پژوهشکده ابرار معاصر تهران
2.49K subscribers
1.63K photos
48 videos
117 files
748 links
کانال رسمی پژوهشکده ابرار معاصر تهران
پژوهشگاه مطالعات امنیت و پیشرفت؛ پژوهشکده ابرار معاصر تهران.
ارتباط با ادمین:
@Tehraninstitute_admin
Download Telegram
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1434.jpg

خیزش اقتصاد چین به سمت همگرایی با تکنولوژی‌های نوین

🖋 مهسا لاجوردی

اخیراً در یکی از شهرهای چین به نام ووهان، یک ایستگاه پلیس که با هوش مصنوعی و بدون به‌کارگیری هیچ نیروی انسانی کار می‌کند، افتتاح شده است. اگرچه این ایستگاه منحصر به امور راهنمایی و رانندگی می‌شود؛ اما دولت چین درصدد توسعه کاربرد هوش مصنوعی در بسیاری از بخش‌های دولتی با هدف رقابتی کردن شرکت‌های داخلی در سطح بین‌المللی است. براساس گزارش رسمی آکادمی اطلاعات و فناوری ارتباطات چین در سال 2016، 3/30 درصد تولید ناخالص داخلی این کشور یعنی 9/18 درصد بیش از سال 2015 وابسته به اقتصاد دیجیتال بوده است. در 11 اکتبر سال گذشته، کمیسیون توسعه و اصلاحات ملی چین دستورالعملی را برای اجرای سه طرح مهم یعنی اینترنت پلاس، توسعه هوش مصنوعی، و طرح‌های پایلوت اقتصاد دیجیتال برای سال 2018 صادر کرد. 

اینترنت پلاس برای اولین‌بار در سخنرانی لی که چیانگ، نخست‌وزیر چین معرفی شد. این واژه به کاربرد اینترنت و فناوری اطلاعات در صنایع متعارف اشاره دارد؛ برای مثال، با استفاده از اینترنت اشیا در بخش تولید، شبکه‌ای از دستگاه‌ها و سنسورها قادر به ثبت اطلاعاتی از مصرف انرژی، درجه گرما و فهرست موجودی‌ها تا ضبط و ثبت اقدامات در زنجیره توزیع، به کاهش قابل توجه خطای انسانی کمک می‌کند.


🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2732.aspx

#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/gulen.jpg


📚 گولن و گولنیسم؛ جریانی نواندیش یا مولود اندیشکده‌‌‌‌‏های امنیتی غرب؟

🖋 مهدی عسگری

📇 مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران

کتاب حاضر نخستین کتاب در جمهوری اسلامی ایران است که به کالبدشکافی و بیان چیستی و چرایی شکل‏گیری پدیده‏ نسبتاً نوظهور «گولن و گولنیسم» می‌پردازد. زادگاه این پدیده سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی، ترکیه و شاخه‏ ها و شعب وابسته به آن بخش گسترده‌‏ا‏ی از جهان، از شرق اسلامی گرفته تا برخی از کشورها در مغرب زمین را دربر گرفته است. 
در کتاب پیشِ رو در قالب چهارده فصل تلاش شده است که ابعاد و زوایای این پدیدۀ پیچیده در برابر دیدگان خوانندگان محترم به تصویر کشیده شود.
درباره‌ی این موضوع باید اذعان کرد که طی بیش از دو دهه گذشته موضوع تشکیل و راه‏‌اندازی شبکه‌‌‌‌‏‌هایی از به‌اصطلاح مسلمانان میانه‏‌رو توسط دول غربی و بالاخص ایالات متحده آمریکا، ازجمله مباحثی است که در بسیاری از اندیشکده‌‌‌‌‏‌ها و مراکز مطالعات راهبردی‏ نقل محافل بوده است.‏ در این پروژه آمریکایی، دولت ایالات متحده با توجیه تلاش برای بهبود نظم بین‏‌المللی ‌‌‌‌‏و ارتقاء منافع و ارزش‌‌‌‏های خود در خارج از مرز‌‌‌‏هایش و به‌اصطلاح مقابله با اسلام‏‌گرایان تندرو، تولید و ترویج شبکه قدرتمندی از اسلام‏ گرایان میانه‏ رو و لیبرال در جهان ‌‌‌‌‏اسلام را در صدر برنامه‌‌‌‌‏‌های خود قرار داده است. 
در مواجهه با پدیده‏ «گولن و گولنیسم»، آنچه ابتدا ذهن را به خود مشغول‏ می‏سازد، این است که جریان گولن نیز قطعه‏ای ‌‌‏از پازل شبکه مسلمانان لیبرال و میانه‏‌رو دولت آمریکاست؛ لیکن اندکی تدقیق، تأمل و همچنین مطالعه وجوه این پدیده، واقعیت‌‌‌‌‏‌های جدیدی را در برابر دیدگان انسان‏ می‏گشاید. آن واقعیت این است که «گولن و گولنیسم» قبل از اینکه قرابتی با یک خوانش و گفتمان میانه و یا لیبرال از اسلام داشته باشد، به ساختاری سیاسی ـ امنیتی با خمیر‏مایه‌‌‌‌‏‌های فرهنگی ـ اجتماعی شباهت‌‌‌‏های فراوانی دارد. گولن را نه می‌توان یک متفکر عمیق اسلامی به‌شمار آورد، نه یک متکلم جدید و نه یک اصلاح‌گر دینی. درواقع، او تنها یک منادی دین بدون شریعت و اسلام بدون احکام، عقاید و اخلاق است؛ به‌گونه‏ای‌که اسلام گولنی و مشرب فکری او کمترین قرابت و قرائت را با مذاهب چهارگانه اهل سنت دارد. روش‏‌شناسی نظام فکری و ارزش‌ها و معانی و نیز سابقه عملی گولن نشان می‏دهد که او نسخه روزآمد و پیچیده غربی‌ها برای مدیریت راهبردی مذهب و مذهب‏‌گرایی در ترکیه و جهان اسلام است. گولن می‌خواهد با ترکیب تدین صوفیانه ـ فردی عثمانی با کمالیسم و تجارت و اقتصاد بین‏‌الملل و تساهل درقبال غرب، به‌مثابه مدیر نرم مقابله با اسلام اصیل و ناب عمل کند.

