پژوهشکده ابرار معاصر تهران
2.49K subscribers
1.63K photos
48 videos
117 files
748 links
کانال رسمی پژوهشکده ابرار معاصر تهران
پژوهشگاه مطالعات امنیت و پیشرفت؛ پژوهشکده ابرار معاصر تهران.
ارتباط با ادمین:
@Tehraninstitute_admin
Download Telegram
https://t.me/abrarmoaserTehran/854

✍🏻 موانع عضویت #ایران در سازمان همکاری #شانگهای (3)

حسین عسگریان

4. عدم وجود بستر داخلی برای پذیرفتن تعهدات شانگهای: عضویت کامل در سازمان همکاری شانگهای مستلزم پذیرش برخی تعهدات به‌خصوص در زمینه‌های امنیتی و نظامی است. جمهوری اسلامی ایران از پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با شعار نه شرقی و نه غربی تأکید فراوانی بر موضوع استقلال ازجمله استقلال امنیتی داشته است و قوانین اساسی کشور نیز برمبنای حفاظت از این استقلال تنظیم و تدوین گردیده است. بر این اساس هرگونه حضور در سازمان‌های منطقه‌ای و امنیتی مستلزم پذیرش برخی تغییرات و دگرگونی‌های قانونی و حتی ذهنی می‌باشد. مشکلات و چالش‌های ناشی از این تغییرات را در استفاده از پایگاه هوایی نوژه همدان ازسوی روسیه علیه گروه‌های تروریستی در سوریه را شاهد بودیم. چنین مشکلاتی را می‌توان یکی دیگر از دلایل عدم عضویت کامل ایران در سازمان همکاری شانگهای دانست.


5. فشار ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی: بدون شک یکی دیگر از دلایل عدم نگاه مثبت به عضویت دائم ایران در سازمان همکاری شانگهای مخالفت‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی است. جدا از لابی‌های قدرتمند رژیم صهیونیستی در روسیه روابط نزدیک و سطح بالای روسیه با رژیم صهیونیستی می‌تواند ازجمله دلایلی باشد که روسیه نخواهد مناسبات خود با این رژیم را با نزدیک‌ترشدن به ایران یا احیاناً موافقت با عضویت ایران در شانگهای تحت تأثیر قرار دهد. دراین‌میان چین نیز همچنان با ادامه رویکرد احتیاطی خود درقبال مسائل بین‌المللی، اقتصاد را در رأس اولویت‌های خود قرار داده و از ورود به مسائل چالش‌زا پرهیز می‌‌کند.

با توجه به موارد فوق می‌توان گفت که هرگونه تقابل و تنش سیاسی و نظامی میان ایران و غرب نه‌تنها منجربه تأخیر در فرایند عضویت دائم ایران در سازمان همکاری شانگهای خواهد شد و این کشورها همواره به بهانه‌ای مانع تحقق این امر خواهند گشت بلکه ورود و تعامل ایران را در هرگونه سازمان منطقه‌ای با اشکال مواجه خواهد کرد. در مجموع می‌توان گفت، کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای برای عضویت دائم ایران در این سازمان در انتظار عادی‌سازی روابط میان ایران و غرب نشسته‌اند.

#مقاله #تحلیل

🔗 http://www.tisri.org/default-2452.aspx
https://t.me/abrarmoaserTehran/858

✍🏻 پیامدهای انتخاب شاهزاده محمد بن سلمان به ولایتعهدی (1)

دکتر حسین آجورلو


در 21 ژوئن 2017، ملک سلمان، طی حکمی شاهزاده محمد بن نایف، را از تمام مناصب حکومتی همچون ولایتعهدی‏، معاونت شورای وزیران و وزارت کشور برکنار و شاهزاده محمد بن سلمان، را ضمن حفظ مناصب قبلی همچون، وزارت دفاع به ولایتعهدی و معاونت شورای وزیران عربستان سعودی منصوب کرد. لازم به‌ذکر که ملک سلمان توانسته موافقت 31 عضو از 34 عضو هیئت بعیت خاندان آل سعود را برای این تغییر مهم سیاسی اخذ نماید.

