@abrarmoaserTehran
آیا میلیاردرهای آمریکایی خطمشی #ترامپ را درقبال #ایران تعیین میکنند؟
دلیله رحیمی آشتیانی
http://www.tisri.org/default-2540.aspx
#مقاله
آیا میلیاردرهای آمریکایی خطمشی #ترامپ را درقبال #ایران تعیین میکنند؟
دلیله رحیمی آشتیانی
http://www.tisri.org/default-2540.aspx
#مقاله
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1318.jpg
✍🏻 چشمانداز 2030 ناقص عربستان سعودی؛ حسامالدین حجتزاده
براساس طرح کلان اقتصادی ـ اجتماعی حکومت عربستان سعودی موسوم به «چشمانداز 2030» که محمد بن سلمان، نایب وقت ولیعهد این کشور اواخر آوریل 2016 آن را رسماً اعلام کرد، قرار است با یک سرمایهگذاری عظیم 150 میلیارد دلاری ساختار اقتصاد عربستان کاملاً متحول شده و به وابستگی این کشور به استخراج و صادرات نفت پایان داده شود. همچنین براساس این طرح یک صندوق مستقل برای ذخیره دارایی و ثروتها ایجاد میشود و به موازات کاستن از نقش بخش دولتی و دیوانسالاری اداری در اقتصاد این کشور، قرار است بخش خصوصی عربستان تقویت شود تا بهتدریج پس از سال 2030، شرکتهای خصوصی سعودی سکان اداره اقتصاد را بهدست گرفته و رشد اقتصادی آن را مدیریت کنند. در اولین گام، ریاض قصد دارد برای راهاندازی صندوق مستقل دارایی خودش، پنج درصد از سهام شرکت نفتی سعودی ـ آمریکایی «آرامکو» را در قالب اوراق قرضه به متقاضیان عرضه کند.
صندوق بینالمللی پول (IMF) ضمن استقبال از ابتکار جدید سعودیها در زمینه اعلام برنامه فوری برای جبران کسری بودجه عربستان، هشدار داده است که این کشور باید به ابهامات درخصوص چشمانداز 2030 پاسخ دهد؛ ازجمله اینکه ریاض چطور میخواهد درطول چهارده سال، تحولی عظیم و دور از دسترس را در عرصه اقتصاد رقم بزند که به رشد زیاد اقتصادی عربستان، کاهش وابستگی به نفت و افزایش نقشآفرینی بخش خصوصی این کشور در اقتصاد آن منجر شود.
ریاض پیشازاین در مسیر اجرای 9 طرح توسعه پنجساله بین سالهای 1970 تا 2014، هزاران میلیاردها دلار از درآمدهای خود را بیهوده صرف کرد و اکنون نود درصد از کل بودجه سالیانه عربستان وابسته به درآمدهای نفتی است. بههمیندلیل، «IMF» در عملی بودن چشمانداز 2030 سعودی تردید جدی دارد.
درهمینحال، برخی کارشناسان بازار سرمایه و اقتصاددانان براینباورند که اقدامات شتابزدهای مثل فروش پنج درصد از سهام آرامکو نهتنها دردی از اقتصاد نفتی عربستان دوا نمیکند، بلکه چشمانداز نامطلوب اقتصاد آل سعود را تیرهتر از گذشته خواهد کرد؛ مگر آنکه ریاض هرچه زودتر درآمدزایی از منابع غیرنفتی را آغاز کند؛ زیرا درآمد حاصل از فروش اوراق قرضه عمومی معادل کاهش سالیانه نرخ داراییهای نقدی عربستان است.
برمبنای همین تحلیلها، چشمانداز 2030 عربستان سعودی به چهار دلیل محکوم به شکست است: 1. این طرح یک اَبَر پروژه است؛ 2. تمرکز آن روی موضوعات اقتصادی است و توسعه سیاسی در این طرح نادیده گرفته شده است؛ 3. با هدف کسب دستاوردها در قالب اجرای این طرح، با چالشها بهطور سطحی برخورد میشود؛ و 4. اصل کلیدی کسب درآمدهای غیرنفتی در چشمانداز مذکور بهعنوان یک هدف جایگزین و نه اصلی مدنظر قرار گرفته است.
متن کامل مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2542.aspx
✍🏻 چشمانداز 2030 ناقص عربستان سعودی؛ حسامالدین حجتزاده
براساس طرح کلان اقتصادی ـ اجتماعی حکومت عربستان سعودی موسوم به «چشمانداز 2030» که محمد بن سلمان، نایب وقت ولیعهد این کشور اواخر آوریل 2016 آن را رسماً اعلام کرد، قرار است با یک سرمایهگذاری عظیم 150 میلیارد دلاری ساختار اقتصاد عربستان کاملاً متحول شده و به وابستگی این کشور به استخراج و صادرات نفت پایان داده شود. همچنین براساس این طرح یک صندوق مستقل برای ذخیره دارایی و ثروتها ایجاد میشود و به موازات کاستن از نقش بخش دولتی و دیوانسالاری اداری در اقتصاد این کشور، قرار است بخش خصوصی عربستان تقویت شود تا بهتدریج پس از سال 2030، شرکتهای خصوصی سعودی سکان اداره اقتصاد را بهدست گرفته و رشد اقتصادی آن را مدیریت کنند. در اولین گام، ریاض قصد دارد برای راهاندازی صندوق مستقل دارایی خودش، پنج درصد از سهام شرکت نفتی سعودی ـ آمریکایی «آرامکو» را در قالب اوراق قرضه به متقاضیان عرضه کند.
