@abrarmoaserTehran
واکاوی همسویی #امارات متحده عربی با #عربستان سعودی
حسین آجورلو
http://www.tisri.org/default-2546.aspx
#مقاله
واکاوی همسویی #امارات متحده عربی با #عربستان سعودی
حسین آجورلو
http://www.tisri.org/default-2546.aspx
#مقاله
✅ #اطلاعیه شماره 6 دبیرخانه دائمی #کنفرانسامنیتیتهران
نظر به تماس های پیاپی علاقمندان به کنفرانس امنیتی تهران به اطلاع میرساند:
نتیجه داوری چکیده های ارسالی از سوی مراکز برگزار کننده هر سمینار ابلاغ میشود.
خواهشمند است تا زمان ابلاغ نتائج از طریق ایمیل، شکیبا باشید و یا در صورت دریافت ایمیل و هرگونه پرسش در مورد داوری با مراکز همکار کنفرانس امنیتی (اعم از دانشگاهها و اندیشکدهها) تماس بگیرید.
با احترام
دبیرخانه دائمی دومین کنفرانس امنیتی تهران
https://tehransecurityconference.ir/Portal/Picture/ShowObjectPicture.aspx?&width=1903&height=655&ObjectType=NEWS&ObjectID=b2f20ae3-6ad3-4ad3-a3ae-1485d34f0d54&ThumbType=Fix
نظر به تماس های پیاپی علاقمندان به کنفرانس امنیتی تهران به اطلاع میرساند:
نتیجه داوری چکیده های ارسالی از سوی مراکز برگزار کننده هر سمینار ابلاغ میشود.
خواهشمند است تا زمان ابلاغ نتائج از طریق ایمیل، شکیبا باشید و یا در صورت دریافت ایمیل و هرگونه پرسش در مورد داوری با مراکز همکار کنفرانس امنیتی (اعم از دانشگاهها و اندیشکدهها) تماس بگیرید.
با احترام
دبیرخانه دائمی دومین کنفرانس امنیتی تهران
https://tehransecurityconference.ir/Portal/Picture/ShowObjectPicture.aspx?&width=1903&height=655&ObjectType=NEWS&ObjectID=b2f20ae3-6ad3-4ad3-a3ae-1485d34f0d54&ThumbType=Fix
@abrarmoaserTehran
انتخابات اخیر سراسری #آلمان و آینده روابط #برلین با #تهران
بهزاد احمدی
http://www.tisri.org/default-2552.aspx
#مقاله
انتخابات اخیر سراسری #آلمان و آینده روابط #برلین با #تهران
بهزاد احمدی
http://www.tisri.org/default-2552.aspx
#مقاله
@abrarmoaserTehran
بحران #کره_شمالی؛ اولویت #اقتصاد بر سیاست و نظامیگری
احسان صادقی
http://www.tisri.org/default-2553.aspx
#مقاله
بحران #کره_شمالی؛ اولویت #اقتصاد بر سیاست و نظامیگری
احسان صادقی
http://www.tisri.org/default-2553.aspx
#مقاله
@abrarmoaserTehran
📝 #گزیده #پژوهشهای جهان: سیاست خارجی و اقتصادی #قطر درقبال #آفریقا ی جنوب صحرا
طاهره مقری مؤذن
👇🏻👇🏻👇🏻
📝 #گزیده #پژوهشهای جهان: سیاست خارجی و اقتصادی #قطر درقبال #آفریقا ی جنوب صحرا
طاهره مقری مؤذن
👇🏻👇🏻👇🏻
347-Gozideh Pazouhesha-siasate khareji qatar.pdf
342.8 KB
@abrarmoaserTehran
📝 #گزیده #پژوهش های جهان: سیاست خارجی و اقتصادی #قطر درقبال #آفریقا ی جنوب صحرا
طاهره مقری مؤذن
📝 #گزیده #پژوهش های جهان: سیاست خارجی و اقتصادی #قطر درقبال #آفریقا ی جنوب صحرا
طاهره مقری مؤذن
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1323.jpg
✍🏻چشمانداز روابط ج.ا.#ایران و #افغانستان
حسامالدین حجتزاده
روابط ج.ا.ایران و افغانستان ازجمله مسائلی است که در مقایسه با روابط ایران با دیگر کشورهای همسایهاش کمتر در رسانهها و محافل کارشناسی مورد توجه قرار گرفته است. یکی از دلایل این کمتوجهی را میتوان در تحولات سالهای اخیر در روابط تهران با کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، ترکیه و غرب جستجو کرد که تاحدودی پرداختن به تحولات همسایگان شرقی ایران، ازجمله افغانستان را از دستور کار کارشناسان ایرانی خارج ساخته است؛ اما با آغاز دور دوم ریاستجمهوری دکتر حسن روحانی، لزوم توجه جدی به آنچه در سالها و ماههای اخیر بر روابط ایران و افغانستان گذشته است، بیشازپیش احساس میشود. دلایل این امر را میتوان اینگونه برشمرد:
تلاش گسترده رقبای منطقهای ایران (مانند: عربستان سعودی، ترکیه، چین، هند و روسیه) و فرامنطقهای (آمریکا و اتحادیه اروپا) برای نفوذ و سرمایهگذاری هرچه بیشتر در زیرساختهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی افغانستان؛ رویکرد جدی دولت محمد اشرف غنی، رئیسجمهور افغانستان برای توسعه همزمان روابط کشورش با قدرتهای اقتصادی و صنعتی سنتی و نوظهور در غرب آسیا، خاور دور و غرب با هدف تحقق رؤیای تبدیل شدنِ افغانستان به پل ارتباطی شرق با غرب (خاور دور با روسیه و اروپا)؛ افزایش فشارها، بهویژه ازسوی عربستان سعودی و آمریکا بر حکومت افغانستان برای کاستن از سطح همکاریهای اقتصادی ـ تجاری و فرهنگی خود با ج.ا.ایران؛ تحرکات و تحریکات شماری از عناصر قومگرا (اغلب از قوم پشتون) با هدف سنگاندازی و بحرانآفرینی به بهانههای مختلف در روابط افغانستان و ایران.
