•●Тeχт Fαℓℓ●•
128 subscribers
734 photos
41 videos
5 files
16 links
●••••●••••●••••●••••●•••••●

می‌خوانَم می‌خوانَم‌ می‌خوانَم،
تو خواندَنِ مَنی..🖤

●••••●••••●••••●••••●•••••●
📩Cantact Us: @mmdbnv | @unknown_dc

پيشنهاد و انتقاداتون رو با ما درميون بذاريد❤️
Download Telegram
‏دیگه این استراتژی ک من با کسی کاری ندارم ک باهام کاری نداشته باشن جواب نمیده ,
‏باید دربیاری بکنی توو کو*شون تا دس از سرت بردارن..

#بقرعان
خَستِه تَر از خَستِه اَم ..
ُ

آخر نگهی به سوی ما کن
دردی به ارادتی دوا کن
بسیار خلاف عهد کردی
آخر به غلط یکی وفا کن
ما را تو به خاطری همه روز
یک روز تو نیز یاد ما کن..
نمانده ست چیزی به جز غم...مهم نیست
گرفته دلم از دو عالم...مهم نیست...
آخرین جمعه ای که خوشحال بودم مال زمانیه که‌ جمعه ها صبح زی زی گولو نشون میداد

هر #جمعه ت*مي تر از #جمعه قبل :|
کنار پنجره سیگار میکشید...
خسته بود...
انقد خسته که،
یادش رفت بعد اخرین پوک خودشو پرت کنه پایین، نَ سيگارو...!

و ريد بِ تمامِ تفكارتمان:|
ُ

نمي گنجد نفس در سینه من بس که دلتنگم..
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●• (-/حمےْ🖤)
- مَنو تَنها نَذار وِل نَكن دَستمو ... ُ
و تُ تنها كسي هستي كه بيشتر از خودم دوستت ميدارم..
دنیای من خاکستری ست...
بی رنگ و تاریک...
بی هیچ امیدی...
تنها چیز قابل دیدن...
رنگ خاکستری افکارم است...
دیگر وقت سفر است...
به ماورای بی رنگی ها...
به پایان دنیا...
به افکار زیبا..
من همونیم‌ که رابطه قبلیتونو میشوره میبره

آي ديم هم تو description (بيوگرافي) كانال زده:|
ُ

تا بداند که شب ما
به چه سان می‌گذرد...

غمِ عشقش دِه و
عشقش دِه و بسیارش دِه...!
ُ

ای موی پریشان
تو دریای خروشان
بگذار مرا غرق کند
این شب مواج...
-من
تکه تکه از دست رفتم؛
در روز روز زندگی‌ام…
ُ


باز آ که فراق جان گداز آمده است
اندیشهٔ مردنم فراز آمده است
باز آ که ز ناچشیده داروی وصال
دردی که نرفته بود باز آمده است...
#شبت_بي_بغض_بهترينم
تو صبح باش...من تمام شب هاى تاريخ را تاب مى آورم
-کله‌ وجودمون ترك برداشت
ولي هنوز‌ك‌هنوزه اون روزه خوبي
ك منتظرشیم نیومده.

با ك*ر تو اين زندگي اغاز ميكنيم صبحمونو..
#جي_ام
ُ


درد عشق تو که جان می‌سوزدم
گر همه زهر است از جان خوشتر است
درد بر من ریز و درمانم مکن
زانکه درد تو ز درمان خوشتر است...
در من چیزی کم بود
و در این زندگانی هم چیزی کج بود
میان ما و زندگانی یک چیزی گنگ بود
ما دیر آمدیم یا زود
هرچه بود به موقع نیامدیم . . .