Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●• (-/حمےْ🖤)
گاه لیلا، گاه مجنون میکند..
گرگ و میش چشم آهویت مرا🖤
گرگ و میش چشم آهویت مرا🖤
گفتی: اگر تو را از دست دهم خواهم مُرد.
نه! تو زنده میمانی،
یاد من چون دود سپیدی در باد محو خواهد شد
و تو خواهی ماند.
عمر اندوه
در قرن ما
یک سال بیشتر نیست...
@Text_Fall
نه! تو زنده میمانی،
یاد من چون دود سپیدی در باد محو خواهد شد
و تو خواهی ماند.
عمر اندوه
در قرن ما
یک سال بیشتر نیست...
@Text_Fall
من نوشته هام بی مخاطب ترین نوشته های دنیا بود تا وقتی که تو امدی تو زندگیم الان میخوام بنویسم تو جلو چشام رژه میری دست تکون میدی که هییییی از من بنویس چشامو نگاه ازچشام بنویس از طرز راه رفتنم رمان بساز از خنده هام که دستمو میگیرم جلو صورتم از اون حال که دیوونت میکنه بنویس..
#تُ #تُ #تُ #تُ #تُ #تُ #تُ #تُ #تُ
@Text_Fall
#تُ #تُ #تُ #تُ #تُ #تُ #تُ #تُ #تُ
@Text_Fall
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●• (-/حمےْ🖤)
من تو را بر شانههایم میکشم..
یا تو میخوانی به گیسویت مرا🖤
یا تو میخوانی به گیسویت مرا🖤
#تُ
تو همیشه عاشق جزئیات یه نفر میشی نه کلیاتش ...
مثلا خط خندش
یا نفسی که بین هر بار خندیدن می کشه یا
چشماش ، چشماش، چشماش ...
@Text_Fall
تو همیشه عاشق جزئیات یه نفر میشی نه کلیاتش ...
مثلا خط خندش
یا نفسی که بین هر بار خندیدن می کشه یا
چشماش ، چشماش، چشماش ...
@Text_Fall
دل من عادت داشت، که بماند یک جا
به کجا؟
معلوم است! به در خانه ی تو
دل من عادت داشت که بماند آنجا،
پشت یک پرده ی توری
که تو هرروز آن را به کناری بزنی
دل من ساکن دیوار و دری،
که تو هر روز از آن میگذری
دل من ساکن دستان تو بود
دل من گوشه ی یک باغچه بود،
که هر روز به آن مینگری
راستی دل من را دیدی؟!
آن را گم کردم ...
@Text_Fall
به کجا؟
معلوم است! به در خانه ی تو
دل من عادت داشت که بماند آنجا،
پشت یک پرده ی توری
که تو هرروز آن را به کناری بزنی
دل من ساکن دیوار و دری،
که تو هر روز از آن میگذری
دل من ساکن دستان تو بود
دل من گوشه ی یک باغچه بود،
که هر روز به آن مینگری
راستی دل من را دیدی؟!
آن را گم کردم ...
@Text_Fall
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●• (-/حمےْ🖤)
زخمها زد راه بر جانم ولی..
زخمِ عشق آورده تا کویت مرا🖤
زخمِ عشق آورده تا کویت مرا🖤
من خیلی مینویسم اما از نشون دادنش میترسم..
حرف دل زیاد دارم اما از گفتنش وحشت میکنم
انبوهی از فریاد ته گلوم خوابیده اما از بیدار کردنش وهم دارم
رودخونهی پر آبی پشت پلکام درجا میزنه اما از راه انداختنش شرم میکنم
من خیلی پرم اما از خالی شدن میترسم !
٦:٦
@Text_Fall
حرف دل زیاد دارم اما از گفتنش وحشت میکنم
انبوهی از فریاد ته گلوم خوابیده اما از بیدار کردنش وهم دارم
رودخونهی پر آبی پشت پلکام درجا میزنه اما از راه انداختنش شرم میکنم
من خیلی پرم اما از خالی شدن میترسم !
٦:٦
@Text_Fall
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●• (-/حمےْ🖤)
چه غریبانه؛
دلم میل تو دارد این صبح...
دلم میل تو دارد این صبح...