•●Тeχт Fαℓℓ●•
128 subscribers
734 photos
41 videos
5 files
16 links
●••••●••••●••••●••••●•••••●

می‌خوانَم می‌خوانَم‌ می‌خوانَم،
تو خواندَنِ مَنی..🖤

●••••●••••●••••●••••●•••••●
📩Cantact Us: @mmdbnv | @unknown_dc

پيشنهاد و انتقاداتون رو با ما درميون بذاريد❤️
Download Telegram
-مرا به بند می‌کشی؛ از این رهاترم کنی
زخم نمی‌زنی به من، که مبتلاترم کنی!

از همه توبه می‌کنم
بلکه تو باورم کنی…
نه کتابی نه معجزه ای...
بگو چگونه مرا
به دین خود در آوردی؟!

#آن_با_كلك
اِي مرگ بيا؛

كِ زندگي مارا كُشت..
او نیامده بود
که فقط از دل ما رد بشود...!!
آمده بود
آبادی ای را ویران کند
که تا به ابد بر این ویرانه
نامی،
یادی،
خاطراتی
باقی بماند...

#آن_با_كلك
آن چه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد...
#آن_با_كلك
دلمٖ در دوریت خون شد ، بیا در اشک چشمم بین

خدا را از چه بر من رحمت ای کافر نمی آید

#آن_با_كلك
حرف را میشود ازحنجره بلعید ونگفت ‌!
واى اگر چشم ‌ بخواند؛ غمِ ناپیدا را..
از آن که با دلِ ما کرده‌ای؛
پشیمان باش..

#آن_با_كلك
چه کنم؟
دل به که بندم؟
به کجا روی کنم؟
بازگو!
ای به کنارِ دگری خفته ی من...

#آن_با_كلك
میگفت چشمات مثلِ فیلمای فارسی میمونه
از اون سیاه سفیدا که دلت میخواد قهرمانِ داستانش باشی!
چشمامو گرد کردمو گفتم نگو که بازم گنجِ قارون دیدی؟! در ضمن جناب، من چشمام سیاه نیست، قهوه ای سیرِ!
بدون اینکه نگاه از چشمام برداره گفت: هووممم، سیر که هستن ولی من سیر نمیشم از این چشما!
نباشن دنیام سیاهِ و باشن سفید!
#بهاره_نظری
برگرد
با تنهايی‌ات
كجا می‌گريزی‌؟
برگرد
من آبادیِ‌ توام..
اينكه ديگه ندارمت براي من ناراحت كنندس ولي تو بايد بيشتر ناراحت باشي
چون من يه آدم معموليُ ازدست دادم ولي تو كسيُ كه دوست داشت
#آن_با_كلك
تا تُ بِ داد من رسي من بِ خدا رسيده ام..
گـفـتـم بـه دعـا کـه چشـم بـد دور از تـو
ای دوسـت مگـر چشـم بـدت مـن بـودم ؟!
‌ نیاز دارم که اطرافیانم ساکت باشند. نیاز دارم که همه ی موجودات در سکوت فرو روند تا غوغای وحشتناک درون قلب من هم بلکه پایان یابد..
‏درسته ابراز علاقه به کسی که دوسش دارین خیلی قشنگه، ولی گاهی وقتا فقط باید یه گوشه وایستی و از دور نگاهش کنی و نگاهش کنی و نگاهش کنی..
دلا چه دیده فرو بسته ای،سپیده دمید!
سری بر آر که خوش عالمی ست عالم صبح..
من می‌روم
زِ کوی تو و دل نمی‌رود
این زورق شکسته
زِ ساحل نمی‌رود...
من چنان عاشق رویت که ز خود بی‌خبرم
تو چنان فتنه خویشی که ز ما بی‌خبری
به چه ماننده کنم در همه آفاق تو را
کان چه در وهم من آید تو از آن خوب تری...
باز میشه این در ..
صبح میشه این شب ..
صبر داشته باش ...