برای سفارش این کتاب به نشانه زیر پیام دهید:
🔗 @abrarmoaser

#معرفی_کتاب
#کتاب_بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1427.jpg

آینده روابط ایران و هند؛ تلاش برای همگونی منافع در پرتو جبر ساختاری

🖋 احسان صادقی چیمه

امروزه بی‌گمان یکی از جلوه‌های پراهمیت عرصه روابط بین‌الملل و سیاست جهانی، پدیده ظهور کشورهایی است که توانسته‌اند در کنار دیگر قدرت‌های مسلط جهانی، دست به نقش‌آفرینی چندبعدی چه در سطوح منطقه‌ای و چه در سطوح جهانی بزنند. تحلیلگران و نظریه‌پردازان عرصه روابط بین‌الملل برای اینگونه کشورها از عنوان قدرت‌های نوظهور استفاده می‌کنند. قدرت‌های نوظهور تاکنون تلاش داشته‌اند تا برای تأمین و حراست از منافع و امنیت ملی خود و با استفاده از ابزارهای خاص در دسترس و منابع ملی کشورشان، قدرت خود را در عرصه روابط بین‌الملل افزایش داده و همزمان تهدیدات پیشِ رو را نیز درمقابل خود رفع کنند. 

یکی از این کشورها که توانسته است با گذشت زمان خود را به‌عنوان قدرتی نوظهور در سطح جهانی مطرح کند کشور هندوستان است. این کشور در سال‌های اخیر و به‌خصوص پس از پایان جنگ سرد توانسته است شاخص‌های قدرت ملی خود را چه در حوزه نرم‌افزاری و چه در حوزه سخت‌افزاری بهبود بخشیده و جایگاه و منزلت خود را در سطح نظام بین‌الملل ارتقا بخشد.

دراین‌میان با توجه به جایگاه ویژه و منحصربه‌فرد جمهوری اسلامی ایران در مناسبات منطقه‌ای، مسئله روابط کشورمان با قدرت‌های نوظهور و ازجمله هندوستان می‌تواند برای تحلیلگران امور بین‌الملل از اهمیت دوچندانی برخوردار باشد. درواقع نقش‌آفرینی قدرت‌های نوظهور در عرصه منطقه‌ای و جهانی چه در قالب نقشی مستقل و چه در قالب بازیگر تأمین‌کننده منافع قدرت مسلط، می‌تواند فرصت‌ها و تهدیداتی را برای ما به‌همراه داشته باشد. طرف مقابل در این ارتباطات یعنی کشور هند نیز در سال‌های اخیر و با توجه به فضای خاص امنیتی حاکم بر منطقه غرب آسیا، تلاش داشته است تا ازطریق به حداکثر رساندن کنش‌های فعالانه موردنظر خود، نفوذ خود را در این منطقه گسترش دهد.

سیاستمداران دو کشور ایران و هند همواره مبنا و چهارچوبی خاص را به‌منظور بسط و توسعه ارتباطات و گسترش منافع متقابل ناشی از این ارتباطات برای روابط دوجانبه میان دو کشور درنظر داشته‌اند. این مبنا و این چهارچوب به تعبیر سیاستمداران دو کشور همان «پایه‌های قوی ارتباطات فرهنگی و تمدنی دوهزار ساله» است. بدون شک متغیر تأثیرگذار فرهنگ و تمدن و مؤلفه‌های مربوطه در روابط دوجانبه میان دو کشور تاکنون توانسته است در گسترش هرچه بیشتر ارتباطات میان دو طرف نقشی تسهیل‌کننده را داشته باشد؛ ضمن آنکه با استفاده از پایه‌های قوی ارتباطات فرهنگی و تمدنی، دو طرف با گذشت زمان توانسته‌اند این ارتباطات را به حوزه‌های دیگر نیز تسری دهند. 

