با همه ی بی سر و سامانی ام
باز به دنبال پریشانی ام
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی ام
آمدهام تا تو نگاهم کنی
عاشق آن لحظه ی توفانی ام
دلخوش گرمای کسی نیستم
آماده ام تا تو بسوزانی ام
آمده ام با عطش سالها
تا تو کمی عشق بنوشانی ام
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا تو بگیری و بمیرانی ام
خوبترین حادثه میدانمت
خوبترین حادثه میدانی ام؟
حرف بزن بغضِ مرا باز کن
دیر زمانیست که بارانی ام
حرف بزن .. حرف بزن سالهاست
تشنه ی یک صحبتِ طولانی ام ...
[ #محمدعلی_بهمنی ]
باز به دنبال پریشانی ام
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی ام
آمدهام تا تو نگاهم کنی
عاشق آن لحظه ی توفانی ام
دلخوش گرمای کسی نیستم
آماده ام تا تو بسوزانی ام
آمده ام با عطش سالها
تا تو کمی عشق بنوشانی ام
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا تو بگیری و بمیرانی ام
خوبترین حادثه میدانمت
خوبترین حادثه میدانی ام؟
حرف بزن بغضِ مرا باز کن
دیر زمانیست که بارانی ام
حرف بزن .. حرف بزن سالهاست
تشنه ی یک صحبتِ طولانی ام ...
[ #محمدعلی_بهمنی ]
وقتے رفتہ از پيشت، ينے واسش مهم نبودے
وقتے واسش مهم نيستے
چرا از حالِ بدِ الانت واسش ميگے؟
بد باشے، خوب باشے
زير خاك باشے، روے خاك باشے
مهم نيس واسش
چرا واسش ميگے؟
حالا كه اون رفتہ،
وقتِ اين هست كہ به خودت بيشتر اهميت بدھ
حالا كہ اون رفتہ،
وقت بيشترے واسہ خودت ميمونہ
حالا كہ اون رفتہ،
تمامِ وقتتو به خودت برس..
وقتے واسش مهم نيستے
چرا از حالِ بدِ الانت واسش ميگے؟
بد باشے، خوب باشے
زير خاك باشے، روے خاك باشے
مهم نيس واسش
چرا واسش ميگے؟
حالا كه اون رفتہ،
وقتِ اين هست كہ به خودت بيشتر اهميت بدھ
حالا كہ اون رفتہ،
وقت بيشترے واسہ خودت ميمونہ
حالا كہ اون رفتہ،
تمامِ وقتتو به خودت برس..
ﺑﻌﻀے ﻫﺎ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ
کہ بہ ﻧﻈﺮ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﺎﻥ ﻛﺮﺩھ ﺍﻳﻢ ،
ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘے
ﺣﺮﻓﺸﺎﻥ بہ ﻣﻴﺎﻥ ﻣےﺁﻳﺪ
ﺩﻳﮕﺮ ﻧﻤےﺗﻮﺍﻧﻴﻢ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﻴﻢ..!
کہ بہ ﻧﻈﺮ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﺎﻥ ﻛﺮﺩھ ﺍﻳﻢ ،
ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘے
ﺣﺮﻓﺸﺎﻥ بہ ﻣﻴﺎﻥ ﻣےﺁﻳﺪ
ﺩﻳﮕﺮ ﻧﻤےﺗﻮﺍﻧﻴﻢ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﻴﻢ..!
بہ احمقانهہ ترین شکل ممکن
دلتنگ کسے هستم
کہ هیچ خیابانے را با او قدم نزده ام!
اما او در تمام خاطرات من
راه مےرود... :))
دلتنگ کسے هستم
کہ هیچ خیابانے را با او قدم نزده ام!
اما او در تمام خاطرات من
راه مےرود... :))
از روزِ عزل غم با من زاده شده است ...
اين قرعہ بہ نامِ دلم افتادہ شدہ است ...
ھرگز نکنم از غمِ عشقت پرھیز، تا فرستِ زندگے بہ من دادہ شدہ است ...
اين قرعہ بہ نامِ دلم افتادہ شدہ است ...
ھرگز نکنم از غمِ عشقت پرھیز، تا فرستِ زندگے بہ من دادہ شدہ است ...
و چمدانش را کہ میبست
قلبم را لا بہ لاے وسایلش جمع کرده بود ...
حواسم را تا کرده بود گوشہ ی چمدان گذاشتہ بود
حوصلہ ام را مچالہ کرده بود و روے دفترش گذاشتہ بود
خنده هایم را در جیبش جا داد
رفت...
یک من را با خودش برد
یک عمر خاطره را جا گذاشت :))
قلبم را لا بہ لاے وسایلش جمع کرده بود ...
حواسم را تا کرده بود گوشہ ی چمدان گذاشتہ بود
حوصلہ ام را مچالہ کرده بود و روے دفترش گذاشتہ بود
خنده هایم را در جیبش جا داد
رفت...
یک من را با خودش برد
یک عمر خاطره را جا گذاشت :))
Forwarded from -/حمی
وَلا... زمين براي من جايِ قشنگي نيست
برا تمومِ ادما ديگه مُردَم
به خاطراتِ تلخ و بد گِره خوردم ...
ولا... تمومِ سال براي من شده پاييز...
برا تمومِ ادما ديگه مُردَم
به خاطراتِ تلخ و بد گِره خوردم ...
ولا... تمومِ سال براي من شده پاييز...
کنار تخت، کسے نیست وقت بےتابے
چہ مانده است به جز صبر و گریہ کردن ها؟!
کنار مبل، کسے نیست وقتِ دیدن فیلم
کنار پنجره سیگار مےکشم تنها...
#شب_خوش
چہ مانده است به جز صبر و گریہ کردن ها؟!
کنار مبل، کسے نیست وقتِ دیدن فیلم
کنار پنجره سیگار مےکشم تنها...
#شب_خوش