صندوق بینالمللی پول (IMF) ضمن استقبال از ابتکار جدید سعودیها در زمینه اعلام برنامه فوری برای جبران کسری بودجه عربستان، هشدار داده است که این کشور باید به ابهامات درخصوص چشمانداز 2030 پاسخ دهد؛ ازجمله اینکه ریاض چطور میخواهد درطول چهارده سال، تحولی عظیم و دور از دسترس را در عرصه اقتصاد رقم بزند که به رشد زیاد اقتصادی عربستان، کاهش وابستگی به نفت و افزایش نقشآفرینی بخش خصوصی این کشور در اقتصاد آن منجر شود.
ریاض پیشازاین در مسیر اجرای 9 طرح توسعه پنجساله بین سالهای 1970 تا 2014، هزاران میلیاردها دلار از درآمدهای خود را بیهوده صرف کرد و اکنون نود درصد از کل بودجه سالیانه عربستان وابسته به درآمدهای نفتی است. بههمیندلیل، «IMF» در عملی بودن چشمانداز 2030 سعودی تردید جدی دارد.
درهمینحال، برخی کارشناسان بازار سرمایه و اقتصاددانان براینباورند که اقدامات شتابزدهای مثل فروش پنج درصد از سهام آرامکو نهتنها دردی از اقتصاد نفتی عربستان دوا نمیکند، بلکه چشمانداز نامطلوب اقتصاد آل سعود را تیرهتر از گذشته خواهد کرد؛ مگر آنکه ریاض هرچه زودتر درآمدزایی از منابع غیرنفتی را آغاز کند؛ زیرا درآمد حاصل از فروش اوراق قرضه عمومی معادل کاهش سالیانه نرخ داراییهای نقدی عربستان است.
برمبنای همین تحلیلها، چشمانداز 2030 عربستان سعودی به چهار دلیل محکوم به شکست است: 1. این طرح یک اَبَر پروژه است؛ 2. تمرکز آن روی موضوعات اقتصادی است و توسعه سیاسی در این طرح نادیده گرفته شده است؛ 3. با هدف کسب دستاوردها در قالب اجرای این طرح، با چالشها بهطور سطحی برخورد میشود؛ و 4. اصل کلیدی کسب درآمدهای غیرنفتی در چشمانداز مذکور بهعنوان یک هدف جایگزین و نه اصلی مدنظر قرار گرفته است.
متن کامل مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2542.aspx
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1314.jpg
✍🏻 سیاست خارجی واقعگرایانه #پاکستان در قبال بحران #خاورمیانه؛ امان الله شفایی
پاکستان به عنوان کشوری نسبتا جوان که به تازگی هفتاد سالگی تاسیس خود را جشن گرفت، نقش مهمی در معادلات منطقه ای و بین المللی پیدا کرده است. مناقشه تاریخی این کشور با هندوستان و افغانستان در رابطه با منطقه کشمیر و خط دیورند موجب شده است که سیاست مداران و فرماندهان نظامی این کشور در جستجوی متحدان منطقه ای، فرامنطقه ای و بین المللی برآیند. در این راستا مناسبات دیپلماتیک نسبتا پایدار با کشورهای حوزه خلیج فارس بویژه عربستان سعودی برای رهبران سیاسی و نظامی این کشور مهم انگاشته شده و برخورداری از ارتش قدرتمند بویژه تجهیز آن به تسلیحات هسته-ای، اهمیت این کشور را در معادلات دیپلماتیک منطقه ای افزایش داده است. به همین دلیل در حال حاضر نقش این کشور در مناسبات و بحران های منطقه ای که عربستان سعودی نیز درگیر آن است، می تواند به عنوان عامل به هم زننده موازنه قدرت مهم تلقی گردد. تاریخچه سیاست خارجی این کشور گویای آن است که دستگاه دیپلماسی پاکستان غالبا با سیاست واقع گرایی به مصاف بحران های منطقه ای و فرامنطقه ای رفته است. یافته ها نشان می دهد که پاکستانی ها کوشیده اند نه تنها در بحران های پیرامونی هزینه چندانی پرداخت نکنند، بلکه امتیازات بسیاری را نیز بدست آورند. به یاد داریم که با تهاجم شوروی به افغانستان در 1979، پاکستانی ها به عنوان محور ائتلاف ضدکمونیسم، بهره های سیاسی و اقتصادی کلانی را از قِبل هم راهی با کشورهای غربی و عربی بدست آوردند. کما این که این کشور با دامن زدن به نهضت طالبان و سپس حمایت از ائتلاف ضد این گروه، بار دیگر از موهبت مالی و اقتصادی لشکرکشی غربی ها به افغانستان در 2001 برخوردار شدند.