دراین‌میان، سفر سه‌روزه دکتر روحانی به هند را می‌توان مقدمه‌ای بر آغاز کنش فعالانه جمهوری اسلامی ایران، چه در قالب روابط دوجانبه و چه در قالب چندجانبه و پیگیری دستور کارهای منطقه‌ای درقبال دهلی نو دانست. در این سفر سه روزه طرفین بر سر پانزده سند و تفاهم‌نامه همکاری میان خود در حوزه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، امنیتی، و تجاری به توافق رسیده و اسناد مربوطه را به امضا رساندند. سرانجام این سفر با صدور بیانیه مشترک 26 بندی صادرشده از طرف سران دو کشور به پایان رسید. در میان حوزه‌های مختلف همکاری میان دو کشور، می‌توان از دو حوزه راهبردی و تأثیرگذار بر روند توسعه روابط میان ایران و هندوستان نام برد. یکی از آنها حوزه انرژی و دیگری حوزه ترانزیت و حمل‌و‌نقل می‌باشد


🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2725.aspx

#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/iranhendese.png

📚 ایران در هندسه سیاست خارجی روسیه

🖋 محمد شاد

📇 مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران

با ترسیمِ نمودارِ تحولِ نگرش روسیۀ پساشوروی به جمهوری اسلامی ایران، جابه‌جایی‌هایی با شدت نوسان گسترده قابل‌مشاهده است که در یک سوی آن، ایران به‌مثابه «متحدی مطمئن و قابل‌اتکا در منطقه و جهان» و «متحدی طبیعی در برابر دشمنان مشترک» و در سوی دیگر، به‌عنوان «تهدید جنوبی» و به‌منزلۀ «ابزاری برای تنظیم روابط با غرب» مورد شناسایی قرارگرفته است. یکی از جلوه‌های عملی این نوسان، در ارائه دو رأی متفاوت و مهم، در شورای امنیت سازمان ملل متحد در قبال جمهوری اسلامی ایران ‌مشاهده می‌شود: وتوی قطعنامۀ ضدایرانی شورای امنیت در 26 فوریه 2018 و برعکس آن، رأی به قطعنامه ضدایرانی 1929 در ۹ ژوئن ۲۰۱۰. بروز این نوسان ریشه در وجود نوعی سرگشتگی در «ساخت درونی هویت»، در روسیۀ پساشوروی دارد که با پیچیدگی‌های ذاتی این سرزمین درهم‌آمیخته و دستیابی به تصویری روشن از هندسۀ سیاست خارجی روسیه را با صعوبت‌هایی مواجه ساخته است. بیان کنایی وینستون چرچیل، درخصوص روسیه جالب‌توجه است: «روسیه چیستانی است پیچیده‌شده در رازی، در درون یک معما». 
سؤال از کیستیِ روسیه، به‌عنوان تمدنی در میانۀ شرق و غرب، و حل مسئلۀ دیرپای هویت به همین نسبت دارای دشواری و سختی است. جیمز بلینگتون در کتاب «روسیه در جستجوی هویت خویش» می‌گوید «هیچ ملتی به اندازه ملت روس در راه جستجوی هویت ملی خویش انرژی صرف نکرده است». الکساندر دوگین تصریح می‌کند که پرداختن به این سؤال اساساً برای روسیه مطلوب نیست و نتیجه‌ای جز ایجاد تشتت و تفرق درپی نداشته است «کشف اینکه ما کیستیم علیه وحدت ما عمل کرده است؛ به‌جای این سؤال باید به این بیندیشیم که ما مخالف چه هستیم؟». فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، با قرار دادن روسیه در وضعیت خلأ و گذار، این ساخت هویتی مرکب، پیچیده و درعین‌حال مدعی را با چالش‌های جدی‌تر و جدیدتری مواجه ساخت. شاید المپیک بارسلون 1991 تأمل‌برانگیزترین تصاویر را از وضعیت سرگردانی هویتی در این دوره به نمایش گذاشت، آنگاه‌که ورزشکاران قهرمان روس بر روی سکوی دریافت مدال قرار می‌گرفتند؛ اما سرود ملی‌ مشخصی برای نواخته شدن وجود نداشت. 

برای سفارش این کتاب به نشانه زیر پیام دهید:
🔗 @abrarmoaser

#معرفی_کتاب
#کتاب_بخوانیم
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
موسسه تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران همگام با ملت شریف ایران ضایعه غم انگیز و تاسف بار سیل در برخی از استان های کشور عزیزمان را، تسلیت گفته و ضمن ابراز همدردی، از درگاه ایزد منان برای درگذشتگان علو درجات، برای بازماندگان صبر و شکیبایی خواستار است.
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1425.jpg

