این کلبه بدون شما یه تیکه چوبِ که از شدت سرما قطره های بارون روی شیرونیش یخ زدن و آویزون شدن
درِش بخاطر بیحرکت بودن تو مدت طولانی سخت باز میشه و لولاهاش خشک شدن
کسی نیست که اونهارو روغن کاری کنه تا از گوش خراشیِ صدای جیر جیرشون کم بشه
درِش بخاطر بیحرکت بودن تو مدت طولانی سخت باز میشه و لولاهاش خشک شدن
کسی نیست که اونهارو روغن کاری کنه تا از گوش خراشیِ صدای جیر جیرشون کم بشه
🍓6
شومینهش مدت هاست که کار نمیکنه و خراب شده
هوای بیرون سرده اما داخل کلبه سردتر
هوای بیرون سرده اما داخل کلبه سردتر
میدونید چرا؟
چون دیگه هیچکس اونجا نیست بجز یک نفر
صاحب کلبه که توی این سرما پتوی نازکش رو دور خودش پیچیده و بیحرکت منتظره تا دوستهای قدیمیش دوباره برگردن
چون دیگه هیچکس اونجا نیست بجز یک نفر
صاحب کلبه که توی این سرما پتوی نازکش رو دور خودش پیچیده و بیحرکت منتظره تا دوستهای قدیمیش دوباره برگردن
🍓6
حالا شما بگید
صاحب کلبه تا ابد چشمش به در خشک میشه و توی سرما نفس های گرمش رو از دست میده؟
یا دوست هاش بالاخره برمیگردن و گرمای خودشون رو به کلبه برمیگردونن؟
صاحب کلبه تا ابد چشمش به در خشک میشه و توی سرما نفس های گرمش رو از دست میده؟
یا دوست هاش بالاخره برمیگردن و گرمای خودشون رو به کلبه برمیگردونن؟
🍓4
Forwarded from . 𝗐𝖾 𝖺𝗋𝖾 𝖽𝗎𝖽𝖾𝗌 !!
در جواب باید بگم که
حس میکنم بخاطر یک کاری از کلبه زدم بیرون و رفتم وسط شهر ولی نمیدونم چه کاری بوده
یکهو بی اختیار کلبه گرم و دوست داشتنی وسط جنگل رو فراموش کردم و درگیر شلوغی و هرج و مرج شهر شدم
حالا که برگشتم انقدر شرمنده ام که حتی روم نمیشه در کلبه رو بزنم
با اینکه میدونم صاحب کلبه مهربونه
راستش، امیدوارم هنوز دیر نشده باشه
شاید ما همون دوستهایی بودیم که بیشتر از همه باید زودتر برمیگشتیم
اگه هنوز صاحب کلبه در رو به رومون نبسته باشه که میدونم اینکار رو نمیکنه، دلم میخواد برگردم
نه فقط برای گرم کردن کلبه برای جبران این همه دیر رسیدن
یکهو بی اختیار کلبه گرم و دوست داشتنی وسط جنگل رو فراموش کردم و درگیر شلوغی و هرج و مرج شهر شدم
حالا که برگشتم انقدر شرمنده ام که حتی روم نمیشه در کلبه رو بزنم
با اینکه میدونم صاحب کلبه مهربونه
راستش، امیدوارم هنوز دیر نشده باشه
شاید ما همون دوستهایی بودیم که بیشتر از همه باید زودتر برمیگشتیم
اگه هنوز صاحب کلبه در رو به رومون نبسته باشه که میدونم اینکار رو نمیکنه، دلم میخواد برگردم
نه فقط برای گرم کردن کلبه برای جبران این همه دیر رسیدن
. 𝗐𝖾 𝖺𝗋𝖾 𝖽𝗎𝖽𝖾𝗌 !!
در جواب باید بگم که حس میکنم بخاطر یک کاری از کلبه زدم بیرون و رفتم وسط شهر ولی نمیدونم چه کاری بوده یکهو بی اختیار کلبه گرم و دوست داشتنی وسط جنگل رو فراموش کردم و درگیر شلوغی و هرج و مرج شهر شدم حالا که برگشتم انقدر شرمنده ام که حتی روم نمیشه در کلبه رو…
از صاحب کلبه به دوستهای عزیزم:
من هرگز دست از دوست داشتنتون برنمیدارم چون شما کسایی هستید که به این کلبه و دل من گرما میبخشید.
اهمیتی نداره چقدر از هم دور بشیم، این کلبه مکان امنی برای شماست و هر زمان که بهش نیاز داشته باشید آماده ی پذیرایی از شماست.
تا زمانی که سرنوشت مارو از هم جدا کنه، ما کنار هم میمونیم.
شما میتونید از کلبه بیرون برید، دوستای جدید پیدا کنید و راه زندگیتون رو تغییر بدید، اما این رو هرگز فراموش نکنید
یک نفر اینجا هست که همیشه بهتون احترام میزاره، دوستتون داره و کلبه رو آماده ی پذیرایی از شما نگه میداره
من هرگز دست از دوست داشتنتون برنمیدارم چون شما کسایی هستید که به این کلبه و دل من گرما میبخشید.