متن کامل #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2535.aspx
✍🏻 سیاست خارجی واقعگرایانه #پاکستان در قبال بحران #خاورمیانه؛ امان الله شفایی
پاکستان به عنوان کشوری نسبتا جوان که به تازگی هفتاد سالگی تاسیس خود را جشن گرفت، نقش مهمی در معادلات منطقه ای و بین المللی پیدا کرده است. مناقشه تاریخی این کشور با هندوستان و افغانستان در رابطه با منطقه کشمیر و خط دیورند موجب شده است که سیاست مداران و فرماندهان نظامی این کشور در جستجوی متحدان منطقه ای، فرامنطقه ای و بین المللی برآیند. در این راستا مناسبات دیپلماتیک نسبتا پایدار با کشورهای حوزه خلیج فارس بویژه عربستان سعودی برای رهبران سیاسی و نظامی این کشور مهم انگاشته شده و برخورداری از ارتش قدرتمند بویژه تجهیز آن به تسلیحات هسته-ای، اهمیت این کشور را در معادلات دیپلماتیک منطقه ای افزایش داده است. به همین دلیل در حال حاضر نقش این کشور در مناسبات و بحران های منطقه ای که عربستان سعودی نیز درگیر آن است، می تواند به عنوان عامل به هم زننده موازنه قدرت مهم تلقی گردد. تاریخچه سیاست خارجی این کشور گویای آن است که دستگاه دیپلماسی پاکستان غالبا با سیاست واقع گرایی به مصاف بحران های منطقه ای و فرامنطقه ای رفته است. یافته ها نشان می دهد که پاکستانی ها کوشیده اند نه تنها در بحران های پیرامونی هزینه چندانی پرداخت نکنند، بلکه امتیازات بسیاری را نیز بدست آورند. به یاد داریم که با تهاجم شوروی به افغانستان در 1979، پاکستانی ها به عنوان محور ائتلاف ضدکمونیسم، بهره های سیاسی و اقتصادی کلانی را از قِبل هم راهی با کشورهای غربی و عربی بدست آوردند. کما این که این کشور با دامن زدن به نهضت طالبان و سپس حمایت از ائتلاف ضد این گروه، بار دیگر از موهبت مالی و اقتصادی لشکرکشی غربی ها به افغانستان در 2001 برخوردار شدند.
متن کامل #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2535.aspx
@abrarmoaserTehran
بحران #کره_شمالی و نظم بینالمللی؛ ضرورت بازاندیشی در بازدارندگی مبتنیبر چانهزنی
علی اسمعیلی اردکانی
http://www.tisri.org/default-2544.aspx
#مقاله
بحران #کره_شمالی و نظم بینالمللی؛ ضرورت بازاندیشی در بازدارندگی مبتنیبر چانهزنی
علی اسمعیلی اردکانی
http://www.tisri.org/default-2544.aspx
#مقاله
@abrarmoaserTehran
واکاوی همسویی #امارات متحده عربی با #عربستان سعودی
حسین آجورلو
http://www.tisri.org/default-2546.aspx
#مقاله
واکاوی همسویی #امارات متحده عربی با #عربستان سعودی
حسین آجورلو
http://www.tisri.org/default-2546.aspx
#مقاله
✅ #اطلاعیه شماره 6 دبیرخانه دائمی #کنفرانسامنیتیتهران
نظر به تماس های پیاپی علاقمندان به کنفرانس امنیتی تهران به اطلاع میرساند:
نتیجه داوری چکیده های ارسالی از سوی مراکز برگزار کننده هر سمینار ابلاغ میشود.
خواهشمند است تا زمان ابلاغ نتائج از طریق ایمیل، شکیبا باشید و یا در صورت دریافت ایمیل و هرگونه پرسش در مورد داوری با مراکز همکار کنفرانس امنیتی (اعم از دانشگاهها و اندیشکدهها) تماس بگیرید.
با احترام
دبیرخانه دائمی دومین کنفرانس امنیتی تهران
https://tehransecurityconference.ir/Portal/Picture/ShowObjectPicture.aspx?&width=1903&height=655&ObjectType=NEWS&ObjectID=b2f20ae3-6ad3-4ad3-a3ae-1485d34f0d54&ThumbType=Fix
نظر به تماس های پیاپی علاقمندان به کنفرانس امنیتی تهران به اطلاع میرساند:
نتیجه داوری چکیده های ارسالی از سوی مراکز برگزار کننده هر سمینار ابلاغ میشود.
خواهشمند است تا زمان ابلاغ نتائج از طریق ایمیل، شکیبا باشید و یا در صورت دریافت ایمیل و هرگونه پرسش در مورد داوری با مراکز همکار کنفرانس امنیتی (اعم از دانشگاهها و اندیشکدهها) تماس بگیرید.