با این مقدمه بهنظر میرسد چشمانداز روابط تهران ـ کابل کاملاً اقتضا میکند که این روابط بهدقت بازنگری شود و اولویتبندی درستتری ازسوی طرفین، بهخصوص طرف ایرانی صورت بگیرد. در اینجا این پرسش مطرح میشود که مگر تاکنون چنین اولویتبندیای انجام نشده است. پاسخ این است که از جانب افغانستان بهخصوص با رویکار آمدن حکومت وحدت ملی، تقسیمبندی کلیای در حوزه سیاست خارجی این کشور صورت پذیرفت که براساس آن، کابل پنج حلقه برای روابطش با جهان درنظر گرفت. ایران در این میان در دو حلقه جای گرفت: نخست، حلقه کشورهای همسایه افغانستان و دوم، حلقه کشورهای اسلامی.
متن کامل #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2551.aspx
✍🏻چشمانداز روابط ج.ا.#ایران و #افغانستان
حسامالدین حجتزاده
روابط ج.ا.ایران و افغانستان ازجمله مسائلی است که در مقایسه با روابط ایران با دیگر کشورهای همسایهاش کمتر در رسانهها و محافل کارشناسی مورد توجه قرار گرفته است. یکی از دلایل این کمتوجهی را میتوان در تحولات سالهای اخیر در روابط تهران با کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، ترکیه و غرب جستجو کرد که تاحدودی پرداختن به تحولات همسایگان شرقی ایران، ازجمله افغانستان را از دستور کار کارشناسان ایرانی خارج ساخته است؛ اما با آغاز دور دوم ریاستجمهوری دکتر حسن روحانی، لزوم توجه جدی به آنچه در سالها و ماههای اخیر بر روابط ایران و افغانستان گذشته است، بیشازپیش احساس میشود. دلایل این امر را میتوان اینگونه برشمرد:
تلاش گسترده رقبای منطقهای ایران (مانند: عربستان سعودی، ترکیه، چین، هند و روسیه) و فرامنطقهای (آمریکا و اتحادیه اروپا) برای نفوذ و سرمایهگذاری هرچه بیشتر در زیرساختهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی افغانستان؛ رویکرد جدی دولت محمد اشرف غنی، رئیسجمهور افغانستان برای توسعه همزمان روابط کشورش با قدرتهای اقتصادی و صنعتی سنتی و نوظهور در غرب آسیا، خاور دور و غرب با هدف تحقق رؤیای تبدیل شدنِ افغانستان به پل ارتباطی شرق با غرب (خاور دور با روسیه و اروپا)؛ افزایش فشارها، بهویژه ازسوی عربستان سعودی و آمریکا بر حکومت افغانستان برای کاستن از سطح همکاریهای اقتصادی ـ تجاری و فرهنگی خود با ج.ا.ایران؛ تحرکات و تحریکات شماری از عناصر قومگرا (اغلب از قوم پشتون) با هدف سنگاندازی و بحرانآفرینی به بهانههای مختلف در روابط افغانستان و ایران.
با این مقدمه بهنظر میرسد چشمانداز روابط تهران ـ کابل کاملاً اقتضا میکند که این روابط بهدقت بازنگری شود و اولویتبندی درستتری ازسوی طرفین، بهخصوص طرف ایرانی صورت بگیرد. در اینجا این پرسش مطرح میشود که مگر تاکنون چنین اولویتبندیای انجام نشده است. پاسخ این است که از جانب افغانستان بهخصوص با رویکار آمدن حکومت وحدت ملی، تقسیمبندی کلیای در حوزه سیاست خارجی این کشور صورت پذیرفت که براساس آن، کابل پنج حلقه برای روابطش با جهان درنظر گرفت. ایران در این میان در دو حلقه جای گرفت: نخست، حلقه کشورهای همسایه افغانستان و دوم، حلقه کشورهای اسلامی.
متن کامل #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2551.aspx
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1319.jpg
✍🏻 اتحادیه #اروپا و #بریکس
دکتر حسین مفیدی احمدی (پژوهشگر مسائل اروپا)
شست اخیر بریکس در شهر شیامن چین برگزار شد. بهنظر میرسد بتوان ورود به دوره انتقال قدرت و بهوجود آمدن اشکال جدیدی از نظم (یا بینظمی) در عرصه نظام بینالملل را مفروض گرفت. بدیهی است در چهارچوب این فرضیه، یکی از پیشرانهای مهم شکلگیری نظام یا ترتیبات جدید در عرصه نظام بینالملل، شیوه تعامل قدرتهای فعلی، یعنی اروپا و آمریکا با قدرتهای نوظهوری چون کشورهای عضو بریکس خواهد بود.
