•●Тeχт Fαℓℓ●•
128 subscribers
734 photos
41 videos
5 files
16 links
●••••●••••●••••●••••●•••••●

می‌خوانَم می‌خوانَم‌ می‌خوانَم،
تو خواندَنِ مَنی..🖤

●••••●••••●••••●••••●•••••●
📩Cantact Us: @mmdbnv | @unknown_dc

پيشنهاد و انتقاداتون رو با ما درميون بذاريد❤️
Download Telegram
•●Тeχт Fαℓℓ●•
Voice message
هرگز نمی‌شود که تو را دید و بعد از آن
جایی نفس کشید به جز در هوای تو
ساکت کنار بهت خود می‌نشینم و
از یاد می‌برم همه را با صدای تو
آسوده دست می‌کشم از هرچه ادعاست
با یک نگاه ساده‌ی بی ادعای تو
با تو غزل به سادگی حرف می‌شود
چون بهار است ساده بیفتم به پای تو...
@Text_Fall
ُ
شب که میشود...
تو در ذهنم مرور میشوی...
یاد حرفهایت می افتم
جالب است میگفتی :
دیگر تا تو نخوابی،
خواب به چشمم نخواهد آمد ...
میخواهم بدانم؛
کدام خواب تورا برد
که اینگونه بی خبر
ازجهانم رفته ای؟
@Text_Fall
|اِي قلبِ مَرا بردِه به تاراج..|
#Emam | @Text_Fall
ُ
با بعضیا باید عین خودشون رفتار کرد؛

خیلی وقتا بزرگترین اشتباه
اهمیت دادنه :)
@Text_Fall
‏یکی باشه که وقتی حال دلت خوب نیس واسش مهم باشی..

نداريم ..
نيست ...
كه دلگيريم ...
از خوباى انتقاد
زمانه دوخت لبم را به ریسمان سکوت
که عهد، عهد غم است و زمان، زمان سكوت..
و من بلند پروازترین پرنده‌ی جهانم
که کوچ می‌کنم به سمت تو
به امید آنکه
در نقطه‌ای از این دنیا
چشم به آسمان
منتظر آمدنم باشی
و آنوقت که من پیدایت کنم
به خاطر تو؛
از فراز آسمان، سقوط می‌کنم
تا در آغوشت
بلند پروازترین پرنده‌ی جهان بمانم...!
@Text_Fall
تو همانى كه دلم لكـ زده لبخندش را...
•●Тeχт Fαℓℓ●•
تو همانى كه دلم لكـ زده لبخندش را...
او ك هرگز نتوان يافت همانندش را..:)
ماه ، شاید
فرزند نداشته ی ماست !

زیبایی اش به تو رفته
تنهایی اش
به من
غم زمانه خورم یا فراق یار کشم
به طاقتی که ندارم کدام بارکشم
نه دست صبر که درآستین عقل برم
نه پای عقل که در دامن قرارکشم
نه قوتی که توانم کناره جستن از او
نه قدرتی که به شوخیش درکنار کشم...
سعدیا پیکر مطلوب برای نظر است
ور نبینی چه بود فایده ی چشم بصیر؟
@Text_Fall
صبحِ من مانند شب،دل ناخوش است از هجر یار..
آخر ای صبحِ غمین،دست از سرِ عاشق بِدار...
#به_همين_صبح_قسم
@Text_Fall
ببخشید،
قلب من انگار،
حوالی بی تفاوتی شما،
دارد جان می دهد!
تنها، اگر می شود،
جان دادنش را تماشا نکنید!
آخر،
من از مهربانی های شما،
زیاد برایش قصه خوانده ام ...
#آن_با_كلك
@Text_Fall
در عشق تو عقل سرنگون گشت..
جان نيز خلاصه ي جنون گشت...

خود حال دلم چگونه گويم..
كان كار به جان رسيده چون گشت...
بر خاك درت به زاري زار..
از بس كه به خون بگشت خون گشت...

خون دل ماست يا دل ماست..
خوني كه ز ديده ها برون گشت...
درمان چه طلب كنم كه عشقت..
ما را سوي درد رهنمون گشت...

آن مرغ كه بود زيركش نام..
در دام بلاي تو زبون گشت...
لختي پر و بال زد به اخر..
از پاي فتاد و سرنگون گشت...

تا دور شدم من از در تو..
از ناله دلم چو ارغنون گشت...
تا قوت عشق تو بديدم..
سرگشتگيم بسي فزون گشت...

تا درد تو را خريد عطار..
قد الفش بسان نون گشت...

عطار كه بود كشته ي تو..
درياب كه كشته تر كنون گشت...