درمورد چرایی این رویداد باید گفت ملک سلمان و شاهزاده محمد بن سلمان، درپی به دست گرفتن قدرت از خاندان آل سعود به خانواده ملک سلمان هستند که بعد از مرگ ملک عبدالله، پادشاه عربستان سعودی و جانشینی ملک سلمان، زمینه برای دستیابی به این هدف فراهم شد. این روند با برکناری شاهزاده مقرن بن عبدالعزیز، از نسل اول فرزندان ملک عبدالعزیز و جایگزین کردن شاهزاده محمد بن نایف از نسل دوم، آغاز شد تااینکه با برکناری شاهزاده محمد بن نایف و انتصاب شاهزاده محمد بن سلمان به ولیعهدی، این روند تکمیل شد، لازم به‌ذکر است قبل صدور این حکم، با حمایت ملک سلمان، شاهزاده محمد بن سلمان عملاً اکثر قدرت عربستان سعودی را در اختیار داشت.

دراین‌راستا، شاهد بودیم که ملک سلمان و شاهزاده محمد بن سلمان برای مشروعیت‌افزایی در داخل و خارج، اقدامات گسترده‌ای را آغاز کرده بودند. در سطح داخلی با ایجاد تغییرات گسترده در سطوح مختلف ازجمله در مناصب سیاسی، امنیتی و نظامی اقدام به روی کار آوردن افراد نزدیک به خود و به‌حاشیه راندن افراد پرنفوذ خاندان آل سعود کرده بودند.

ایشان برای اخذ حمایت از روند تغییرات در خارج از عربستان سعودی به‌خصوص در ایالات ‌متحده آمریکا تلاش بسیاری کردند، به‌طوری ‌که شاهزاده محمد بن سلمان با سفرهای متعدد خارجی و عقد قراردادها و تفاهم‌نامه‌های بین‌المللی در حقیقت به‌دنبال زمینه‌سازی برای جانشینی‌اش بود؛ زیرا بر طبق عرف حاکم بر عربستان سعودی درصورت ناتوانی پادشاه از سفر‌های رسمی و امضای تفاهم‌نامه‌هایی در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و دفاعی عموماً از شئون ولیعهد عربستان است.
به نظر می‌رسد، روی کار آمدن دونالد ترامپ یک فرصت مناسب برای تسریع خواست ملک سلمان و شاهزاده محمد بن سلمان درمورد جانشینی بود که دلایل این امر عبارت‌اند از:

1. ایجاد فضای مناسب: تیم جدید کاخ سفید سیاست روشنی درقبال عربستان سعودی نداشت، همین مسئله فضای لازم برای شاهزاده محمد بن سلمان برای اخذ حمایت مقامات ایالات متحده آمریکا ایجاد کرد، لازم به‌ذکر است قبل روی کار آمدن دونالد ترامپ، ازیک‌سو لابی‌های محمد بن نایف، متعب بن عبدالله و بندر بن سلطان مانع جدی در رضایت کاخ سفید به جانشینی رسیدن شاهزاده محمد بن سلمان بودند و ازسوی‌دیگر، برخی از مقامات ایالات متحده آمریکا به‌دلیل اقدامات ماجراجویانه شاهزاده محمد بن سلمان درمورد این جانشینی تردید جدی داشتند؛

2. برگزاری اجلاس سران ریاض: شاهزاده محمد بن سلمان در سفر مارس 2017 به واشینگتن، تدارک بیننده اصلی این دیدار و برگزاری اجلاس اسلامی، عربی و آمریکایی بود و به‌نظر می‌رسد در جریان برگزاری این اجلاس، ملک سلمان و شاهزاده محمد بن سلمان، توانستند با شناخت روحیه اقتصادی ترامپ و بستن قراردادهای سنگین اقتصادی درزمینه‌های نظامی و نفتی نظر مساعد ترامپ را دراین‌زمینه اخذ نماید؛

3. انتخاب شاهزاده خالد بن سلمان به عنوان سفیر عربستان سعودی در ایالات متحده آمریکا: ملک سلمان در 22 آوریل 2017، شاهزاده خالد بن سلمان، فرزند 28 ساله خود را به سفارت در واشینگتن منصوب کرد تا ازیک‌سو لابی دیگر اعضای خاندان آل سعود را کم‌رنگ کند و ازسوی‌دیگر، ارتباطات با مقامات کاخ سفید بدون واسطه انجام شود.