کشورهای عضو بریکس، اقتصادهای نسبتاً ناهمگونی دارند؛ مدلهای حکمرانی و اقتصادی متفاوتی را نمایندگی میکنند؛ واجد برخی اختلافات ژئوپلیتیکی قابل توجه هستند (مانند اختلافات مرزی بین چین و هند)؛ و دستور کارهای جهانی نسبتاً متفاوتی را دنبال میکنند. درضمن، میدانیم که برزیل، روسیه و آفریقای جنوبی با مشکلات اقتصادی قابل توجهی مواجهاند؛ چالشهایی که استمرار نهادی بریکس را با تردید مواجه کرد. باوجوداین، بهنظر میرسد بریکس بهصورت نسبی در حوزه نهادینه کردن تعاملات کشورهای عضو موفق بوده و بر چشمانداز حکمرانی جهانی تأثیر گذاشته است؛ برای مثال، بریکس موفق شده است برگزاری نشستهای متعددی را با حضور سران و وزرای کشورهای عضو ساماندهی کند و نهادهای مستقری چون بانک توسعه را برسازد؛ بانکی که با هدف ایجاد یک شبکه ملی ایمن در دوران مواجهه با بحرانهای مالی ایجاد شد و بهعنوان نهاد موازی و رقیبِ نهادهای برتون وودز، چون صندوق بینالمللی پول جایگاه خود را تثبیت کرد. درضمن، بریکس موفق شده است سهم تصمیمسازی خود را در نهادهایی چون صندوق بینالمللی پول افزایش دهد و در این حوزه، بخشی از قدرت اروپا و آمریکا را به خود منتقل سازد.
نقشآفرینی بیشتر بریکس در حوزه دستور کار اقتصادی و سیاسی نظام بینالملل، بهصورت همزمان واجد فرصتها و چالشهایی برای اتحادیه اروپا بوده است. همانگونه که گفته شد، بریکس بخشی از قدرت اروپا را در حوزه تصمیمسازی نهادهایی چون صندوق بینالمللی پول به خود منتقل کرده است؛ مسئلهای که نمیتواند با استقبال اروپا مواجه شود.
متن کامل #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2543.aspx
✍🏻 اتحادیه #اروپا و #بریکس
دکتر حسین مفیدی احمدی (پژوهشگر مسائل اروپا)
شست اخیر بریکس در شهر شیامن چین برگزار شد. بهنظر میرسد بتوان ورود به دوره انتقال قدرت و بهوجود آمدن اشکال جدیدی از نظم (یا بینظمی) در عرصه نظام بینالملل را مفروض گرفت. بدیهی است در چهارچوب این فرضیه، یکی از پیشرانهای مهم شکلگیری نظام یا ترتیبات جدید در عرصه نظام بینالملل، شیوه تعامل قدرتهای فعلی، یعنی اروپا و آمریکا با قدرتهای نوظهوری چون کشورهای عضو بریکس خواهد بود.
کشورهای عضو بریکس، اقتصادهای نسبتاً ناهمگونی دارند؛ مدلهای حکمرانی و اقتصادی متفاوتی را نمایندگی میکنند؛ واجد برخی اختلافات ژئوپلیتیکی قابل توجه هستند (مانند اختلافات مرزی بین چین و هند)؛ و دستور کارهای جهانی نسبتاً متفاوتی را دنبال میکنند. درضمن، میدانیم که برزیل، روسیه و آفریقای جنوبی با مشکلات اقتصادی قابل توجهی مواجهاند؛ چالشهایی که استمرار نهادی بریکس را با تردید مواجه کرد. باوجوداین، بهنظر میرسد بریکس بهصورت نسبی در حوزه نهادینه کردن تعاملات کشورهای عضو موفق بوده و بر چشمانداز حکمرانی جهانی تأثیر گذاشته است؛ برای مثال، بریکس موفق شده است برگزاری نشستهای متعددی را با حضور سران و وزرای کشورهای عضو ساماندهی کند و نهادهای مستقری چون بانک توسعه را برسازد؛ بانکی که با هدف ایجاد یک شبکه ملی ایمن در دوران مواجهه با بحرانهای مالی ایجاد شد و بهعنوان نهاد موازی و رقیبِ نهادهای برتون وودز، چون صندوق بینالمللی پول جایگاه خود را تثبیت کرد. درضمن، بریکس موفق شده است سهم تصمیمسازی خود را در نهادهایی چون صندوق بینالمللی پول افزایش دهد و در این حوزه، بخشی از قدرت اروپا و آمریکا را به خود منتقل سازد.
نقشآفرینی بیشتر بریکس در حوزه دستور کار اقتصادی و سیاسی نظام بینالملل، بهصورت همزمان واجد فرصتها و چالشهایی برای اتحادیه اروپا بوده است. همانگونه که گفته شد، بریکس بخشی از قدرت اروپا را در حوزه تصمیمسازی نهادهایی چون صندوق بینالمللی پول به خود منتقل کرده است؛ مسئلهای که نمیتواند با استقبال اروپا مواجه شود.
متن کامل #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2543.aspx
📝 گزیده #پژوهش های جهان: همکاری اقتصادی ـ نظامی #آذربایجان و #پاکستان
دلیله رحیمی آشتیانی
@abrarmoaserTehran 👇🏻👇🏻👇🏻
دلیله رحیمی آشتیانی
@abrarmoaserTehran 👇🏻👇🏻👇🏻
349-Gozideh Pazouhesha-Azarbaijan and pakistan.pdf
290.9 KB
📝 گزیده #پژوهش های جهان: همکاری اقتصادی ـ نظامی #آذربایجان و #پاکستان
دلیله رحیمی آشتیانی
@abrarmoaserTehran
دلیله رحیمی آشتیانی
@abrarmoaserTehran
https://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/4/41/Flag_of_India.svg/1200px-Flag_of_India.svg.png
✍🏻منشور سیاستگذاری امنیت ملی #هند
حسامالدین حجتزاده
طراحی و اجرای راهبرد امنیت ملی یکی از بخشهای لاینفک در مسیر تلاش یک دولت ـ ملت برای صیانت از منافع ملی آن بهشمار میرود؛ بههمینعلت است که در جهان امروز، دولت ـ ملتها یکی از واحدهای مورد پژوهش تحلیلگران روابط بینالملل هستند و عموم آنها در سطوح مختلف دوجانبه، چندجانبه و بهشکل منطقهای یا جهانی مورد ارزیابی قرار میگیرند.
