هم به خانه هایشان بر میگردند
امان از این دل
عقل ندارد،نمی فهمد
یعنی دوست داشتن من،
آنقدر سخت است که
حتی یک شب هم
نمیتوانی آخر قصه ام را
واقعی تمام کنی...؟!
#آن_با_كلك
یک دم آهسته گذر در سر زلفش ای باد
که ز هر پیچ و خمش، دل سر دل می ریزد...
که ز هر پیچ و خمش، دل سر دل می ریزد...
دروغ هاشو جمع میکردم میزاشتم روهم باهاشون واسه خودم یه خونه میساختم....خونه ای چوبی با یه شومینه.....با این حال که میسوزوند ولی دوست داشتم بیشتر بهش نزدیک بشم...نمیدونم انگار روم نمیشد به روش بیارم... شاید دوست داشتنم نمیذاشت باور کنم اون روزی که بارون گرفتو پیشم بود و نمیخندید از با من بودن سیر شده ....
چرا واقعا ادم به یه درجه ای میرسه که هیچی نگه اونم آروم آروم قدماشو تندتر کنه و تو هم فقط قدماشو بشماری یک دو صد هزار تا یه نقطه بشه و بعد دیگه نبینیش ...
#آن_با_كلك
چرا واقعا ادم به یه درجه ای میرسه که هیچی نگه اونم آروم آروم قدماشو تندتر کنه و تو هم فقط قدماشو بشماری یک دو صد هزار تا یه نقطه بشه و بعد دیگه نبینیش ...
#آن_با_كلك