چرا ما، با کسى که باهامون جورى رفتار مى کنه که با بقیه رفتار مى کنه، جورى رفتار مى کنیم که با بقیه نمى کنیم؟
همچو نی می نالم از سودای دل
آتشی در سینه دارم جای دل
من که با هر داغ پیدا ساختم
سوختم از داغ نا پیدای دل
همچو موجم یک نفس آرام نیست
بسکه طوفان زا بود دریای دل
آتشی در سینه دارم جای دل
من که با هر داغ پیدا ساختم
سوختم از داغ نا پیدای دل
همچو موجم یک نفس آرام نیست
بسکه طوفان زا بود دریای دل
پس از آرزوها پس از جستجوها ندانی که ای مه چه ها کردم، تو را بینه خوبان جدا کردم..
گر بَركَنم دِل از تو بردارم از تو مهر..
آن مهر بر كِه افكنم..؟
آن دِل كجا بَرَم..؟
آن مهر بر كِه افكنم..؟
آن دِل كجا بَرَم..؟