بر خاك درت به زاري زار..
از بس كه به خون بگشت خون گشت...
خون دل ماست يا دل ماست..
خوني كه ز ديده ها برون گشت...
از بس كه به خون بگشت خون گشت...
خون دل ماست يا دل ماست..
خوني كه ز ديده ها برون گشت...
درمان چه طلب كنم كه عشقت..
ما را سوي درد رهنمون گشت...
آن مرغ كه بود زيركش نام..
در دام بلاي تو زبون گشت...
ما را سوي درد رهنمون گشت...
آن مرغ كه بود زيركش نام..
در دام بلاي تو زبون گشت...
لختي پر و بال زد به اخر..
از پاي فتاد و سرنگون گشت...
تا دور شدم من از در تو..
از ناله دلم چو ارغنون گشت...
از پاي فتاد و سرنگون گشت...
تا دور شدم من از در تو..
از ناله دلم چو ارغنون گشت...
تا قوت عشق تو بديدم..
سرگشتگيم بسي فزون گشت...
تا درد تو را خريد عطار..
قد الفش بسان نون گشت...
عطار كه بود كشته ي تو..
درياب كه كشته تر كنون گشت...
سرگشتگيم بسي فزون گشت...
تا درد تو را خريد عطار..
قد الفش بسان نون گشت...
عطار كه بود كشته ي تو..
درياب كه كشته تر كنون گشت...
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●• (-/حمےْ🖤)
- خزان به رنگ غم در آمد، نمي آيي
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●• (-/حمےْ🖤)
- دقيقه هاي بي قراري به جانم نشسته، نمي آيي
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●• (-/حمےْ🖤)
- دو چشم خيس من به راهت، نمي آيي
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●• (-/حمےْ🖤)
- هواي موسم جدايي دلم را شكسته، نمي آيي
بـا خودم خلـوت كرده بـودم.
تنها ماندن با خودِ مزخرفم
بهتر از بودن با يك شخص
ديگـر بود،هر كس كه باشد
هـمـه شان دارند آن بـيرون
حُقههاى حقير سر همديگر
سـوار مى كنند و كله معلق
مـى زنند. پـتو را تـا گردنم
بـالا كشـيدم و صـبر كردم ..
@Text_Fall
تنها ماندن با خودِ مزخرفم
بهتر از بودن با يك شخص
ديگـر بود،هر كس كه باشد
هـمـه شان دارند آن بـيرون
حُقههاى حقير سر همديگر
سـوار مى كنند و كله معلق
مـى زنند. پـتو را تـا گردنم
بـالا كشـيدم و صـبر كردم ..
@Text_Fall
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●• (-/حمےْ🖤)
جمعه دلبر میخواد.....
دو فنجان چای میخواد.....
كمي مکث و بعد دوستت دارم های فراوان،
نداریم ..
نیست ...
که دلگیریم ...
دو فنجان چای میخواد.....
كمي مکث و بعد دوستت دارم های فراوان،
نداریم ..
نیست ...
که دلگیریم ...