دل خوش میکنیمـ
به خوبـ بودن هـایِ گـاه گاهشـ
غافـل از اینکـه دل او پیِ یـار دیگری ستـ ...
کـه هر از گـاهی دلـش هـوایِ مـارا میکنـد ... !
به خوبـ بودن هـایِ گـاه گاهشـ
غافـل از اینکـه دل او پیِ یـار دیگری ستـ ...
کـه هر از گـاهی دلـش هـوایِ مـارا میکنـد ... !
#تُ
صبح شنبه نبودی
غروب جمعه نبودی
وسط هفته نبودی
روز تولدم نبودی
بارون باريد نبودی
تنها موندم نبودی
همش نبودی ...
صبح شنبه نبودی
غروب جمعه نبودی
وسط هفته نبودی
روز تولدم نبودی
بارون باريد نبودی
تنها موندم نبودی
همش نبودی ...
•●Тeχт Fαℓℓ●•
ماييم و ابِ ديده، در كنج غم خزيده..
ماييم و موجِ سودا، شب تا به روز تنها..
سؤال میکنم از عکس خیرهات به خودم
بگو هنوز دلت تنگ میشود؟ «نه زیاد!»
فاطمه اختصاری
بگو هنوز دلت تنگ میشود؟ «نه زیاد!»
فاطمه اختصاری
میگویند نباید منتظر آدمِ رفته نشست اما...
من میدانم که یکی از همین شبها برمیگردی
با دسته گلِ نرگس
میگویی : "ببخشید...ترافیک بود"
و من همان جا
همه ی این سالهای انتظار را میبخشم...
بگذار بگویند دیوانه ای ؛
میدانم یکی از همین شبها که کلید بیندازم
بوی نرگس پیچیده درون خانه...
من میدانم که یکی از همین شبها برمیگردی
با دسته گلِ نرگس
میگویی : "ببخشید...ترافیک بود"
و من همان جا
همه ی این سالهای انتظار را میبخشم...
بگذار بگویند دیوانه ای ؛
میدانم یکی از همین شبها که کلید بیندازم
بوی نرگس پیچیده درون خانه...
از دیار عشق می آییم و بارِ ما غم است
درد دل چندان که خواهی زین سفر آورده ایم
درد دل چندان که خواهی زین سفر آورده ایم
گرچه دل به کسی داد، جان ماست هنوز
به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز
ندانم از پی چندین وفا که با من کرد
نشان مهر وی اندر دلم چراست هنوز؟
#آن_با_كلك
به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز
ندانم از پی چندین وفا که با من کرد
نشان مهر وی اندر دلم چراست هنوز؟
#آن_با_كلك
ساده بودیم و سخت بر ما رفت
خوب بودیم و زندگی بد شد
آنکه باید به دادمان برسد
آمد و از کنارمان رد شد
هیچ کس واقعا ً نمی داند
آخرداستان چه خواهد شد
#آن_با_كلك
خوب بودیم و زندگی بد شد
آنکه باید به دادمان برسد
آمد و از کنارمان رد شد
هیچ کس واقعا ً نمی داند
آخرداستان چه خواهد شد
#آن_با_كلك
همّتم تا میرود ساز غزل گیرد به دست،
طاقتم اظهار عجز و ناتوانی میکند...
طاقتم اظهار عجز و ناتوانی میکند...