اهمیتی نداره چقدر از هم دور بشیم، این کلبه مکان امنی برای شماست و هر زمان که بهش نیاز داشته باشید آماده ی پذیرایی از شماست.
تا زمانی که سرنوشت مارو از هم جدا کنه، ما کنار هم میمونیم.
شما میتونید از کلبه بیرون برید، دوستای جدید پیدا کنید و راه زندگیتون رو تغییر بدید، اما این رو هرگز فراموش نکنید
یک نفر اینجا هست که همیشه بهتون احترام میزاره، دوستتون داره و کلبه رو آماده ی پذیرایی از شما نگه میداره
🍓4
Forwarded from . 𝗐𝖾 𝖺𝗋𝖾 𝖽𝗎𝖽𝖾𝗌 !!
https://t.me/Terryjun/4530
یکی از مهمونای جدید کلبه، نیاز به تنهایی داشت. نیاز به اینکه کمی با خودش خلوت کنه و ببینه اصلا توی اون کلبه و جنگلی که کلبه بین درختهای انبوه و سبزش قرار داره، جایی داره یا نه. برای همین از اون کلبه فاصله گرفت. وسایلهاشو نبرد، تا روزی برگرده. توی اون مدت، آفتابسوخته شد، یخ زد، زخمی شد، چیزای زشت و قشنگی دید و حالا برگشته. جلوی در کلبه. به امید اینکه صاحب کلبه، وسایلهاش رو دور ننداخته باشه و اتاقشو به کسی نداده باشه.
صاحب کلبه، به این مهمون اجازه میدی دوباره بیاد و توی کلبه ساکن بشه؟
یکی از مهمونای جدید کلبه، نیاز به تنهایی داشت. نیاز به اینکه کمی با خودش خلوت کنه و ببینه اصلا توی اون کلبه و جنگلی که کلبه بین درختهای انبوه و سبزش قرار داره، جایی داره یا نه. برای همین از اون کلبه فاصله گرفت. وسایلهاشو نبرد، تا روزی برگرده. توی اون مدت، آفتابسوخته شد، یخ زد، زخمی شد، چیزای زشت و قشنگی دید و حالا برگشته. جلوی در کلبه. به امید اینکه صاحب کلبه، وسایلهاش رو دور ننداخته باشه و اتاقشو به کسی نداده باشه.
صاحب کلبه، به این مهمون اجازه میدی دوباره بیاد و توی کلبه ساکن بشه؟
Telegram
‘ 𝖯𝗈𝗅𝖺𝗋𝗂𝗌 خواب تابستونے💤 ,
حالا شما بگید
صاحب کلبه تا ابد چشمش به در خشک میشه و توی سرما نفس های گرمش رو از دست میده؟
یا دوست هاش بالاخره برمیگردن و گرمای خودشون رو به کلبه برمیگردونن؟
صاحب کلبه تا ابد چشمش به در خشک میشه و توی سرما نفس های گرمش رو از دست میده؟
یا دوست هاش بالاخره برمیگردن و گرمای خودشون رو به کلبه برمیگردونن؟
. 𝗐𝖾 𝖺𝗋𝖾 𝖽𝗎𝖽𝖾𝗌 !!
https://t.me/Terryjun/4530 یکی از مهمونای جدید کلبه، نیاز به تنهایی داشت. نیاز به اینکه کمی با خودش خلوت کنه و ببینه اصلا توی اون کلبه و جنگلی که کلبه بین درختهای انبوه و سبزش قرار داره، جایی داره یا نه. برای همین از اون کلبه فاصله گرفت. وسایلهاشو نبرد،…
از صاحب کلبه به مهمون جدید:
این کلبه فقط یک صاحب نداره، شما هم مالک این کلبه ی چوبی هستید.
میدونم که سختی های زیادی کشیدی و به اینجا رسیدی، این نشون میده که رشد کردی و زندگیت تغییر کرده.
تغییر ها هرگز بد نبودن، این ما هستیم که تصمیم میگیریم کدوم یک از تغییرات خوب و کدوم بد هست.
چمدون قهوهای تو همیشه توی یکی از اتاق های کلبه مونده و تا ابد میمونه، چون اون اتاق متعلق به توعه.
به هر کجای دنیا هم که سفر کنی، این اتاق و این کلبه همیشه از وجودت استقبال میکنه
این کلبه فقط یک صاحب نداره، شما هم مالک این کلبه ی چوبی هستید.
میدونم که سختی های زیادی کشیدی و به اینجا رسیدی، این نشون میده که رشد کردی و زندگیت تغییر کرده.
تغییر ها هرگز بد نبودن، این ما هستیم که تصمیم میگیریم کدوم یک از تغییرات خوب و کدوم بد هست.
چمدون قهوهای تو همیشه توی یکی از اتاق های کلبه مونده و تا ابد میمونه، چون اون اتاق متعلق به توعه.
به هر کجای دنیا هم که سفر کنی، این اتاق و این کلبه همیشه از وجودت استقبال میکنه