#مقاله #تحلیل

🔗 http://www.tisri.org/default-2455.aspx
https://t.me/abrarmoaserTehran/858

✍🏻 پیامدهای انتخاب شاهزاده محمد بن سلمان به ولایتعهدی (3)

دکتر حسین آجورلو

ب) خارجی
1. شاهزاده محمد بن سلمان، به‌دنبال ایجاد هژمونی عربستان سعودی در سطح شبه‌جزیره عربستان است، به‌طوری ‌که با هر بازیگر ضد هژمون برخورد سخت می‌کند، نمونه آن برخورد شدید این کشور با یمن و قطر است؛

2. شاهزاده محمد بن سلمان، به‌دنبال برتری عربستان سعودی در سطح منطقه غرب آسیا و جهان عرب است و دراین‌راستا به‌شدت به‌دنبال تضعیف چالشگران این برتری همچون جمهوری اسلامی ایران است؛

3. شاهزاده محمد بن سلمان در تلاش است ضمن درگیر کردن بیشتر ایالات ‌متحده آمریکا در منطقه غرب آسیا برای مهار جمهوری اسلامی ایران، به تنوع‌بخشی متحدان فرامنطقه‌ای خود در سیاست خارجی بپردازد. برای مثال، ضمن تقویت روابط با ایالات ‌متحده آمریکا به تقویت روابط با روسیه و چین هم پرداخته است.

دستیابی شاهزاده محمد بن سلمان به منصب ولیعهدی عربستان سعودی دارای پیامدهای داخلی و خارجی است که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از:
1. ایجاد شکاف در خاندان آل سعود: اگرچه خاندان آل سعود به‌دلیل ویژگی‌های قبایلی از بیرون کردن اختلاف داخلی ‌پرهیز می‌کند، ولی به‌نظر می‌رسد تغییرات شدید و به‌حاشیه‌ رانده شدن افراد پرنفوذ خاندان، موجب ایجاد شکاف درونی در این خاندان شود که تبعات آن به‌تدریج نمایان خواهد شد؛

2. ثبات در سیاست‌های داخلی و خارجی: بسیاری از اقدامات ماجراجویانه شاهزاده محمد بن سلمان در داخل و خارج درراستای رسیدن به جانشینی ملک سلمان بوده و در شرایط کنونی نیازمند ایجاد ثبات و آرامش است، به‌نظر می‌رسد ملک سلمان و محمد بن سلمان، اقدام به ثبات‌بخشی و ایجاد آرامش برای مدیریت فضای داخلی و خارجی ‌کنند؛

3. قابل پیش‌بینی‌تر شدن سیاست‌های عربستان سعودی: یک‌دست شدن تصمیم‌سازی و اجرای سیاست داخلی و خارجی در عربستان سعودی کمک زیادی به دستگاه سیاست خارجی کشورهای دیگر و تحلیلگران می‌کند که با شناخت از ملک سلمان و محمد بن سلمان به پیش‌بینی دقیق‌تر سیاست‌های عربستان سعودی در آینده بپردازند؛

4. تداوم سیاست داخلی و خارجی عربستان سعودی: به‌دلیل کهولت سن و بیماری ملک سلمان، انتظار می‌رفت با مرگ پادشاه و روی کار آمدن شاهزاده محمد بن نایف، شاهد تغییراتی در سیاست داخلی و خارجی عربستان سعودی باشیم که این امر با انتخاب شاهزاده محمد بن سلمان به ولیعهدی بسیار کم‌رنگ شده و به‌نظر می‌رسد، شاهد تداوم سیاست داخلی و خارجی عربستان سعودی باشیم.