هند که طی هفتاد سال گذشته در ابعاد مختلف ساختاری، فکری، اخلاقی و اجتماعی، کارایی یک دموکراسی عملی را به اثبات رساند، به بزرگترین دموکراسی در جهان معروف است. سیاستگذاری در حوزه امنیت ملی هند با وجود ازهمگسیختگیهای آن، در بحرانهای گریبانگیر این کشور کارآمد بوده است. مشکلات اصلی پیشِ روی تدوین منشور امنیت ملی منسجم برای کشوری مانند هند که همواره با مصائب مختلف داخلی و تهدید مستمر خارجی مواجه بوده، آن است که چگونه اهداف و آمال خود را تنظیم کند که برای جامعه متکثّر متمدن این کشور قابل اجرا باشد.
برای حل این مسئله، سه هدف عمده میتواند مدنظر دهلینو قرار گیرد: نخست، ثبات و انسجام ملی؛ دوم، پیشرفت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی؛ و سوم، برقراری صلح و ثبات از منظر روابط هند با سایر کشورهای منطقه و جهان. با توجه به این اهداف، منشور امنیت ملی هند بهعنوان یکی از اجزاء لازم برای تأمین امن و بیدردسر منافع ملی این کشور باید به این اهداف کلان توجه داشته باشد.
متن کامل #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2556.aspx
✍🏻منشور سیاستگذاری امنیت ملی #هند
حسامالدین حجتزاده
طراحی و اجرای راهبرد امنیت ملی یکی از بخشهای لاینفک در مسیر تلاش یک دولت ـ ملت برای صیانت از منافع ملی آن بهشمار میرود؛ بههمینعلت است که در جهان امروز، دولت ـ ملتها یکی از واحدهای مورد پژوهش تحلیلگران روابط بینالملل هستند و عموم آنها در سطوح مختلف دوجانبه، چندجانبه و بهشکل منطقهای یا جهانی مورد ارزیابی قرار میگیرند.
هند که طی هفتاد سال گذشته در ابعاد مختلف ساختاری، فکری، اخلاقی و اجتماعی، کارایی یک دموکراسی عملی را به اثبات رساند، به بزرگترین دموکراسی در جهان معروف است. سیاستگذاری در حوزه امنیت ملی هند با وجود ازهمگسیختگیهای آن، در بحرانهای گریبانگیر این کشور کارآمد بوده است. مشکلات اصلی پیشِ روی تدوین منشور امنیت ملی منسجم برای کشوری مانند هند که همواره با مصائب مختلف داخلی و تهدید مستمر خارجی مواجه بوده، آن است که چگونه اهداف و آمال خود را تنظیم کند که برای جامعه متکثّر متمدن این کشور قابل اجرا باشد.
برای حل این مسئله، سه هدف عمده میتواند مدنظر دهلینو قرار گیرد: نخست، ثبات و انسجام ملی؛ دوم، پیشرفت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی؛ و سوم، برقراری صلح و ثبات از منظر روابط هند با سایر کشورهای منطقه و جهان. با توجه به این اهداف، منشور امنیت ملی هند بهعنوان یکی از اجزاء لازم برای تأمین امن و بیدردسر منافع ملی این کشور باید به این اهداف کلان توجه داشته باشد.
متن کامل #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2556.aspx
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1329.jpg
✍🏻 پدیده دولت ناکام در جهان عرب و تأثیرات منطقهای و بینالمللی آن
حسین عسگریان
پدیده دولت ناکام یا ورشکسته در ادبیات سیاسی دهههای اخیر توجه فزایندهای را به خود جلب کرده است. در کنار استفاده از این اصطلاح، اصلاحاتی مثل دولت شکننده ، دولت فروپاشیده و دولت بحرانی بهطور مترادف بهکار گرفته شدهاند. جدا از استفاده از این اصطلاحات مشابه، مشکلات تحلیلی و روششناختی نیز در تبیین ویژگیهای دولتهای ناکام وجود دارد. بههرحال، در تعریفی بسیط، دولت ناکام دولتی است که برای تأمین امنیت شهروندانش، توانش اندک است و یا هیچ توانی ندارد. در این پدیده، دولت مرکزی برای اعمال حاکمیت ناتوان، و مشروعیتش محدود یا نامشروع است و از حق انحصاری بر ابزار اعمال قوانین و حاکمیت خود برخوردار نیست. برایناساس، میتوان گفت نهادها و اختیارات چنین دولتی ازنظر داخلی و خارجی فروپاشیده است. دراینمیان، درجه ناکامی دولت را میتوان برمبنای دو متغیر بررسی کرد: اول، شدت انشقاق و اختلاف در هویت ملی و دوم، کارآمدی دولت مرکزی. اگر این دو عامل را در خاورمیانه درنظر بگیریم، میتوانیم بگوییم که سوریه، یمن، لیبی و عراق بهعلت ترکیبی از ناکارآمدی دولت مرکزی و حد انشقاق بالای هویت سیاسی محلی جزو دولتهای ناکام محسوب میشوند. کشورهایی مثل مصر، لبنان و اردن اگرچه وضعیت باثباتتری دارند، با مشکلات خاص خود مواجهاند که همین موضوع آنها را در محور دولتهای ناکام، اگرنه از نظر تکنیکی قرار میدهد.
در این نوشتار تلاش شده است پدیده دولت شکننده در جهان عرب بررسی شود. برایناساس، ویژگیهای دولت ناکام در جهان عرب و تأثیرات آن در ابعاد منطقهای و بینالمللی مورد توجه قرار گرفته است.