با احترام
دبیرخانه دائمی دومین کنفرانس امنیتی تهران
https://tehransecurityconference.ir/Portal/Picture/ShowObjectPicture.aspx?&width=1903&height=655&ObjectType=NEWS&ObjectID=b2f20ae3-6ad3-4ad3-a3ae-1485d34f0d54&ThumbType=Fix
@abrarmoaserTehran
انتخابات اخیر سراسری #آلمان و آینده روابط #برلین با #تهران
بهزاد احمدی
http://www.tisri.org/default-2552.aspx
#مقاله
انتخابات اخیر سراسری #آلمان و آینده روابط #برلین با #تهران
بهزاد احمدی
http://www.tisri.org/default-2552.aspx
#مقاله
@abrarmoaserTehran
بحران #کره_شمالی؛ اولویت #اقتصاد بر سیاست و نظامیگری
احسان صادقی
http://www.tisri.org/default-2553.aspx
#مقاله
بحران #کره_شمالی؛ اولویت #اقتصاد بر سیاست و نظامیگری
احسان صادقی
http://www.tisri.org/default-2553.aspx
#مقاله
@abrarmoaserTehran
📝 #گزیده #پژوهشهای جهان: سیاست خارجی و اقتصادی #قطر درقبال #آفریقا ی جنوب صحرا
طاهره مقری مؤذن
👇🏻👇🏻👇🏻
📝 #گزیده #پژوهشهای جهان: سیاست خارجی و اقتصادی #قطر درقبال #آفریقا ی جنوب صحرا
طاهره مقری مؤذن
👇🏻👇🏻👇🏻
347-Gozideh Pazouhesha-siasate khareji qatar.pdf
342.8 KB
@abrarmoaserTehran
📝 #گزیده #پژوهش های جهان: سیاست خارجی و اقتصادی #قطر درقبال #آفریقا ی جنوب صحرا
طاهره مقری مؤذن
📝 #گزیده #پژوهش های جهان: سیاست خارجی و اقتصادی #قطر درقبال #آفریقا ی جنوب صحرا
طاهره مقری مؤذن
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1323.jpg
✍🏻چشمانداز روابط ج.ا.#ایران و #افغانستان
حسامالدین حجتزاده
روابط ج.ا.ایران و افغانستان ازجمله مسائلی است که در مقایسه با روابط ایران با دیگر کشورهای همسایهاش کمتر در رسانهها و محافل کارشناسی مورد توجه قرار گرفته است. یکی از دلایل این کمتوجهی را میتوان در تحولات سالهای اخیر در روابط تهران با کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، ترکیه و غرب جستجو کرد که تاحدودی پرداختن به تحولات همسایگان شرقی ایران، ازجمله افغانستان را از دستور کار کارشناسان ایرانی خارج ساخته است؛ اما با آغاز دور دوم ریاستجمهوری دکتر حسن روحانی، لزوم توجه جدی به آنچه در سالها و ماههای اخیر بر روابط ایران و افغانستان گذشته است، بیشازپیش احساس میشود. دلایل این امر را میتوان اینگونه برشمرد:
تلاش گسترده رقبای منطقهای ایران (مانند: عربستان سعودی، ترکیه، چین، هند و روسیه) و فرامنطقهای (آمریکا و اتحادیه اروپا) برای نفوذ و سرمایهگذاری هرچه بیشتر در زیرساختهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی افغانستان؛ رویکرد جدی دولت محمد اشرف غنی، رئیسجمهور افغانستان برای توسعه همزمان روابط کشورش با قدرتهای اقتصادی و صنعتی سنتی و نوظهور در غرب آسیا، خاور دور و غرب با هدف تحقق رؤیای تبدیل شدنِ افغانستان به پل ارتباطی شرق با غرب (خاور دور با روسیه و اروپا)؛ افزایش فشارها، بهویژه ازسوی عربستان سعودی و آمریکا بر حکومت افغانستان برای کاستن از سطح همکاریهای اقتصادی ـ تجاری و فرهنگی خود با ج.ا.ایران؛ تحرکات و تحریکات شماری از عناصر قومگرا (اغلب از قوم پشتون) با هدف سنگاندازی و بحرانآفرینی به بهانههای مختلف در روابط افغانستان و ایران.
با این مقدمه بهنظر میرسد چشمانداز روابط تهران ـ کابل کاملاً اقتضا میکند که این روابط بهدقت بازنگری شود و اولویتبندی درستتری ازسوی طرفین، بهخصوص طرف ایرانی صورت بگیرد. در اینجا این پرسش مطرح میشود که مگر تاکنون چنین اولویتبندیای انجام نشده است. پاسخ این است که از جانب افغانستان بهخصوص با رویکار آمدن حکومت وحدت ملی، تقسیمبندی کلیای در حوزه سیاست خارجی این کشور صورت پذیرفت که براساس آن، کابل پنج حلقه برای روابطش با جهان درنظر گرفت. ایران در این میان در دو حلقه جای گرفت: نخست، حلقه کشورهای همسایه افغانستان و دوم، حلقه کشورهای اسلامی.
متن کامل #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2551.aspx
✍🏻چشمانداز روابط ج.ا.#ایران و #افغانستان
حسامالدین حجتزاده
روابط ج.ا.ایران و افغانستان ازجمله مسائلی است که در مقایسه با روابط ایران با دیگر کشورهای همسایهاش کمتر در رسانهها و محافل کارشناسی مورد توجه قرار گرفته است. یکی از دلایل این کمتوجهی را میتوان در تحولات سالهای اخیر در روابط تهران با کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، ترکیه و غرب جستجو کرد که تاحدودی پرداختن به تحولات همسایگان شرقی ایران، ازجمله افغانستان را از دستور کار کارشناسان ایرانی خارج ساخته است؛ اما با آغاز دور دوم ریاستجمهوری دکتر حسن روحانی، لزوم توجه جدی به آنچه در سالها و ماههای اخیر بر روابط ایران و افغانستان گذشته است، بیشازپیش احساس میشود. دلایل این امر را میتوان اینگونه برشمرد:
تلاش گسترده رقبای منطقهای ایران (مانند: عربستان سعودی، ترکیه، چین، هند و روسیه) و فرامنطقهای (آمریکا و اتحادیه اروپا) برای نفوذ و سرمایهگذاری هرچه بیشتر در زیرساختهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی افغانستان؛ رویکرد جدی دولت محمد اشرف غنی، رئیسجمهور افغانستان برای توسعه همزمان روابط کشورش با قدرتهای اقتصادی و صنعتی سنتی و نوظهور در غرب آسیا، خاور دور و غرب با هدف تحقق رؤیای تبدیل شدنِ افغانستان به پل ارتباطی شرق با غرب (خاور دور با روسیه و اروپا)؛ افزایش فشارها، بهویژه ازسوی عربستان سعودی و آمریکا بر حکومت افغانستان برای کاستن از سطح همکاریهای اقتصادی ـ تجاری و فرهنگی خود با ج.ا.ایران؛ تحرکات و تحریکات شماری از عناصر قومگرا (اغلب از قوم پشتون) با هدف سنگاندازی و بحرانآفرینی به بهانههای مختلف در روابط افغانستان و ایران.
