•●Тeχт Fαℓℓ●•
Darobazkonbiyabebinmancheshekliyambedouneto..
Halekharabeinrouzayemanobebinobekhand..
ما در ظلمتایم
بدان خاطر که کسی به عشق ما نسوخت
ما تنهاییم
چرا که هرگز کسی ما را به جانب خود نخواند
عشقهای معصوم ، بیکار و بی انگیزهاند
و دوست داشتن
از سفرهای دراز تهیدست باز میگردد
دیگر
امید درودی نیست
امید نوازشی نیست...
#سالگرد_آسماني_شدن_شاملوي_عزيز
بدان خاطر که کسی به عشق ما نسوخت
ما تنهاییم
چرا که هرگز کسی ما را به جانب خود نخواند
عشقهای معصوم ، بیکار و بی انگیزهاند
و دوست داشتن
از سفرهای دراز تهیدست باز میگردد
دیگر
امید درودی نیست
امید نوازشی نیست...
#سالگرد_آسماني_شدن_شاملوي_عزيز
دختری باید باشد
تا زندگی
به احساسی ترین
شکل ممکن
تحقق یک رویا شود
پ ن: ما ميدونيم...🤦🏻♂️
ولي خب...
روزتون مبارك ❤️
تا زندگی
به احساسی ترین
شکل ممکن
تحقق یک رویا شود
پ ن: ما ميدونيم...🤦🏻♂️
ولي خب...
روزتون مبارك ❤️
بخشيديم و فرصت دوباره داديم، تا سري بعد بهتر و عميقتر برينيد بهمون..
#فِيكين :|
#فِيكين :|
Forwarded from ســَــرگـيّـجـٰه (Fatii_sm)
دلتنگی درد نیست، جراحتی ست در سینه، ریشه دوانده به روح و روان. یک رعشه ی دائمی، سرگردان در تک تک سلولهای بدن. وهمی بی انتها که روز و شب ندارد، همیشه هست.
#نيكى_فيروزكوهى
@Freefal_l
#نيكى_فيروزكوهى
@Freefal_l
خوابت را دیدم ،
برگشته بودی...
عطرت در هوا پیچیده بود
طعم گس نوازشِ دستانت
روی گونه هایم نشسته بود
مرا آنطور که میخواستم
دوست داشتی...
شده بودی همانی که حسرتش را می خوردم...
داشتی باز دل مرا با خودت می بردی...
که
"صبح" به "کابوس" بازگشتت پایان داد :)
برگشته بودی...
عطرت در هوا پیچیده بود
طعم گس نوازشِ دستانت
روی گونه هایم نشسته بود
مرا آنطور که میخواستم
دوست داشتی...
شده بودی همانی که حسرتش را می خوردم...
داشتی باز دل مرا با خودت می بردی...
که
"صبح" به "کابوس" بازگشتت پایان داد :)
مَن عاشقِ چِشماتَم..
مَن عاشقِ چِشماتَم..
مَن عاشقِ چِشماتَم..
مَن عاشقِ چِشماتَم..
مَن عاشقِ چِشماتَم..
مَن عاشقِ چِشماتَم..
مَن عاشقِ چِشماتَم..
ماتَم ماتَم ماتَم ماتَم...
مَن عاشقِ چِشماتَم..
مَن عاشقِ چِشماتَم..
مَن عاشقِ چِشماتَم..
مَن عاشقِ چِشماتَم..
مَن عاشقِ چِشماتَم..
مَن عاشقِ چِشماتَم..
ماتَم ماتَم ماتَم ماتَم...
تو شبستون چشات
پای پلههای پِلکت
مُچ مهتاب میگیرم
اون دمی که گرگ و میشه
با یه گلهی شقایق
پیش پای تو میمیرم
پای پلههای پِلکت
مُچ مهتاب میگیرم
اون دمی که گرگ و میشه
با یه گلهی شقایق
پیش پای تو میمیرم
من شبُ به خاطراتم
وصله میکنم، میدوزم
من با هر رعد نگاهت
گر میگیرم و میسوزم
وصله میکنم، میدوزم
من با هر رعد نگاهت
گر میگیرم و میسوزم
اگه روزُ خواسته باشی
شبُ تا تهش مینوشم
میزنم به آب آتیش
با خود خورشید میجوشم
شبُ تا تهش مینوشم
میزنم به آب آتیش
با خود خورشید میجوشم
زخم خورشیدی تن رو
با شب و شبنم میبندم
اگه مقتول تو باشم
دَم جون دادن، میخندم
با شب و شبنم میبندم
اگه مقتول تو باشم
دَم جون دادن، میخندم
تو با این نگاه یاغی
قُرُق سینه مایی
فاتح قلعه رویا
کِی به فتح ما میایی ؟
قُرُق سینه مایی
فاتح قلعه رویا
کِی به فتح ما میایی ؟
اون لحظه ای که اون بچه داشت از گشنگی و تشنگی جون میداد خدا كجا بود؟
@Text_Fall
@Text_Fall
بابام توو سخت ترین لحظات زندگیم، مثل کوه اومده پشتم، و گفته "چقد گفتم اینکارو نکن خاکبرس پفیوزت؟" و قد کوه بهم ریده
واقعا دمشگرم با حمایتاش
@Text_Fall
واقعا دمشگرم با حمایتاش
@Text_Fall