متن کامل #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2557.aspx
✍🏻 پدیده دولت ناکام در جهان عرب و تأثیرات منطقهای و بینالمللی آن
حسین عسگریان
پدیده دولت ناکام یا ورشکسته در ادبیات سیاسی دهههای اخیر توجه فزایندهای را به خود جلب کرده است. در کنار استفاده از این اصطلاح، اصلاحاتی مثل دولت شکننده ، دولت فروپاشیده و دولت بحرانی بهطور مترادف بهکار گرفته شدهاند. جدا از استفاده از این اصطلاحات مشابه، مشکلات تحلیلی و روششناختی نیز در تبیین ویژگیهای دولتهای ناکام وجود دارد. بههرحال، در تعریفی بسیط، دولت ناکام دولتی است که برای تأمین امنیت شهروندانش، توانش اندک است و یا هیچ توانی ندارد. در این پدیده، دولت مرکزی برای اعمال حاکمیت ناتوان، و مشروعیتش محدود یا نامشروع است و از حق انحصاری بر ابزار اعمال قوانین و حاکمیت خود برخوردار نیست. برایناساس، میتوان گفت نهادها و اختیارات چنین دولتی ازنظر داخلی و خارجی فروپاشیده است. دراینمیان، درجه ناکامی دولت را میتوان برمبنای دو متغیر بررسی کرد: اول، شدت انشقاق و اختلاف در هویت ملی و دوم، کارآمدی دولت مرکزی. اگر این دو عامل را در خاورمیانه درنظر بگیریم، میتوانیم بگوییم که سوریه، یمن، لیبی و عراق بهعلت ترکیبی از ناکارآمدی دولت مرکزی و حد انشقاق بالای هویت سیاسی محلی جزو دولتهای ناکام محسوب میشوند. کشورهایی مثل مصر، لبنان و اردن اگرچه وضعیت باثباتتری دارند، با مشکلات خاص خود مواجهاند که همین موضوع آنها را در محور دولتهای ناکام، اگرنه از نظر تکنیکی قرار میدهد.
در این نوشتار تلاش شده است پدیده دولت شکننده در جهان عرب بررسی شود. برایناساس، ویژگیهای دولت ناکام در جهان عرب و تأثیرات آن در ابعاد منطقهای و بینالمللی مورد توجه قرار گرفته است.
متن کامل #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2557.aspx
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1336.jpg
✍🏻 سناریوهای پیشِ روی رهبری حزب محافظهکار #انگلستان
حسین مفیدی احمدی
نخستوزیر انگلستان و حزب محافظهکار انگلستان، با چالشهای قابل توجهی در حوزه مواجهه با پدیده برگزیت مواجه هستند؛ چالشهایی که میتواند بر وضعیت آینده حزب محافظهکار و همچنین رهبری این حزب تأثیر بگذارد. بهنظر میرسد نخستوزیر انگلستان با سه مشکل اصلی در حوزه برگزیت مواجه است. میدانیم که انگلستان امروزه در دوراهی انتخاب ترتیبات «با دسترسی پایین به بازار واحد اروپا» ولی با کنترل بالای انگلستان بر قواعد اقتصادی و تجاری (مدل کانادایی) و یا ترتیبات با «دسترسی بالا به بازار واحد اروپایی» ولی «کنترل اندک بر فرایند قاعدهسازی اتحادیه اروپا» (مدل نروژی) مواجه است. در این نگاه نخستین مشکل خانم می آن است که حرکت او به سمت انتخاب هرکدام از مدل مورد اشاره در قالب انتخاب برگزیت نرم و یا برگزیت سخت، واکنش شدید جناح مقابل (و درمورد انتخاب برگزیت سخت، واکنش شدید اتحادیه اروپا) را بههمراه خواهد داشت. در ماههای اخیر و بهویژه پس از برگزاری انتخابات اخیر پارلمانی در انگلستان، دامنه اختلافات و تنشهای داخلی حزب محافظهکار بیشازپیش افزایش یافته است. در این چهارچوب، اقناع نخستوزیر انگلستان درخصوص انتخاب هریک از ترتیبات مورد اشاره آسان نخواهد بود؛ برای مثال، درحالیکه طرفداران مدل نروژی بر این نکته تأکید خواهند که در قالب این مدل میتوان به نگرانی مردم انگلستان درخصوص حرکت آزاد نیروی کار پاسخ داد، طرفداران مدل کانادایی، مدل نروژی را بهعنوان سیستمی که بازتابی از بازار واحد اروپایی بر کل اقتصاد انگلستان خواهد بود معرفی خواهند کرد.
متن کامل #مقاله را در پیوند زیر مطالعه نمایید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2567.aspx
✍🏻 سناریوهای پیشِ روی رهبری حزب محافظهکار #انگلستان
حسین مفیدی احمدی
نخستوزیر انگلستان و حزب محافظهکار انگلستان، با چالشهای قابل توجهی در حوزه مواجهه با پدیده برگزیت مواجه هستند؛ چالشهایی که میتواند بر وضعیت آینده حزب محافظهکار و همچنین رهبری این حزب تأثیر بگذارد. بهنظر میرسد نخستوزیر انگلستان با سه مشکل اصلی در حوزه برگزیت مواجه است. میدانیم که انگلستان امروزه در دوراهی انتخاب ترتیبات «با دسترسی پایین به بازار واحد اروپا» ولی با کنترل بالای انگلستان بر قواعد اقتصادی و تجاری (مدل کانادایی) و یا ترتیبات با «دسترسی بالا به بازار واحد اروپایی» ولی «کنترل اندک بر فرایند قاعدهسازی اتحادیه اروپا» (مدل نروژی) مواجه است. در این نگاه نخستین مشکل خانم می آن است که حرکت او به سمت انتخاب هرکدام از مدل مورد اشاره در قالب انتخاب برگزیت نرم و یا برگزیت سخت، واکنش شدید جناح مقابل (و درمورد انتخاب برگزیت سخت، واکنش شدید اتحادیه اروپا) را بههمراه خواهد داشت. در ماههای اخیر و بهویژه پس از برگزاری انتخابات اخیر پارلمانی در انگلستان، دامنه اختلافات و تنشهای داخلی حزب محافظهکار بیشازپیش افزایش یافته است. در این چهارچوب، اقناع نخستوزیر انگلستان درخصوص انتخاب هریک از ترتیبات مورد اشاره آسان نخواهد بود؛ برای مثال، درحالیکه طرفداران مدل نروژی بر این نکته تأکید خواهند که در قالب این مدل میتوان به نگرانی مردم انگلستان درخصوص حرکت آزاد نیروی کار پاسخ داد، طرفداران مدل کانادایی، مدل نروژی را بهعنوان سیستمی که بازتابی از بازار واحد اروپایی بر کل اقتصاد انگلستان خواهد بود معرفی خواهند کرد.
