•●Тeχт Fαℓℓ●•
128 subscribers
734 photos
41 videos
5 files
16 links
●••••●••••●••••●••••●•••••●

می‌خوانَم می‌خوانَم‌ می‌خوانَم،
تو خواندَنِ مَنی..🖤

●••••●••••●••••●••••●•••••●
📩Cantact Us: @mmdbnv | @unknown_dc

پيشنهاد و انتقاداتون رو با ما درميون بذاريد❤️
Download Telegram
•●Тeχт Fαℓℓ●•
😩 Sticker
خواب نمیبَرد مرا ؛ یار نمیخَرد مرا
مرگ نمیدَرد مرا ؛ آه چه بی بَها شدم ...
‏يكي باشه كه وقتي باهاش حرف ميزنی ديگه بعدش نگران اين نباشی كه كاش اين حرفو نميزدم...

#نيازمنديها
-بعضیاع عز دنیا عقب هستن
-بعضیاع عز عقب یه دنیا هستن

#نيازمنديها 💚
- به وصل خود دوایی کن دل دیوانه ما را...
انگار فحش
مقصود تويي...🤦🏻‍♂️
كعبه و بت خانه بهانست بِ مولا:(
دلبرا، در دل سخت تو وفا نیست چرا؟
کافران را دل نرمست و ترا نیست چرا؟

هر که قتلی بکند کشته بهایی بدهد
تو مرا کشتی و امید بها نیست چرا؟
اونقدری که تو پیر کردن همدیگه تاثیر داریم،
گذر عمر نداره.
مرا از من گرفت ؛که از من خودِ دیگری سازد,,نه او من شد,نه من او,
نه او ماند و نه من برگشتم به خود !
‏حتی اونی هم که از اول دوسمون داره وقتی بفهمه دوسش داریم میزاره میره..
یکی از دلایلی که بنده وارد رابطه نمیشم اینه که حوصله تحمل غر زدنای کسی رو ندارم
دلیل دیگه شم اینه که کسی بهم پا نمیده..🤦🏻‍♂️
نكشي مارو #خطرناك 🤦🏻‍♂️
نزني مارو بِيبي 🤦🏻‍♂️

تو اين شبه عزيز تو راهه مسجد نكننت، نميخواد بكشي مارو بِيبي 🤦🏻‍♂️

#سفارشي 😂
نظری کن که به جان آمدم از دلتنگی
گذری کن که خیالی شدم از تنهایی
گفته بودی که بیایم، چو به جان آیی تو
من به جان آمدم، اینک تو چرا می نایی...
یه چیز در مورد زندگی یاد گرفتم اونم اینه که تو میتونی برای یه نفر مهم باشی، ولی نه برای همیشه .
حقیقت اینه که هیشکى رو نداریم بجاى «مرسى خوبم» بگیم حاجى داغونم بگاى سگ رفتم …متلاشیم
سالگردتون مبارك باشه بهتريناي مَن 🤦🏻‍♂️♥️😌
با دین یا بدون دین ، انسان‌های
خوب ، کارهای خوب می‌کنند و
انسان‌های بد ، کارهای بد ؛

اما برای اینکه انسان با ظاهرِ
خوب بتواند کارهای بد بکند
قطعا به دین نیاز دارد !

اگر در طول سال مث ادم زندگي ميكردن نياز به حلاليت نبود
كه اين شبها خايه های آسمانی خدارا بمالن تا ببخشدشون

#ادم_باشيم
دچارِ نوعی بهت‌زدگی و بی‌حسی شده‌ام. احساسِ خستگی نمی‌کنم، خوابم نمی‌آید، غصه‌دار نیستم، شاد هم نیستم؛ قدرتِ این را ندارم که تو را با خیالِ خودم به اینجا بیاورم. هر چند که تصادفاً سمتِ راستم یک صندلیِ خالی وجود دارد، گویی برای تو گذاشته شده است؛
در چنگالِ چیزی هستم و نمی‌توانم خودم را از دستش رها کنم.