-شبانه گریه کنی تا دوباره صبح شود؛
که صبح گریه کنی تا دوباره شب برسد!
که هی سه نقطه بچینی
اگر... ولی... شاید...
کسی نمی آید،
نه! کسی نمی آید...
که صبح گریه کنی تا دوباره شب برسد!
که هی سه نقطه بچینی
اگر... ولی... شاید...
کسی نمی آید،
نه! کسی نمی آید...
در ابتدا تکان ِ دست هایت بود
در هوا
و بعد
پیراهنت در باد
و بعدتر دلم بود
که مثل بچه گربه ای
در مواجهه با یک سگ می لرزید.
در هوا
و بعد
پیراهنت در باد
و بعدتر دلم بود
که مثل بچه گربه ای
در مواجهه با یک سگ می لرزید.
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●•
!لازمه با خیلیا مثله خودشون رفتار كني
و خيليارو هم از خودتون محروم کنـی
تا بفهمن چند چندن ...
و خيليارو هم از خودتون محروم کنـی
تا بفهمن چند چندن ...
باید یه کتاب درسی به کتابای مدارس اضافه شه با این مضمون که :
وقتی چشماشو دیدی چجوری به زندگی عادی برگردی...
وقتی چشماشو دیدی چجوری به زندگی عادی برگردی...
تا صبح آنلاين ميمونم ك فك كنه دور منم مثه خودش شلوغه
ولي در حقيقت اون شمارمو پاك كرده
و من خيره ب پروفايلش:|😐
ولي در حقيقت اون شمارمو پاك كرده
و من خيره ب پروفايلش:|😐
تو نيستى ؛
و من مثل چوپانى كه
گله اش را گرگ زده ...
نشسته ام زير درخت دلتنگى ،
و تكيه زدم ؛
به عصاىِ بلندِ خاطراتت ...
تو نيستى ؛
و نبودنت ، يعنى :
گرگ ها هر روز به گله ام
حمله مى كنند ...!
و من مثل چوپانى كه
گله اش را گرگ زده ...
نشسته ام زير درخت دلتنگى ،
و تكيه زدم ؛
به عصاىِ بلندِ خاطراتت ...
تو نيستى ؛
و نبودنت ، يعنى :
گرگ ها هر روز به گله ام
حمله مى كنند ...!