با این مقدمه بهنظر میرسد چشمانداز روابط تهران ـ کابل کاملاً اقتضا میکند که این روابط بهدقت بازنگری شود و اولویتبندی درستتری ازسوی طرفین، بهخصوص طرف ایرانی صورت بگیرد. در اینجا این پرسش مطرح میشود که مگر تاکنون چنین اولویتبندیای انجام نشده است. پاسخ این است که از جانب افغانستان بهخصوص با رویکار آمدن حکومت وحدت ملی، تقسیمبندی کلیای در حوزه سیاست خارجی این کشور صورت پذیرفت که براساس آن، کابل پنج حلقه برای روابطش با جهان درنظر گرفت. ایران در این میان در دو حلقه جای گرفت: نخست، حلقه کشورهای همسایه افغانستان و دوم، حلقه کشورهای اسلامی.
متن کامل #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2551.aspx
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1319.jpg
✍🏻 اتحادیه #اروپا و #بریکس
دکتر حسین مفیدی احمدی (پژوهشگر مسائل اروپا)
شست اخیر بریکس در شهر شیامن چین برگزار شد. بهنظر میرسد بتوان ورود به دوره انتقال قدرت و بهوجود آمدن اشکال جدیدی از نظم (یا بینظمی) در عرصه نظام بینالملل را مفروض گرفت. بدیهی است در چهارچوب این فرضیه، یکی از پیشرانهای مهم شکلگیری نظام یا ترتیبات جدید در عرصه نظام بینالملل، شیوه تعامل قدرتهای فعلی، یعنی اروپا و آمریکا با قدرتهای نوظهوری چون کشورهای عضو بریکس خواهد بود.
کشورهای عضو بریکس، اقتصادهای نسبتاً ناهمگونی دارند؛ مدلهای حکمرانی و اقتصادی متفاوتی را نمایندگی میکنند؛ واجد برخی اختلافات ژئوپلیتیکی قابل توجه هستند (مانند اختلافات مرزی بین چین و هند)؛ و دستور کارهای جهانی نسبتاً متفاوتی را دنبال میکنند. درضمن، میدانیم که برزیل، روسیه و آفریقای جنوبی با مشکلات اقتصادی قابل توجهی مواجهاند؛ چالشهایی که استمرار نهادی بریکس را با تردید مواجه کرد. باوجوداین، بهنظر میرسد بریکس بهصورت نسبی در حوزه نهادینه کردن تعاملات کشورهای عضو موفق بوده و بر چشمانداز حکمرانی جهانی تأثیر گذاشته است؛ برای مثال، بریکس موفق شده است برگزاری نشستهای متعددی را با حضور سران و وزرای کشورهای عضو ساماندهی کند و نهادهای مستقری چون بانک توسعه را برسازد؛ بانکی که با هدف ایجاد یک شبکه ملی ایمن در دوران مواجهه با بحرانهای مالی ایجاد شد و بهعنوان نهاد موازی و رقیبِ نهادهای برتون وودز، چون صندوق بینالمللی پول جایگاه خود را تثبیت کرد. درضمن، بریکس موفق شده است سهم تصمیمسازی خود را در نهادهایی چون صندوق بینالمللی پول افزایش دهد و در این حوزه، بخشی از قدرت اروپا و آمریکا را به خود منتقل سازد.
نقشآفرینی بیشتر بریکس در حوزه دستور کار اقتصادی و سیاسی نظام بینالملل، بهصورت همزمان واجد فرصتها و چالشهایی برای اتحادیه اروپا بوده است. همانگونه که گفته شد، بریکس بخشی از قدرت اروپا را در حوزه تصمیمسازی نهادهایی چون صندوق بینالمللی پول به خود منتقل کرده است؛ مسئلهای که نمیتواند با استقبال اروپا مواجه شود.
متن کامل #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2543.aspx
✍🏻 اتحادیه #اروپا و #بریکس
دکتر حسین مفیدی احمدی (پژوهشگر مسائل اروپا)
شست اخیر بریکس در شهر شیامن چین برگزار شد. بهنظر میرسد بتوان ورود به دوره انتقال قدرت و بهوجود آمدن اشکال جدیدی از نظم (یا بینظمی) در عرصه نظام بینالملل را مفروض گرفت. بدیهی است در چهارچوب این فرضیه، یکی از پیشرانهای مهم شکلگیری نظام یا ترتیبات جدید در عرصه نظام بینالملل، شیوه تعامل قدرتهای فعلی، یعنی اروپا و آمریکا با قدرتهای نوظهوری چون کشورهای عضو بریکس خواهد بود.