متن کامل #مقاله را در پیوند زیر مطالعه نمایید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2567.aspx
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1338.jpg
✍🏻 بررسی روابط تجاری #چین و #پاکستان
حسین عسگریان
روابط تجاری یک عنصر حیاتی روابط دوجانبه میان کشورها محسوب میشود. جهانی شدن عمدتاً ازطریق تجارت تکوین مییابد. تجارت میتواند منبع همگرایی و واگرایی و اختلاف میان کشورها شود. همچنین افزایش تجارت دوجانبه میتواند منجربه کاهش تنش میان رقبایی مثل پاکستان و هند و همچنین کره شمالی و جنوبی گردد.
دو کشور چین و پاکستان در بسیاری از ابعاد دارای روابط محکمی با یکدیگر هستند؛ اما حجم تجارت میان این دو کشور تا حد بسیاری همچنان اندک باقی مانده است و تا اوایل دهه اول قرن حاضر شاهد ایجاد یک مشارکت اقتصادی میان آنها نبودهایم. دراینمیان، توافق تجارت آزاد چین ـ پاکستان (FTA) که در ژوئیه 2007 اجرایی شد، بعد جدیدی در ارتباط تجاری دو کشور را نشان داده است. استدلال اصلی این نوشتار این است که علیرغم روابط دیپلماتیک و دفاعی بسیار قوی میان چین و پاکستان اما روابط اقتصادی و تجاری میان دو طرف برای دههها همچنان ضعیف باقی مانده است. بااینحال، بعد از امضاء توافق تجارت آزاد (FTA) تجارت دوجانبه افزایش یافته است. این امر بعد از پیشنهاد کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان (CPEC) در سال 2013 و اجرای رسمی آن در سال 2015 ارتقاء بیشتری یافته است. پروژه بندر گوادر عامل دیگری در افزایش روابط تجاری دو کشور بوده و تحت سناریو پیشِ رو انتظار میرود که مسیر تجارت دوجانبه با سرعت بیشتری رشد کند. در این متن، روابط استراتژیک و دیپلماتیک عمیقاً مودتآمیز میان پاکستان و چین میتواند تجارت دوجانبه را ارتقا داده و به دگردیسی اقتصاد پاکستان کمک کند.
در این متن تلاش میشود موضوعاتی مثل پویاییها در روابط تجاری دوجانبه میان چین و پاکستان، دلایل عدم تناسب میان روابط تجاری با روابط دفاعی و استراتژیک میان دو کشور تا سال 2007، اینکه چگونه توافق تجارت آزاد (FTA) و کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان (CPEC) بر روابط تجاری تأثیرگذار خواهد بود و نهایتاً اینکه چگونه میتوان روابط تجاری میان دو کشور را ارتقا داد، مورد بررسی قرار گیرد.
ادامه #مقاله را در لینک زیر مطالعه نمایید.
🔗 http://www.tisri.org/default-2569.aspx
✍🏻 بررسی روابط تجاری #چین و #پاکستان
حسین عسگریان
روابط تجاری یک عنصر حیاتی روابط دوجانبه میان کشورها محسوب میشود. جهانی شدن عمدتاً ازطریق تجارت تکوین مییابد. تجارت میتواند منبع همگرایی و واگرایی و اختلاف میان کشورها شود. همچنین افزایش تجارت دوجانبه میتواند منجربه کاهش تنش میان رقبایی مثل پاکستان و هند و همچنین کره شمالی و جنوبی گردد.
دو کشور چین و پاکستان در بسیاری از ابعاد دارای روابط محکمی با یکدیگر هستند؛ اما حجم تجارت میان این دو کشور تا حد بسیاری همچنان اندک باقی مانده است و تا اوایل دهه اول قرن حاضر شاهد ایجاد یک مشارکت اقتصادی میان آنها نبودهایم. دراینمیان، توافق تجارت آزاد چین ـ پاکستان (FTA) که در ژوئیه 2007 اجرایی شد، بعد جدیدی در ارتباط تجاری دو کشور را نشان داده است. استدلال اصلی این نوشتار این است که علیرغم روابط دیپلماتیک و دفاعی بسیار قوی میان چین و پاکستان اما روابط اقتصادی و تجاری میان دو طرف برای دههها همچنان ضعیف باقی مانده است. بااینحال، بعد از امضاء توافق تجارت آزاد (FTA) تجارت دوجانبه افزایش یافته است. این امر بعد از پیشنهاد کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان (CPEC) در سال 2013 و اجرای رسمی آن در سال 2015 ارتقاء بیشتری یافته است. پروژه بندر گوادر عامل دیگری در افزایش روابط تجاری دو کشور بوده و تحت سناریو پیشِ رو انتظار میرود که مسیر تجارت دوجانبه با سرعت بیشتری رشد کند. در این متن، روابط استراتژیک و دیپلماتیک عمیقاً مودتآمیز میان پاکستان و چین میتواند تجارت دوجانبه را ارتقا داده و به دگردیسی اقتصاد پاکستان کمک کند.