شاهزاده محمد بن سلمان که هم‌اکنون قدرت اصلی را در دست دارد، یکی از ضد ایرانی‌ترین افراد خاندان آل سعود است که تاکنون در این خاندان به‌قدرت رسیده است و برای کاهش نفوذ جمهوری اسلامی ایران از هیچ اقدامی دریغ نمی‌کند که این امر را ما در سیاست‌های ضد ایرانی بی‌سابقه عربستان سعودی شاهد هستیم. عربستان سعودی به‌دلیل اقدامات ضد ایرانی و همچنین ایجاد اختلال در روند توسعه سیاسی، اقتصادی و منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران بعد از رژیم صهیونیستی و ایالات ‌متحده آمریکا یکی از اصلی‌ترین دشمنان تعریف‌ شده در راهبردهای کلان جمهوری اسلامی محسوب می‌شود، به‌طوری‌ که به گواهی اکثر کارشناسان این حوزه یک جنگ سرد واقعی بین طرفین وجود دارد که هیچ بعید نیست با یک اتفاق تبدیل به جنگ واقعی شود. عربستان سعودی اکنون چه به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم (نیابتی توسط گروه‌های تروریستی) به منافع جمهوری اسلامی ایران در کل منطقه غرب آسیا حمله می‌کند و در عرصه اقتصادی نیز تلاش زیادی در ایجاد محدودیت و تحریم برای این کشور می‌کند که به‌نظر می‌رسد با توجه به تغییرات کنونی این سیاست‌ها تداوم داشته باشد.

در جمع‌بندی مطالب فوق باید گفت انتخاب شاهزاده محمد بن سلمان به ولایتعهدی عربستان سعودی حاصل روندی بوده که پس از مرگ ملک عبدالله آغاز و امروز به نتیجه رسیده است که پیامد کلی آن تداوم سیاست عربستان سعودی در سطح داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی است. دراین‌راستا، جمهوری اسلامی ایران دارای سیاست مشخص با محوریت ایجاد ثبات بدون دخالت خارجی در غرب آسیا و خلیج‌ فارس بوده است و هرگونه تغییری در خاندان حاکم موجب دگرگونی این سیاست‌ها نخواهد شد.

#مقاله #تحلیل

🔗 http://www.tisri.org/default-2455.aspx
https://t.me/abrarmoaserTehran/858

✍🏻 پیامدهای انتخاب شاهزاده محمد بن سلمان به ولایتعهدی (2)

دکتر حسین آجورلو

با توجه به سیاست‌های اتخاذی شاهزاده محمد بن سلمان در عرصه سیاست داخلی و خارجی، وی دارای روحیه‌ای جسور و تحول‌خواه در سیاست داخلی و خارجی است و این روحیه منجربه اتخاذ سیاست‌های بعضاً رادیکال و ماجراجویانه در عرصه داخلی و خارجی شده است که به‌نظر می‌رسد بخشی از آن عبارت‌اند از:

الف) داخلی
1. شاهزاده محمد بن سلمان، تلاش زیادی در جهت کاهش قدرت خانواده‌های بانفوذ خاندان آل سعود و به‌کارگیری افراد همسو خارج از خاندان در مناصب مهم حکومتی را به‌کار برده است.‎ برای مثال، می‌توان به حاشیه راندن محمد بن نایف، ولیعهد و وزیر کشور؛ متعب بن عبدالله، وزیر گارد ملی؛ بندر بن سلطان، رئیس سازمان امنیت؛ و سلمان بن سلطان، معاون وزیر دفاع؛ خانواده ملک فیصل اشاره کرد؛

2. شاهزاده محمد بن سلمان به‌دنبال ایجاد تغییراتی در ساختارهای اداری، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با توجه به تحولات روز دنیا به‌جای سیستم فرسوده حاکم بر این کشور است. برای مثال، وی برای جلب نظر مساعد نظامیان، کارمندان، تجار، فعالان اقتصادی، عشایر و قبایل دست به اقدامات و اصلاحات اداری و اقتصادی مهمی زد که مهم‌ترین آن ارائه سند چشم‌انداز 2030 بود.

3. در امور نفتی شاهزاده محمد بن سلمان ازیک‌سو برای بالا رفتن قیمت نفت، برخلاف سیاست‌های پیشین نفتی عربستان سعودی، دارای استراتژی کاهش سطح تولید اوپک است و دراین‌زمینه حتی با تولیدکنندگان خارج اوپک همچون روسیه وارد مذاکره شده است؛ ازسوی‌دیگر، برای پایین آوردن آثار کاهش قیمت نفت بر اقتصاد عربستان سعودی به‌دنبال فروش سهام آرامکو برای تبدیل درآمد حاصل از آن برای تقویت صندوق سرمایه‌گذاری عربستان سعودی است.