کشورهای عضو بریکس، اقتصادهای نسبتاً ناهمگونی دارند؛ مدلهای حکمرانی و اقتصادی متفاوتی را نمایندگی میکنند؛ واجد برخی اختلافات ژئوپلیتیکی قابل توجه هستند (مانند اختلافات مرزی بین چین و هند)؛ و دستور کارهای جهانی نسبتاً متفاوتی را دنبال میکنند. درضمن، میدانیم که برزیل، روسیه و آفریقای جنوبی با مشکلات اقتصادی قابل توجهی مواجهاند؛ چالشهایی که استمرار نهادی بریکس را با تردید مواجه کرد. باوجوداین، بهنظر میرسد بریکس بهصورت نسبی در حوزه نهادینه کردن تعاملات کشورهای عضو موفق بوده و بر چشمانداز حکمرانی جهانی تأثیر گذاشته است؛ برای مثال، بریکس موفق شده است برگزاری نشستهای متعددی را با حضور سران و وزرای کشورهای عضو ساماندهی کند و نهادهای مستقری چون بانک توسعه را برسازد؛ بانکی که با هدف ایجاد یک شبکه ملی ایمن در دوران مواجهه با بحرانهای مالی ایجاد شد و بهعنوان نهاد موازی و رقیبِ نهادهای برتون وودز، چون صندوق بینالمللی پول جایگاه خود را تثبیت کرد. درضمن، بریکس موفق شده است سهم تصمیمسازی خود را در نهادهایی چون صندوق بینالمللی پول افزایش دهد و در این حوزه، بخشی از قدرت اروپا و آمریکا را به خود منتقل سازد.
نقشآفرینی بیشتر بریکس در حوزه دستور کار اقتصادی و سیاسی نظام بینالملل، بهصورت همزمان واجد فرصتها و چالشهایی برای اتحادیه اروپا بوده است. همانگونه که گفته شد، بریکس بخشی از قدرت اروپا را در حوزه تصمیمسازی نهادهایی چون صندوق بینالمللی پول به خود منتقل کرده است؛ مسئلهای که نمیتواند با استقبال اروپا مواجه شود.
متن کامل #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2543.aspx
📝 گزیده #پژوهش های جهان: همکاری اقتصادی ـ نظامی #آذربایجان و #پاکستان
دلیله رحیمی آشتیانی
@abrarmoaserTehran 👇🏻👇🏻👇🏻
دلیله رحیمی آشتیانی
@abrarmoaserTehran 👇🏻👇🏻👇🏻
349-Gozideh Pazouhesha-Azarbaijan and pakistan.pdf
290.9 KB
📝 گزیده #پژوهش های جهان: همکاری اقتصادی ـ نظامی #آذربایجان و #پاکستان
دلیله رحیمی آشتیانی
@abrarmoaserTehran
دلیله رحیمی آشتیانی
@abrarmoaserTehran
https://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/4/41/Flag_of_India.svg/1200px-Flag_of_India.svg.png
✍🏻منشور سیاستگذاری امنیت ملی #هند
حسامالدین حجتزاده
طراحی و اجرای راهبرد امنیت ملی یکی از بخشهای لاینفک در مسیر تلاش یک دولت ـ ملت برای صیانت از منافع ملی آن بهشمار میرود؛ بههمینعلت است که در جهان امروز، دولت ـ ملتها یکی از واحدهای مورد پژوهش تحلیلگران روابط بینالملل هستند و عموم آنها در سطوح مختلف دوجانبه، چندجانبه و بهشکل منطقهای یا جهانی مورد ارزیابی قرار میگیرند.
هند که طی هفتاد سال گذشته در ابعاد مختلف ساختاری، فکری، اخلاقی و اجتماعی، کارایی یک دموکراسی عملی را به اثبات رساند، به بزرگترین دموکراسی در جهان معروف است. سیاستگذاری در حوزه امنیت ملی هند با وجود ازهمگسیختگیهای آن، در بحرانهای گریبانگیر این کشور کارآمد بوده است. مشکلات اصلی پیشِ روی تدوین منشور امنیت ملی منسجم برای کشوری مانند هند که همواره با مصائب مختلف داخلی و تهدید مستمر خارجی مواجه بوده، آن است که چگونه اهداف و آمال خود را تنظیم کند که برای جامعه متکثّر متمدن این کشور قابل اجرا باشد.
برای حل این مسئله، سه هدف عمده میتواند مدنظر دهلینو قرار گیرد: نخست، ثبات و انسجام ملی؛ دوم، پیشرفت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی؛ و سوم، برقراری صلح و ثبات از منظر روابط هند با سایر کشورهای منطقه و جهان. با توجه به این اهداف، منشور امنیت ملی هند بهعنوان یکی از اجزاء لازم برای تأمین امن و بیدردسر منافع ملی این کشور باید به این اهداف کلان توجه داشته باشد.
متن کامل #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2556.aspx
✍🏻منشور سیاستگذاری امنیت ملی #هند
حسامالدین حجتزاده
طراحی و اجرای راهبرد امنیت ملی یکی از بخشهای لاینفک در مسیر تلاش یک دولت ـ ملت برای صیانت از منافع ملی آن بهشمار میرود؛ بههمینعلت است که در جهان امروز، دولت ـ ملتها یکی از واحدهای مورد پژوهش تحلیلگران روابط بینالملل هستند و عموم آنها در سطوح مختلف دوجانبه، چندجانبه و بهشکل منطقهای یا جهانی مورد ارزیابی قرار میگیرند.