در این متن تلاش میشود موضوعاتی مثل پویاییها در روابط تجاری دوجانبه میان چین و پاکستان، دلایل عدم تناسب میان روابط تجاری با روابط دفاعی و استراتژیک میان دو کشور تا سال 2007، اینکه چگونه توافق تجارت آزاد (FTA) و کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان (CPEC) بر روابط تجاری تأثیرگذار خواهد بود و نهایتاً اینکه چگونه میتوان روابط تجاری میان دو کشور را ارتقا داد، مورد بررسی قرار گیرد.
ادامه #مقاله را در لینک زیر مطالعه نمایید.
🔗 http://www.tisri.org/default-2569.aspx
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1333.jpg
✍🏻رفتار پنگوئنی #کره_شمالی درقبال تهدیدات #ترامپ
دکتر رضا اختیاری امیری و محمدرضا محمدی
آزمایش های موشکی اخیر کره شمالی، بار دیگر نگاه جهانی را بهسوی این کشور معطوف ساخت. برخی ماجراجوییهای کره شمالی را «بازی با دم شیر» و ناشی از بیتجربگی رهبر کره برمیشمارند و بعضی دیگر نیز از این رفتارها بهعنوان استراتژی «آستانه بحران» این کشور یاد میکنند؛ اما بهنظر میرسد بازی موشکی کره شمالی بیش از هر چیز بیانگر نوعی رفتار پنگوئنی پیونگیانگ جهت قدرتنمایی برای کسب پرستیژ داخلی و خارجی باشد که سیاستهای دولت ترامپ نقش مؤثری در تقویت این رفتار داشته است.
واکنشهای بینالمللی به آزمون موشکی پیونگیانگ قابل پیشبینی بود. شورای امنیت سازمان ملل جلسه اضطراری تشکیل داد و کشورهای جهان به محکومیت اقدام کره پرداختند؛ اما نکته جدید در تنش کره و آمریکا، تهدید علنی کره به حمله موشکی به خاک ایالات متحده بود که امکان وقوع جنگ را افزایش داده است. باوجوداین، احتمال جنگ به دلایلی بسیار بعید بهنظر میرسد. نخست، «سطح نامتناسب» آمریکا و کره شمالی است؛ بهاینمعنا که اساساً در هیچ سطحی پیونگیانگ قادر به مقابله با آمریکا نیست. فناوری آمریکا بهحدی است که قادر به شناسایی تمامی کارخانجات تسلیحات شیمیایی، آشیانه موشکها و زرادخانه هستهای کره شمالی است و بهراحتی آنها را هدف قرار میدهد. ازسویدیگر، دفاع ضدموشکی کره شمالی قابلیت مقابله با بمبافکنهای بی ۱ آمریکا را ندارد. بههمینخاطر، لیونید ایواشوف، ژنرال بازنشسته روسی تهدید پیونگیانگ برای بمباران پایگاههای نظامی آمریکا در جزیره گوآم را تنها یک «بلوف» میداند و معتقد است آمریکا میتواند بهراحتی هر موشکی که ازسوی کره شمالی شلیک میشود را در آسمان منفجر کند. دوم، عامل بازدارنده چین میباشد. چین بهعنوان حامی اصلی کره شمالی تمایلی به فروپاشی نظام حاکم بر آن کشور ندارد.
متن کامل #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2561.aspx
✍🏻رفتار پنگوئنی #کره_شمالی درقبال تهدیدات #ترامپ
دکتر رضا اختیاری امیری و محمدرضا محمدی
آزمایش های موشکی اخیر کره شمالی، بار دیگر نگاه جهانی را بهسوی این کشور معطوف ساخت. برخی ماجراجوییهای کره شمالی را «بازی با دم شیر» و ناشی از بیتجربگی رهبر کره برمیشمارند و بعضی دیگر نیز از این رفتارها بهعنوان استراتژی «آستانه بحران» این کشور یاد میکنند؛ اما بهنظر میرسد بازی موشکی کره شمالی بیش از هر چیز بیانگر نوعی رفتار پنگوئنی پیونگیانگ جهت قدرتنمایی برای کسب پرستیژ داخلی و خارجی باشد که سیاستهای دولت ترامپ نقش مؤثری در تقویت این رفتار داشته است.
واکنشهای بینالمللی به آزمون موشکی پیونگیانگ قابل پیشبینی بود. شورای امنیت سازمان ملل جلسه اضطراری تشکیل داد و کشورهای جهان به محکومیت اقدام کره پرداختند؛ اما نکته جدید در تنش کره و آمریکا، تهدید علنی کره به حمله موشکی به خاک ایالات متحده بود که امکان وقوع جنگ را افزایش داده است. باوجوداین، احتمال جنگ به دلایلی بسیار بعید بهنظر میرسد. نخست، «سطح نامتناسب» آمریکا و کره شمالی است؛ بهاینمعنا که اساساً در هیچ سطحی پیونگیانگ قادر به مقابله با آمریکا نیست. فناوری آمریکا بهحدی است که قادر به شناسایی تمامی کارخانجات تسلیحات شیمیایی، آشیانه موشکها و زرادخانه هستهای کره شمالی است و بهراحتی آنها را هدف قرار میدهد. ازسویدیگر، دفاع ضدموشکی کره شمالی قابلیت مقابله با بمبافکنهای بی ۱ آمریکا را ندارد. بههمینخاطر، لیونید ایواشوف، ژنرال بازنشسته روسی تهدید پیونگیانگ برای بمباران پایگاههای نظامی آمریکا در جزیره گوآم را تنها یک «بلوف» میداند و معتقد است آمریکا میتواند بهراحتی هر موشکی که ازسوی کره شمالی شلیک میشود را در آسمان منفجر کند. دوم، عامل بازدارنده چین میباشد. چین بهعنوان حامی اصلی کره شمالی تمایلی به فروپاشی نظام حاکم بر آن کشور ندارد.