#مقاله #تحلیل

🔗 http://www.tisri.org/default-2455.aspx
موسسه ابرار معاصر تهران درگذشت همکار و مدیر پیشین مالی این موسسه را به خانواده ایشان و جامعه علمی و خبری کشور تسلیت می‌گوید.


@abrarmoaserTehran
🌺🌺🌺 عید سعید فطر مبارکباد.

@abrarmoaserTehran
https://t.me/abrarmoaserTehran/867

📝رقص #ترامپ با لبه تیز شمشیر؛ چرا #عربستان بی پروا شده است؟ (1)

علی اسمعیلی اردکانی

تحلیل‌های مختلفی از سفر دونالد ترامپ به آمریکا انجام شد. ابعاد اقتصادی، سیاسی، استراتژیک این سفر در دو سطح منطقه‌ای و بین‌المللی تحلیل شد. هرکدام از تحلیل‌های انجام شده بر اهمیت یک متغیر تأکید کردند؛ اما به‌نظر می‌رسد، فارغ از چرایی و چیستی سفر باید چگونگی تأثیر آن و احتمالات پیشِ‌روی آن به شکلی ویژه تحلیل شود.

پرسشی که اینجا مدنظر قرار می‌گیرد این است که همسویی فعال میان عربستان و آمریکا در ادامه چه شکلی به خود خواهد گرفت؟ به‌نظر می‌رسد با توجه به روندهای موجود این همکاری به سمت رفتارهای پر خطر رفته و در ادامه عربستان را به بازیگری بی‌پروا تبدیل خواهد کرد. عربستان به پشتوانه آمریکا و با تکیه بر درآمدهای نفتی و گردشگری مذهبی تجدیدنظرطلبی در سطح منطقه خلیج فارس و غرب آسیا را دنبال می‌کند. این پیگیری باعث شده این کشور به سمت سیاست‌های خارجی توسعه‌طلبانه‌تر ازجمله درگیر شدن در توسعه‌طلبی سرزمینی، سیاسی، نظامی و اقتصادی برود که بدون‌شک در بلندمدت برای آمریکا نیز پیامدهای منفی درپی خواهد گذاشت.

سفر ترامپ به عربستان و سیاست خارجی در عصر پساواقعیت
دسته‌ای از تحلیلگران سفر ترامپ به عربستان را با توجه به ارزیابی و انتقادهایی که نسبت به سیاست داخلی این کشور در زمینه حقوق بشری دارند مورد ارزیابی قرار می‌دهند. این تحلیلگران بی‌توجهی آمریکا به وضعیت سیاسی و فرهنگی این کشور و متناقض بودنش با آرمان‌های غرب را محل انتقاد می‌دانند. این دسته از تحلیلگران معتقدند ترامپ ارزش‌های غربی را زیرسؤال برده است.

عده‌ای دیگر از تحلیلگران با استناد به حمایت عربستان از تروریسم در افغانستان، پاکستان، سوریه و مشارکت جدی در حوادث تروریستی را معیاری برای ارزیابی قرار داده و نزدیکی به عربستان را تائید این عملکرد ازسوی آمریکا می‌دانند. تأیید رفتاری که آمریکا در یازدهم سپتامبر 2001 قربانی آن شد. این مسائل در کنار تجاوز به یمن و رهبری سیاست‌های خصمانه علیه قطر همه نشان از حمایت ترامپ از منطق سیاست خارجی عربستان سعودی در ابعاد منطقه‌ای و بین‌المللی دارد.

