•●Тeχт Fαℓℓ●•
128 subscribers
734 photos
41 videos
5 files
16 links
●••••●••••●••••●••••●•••••●

می‌خوانَم می‌خوانَم‌ می‌خوانَم،
تو خواندَنِ مَنی..🖤

●••••●••••●••••●••••●•••••●
📩Cantact Us: @mmdbnv | @unknown_dc

پيشنهاد و انتقاداتون رو با ما درميون بذاريد❤️
Download Telegram
.ما.فَراموش.شُدِگانیم.
•●Тeχт Fαℓℓ●•
نميگويم خدا نيست نميگويم خدا را قبول ندارم كافر نيستم كفر نميگويم ولى چه كنم كه خداى من تويى... خداى من تويى... خداى من تويى... بر منكرش لعنت!
گفتم ببينمت..
گفتم ببينمت؛ شايد ك از سرم، ديوانگي رود..
زان دَم ك ديدمت، ديوانه تر شدم..
ديوانه تر شدم..
ديوانه تر شدم..
ديوانه تر شدم..
و ُ
تنها "مُخَدِر"ی هستی
که ارزش
"اُوِردوز كردن" را دارد...
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●• (-/حمےْ🖤)
ماييم و دِلي پُرخون..
•●Тeχт Fαℓℓ●•
ماييم و دِلي پُرخون..
ماييم و لبالب شدن از يارو دِگَر هيچ..
و تنهایی من شبیخون حجم تُرا پیش بینی نمیکرد..
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●• (-/حمےْ🖤)
یه روز صبم به جا این که از تخت بیام پایین
از تخت فاصله میگیرم میرم بالا....
#به_همين_صبح_قسم
مگر با ما سر یاری نداری؟
که ما را در مشقت میگذاری؟
نه یکدم دل جدا میگردد از تو
نه کام دل روا می‌گردد از تو
چه باشد گر دلی خون شد؟ جگر چیست
من از جان هم نمیترسم، دگر چیست؟
ز درد محنت و اندوه و خواری
نمیترسم، بیاور تا: چه داری؟
به تیغ از کار عشقت بر نگردم
و گر بر گردم از عشقت نه مردم
تو خواهی جور کن، خواهی ملامت
که من ترکت نگویم تا قیامت...
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
چشم آسایش ڪه دارد از سپهر تیز رو
ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی...
@Text_Fall
ُ
بین بهشت و لمس تو
ترجیحِ من تویی

از دین خویش و بر تن تو
دست می کشم..
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●• (-/حمےْ🖤)
خوب شد دردم دوا شد، خوب شد..
دل به عشقت مبتلا شد خوب شد🖤
ُ ُ ُ ُ ُ ُ ُ
خوب شد دردم دوا شد، خوب شد..
دل به عشقت مبتلا شد خوب شد🖤
|گوشه چشمام فقط جاى يار|
|كار دو چشمام تماشاى يار|
#DC | @Text_Fall
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●• (-/حمےْ🖤)
یه روز صبم به جا این که از تخت بیام پایین
از تخت فاصله میگیرم میرم بالا....
#به_همين_صبح_قسم
اندر دل من، درون و بیرون همه اوست...
@Text_Fall
#نيازمنديها : تعدادي شيرين 💔
چشم اگر این است و ابرو این و ناز و عشوه این
الوداع ای صبر و تقوا الوداع ای عقل و دین...
میگفت که سرد است اجاقم، دلمان سوخت؛

گفتیم بیا شاخه ز ما و تبر از تو..
جاني و صد آه..▪️
#بقرعان
|مانده ام در خم وحشتگه افلاك،اسير|
|همچو آن طفل كه زنداني مكتب باشد|
#Emam | @Text_Fall
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●• (-/حمےْ🖤)
یه روز صبم به جا این که از تخت بیام پایین
از تخت فاصله میگیرم میرم بالا....
#به_همين_صبح_قسم