هند که طی هفتاد سال گذشته در ابعاد مختلف ساختاری، فکری، اخلاقی و اجتماعی، کارایی یک دموکراسی عملی را به اثبات رساند، به بزرگترین دموکراسی در جهان معروف است. سیاستگذاری در حوزه امنیت ملی هند با وجود ازهمگسیختگیهای آن، در بحرانهای گریبانگیر این کشور کارآمد بوده است. مشکلات اصلی پیشِ روی تدوین منشور امنیت ملی منسجم برای کشوری مانند هند که همواره با مصائب مختلف داخلی و تهدید مستمر خارجی مواجه بوده، آن است که چگونه اهداف و آمال خود را تنظیم کند که برای جامعه متکثّر متمدن این کشور قابل اجرا باشد.
برای حل این مسئله، سه هدف عمده میتواند مدنظر دهلینو قرار گیرد: نخست، ثبات و انسجام ملی؛ دوم، پیشرفت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی؛ و سوم، برقراری صلح و ثبات از منظر روابط هند با سایر کشورهای منطقه و جهان. با توجه به این اهداف، منشور امنیت ملی هند بهعنوان یکی از اجزاء لازم برای تأمین امن و بیدردسر منافع ملی این کشور باید به این اهداف کلان توجه داشته باشد.
متن کامل #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2556.aspx
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1329.jpg
✍🏻 پدیده دولت ناکام در جهان عرب و تأثیرات منطقهای و بینالمللی آن
حسین عسگریان
پدیده دولت ناکام یا ورشکسته در ادبیات سیاسی دهههای اخیر توجه فزایندهای را به خود جلب کرده است. در کنار استفاده از این اصطلاح، اصلاحاتی مثل دولت شکننده ، دولت فروپاشیده و دولت بحرانی بهطور مترادف بهکار گرفته شدهاند. جدا از استفاده از این اصطلاحات مشابه، مشکلات تحلیلی و روششناختی نیز در تبیین ویژگیهای دولتهای ناکام وجود دارد. بههرحال، در تعریفی بسیط، دولت ناکام دولتی است که برای تأمین امنیت شهروندانش، توانش اندک است و یا هیچ توانی ندارد. در این پدیده، دولت مرکزی برای اعمال حاکمیت ناتوان، و مشروعیتش محدود یا نامشروع است و از حق انحصاری بر ابزار اعمال قوانین و حاکمیت خود برخوردار نیست. برایناساس، میتوان گفت نهادها و اختیارات چنین دولتی ازنظر داخلی و خارجی فروپاشیده است. دراینمیان، درجه ناکامی دولت را میتوان برمبنای دو متغیر بررسی کرد: اول، شدت انشقاق و اختلاف در هویت ملی و دوم، کارآمدی دولت مرکزی. اگر این دو عامل را در خاورمیانه درنظر بگیریم، میتوانیم بگوییم که سوریه، یمن، لیبی و عراق بهعلت ترکیبی از ناکارآمدی دولت مرکزی و حد انشقاق بالای هویت سیاسی محلی جزو دولتهای ناکام محسوب میشوند. کشورهایی مثل مصر، لبنان و اردن اگرچه وضعیت باثباتتری دارند، با مشکلات خاص خود مواجهاند که همین موضوع آنها را در محور دولتهای ناکام، اگرنه از نظر تکنیکی قرار میدهد.
در این نوشتار تلاش شده است پدیده دولت شکننده در جهان عرب بررسی شود. برایناساس، ویژگیهای دولت ناکام در جهان عرب و تأثیرات آن در ابعاد منطقهای و بینالمللی مورد توجه قرار گرفته است.
متن کامل #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2557.aspx
✍🏻 پدیده دولت ناکام در جهان عرب و تأثیرات منطقهای و بینالمللی آن
حسین عسگریان
پدیده دولت ناکام یا ورشکسته در ادبیات سیاسی دهههای اخیر توجه فزایندهای را به خود جلب کرده است. در کنار استفاده از این اصطلاح، اصلاحاتی مثل دولت شکننده ، دولت فروپاشیده و دولت بحرانی بهطور مترادف بهکار گرفته شدهاند. جدا از استفاده از این اصطلاحات مشابه، مشکلات تحلیلی و روششناختی نیز در تبیین ویژگیهای دولتهای ناکام وجود دارد. بههرحال، در تعریفی بسیط، دولت ناکام دولتی است که برای تأمین امنیت شهروندانش، توانش اندک است و یا هیچ توانی ندارد. در این پدیده، دولت مرکزی برای اعمال حاکمیت ناتوان، و مشروعیتش محدود یا نامشروع است و از حق انحصاری بر ابزار اعمال قوانین و حاکمیت خود برخوردار نیست. برایناساس، میتوان گفت نهادها و اختیارات چنین دولتی ازنظر داخلی و خارجی فروپاشیده است. دراینمیان، درجه ناکامی دولت را میتوان برمبنای دو متغیر بررسی کرد: اول، شدت انشقاق و اختلاف در هویت ملی و دوم، کارآمدی دولت مرکزی. اگر این دو عامل را در خاورمیانه درنظر بگیریم، میتوانیم بگوییم که سوریه، یمن، لیبی و عراق بهعلت ترکیبی از ناکارآمدی دولت مرکزی و حد انشقاق بالای هویت سیاسی محلی جزو دولتهای ناکام محسوب میشوند. کشورهایی مثل مصر، لبنان و اردن اگرچه وضعیت باثباتتری دارند، با مشکلات خاص خود مواجهاند که همین موضوع آنها را در محور دولتهای ناکام، اگرنه از نظر تکنیکی قرار میدهد.