سیاست خارجی ترامپ و نزدیکی به عربستان نماد سیاست در عصر پساواقعیت نیز است. واقعیات گفته شده درمورد سیاست داخلی و خارجی عربستان در کنار تحریک اقلیت‌های قومی و مذهبی کشورهای منطقه برای بر هم زدن امنیت داخلی آنها دلیلی برای همراهی نکردن آمریکا با سیاست‌های عربستان نمی‌شود؛ زیرا در عصر پساواقعیت و اطلاعات، واقعیت بسیار کمتر از سیاست هیجانی و پوپولیستی ارزش دارد و مورد توجه قرار می‌گیرد. توجیه این همراهی توسط ترامپ و نزدیکان فکری‌اش به اسم منافع ملی و واقعگرایی پررنگ و قابل توجه است. همانطور که ترامپ در جریان سفر به عربستان به شکل مستقیم اشاره می‌کند «ما اینجا نیستم که به دیگران بگوییم چطور زندگی کنند، چه انجام دهند و چه باشند. ما اینجا هستیم تا درمورد اشتراک منافع و ارزش‌ها صحبت کنیم». آیا به‌راستی آمریکا با عربستان ارزش‌های مشترک دارد؟ به‌نظر می‌رسد تعریف ترامپ از ارزش‌ها هرچقدر واقع‌گرایانه باشد باز نمی‌توان نقطه اشتراک ارزشی با کشوری مانند عربستان داشته باشد. درنتیجه سیاست خارجی ترامپ در دوران پساواقعیت، یعنی زمین گذاشتن اشاعه ارزش‌ها و دست کشیدن از آرمانی که به ادعای امریکایی‌ها، آمریکا با آن ساخته شده است. نسبت دادن پساواقعیت به ترامپ ازاین‌روست که اوباما در زمان سفر به عربستان برای امضا قراردادی تسلیحاتی، لحظه‌ای در توصیه عربستان به حفظ و رعایت حقوق بشر تردید نکرد.

#مقاله #تحلیل

🔗 http://www.tisri.org/default-2459.aspx
https://t.me/abrarmoaserTehran/867

📝رقص #ترامپ با لبه تیز شمشیر؛ چرا #عربستان بی پروا شده است؟ ( 2)

علی اسمعیلی اردکانی


بنابراین چشم فروبستن بر پیشینه‌ کشوری که به اذعان همه تحلیلگران و سیاستمداران عامل اصلی یازده سپتامبر بوده نمی‌تواند واقعیت پیگیری منافع ملی باشد؛ زیرا این روند خیلی زود در قالب بی‌پروایی عربستان خود را در سایر مناطق نشان خواهد داد. همانطور که خیلی زود نشانه‌هایی از آن دیده شد. حمله گستاخانه به تظاهرات مدنی کشورهای همسایه و شکل دادن به اجماعی غیرعقلانی علیه قطر فقط گوشه‌ای از چشم‌انداز سیاست‌های عربستان است. این موضوع مصداق واقعی رقص آمریکا با لبه تیز شمشیر عربستان است.

چرا عربستان بی‌پروا شده است؟
گاهی کشوری مانند عربستان فکر می‌کند که با بهره‌گیری از استراتژی همسویی و همراهی با قدرت‌های بزرگ مانند امریکا می‌تواند شرایط و موازنه منطقه را به نفع خود تغییر دهد؛ اما این استراتژی هوشمندانه نیست؛ زیرا نگاهی سطحی به تاریخ پنجاه ساله حوزه وانا (غرب آسیا و شمال آ‏فریقا) به‌خصوص تجربه عراق، مصر و حتی ترکیه نشان می‌دهد همسویی با قدرت‌های فرامنطقه نمی‌تواند تضمینی برای بازیگری فعال و مؤثر باشد.

