ولی من یکی ازاین شبا که از شدت دلتنگی میزنه به سرم...
پا میشم میرم دم درِ خونشون
مهم نیست ساعت چنده ،
با مشت میکوبم رو درِشون
هرکی اومد میگم بگید خودش بیاد
خودش که اومد بدون هیچ حرفی محکم بغلش میکنم ودلم که آروم شد راهمو میکشم ومیرم...
#مخاطب_نوشتهايم
@Text_Fall
پا میشم میرم دم درِ خونشون
مهم نیست ساعت چنده ،
با مشت میکوبم رو درِشون
هرکی اومد میگم بگید خودش بیاد
خودش که اومد بدون هیچ حرفی محکم بغلش میکنم ودلم که آروم شد راهمو میکشم ومیرم...
#مخاطب_نوشتهايم
@Text_Fall
•●Тeχт Fαℓℓ●•
دل بي #تُ ب جان امد.. دل بي #تُ ب جان امد.. دل بي #تُ ب جان امد.. دل بي #تُ ب جان امد.. دل بي #تُ ب جان امد.. دل بي #تُ ب جان امد..
وقت است كه باز آيي.. وقت است كه باز آيي..
وقت است كه باز آيي.. وقت است كه باز آيي..
وقت است كه باز آيي.. وقت است كه باز آيي..
وقت است كه باز آيي.. وقت است كه باز آيي..
وقت است كه باز آيي.. وقت است كه باز آيي..
تنهایی
چیزهای زیادی به انسان می آموزد !
اما تو نرو ؛
بگذار من نادان بمانم ...
#مخاطب_نوشتهايم
@Text_Fall
چیزهای زیادی به انسان می آموزد !
اما تو نرو ؛
بگذار من نادان بمانم ...
#مخاطب_نوشتهايم
@Text_Fall
بی تو هر روز مرا ماهی و هر شب سالی ست
شب چنین، روز چنان، آه چه مشکل حالی ست...
شب چنین، روز چنان، آه چه مشکل حالی ست...
#تُ
من گرفتار تو بودم تو دچار دگری
من همه مست تو اما تو خمار دگری
دفتر شعر دل من همه لبريز تو بود
سر سودای تو اما به گذار دگری
بسترم چون صدفی مانده ز مرواريدش
تو ولی مسخ به يک مهره ی مار دگری
فصل هايم همه با سردی پاييز گذشت
تو ولی در هوس و شور بهار دگری
هوس بوسه ي تو وسوسه ی جانم بود
ليک آغوش تو تن پوشه ی يار دگری
تو گذشتي ز من و خاطره هايم آسان
سوختی حادثه ها را به شرار دگری...
@Text_Fall
من گرفتار تو بودم تو دچار دگری
من همه مست تو اما تو خمار دگری
دفتر شعر دل من همه لبريز تو بود
سر سودای تو اما به گذار دگری
بسترم چون صدفی مانده ز مرواريدش
تو ولی مسخ به يک مهره ی مار دگری
فصل هايم همه با سردی پاييز گذشت
تو ولی در هوس و شور بهار دگری
هوس بوسه ي تو وسوسه ی جانم بود
ليک آغوش تو تن پوشه ی يار دگری
تو گذشتي ز من و خاطره هايم آسان
سوختی حادثه ها را به شرار دگری...
@Text_Fall