•●Тeχт Fαℓℓ●•
نميگويم خدا نيست نميگويم خدا را قبول ندارم كافر نيستم كفر نميگويم ولى چه كنم كه خداى من تويى... خداى من تويى... خداى من تويى... بر منكرش لعنت!
گفتم ببينمت..
گفتم ببينمت؛ شايد ك از سرم، ديوانگي رود..
زان دَم ك ديدمت، ديوانه تر شدم..
ديوانه تر شدم..
ديوانه تر شدم..
ديوانه تر شدم..
گفتم ببينمت؛ شايد ك از سرم، ديوانگي رود..
زان دَم ك ديدمت، ديوانه تر شدم..
ديوانه تر شدم..
ديوانه تر شدم..
ديوانه تر شدم..
•●Тeχт Fαℓℓ●•
ماييم و دِلي پُرخون..
ماييم و لبالب شدن از يارو دِگَر هيچ..
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●• (-/حمےْ🖤)
مگر با ما سر یاری نداری؟
که ما را در مشقت میگذاری؟
نه یکدم دل جدا میگردد از تو
نه کام دل روا میگردد از تو
چه باشد گر دلی خون شد؟ جگر چیست
من از جان هم نمیترسم، دگر چیست؟
ز درد محنت و اندوه و خواری
نمیترسم، بیاور تا: چه داری؟
به تیغ از کار عشقت بر نگردم
و گر بر گردم از عشقت نه مردم
تو خواهی جور کن، خواهی ملامت
که من ترکت نگویم تا قیامت...
که ما را در مشقت میگذاری؟
نه یکدم دل جدا میگردد از تو
نه کام دل روا میگردد از تو
چه باشد گر دلی خون شد؟ جگر چیست
من از جان هم نمیترسم، دگر چیست؟
ز درد محنت و اندوه و خواری
نمیترسم، بیاور تا: چه داری؟
به تیغ از کار عشقت بر نگردم
و گر بر گردم از عشقت نه مردم
تو خواهی جور کن، خواهی ملامت
که من ترکت نگویم تا قیامت...
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
چشم آسایش ڪه دارد از سپهر تیز رو
ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی...
@Text_Fall
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
چشم آسایش ڪه دارد از سپهر تیز رو
ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی...
@Text_Fall
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●• (-/حمےْ🖤)
چشم اگر این است و ابرو این و ناز و عشوه این
الوداع ای صبر و تقوا الوداع ای عقل و دین...
الوداع ای صبر و تقوا الوداع ای عقل و دین...
میگفت که سرد است اجاقم، دلمان سوخت؛
گفتیم بیا شاخه ز ما و تبر از تو..
گفتیم بیا شاخه ز ما و تبر از تو..
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●• (-/حمےْ🖤)