متن کامل #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2561.aspx
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1332.jpg
✍🏻 راهبردهای #عربستان در #عراق برای کاهش نفوذ #ایران
حسین کبریائیزاده
شرایط عراق در دو مقطع زمانی برای بازیگران منطقهای مهم و حیاتی بوده است. مقطع اول بعد از حمله آمریکا و متحدانش به عراق در سال 2003 بود که ایران به مدد ظرفیتهای فرهنگی و مذهبی و اکثریت جامعه شیعی عراق و پارهای از شرایط و ابتکارات توانست به دست بالایی در ساختار سیاسی عراق نوین دست یابد. مقطع زمانی تعیینکننده دوم پس از دفع خطر داعش از عراق است.
طی سالهای گذشته، افزایش تأثیرگذاری تهران بر بغداد مطلوب رقبای ایران در منطقه نبود. بنابراین با توجه به این تئوری فرد هالیدی که توازن در خاورمیانه تا حد زیادی مرهون توازن میان سه بازیگر ایران، عراق و عربستان است، ریاض تمام تلاش خود را برای ایجاد موازنه در عراق بهکار گرفت.
این بازیگر با ناامیدی از قدرتیابی گروههای سنی وابسته در ساختار سیاسی عراق، ناامنسازی عراق را در دستور کار قرار داد؛ اما حمایت از گروههای تروریستی و افراطگرا مانند داعش بهدلیل محاسبات اشتباه و عدم پیشبینیپذیری این بازیگر نامتعارف نتوانست اهداف از پیش تعیینشده را برای عربستان محقق کند.
عربستان که در مقطع دوم نیز بیم آن را دارد که مجدداً زمان و فضا را از دست دهد بهنظر میرسد از انفعال خارج شده و بهجای تعارض با دولت عراق ضمن برجستهسازی و تأکید بر هویت عربی این کشور به این کشور نزدیک شده است تا طی هفتهها و ماه های جاری میزبان شخصیتهای برجستهای همچون عبادی و صدر باشد. پیشبینیها حاکی از آن است که احتمالاً ترافیک دیدارهای سیاسی میان دو کشور بهطور بیسابقه سنگین شود و مهرههایی مانند عمار حکیم، علاوی و برخی دیگر از سیاستمداران عراقی نیز راهی ریاض شوند.
واقعیت آن است که پس از داعش، شرایط سیاسی و روانی مشابه سال 2003 در عراق درحال بازتولید است و از این جهت عربستان در تلاش است این بار از تجربه تلخ آن سالها بهره ببرد تا مجدداً قافیه را به ایران نبازد.
متن کامل #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2561.aspx
✍🏻 راهبردهای #عربستان در #عراق برای کاهش نفوذ #ایران
حسین کبریائیزاده
شرایط عراق در دو مقطع زمانی برای بازیگران منطقهای مهم و حیاتی بوده است. مقطع اول بعد از حمله آمریکا و متحدانش به عراق در سال 2003 بود که ایران به مدد ظرفیتهای فرهنگی و مذهبی و اکثریت جامعه شیعی عراق و پارهای از شرایط و ابتکارات توانست به دست بالایی در ساختار سیاسی عراق نوین دست یابد. مقطع زمانی تعیینکننده دوم پس از دفع خطر داعش از عراق است.
طی سالهای گذشته، افزایش تأثیرگذاری تهران بر بغداد مطلوب رقبای ایران در منطقه نبود. بنابراین با توجه به این تئوری فرد هالیدی که توازن در خاورمیانه تا حد زیادی مرهون توازن میان سه بازیگر ایران، عراق و عربستان است، ریاض تمام تلاش خود را برای ایجاد موازنه در عراق بهکار گرفت.
این بازیگر با ناامیدی از قدرتیابی گروههای سنی وابسته در ساختار سیاسی عراق، ناامنسازی عراق را در دستور کار قرار داد؛ اما حمایت از گروههای تروریستی و افراطگرا مانند داعش بهدلیل محاسبات اشتباه و عدم پیشبینیپذیری این بازیگر نامتعارف نتوانست اهداف از پیش تعیینشده را برای عربستان محقق کند.
عربستان که در مقطع دوم نیز بیم آن را دارد که مجدداً زمان و فضا را از دست دهد بهنظر میرسد از انفعال خارج شده و بهجای تعارض با دولت عراق ضمن برجستهسازی و تأکید بر هویت عربی این کشور به این کشور نزدیک شده است تا طی هفتهها و ماه های جاری میزبان شخصیتهای برجستهای همچون عبادی و صدر باشد. پیشبینیها حاکی از آن است که احتمالاً ترافیک دیدارهای سیاسی میان دو کشور بهطور بیسابقه سنگین شود و مهرههایی مانند عمار حکیم، علاوی و برخی دیگر از سیاستمداران عراقی نیز راهی ریاض شوند.
واقعیت آن است که پس از داعش، شرایط سیاسی و روانی مشابه سال 2003 در عراق درحال بازتولید است و از این جهت عربستان در تلاش است این بار از تجربه تلخ آن سالها بهره ببرد تا مجدداً قافیه را به ایران نبازد.
متن کامل #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2561.aspx
📝 گزیده #پژوهش های جهان: ماهیت درحال تغییر درک مفهوم «تهدید» در میان کشورهای شورای همکاری #خلیج_فارس: سطح تحلیل داخلی
دلیله رحیمی آشتیانی
@abrarmoaserTehran 👇🏻👇🏻👇🏻
دلیله رحیمی آشتیانی
@abrarmoaserTehran 👇🏻👇🏻👇🏻