#چابهار، تنها بندر اقیانوسی ایران؛ نماد عزم #ایران برای توسعه منطقه

🖋 بهرام امیر احمدیان

بندر چابهار از دو زاویه می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد؛ یکی از نگاه توسعه مناطق کمتر توسعه‌یافته که در آن دولت و ملت ایران برای توسعه منطقه جنوب شرقی ایران مصمم به ایجاد منطقه‌ای برخوردار برای قلمروی است که «سواحل مکران» نام دارد؛ سواحلی فراموش‌شده که چابهار نگین آن است و می‌رود که به سطحی قابل قبول از توسعه برسد و الگوی برنامه ریزی و آمایش سرزمین در ایران شود. دوم تبدیل چابهار به هاب لجستیکی برای ارتباط افغانستان و آسیای مرکزی به آب‌های بین‌المللی در کمترین فاصله و کارآمدترین ساختارهای لجستیکی و خدمات بندری. علاوه‌برآن، «منطقه آزاد تجاری چابهار» به‌عنوان زیرساخت فعالیت‌های اقتصادی و تجاری آمادگی جذب و جلب سرمایه‌گذاری‌های خارجی دارد و تحولات چشمگیری در آن در تبدیل به یک منطقه فعال اقتصادی صورت گرفته است. دراین‌میان، همکاری‌های هندوستان با ایران برای ایجاد زیرساخت‌های بندری و راه‌آهن در چابهار جهت برقراری ارتباط با افغانستان منجربه امضای توافق‌نامه سه‌جانبه ایران، هندوستان و افغانستان شده است که آینده روشنی را پیشِ روی منطقه ترسیم کرده است. هندوستان و افغانستان به‌عنوان دو شریک استراتژیک برای برقراری ارتباط با یکدیگر با برخی دشواری‌هایی ازسوی کشور واسط یعنی پاکستان روبه‌رو هستند. به‌همین‌سبب آنها با بررسی‌های همه‌جانبه به این نتیجه رسیده‌اند که از کوتاه‌ترین فاصله قابل دسترس با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و آن ایران است که نقطه تلاقی آن در بندر چابهار تعیین شده است. در این بازی هر سه طرف موافقت‌نامه وارد یک بازی برد ـ برد شده‌اند. در شمال غربی افغانستان معادن ارزشمندی وجود دارد که امکان استخراج و بهره‌برداری در محل در شرایط کنونی وجود ندارد. دولت افغانستان برای بازسازی کشور نیاز به درآمدهای خارجی دارد. ارزش مواد معدنی افغانستان به چندهزار میلیارد دلار تخمین زده می‌شود. مواد معدنی حجم زیاد و ارزش کمتری دارند بنابراین برای صادرات آن نیاز به زیرساخت‌های راه‌آهن است. هندوستان خریدار مواد معدنی افغانستان است تا در صنایع خود مواد معدنی را به فراورده‌های معدنی تبدیل کند. ایران دراین‌بین به‌عنوان نقطه‌ای کلیدی ایفای نقش می‌کند. راه‌آهن ایران ـ افغانستان از نقطه چابهار تا زاهدان و سپس تا زرنج با سرمایه‌گذاری ملی و با شراکت هند درحال ساخت است. از دیگر سو، اتصال راه‌آهن خواف (در استان خراسان) به هرات (در افغانستان) در آینده‌ای نزدیک به اتمام خواهد رسید و از دیگر سو راه‌آهن مزار شریف ـ هرات ازسوی ازبکستان در دستور کار قرار گرفته و آماده سرمایه‌گذاری است. اینها همه نقشه راه آینده توسعه چابهار و منطقه است که تحولی اساسی در منطقه پدید خواهد آورد.

🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2719.aspx

#بخوانیم
به دور از هر گونه شعار زدگی می توان در بسیاری از موارد از کیسه یا ظرف یکبار مصرف پلاستیکی استفاده نکرد. با جایگزینی و به گزینی در مواد مصرفی می‌توانیم آینده‌ی بهتری را برای کودکان سرزمینمان خلق کنیم.

#به_فکر_آینده_کودکان_سرزمینمان_باشیم


روز طبیعت را برای حفظ محیط زیست گرامی میداریم.
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/kalbodshekafi.jpg

📚 کالبدشکافی داعش از ظهور تا افول

🖋 سید علی نجات

📇 مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران

در چند دهۀ اخیر، منطقۀ غرب آسیا و شمال آفریقا کانون بحران‌های گوناگون و متعددی بوده است. دراین‌میان، یکی از پدیده‌های نوینی که منطقه را با تنش و بحران مواجه ساخته، رشد و فعالیت جریان‌های اسلام‌گرای رادیکال است. 
گسترش و فعالیت این گروه‌ها درحال‌حاضر یکی از مهم‌ترین معضلات منطقۀ استراتژیک غرب آسیا و شمال آفریقا به‌شمار می‌رود. گروه‌های سلفی جهادی ـ تکفیری با اتخاذ رویکردهای افراط‌گرایانه، ضمن تکفیر مخالفان و منتقدان خود، همۀ آنها را کافر، و کشتن آنها را جایز می‌دانند. 
امروزه یکی از مهم‌ترین و تندروترین گروه‌های فعال در خاورمیانه و شمال آفریقا گروه موسوم به «داعش» است. با برآمدن این گروه در عراق و سوریه فصل نوینی از تحرکات تروریستی در تاریخ روابط بین‌الملل گشوده شد که نماد آن را می‌توان گذار از الگوی «سازمان القاعده» به الگوی «سازمان داعش» دانست. 
داعش گروهی با اندیشه‌های سلفی جهادی ـ تکفیری است که ریشه در برداشت‌های نادرست و غیرواقعی از دین و مذهب دارد. ریشۀ شکل‌گیری این گروه به «جماعت التوحید و الجهاد» بازمی‌گردد؛ این جریان با طی فرازو‌نشیب‌هایی درطول سالیان اخیر، با توجه به بی‌ثباتی عراق و بحران سوریه فرصت احیا پیدا کرد و در آوریل 2013 با نام «دولت اسلامی در عراق و شام» که به‌صورت مختصر «داعش» خوانده می‌شود اعلام موجودیت کرد. 
این گروه پس از تصرف مناطق گسترده‌ای از عراق و سوریه، با اعلام خلافت اسلامی، «ابوبکر البغدادی» رهبر این گروه را به‌عنوان خلیفۀ مسلمانان معرفی کرد و نام گروه خویش را به «دولت اسلامی» تغییر داد. 
این گروه چند سال است که فعالیت‌های خشونت‌بار خود را در عراق آغاز کرده و تا سوریه گسترش داده است. اعضای این گروه از سال 2015 حملات خود را تا شمال آفریقا، شرق آسیا، اروپا، و حتی آمریکا نیز توسعه داده‌اند.