شواهد نشان می‌دهد تجدیدنظرطلبی داخلی و منطقه‌ای عربستان در همین سطح متوقف نخواهد شد. رهبران عربستان معتقدند که امنیت پادشاهی‌شان وابسته به رفتار تهاجمی است. درنتیجه تصمیم گرفتند به پشتوانه مالی و همسویی با کشورهای فرامنطقه‌ای مانند آمریکا دیگر بازیگران منطقه‌ای را تهدید کنند. در این وضعیت نمی‌توان کار مؤثری برای دعوت به آرامش و ثبات این کشور کرد، مگر اینکه شرایط ساختاری آنها را با بن‌بست راهبردی روبه‌رو کند. به‌عبارتی‌دیگر، تنها یک رویداد داخلی (با توجه به سرکوب اقلیت‌ها و فضای بسته سیاسی ـ نارضایتی گسترده خاندان و شاهزاده‌‌ها و احتمال نزاع جدی قدرت به‌دلیل نارضایتی گسترده) و یا منطقه‌‎ای می‌تواند در این بی‌پروایی و تجدیدنظرطلبی وقفه ایجاد کند. تا آن زمان این کشور با استناد به حمایت کاخ سفید که منطق فعلی آن با رهبری ترامپ دنبال کردن دستاورد نسبی در نظام بین‌الملل است، به فعالیت‌های خود برای در تنگنا قراردادن کشورهایی مانند قطر ادامه خواهد داد.

نتیجه اینکه برخلاف کنش و واکنش‌های منطقی بعد از یازدهم سپتامبر و حمله آمریکا به عراق در سال 2003، کنشگری عربستان با توجه به تغییرات راس حاکمیت این کشور در شرایط فعلی منطقی نخواهد شد، زیرا رهبران جدید به این درک نرسیده‌اند که دولت‌ها تنها باید زمانی به‌دنبال توسعه نفوذ خود باشند که زمینه‌های آن فراهم باشد؛ زیرا درغیراین‌صورت رفتار تهاجمی آنها خیلی زود غیرعقلانی بودنش را نشان می‌دهد. دقیقا به همین علت است که عربستان در شرایط فعلی اهمیت صلح و ثبات را برای منطقه درک نمی‌کند. نشانه‌ای از نبود این درک را می‌توان در بی‌توجهی به پیام دوستی و صلح ایران دید.

#مقاله #تحلیل

🔗 http://www.tisri.org/default-2459.aspx
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حلول ماه شوال و عید سعید فطر مبارک باد💐

@abrarmoaserTehran
@abrarmoaserTehran

شکل‌گیری الگوی 1+5 در #آسیای_مرکزی: ضرورت مدیریت رویکرد متوازن #ایران در عرصه دیپلماسی

ولی کوزه‌گر کالجی
http://www.tisri.org/default-2457.aspx

#مقاله
باغ کتاب، ۱۲ تیر، در تپه‌های عباس‌آباد #تهران افتتاح می‌شود، با بزرگ‌ترین کتاب‌فروشی‌ها، سالن‌های سینما و تئاتر و گالری‌های هنری #ایران

#خبرنامه

🔗 http://bagheketab.ir/faq.aspx
@abrarmoaserTehran

کدام کشور می‌تواند همکار اصلی #ایران در توسعه بندر #چابهار باشد؟
رقابت #هند، #چین و #ژاپن برای سرمایه‌گذاری در #چابهار

مجید رئوفی

http://www.tisri.org/default-2456.aspx

#مقاله
@abrarmoaserTehran

افشای ایمیل سفیر #امارات متحده در #واشینگتن؛ تلاش برای همکاری با لابی #صهیونیستی و فشار علیه #ایران

دلیله رحیمی آشتیانی

http://www.tisri.org/default-2458.aspx

#مقاله
@abrarmoaserTehran
نقش بنیادهای خیریه #عربستان_سعودی در گسترش #تروریسم بین المللی
دکتر رضا اختیاری امیری
http://www.tisri.org/default-2461.aspx
#مقاله
@abrarmoaserTehran
انتخابات پارلمانی #انگلستان و ضربه خوردن وجاهت و قدرت اجماع سازی نخست وزیر این کشور

دکتر حسین مفیدی احمدی
http://www.tisri.org/default-2462.aspx
#مقاله
@abrarmoaserTehran
نفسی تازه در عرصه سیاست داخلی #فرانسه: انتخابات مجلس ملی

طاهره مقری موذن
http://www.tisri.org/default-2463.aspx
#مقاله
یاد و خاطره شهدای پرواز 655 هواپیمایی جمهوری اسلامی #ایران را گرامی میداریم.

@abrarmoaserTehran
@abrarmoaserTehran
بررسی تهدیدات جدید #آمریکا و راهکار مقابله با آن

حسین کبریایی زاده
http://www.tisri.org/default-2466.aspx
#مقاله