در این نوشتار تلاش شده است پدیده دولت شکننده در جهان عرب بررسی شود. برایناساس، ویژگیهای دولت ناکام در جهان عرب و تأثیرات آن در ابعاد منطقهای و بینالمللی مورد توجه قرار گرفته است.
متن کامل #مقاله را در پیوند زیر بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2557.aspx
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1336.jpg
✍🏻 سناریوهای پیشِ روی رهبری حزب محافظهکار #انگلستان
حسین مفیدی احمدی
نخستوزیر انگلستان و حزب محافظهکار انگلستان، با چالشهای قابل توجهی در حوزه مواجهه با پدیده برگزیت مواجه هستند؛ چالشهایی که میتواند بر وضعیت آینده حزب محافظهکار و همچنین رهبری این حزب تأثیر بگذارد. بهنظر میرسد نخستوزیر انگلستان با سه مشکل اصلی در حوزه برگزیت مواجه است. میدانیم که انگلستان امروزه در دوراهی انتخاب ترتیبات «با دسترسی پایین به بازار واحد اروپا» ولی با کنترل بالای انگلستان بر قواعد اقتصادی و تجاری (مدل کانادایی) و یا ترتیبات با «دسترسی بالا به بازار واحد اروپایی» ولی «کنترل اندک بر فرایند قاعدهسازی اتحادیه اروپا» (مدل نروژی) مواجه است. در این نگاه نخستین مشکل خانم می آن است که حرکت او به سمت انتخاب هرکدام از مدل مورد اشاره در قالب انتخاب برگزیت نرم و یا برگزیت سخت، واکنش شدید جناح مقابل (و درمورد انتخاب برگزیت سخت، واکنش شدید اتحادیه اروپا) را بههمراه خواهد داشت. در ماههای اخیر و بهویژه پس از برگزاری انتخابات اخیر پارلمانی در انگلستان، دامنه اختلافات و تنشهای داخلی حزب محافظهکار بیشازپیش افزایش یافته است. در این چهارچوب، اقناع نخستوزیر انگلستان درخصوص انتخاب هریک از ترتیبات مورد اشاره آسان نخواهد بود؛ برای مثال، درحالیکه طرفداران مدل نروژی بر این نکته تأکید خواهند که در قالب این مدل میتوان به نگرانی مردم انگلستان درخصوص حرکت آزاد نیروی کار پاسخ داد، طرفداران مدل کانادایی، مدل نروژی را بهعنوان سیستمی که بازتابی از بازار واحد اروپایی بر کل اقتصاد انگلستان خواهد بود معرفی خواهند کرد.
متن کامل #مقاله را در پیوند زیر مطالعه نمایید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2567.aspx
✍🏻 سناریوهای پیشِ روی رهبری حزب محافظهکار #انگلستان
حسین مفیدی احمدی
نخستوزیر انگلستان و حزب محافظهکار انگلستان، با چالشهای قابل توجهی در حوزه مواجهه با پدیده برگزیت مواجه هستند؛ چالشهایی که میتواند بر وضعیت آینده حزب محافظهکار و همچنین رهبری این حزب تأثیر بگذارد. بهنظر میرسد نخستوزیر انگلستان با سه مشکل اصلی در حوزه برگزیت مواجه است. میدانیم که انگلستان امروزه در دوراهی انتخاب ترتیبات «با دسترسی پایین به بازار واحد اروپا» ولی با کنترل بالای انگلستان بر قواعد اقتصادی و تجاری (مدل کانادایی) و یا ترتیبات با «دسترسی بالا به بازار واحد اروپایی» ولی «کنترل اندک بر فرایند قاعدهسازی اتحادیه اروپا» (مدل نروژی) مواجه است. در این نگاه نخستین مشکل خانم می آن است که حرکت او به سمت انتخاب هرکدام از مدل مورد اشاره در قالب انتخاب برگزیت نرم و یا برگزیت سخت، واکنش شدید جناح مقابل (و درمورد انتخاب برگزیت سخت، واکنش شدید اتحادیه اروپا) را بههمراه خواهد داشت. در ماههای اخیر و بهویژه پس از برگزاری انتخابات اخیر پارلمانی در انگلستان، دامنه اختلافات و تنشهای داخلی حزب محافظهکار بیشازپیش افزایش یافته است. در این چهارچوب، اقناع نخستوزیر انگلستان درخصوص انتخاب هریک از ترتیبات مورد اشاره آسان نخواهد بود؛ برای مثال، درحالیکه طرفداران مدل نروژی بر این نکته تأکید خواهند که در قالب این مدل میتوان به نگرانی مردم انگلستان درخصوص حرکت آزاد نیروی کار پاسخ داد، طرفداران مدل کانادایی، مدل نروژی را بهعنوان سیستمی که بازتابی از بازار واحد اروپایی بر کل اقتصاد انگلستان خواهد بود معرفی خواهند کرد.
متن کامل #مقاله را در پیوند زیر مطالعه نمایید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2567.aspx