برای سفارش این کتاب به نشانه زیر پیام دهید:
🔗 @abrarmoaser

#معرفی_کتاب
#کتاب_بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1422.jpg

نگاهی به چهل‌و‌هشتمین اجلاس سالانۀ مجمع جهانی اقتصاد (داووس)

🖋 طاهره مقری موذن

شهر کوچک سوئیسیِ داووس، میزبان چهل‌و‌هشتمین اجلاس سالانۀ مجمع جهانی اقتصاد، یا به‌عبارتی دیدار سالانۀ نخبگان سیاسی و تجاری جهان بود. در کنار جمعی از رهبران غربی، درحدود 340 نفر از رهبران سیاسی آفریقا و غرب آسیا، دویست نفر از تجار، چهره‌های سیاسی و رسانه‌ای، رؤسای خیریه‌ها، سازمان‌های دانشگاهی و غیردولتی، برخی از چهره‌های مشهور، و برندگان جوایز بین‌المللی در این نشست حضور به‌هم رسانده، و درخصوص بهبود وضعیت بشری، با دستورِ کاری جهانی، ژئوپلیتیکی، و اقتصادی به گفتگو پرداختند. موضوعات این اجلاس، نظام رهبری جهانی، برنامه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، صنعتی، تجاری، و بررسی چشم‌اندازی مبتنی‌بر آینده‌نگری بوده است. این اجلاس می‌توانست فرصتی برای طرح اقتصادی تأمین امنیت ملی کشور باشد، بااین‌حال، ایران بنا به‌دلایلی چند در آن حضور نداشت. 


دستورِ کار داووس چهل‌وهشتم

اجلاس اقتصادی داووس در گام نخست، پنجره‌ای برای تلاش بیشتر در راستای جلب مشتری و بررسی موضوعات مهم زمانه در حوزۀ اقتصاد محسوب می‌شود و البته فضایی سیاسی نیز برای گفتگوهای بین‌المللی درخصوص امنیت فراهم می‌آورد. در چهل‌و‌هشتمین اجلاس، شش مسئلۀ مهم اقتصادی مورد توجه دقیق حاضران قرار گرفته است. نخستین مورد، بررسی چگونگی رسیدن به رشد جهانی بیشتر، و اجماعی قوی برای پیشبرد هم‌افزاتر اقتصاد در سراسر جهان بوده است. به باور بسیاری از شرکت‌کنندگان در این نشست، در سال 2018 میلادی اقتصاد جهانی با رونق رویارو خواهد شد. مسئله دوم، بررسی اشکالات و چالش‌هایی بوده است که حاضران در مسیر رونق و بهبود اقتصادی، ظهور و بروز آن را محتمل دانسته‌اند؛ ازجمله خطرات حوزۀ سرمایه‌گذاری، تهدیدات امنیت سایبری، شدت گرفتن مشکلات ژئوپلیتیک، و غیره. موضوع سوم، میل به رقابت ملی قدرت‌های سیاسی بوده است. از دید ناظران، تمرکز کشورهای آمریکا، هند، بریتانیا، کانادا و آلمان، همچنین بیست نخست‌وزیر از کشور‌های اروپایی، و ده چهرۀ دولتی آفریقایی، بر مسئلۀ ایجاد اشتغال و جذب سرمایه‌گذار داخلی برای معضل اشتغال بوده که به‌نوعی نشانگر توجه به سیاست‌های داخلی است. ازسوی‌دیگر، چین که همچنان خواهان سرمایه‌گذاری بر طرح راه ابریشم خود است، در این نشست از ظرفیت آن برای سرمایه‌گذاری در سراسر اوراسیا، دوازده برابر بیشتر از طرح مارشال اروپا پس از جنگ جهانی دوم سخن گفته است. چین با این تبلیغات تلاش داشته است به قدرت‌های جهانی دیدی وسیع‌تر از طرح ارائه داده و سرمایه‌گذاری آنان را برای احداث زیرساخت‌های طرح جلب کند. در کنار تلاش‌های مشابه برای جلب سرمایه‌گذاری و نفوذ اقتصادی، به باور بسیاری، داووس 2018 شاهد اضطراب و ترس برخی از کشورها، به‌ویژه ساکنان اروپا از تجدید حمایت‌گرایی و تنش‌های تجاری بوده است که احتمال دارد در سال 2018 ازسوی آمریکا محقق شوند. آمریکا در این اجلاس، تعرفه‌های جدید خود بر اقلامی مانند: پنل‌های خورشیدی و ماشین‌های لباسشویی وارداتی چین و کرۀ جنوبی را مطرح، و نگرانی‌هایی را درخصوص پیمان تجارت آزاد آمریکای شمالی (نفتا) ابراز کرد. چهارمین مسئلۀ داووس، بحث درمورد آمادگی برای تحمل موج شدیدتری است که تحولات اخیر در دنیای همکاری‌های تجاری به جهان تحمیل خواهند کرد. شرکت‌های همکار در حوزه‌های ارتباطات از‌ راه دور، شرکت‌های همکارِ دارویی و بانکداری تا انرژی، خواستار تعریف و بازسازی دوبارۀ ساختارهای اساسی همکاری بوده‌اند. پنجمین مسئله، ضرورت تغییر مسیر فناوری‌های سایبری به‌سوی ابتکاری در خدمت اجتماع بوده است. حاضران در داووس عنوان کرده‌اند که دنیای امروز از غول‌های فناوری انتظار دارد نوآوری‌هایی در راستای خدمت‌رسانی به جامعه ارائه دهند. از دید حاضران در داووس، این غول‌ها با توجه به سرعت یادگیری بالایی که دارند باید تابه‌حال دریافته باشند که هزینه‌های پایین و مزایای فناورانه آنها کافی نیست و به‌هیچ‌وجه نمی‌توان استفاده از داده‌های شخصی برای سیطرۀ بر بازار، یا هر نوع کاربرد دیگر اطلاعات بدون احترام به حریم خصوصی را توجیه کرد. در حوزۀ فناوری، دو چالش اساسی نیز مطرح شده است: به‌روزرسانی مهارت‌های کارگران، و اطمینان از رشد سراسری در حوزۀ فناوری که رفع هر دوی این چالش‌ها، نیازمند بازنگری در نظام‌های آموزشی هستند. ششمین موضوع مهمِ مورد بررسی در داووس، توجه به اهمیت سرمایۀ انسانی در بهبود وضعیت اقتصادی بود که با توجه به جذب نخبگان و استعدادیابی مطرح شد. 

🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2716.aspx

#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/diplomasi.png

📚 دیپلماسی آمریکا در قرن ۲۱

🖋 هنری کسینجر
✒️ابوالقاسم راه چمنی 

📇 مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران

هنری کیسینجر، برای هر محقق و پژوهشگر عرصه مطالعات بین‌المللی نامی شناخته شده است. وزیر خارجه‌ی اسبق آمریکا و نویسنده‌ی کتاب‌های بی‌شمار در عرصه‌ی مطالعات سیاست خارجی آمریکا و مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی، در آخرین نوشته‌ی خود، ضمن بررسی روندهای سیاست خارجی آمریکا، منافع این کشور را در دوره‌های مختلف ارزیابی کرده و در نهایت، چالش‌ها و تهدیدات پیش روی آن را برشمرده است. 
کیسینجر در کتاب خود، در قالب چهار فصل منطقه‌ی و سه فصل موضوعی، کلیه‌ی مسائل خرد و کلان مرتبط با سیاست و روابط خارجی آمریکا را مدنظر قرار داده است. وی در فصل اول؛ با عنوان: «آمریکا در اوج» ضمن بررسی نگرش‌ها و دیدگاه‌های کارگزاران سیاست خارجی، راهبردهای کلان آمریکا در سیاست خارجی و نظام بین‌الملل را مورد توجه قرار داده است. 

برای سفارش این کتاب به نشانه زیر پیام دهید:
🔗 @abrarmoaser

#معرفی_کتاب
#کتاب_بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1416.jpg

انقلاب انرژی و تأثیر آن بر خاورمیانه

🖋 حسین عسگریان

بحث استقلال انرژی تبدیل به یک شعار جنگی و دوای واقعی بسیاری از دردهای آمریکا به‌خصوص در حوزه سیاست خارجی شده است. درحال‌حاضر، این شعار برای مواجهه با تهدیدات پیشِ روی آمریکا در حوزه دموکراسی، اختلال در نظم جهانی و مشکلات داخلی توصیه شده است؛ برای مثال الحاق کریمه به روسیه در جایی‌که آمریکا دارای محدودیت‌هایی برای عرضه گاز به متحدان اروپایی‌اش است، شاهدی بر نفوذ روسیه به‌واسطه وابستگی اروپا به گاز این کشور می‌باشد. دراین‌میان، پیغام اصلی در واکنش به این بحران و همچنین دیگر تهدیدات علیه منافع آمریکا این جمله است «منتظر استقلال انرژی باشید. آمریکا در این مسیر قرار دارد؛ با استقلال انرژی ما قوی‌تر می‌شویم».

اینکه آمریکا به استقلال انرژی می‌رسد و این استقلال چه تأثیراتی ممکن است بر جایگاه آمریکا در جهان بگذارد مورد بحث است؛ اما آنچه که آشکار است اینکه تغییرات عمیقی را نه فقط در بازارهای انرژی آمریکا بلکه در سراسر نظام انرژی جهانی درحال مشاهده هستیم. عرضه انرژی با سرعت فراوان رو به تنوع و درهمین‌حال رشد تقاضا به‌خاطر ارتقاء بهره‌وری اقتصادی به‌طور شدیدی رو به کاهش رفته است. تغییرات عمیق درحال وقوع در سراسر نظام انرژی جهانی ازجمله افزایش تولید هیدروکربن‌ها در آمریکا و تغییر تقاضا از نفت به‌سوی گاز و تا درجه کمتری زغال‌سنگ می‌تواند تأثیرات عمیقی بر منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) شامل جهان عرب با ذخایر عظیم نفت و گاز بگذارد. متن حاضر به بررسی تأثیر آنچه انقلاب انرژی خوانده می‌شود بر منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) و چگونه مواجهه کشورهای این منطقه با چالش انقلاب انرژی پرداخته است. براین‌اساس در ابتدا موضوع انقلاب انرژی و تأثیر آن بر تحولات عرضه و تقاضا در بازار جهانی انرژی مورد توجه و سپس پیامدهای این امر بر خاورمیانه بررسی شده است.

🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2710.aspx

#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/GreatpowerJeopolitic.jpg

📚 قدرت‌های بزرگ و ژئوپلیتیک

🖋 آحارون کلای‌مان
✒️ مهناز محمدی‌زادگان

قدرت کلیدی‌ترین مفهوم در ادبیات روابط بین‌الملل به شمار می‌آید، چراکه از یک سو می‌توان گفت پربسامدترین واژه‌ای است که در نوشتارهای این رشته به کار می‌رود و از سوی دیگر، به عنوان مهمترین استعاره‌ای مطرح می‌شود که سایر مفاهیم را در چنبرة خود قرار می‌دهد؛ در همین چارچوب، هم ملاک شناسایی کنشگران در بافت جهانی همانا قدرت آنهاست، به‌گونه‌ای که دولتْ از آن جهت کنشگر اصلی در روابط بین‌الملل محسوب می‌شود که بیش از سایر کنشگرانْ قدرت در آن تمرکز یافته است، و هم دسته‌بندی و رده‌بندی دولت‌ها برحسب «قدرت» آنها صورت می‌گیرد. 
کتاب «قدرت‌های بزرگ و ژئوپولیتیک: امور بین‌المللی در یک دنیایِ در حالِ تجدید توازن» نیز در همین چهارچوب قابل ارزیابی است. این کتاب با سه رویکرد مقایسه‌ای، تاریخی، و نظری به بررسی پویش‌های قدرت در سده بیست و یکم می‌پردازد. این کتاب از یک سو توضیح می‌دهد که چگونه طیف جدیدی از قدرت‌های میانه و قدرت‌های منطقه‌ای به شیوه‌های متفاوتی به موازنه‌سازی در برابر سیطره امریکا برخاسته‌اند، و از سوی دیگر، در رهگذر همین تبیین، می‌کوشد آن نواحی ژئوپولیتیکی را که بیشترین نقش را در ثباتِ بین المللیِ آینده خواهند داشت، شناسایی نماید. 

📇 مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران

برای سفارش این کتاب به نشانه زیر پیام دهید:
🔗 @abrarmoaser

#معرفی_کتاب
#کتاب_بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1415.jpg

 چالش‌های عربستان سعودی در توسعه گردشگری

🖋 حسین آجورلو

براساس اخبار منتشرشده، مقامات سعودی برای توسعه گردشگری درصددند که قوانین اجتماعی و صدور روادید خود را تسهیل کنند و همچنین برخی از اماکن نزدیک به دریای سرخ را به اماکن توریستی تبدیل کنند. حال سؤالی که ایجاد می‌شود این است که این امر با چه چالش‌هایی روبه‌روست که در پاسخ به‌نظر می‌رسد اگرچه جامعه عربستان نشان داده است که واکنش خاصی به اقدامات اصلاحی نشان نمی‌دهد ولی با چالش‌هایی همچون نبودِ زیرساخت‌های لازم، تغییر قوانین، جذب سرمایه‌گذاری، مباحث امنیتی و همچنین اقدامات نیروهای عناصر تکفیری و تندرو روبه‌رو خواهد بود. 

عربستان سعودی در سال 2016 درجهت اصلاح اقتصادی و اجتماعی طرح بلندپروازانه چشم‌انداز 2030 را ارائه کرد که بخشی از آن افزایش درآمدهای غیرنفتی بواسطه کسب درآمد از حوزه گردشگری است؛ زیرا این کشور به‌دلیل وسعت و منابع طبیعی از قابلیت‌های زیادی در این عرصه برخوردار است. 

عربستان سعودی به دلایلی همچون تمرکز بر مسائل حج، درآمدهای نفتی، و سخت‌گیری‌های فرهنگی و مذهبی از این ظرفیت استفاده نکرده است. 

توسعه گردشگری در عربستان سعودی با موانع جدی روبه‌روست که مهم‌ترین آنها عبارتند از:

🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2709.aspx

#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/TosehEghtesadi2.jpg

📚 توسعه اقتصادی و امنیت منطقه ای در غرب آسیا

🖋 دکتر سید جلال دهقانی فیروزآبادی، دکتر بهزاد احمدی/. دکتر مجیدرضا مؤمنی و دکتر حسین آجرلو 


