وقتي كه شانه هايم
در زير بار حادثه مى خواست بشكند
يك لحظه از خاطر پريشان من گذشت
بر شانههاى تو
مى شد اگر سرى بگـذارم
و اين بغض درد را
از تنگناى سينه برآرم به هاى هاى
آن جان پناه مهر
شايد كه مى توانست
از بار اين مصيبت سنگـين آسودهام كند
در زير بار حادثه مى خواست بشكند
يك لحظه از خاطر پريشان من گذشت
بر شانههاى تو
مى شد اگر سرى بگـذارم
و اين بغض درد را
از تنگناى سينه برآرم به هاى هاى
آن جان پناه مهر
شايد كه مى توانست
از بار اين مصيبت سنگـين آسودهام كند
خوبي از حد گذشت...
نادان هم خيال بد كرد...
ولي چرا در انتها ما بايد هي بگا بريم و بگيم خدابزرگه و هيچي نشه؟ :||
نادان هم خيال بد كرد...
ولي چرا در انتها ما بايد هي بگا بريم و بگيم خدابزرگه و هيچي نشه؟ :||
•●Тeχт Fαℓℓ●•
Channel created
خار تو دست نَنَم بيوفته دُنيا رو ميگـام
واسه زندگى تُخمى بابام جوابِ خدا رو ميخام...
•درستش اينه بگم تخمى بازى هاى بابا:|
#DC | @Text_Fall
واسه زندگى تُخمى بابام جوابِ خدا رو ميخام...
•درستش اينه بگم تخمى بازى هاى بابا:|
#DC | @Text_Fall
قطار سمت من ميامد ...
سوار شدي ،
وقتى به از ما بهترون رسيد ،
پياده شدي ...
يادت رفت كه مقصد من بودم ، نه از ما بهترون ...!
آدمى همين است ؛
مقصود را به بهترى مى فروشد ،
يار را به زيباترى ...!
سوار شدي ،
وقتى به از ما بهترون رسيد ،
پياده شدي ...
يادت رفت كه مقصد من بودم ، نه از ما بهترون ...!
آدمى همين است ؛
مقصود را به بهترى مى فروشد ،
يار را به زيباترى ...!
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●•
اگر خونِ دل بود ، ما خورده ايمــ...
اگر داغِ دل بود ، ما ديده ايمــ...
اگر داغِ دل بود ، ما ديده ايمــ...
Forwarded from •●Тeχт Fαℓℓ●•