📇 مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران

امروزه کنفرانس‌های امنیتی نظیر مونیخ، مسکو، منامه، هرتزلیا، استانبول، استکهلم، شانگریلا، و مجمع جهانی هند محل تلاقی تحلیل‌های علمی و تئوریک با یافته‌های میدانی و واقعیت‌های صحنه‌ عمل است. از مهم‌ترین کارکردهای این کنفرانس‌ها جلب توجه افکار عمومی و سازمان‌های بین‌المللی به چالش‌های امنیتی در نقاط مختلف جهان؛ تشریک اراده‌ دسته‌جمعی در حل‌وفصل معضلات امنیتی؛ ایجاد اعتمادسازی و جلب مشارکت کشورهای مختلف در بازسازی امنیت؛ گردهم آوردن بهترین اساتید و محققین از سراسر جهان برای رسیدن به دیدگاه‌های علمی‌تر در زمینه‌ چالش‌های امنیتی و راهکارهای مقابله با آنها؛ برجسته‌سازی مسائل خاص و تعیین دستور کار امنیتی منطقه و جهان؛ و امنیتی‌سازی یا غیرامنیتی‌سازی بازیگران و مسائل است. 
با درنظرداشتن این مهم و در راستای تحقق منویات و فرمایشات مقام معظم رهبری برای شناخت منطقه و ارائه تحلیل دقیق از آن؛ تولید و تقویت ادبیات فکر و ایده؛ پیدا کردن تحلیل دقیق و سپس اجماعی‌سازی این تحلیل و فهم از منطقه؛ شکل‌گیری اجماع نخبگان و موجه‌سازی سیاست ایران برای منطقه و جهان و اقناع‌سازی منطقه‌ای و جهانی؛ آینده‌پژوهی نظم امنیتی غرب آسیا؛ فعالیت در عرصه راهبرد ارتباطات و دیپلماسی عمومی در عرصه بین‌الملل؛ شناسایی فرصت‌ها و چالش‌ها در عمق دادن به ارتباط میان ایران و دنیا؛ تلاش برای ارتقای رشد اقتصادی ایران؛ ایجاد یک مجمع منطقه‌ای متشکل از تمامی کشورهای صاحب نفوذ و ذی‌نفع بر سر موضوعات مهم منطقه و به‌راه انداختن یک گفتمان امنیتی منطقه‌ای ناب؛ تبدیل شدن ایران به قطب مذاکرات و ارتباطات میان نخبگی میان نخبگان منطقه و فرامنطقه؛ و مقابله با ایران‌هراسی، کنفرانس امنیتی تهران در سال 1395 متولد و از آن سال تا به امروز به‌شکل مرتب برگزار شده است. 

برای سفارش این کتاب به نشانه زیر پیام دهید:
🔗 @abrarmoaser

#معرفی_کتاب
#کتاب_بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1342.jpg

نگاهی به پروژه بلندپروازانه نیوم

🖋 حسین آجورلو

شاهزاده محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در راستای سند چشم‌انداز 2030 در 24 اکتبر 2018، از طرح بلندپروازانه‌ای در شمال غرب عربستان سعودی رونمایی کرد که برآورد سرمایه‌گذاری آن در حدود پانصد میلیارد دلار است. حال سؤالی که ایجاد می‌شود این است که اهداف عربستان سعودی برای اجرای این طرح چیست و چالش‌های پیشِ روی آن کدامند.

پروژه نیوم در مساحتی حدود 26500 کیلومتر مربع در نقطه مشترک مرزی بین عربستان سعودی، مصر و اردن در 460 کیلومتر سواحل خلیج عقبه و دریای سرخ قرار گرفته است. براساس اهداف تعیین‌شده برای این طرح، این منطقه در آینده قرار است تبدیل به قطب انرژی و آب، حمل‌ونقل، بیوتکنولوژی، رسانه‌ها و تولیدات چندرسانه‌ای، سرگرمی و گردشگری و مرکزی برای ایجاد یک زندگی استاندارد با فناوری‌های روز به‌عنوان الگوی سایر مناطق عربستان و منطقه شود. این ابر شهر هوشمند و دیجیتال داری ویژگی‌های زیر است:

1. انسان به‌عنوان اولویت در اجرای طرح نیوم؛

2. فراهم کردن زمینه سالم برای رشد نسل‌های آینده؛

3. برقراری یک دولت الکترونیک و قابل دسترس؛

4. ایجاد فضای مناسب با محوریت خطوط پرسرعت اینترنت برای آموزش و خدمات؛

5. منطقه‌ای برای رشد خلاقیت؛

6. ایجاد منطقه‌ای با ثبات پایدار با انرژی‌های تجدیدپذیر و ساختمانی ایمن و با رعایت اصول زیست‌محیطی.

این پروژه برای اجرای تا سال 2025، نیازمند نزدیک پانصد میلیارد دلار سرمایه‌گذاری است که با سرمایه‌گذاری ازسوی صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان سعودی و سرمایه‌گذاران سعودی و خارجی تأمین خواهد شد. به گفته شاهزاده محمد بن سلمان، به‌دلیل موقعیت خاص این منطقه، نزدیک به هفتاد درصد جمعیت جهان در کمتر از هشت ساعت به این مکان می‌رسند؛ زیرا این منطقه در نقطه اتصال سه قاره آسیا، آفریقا و اروپا قرار دارد. به گفته مقامات سعودی، به‌جز قوانین اساسی عربستان سعودی، این منطقه از قوانین مالیاتی، گمرکی، قوانین کار و دیگر قوانین تجارتی مستثنی است.

اهمیت این پروژه برای عربستان سعودی به‌قدری است که برای پیشبرد آن یکی از مدیران برجسته جهان یعنی کلاوس کلینفیلد آلمانی، مدیر سابق شرکت‌های چندملیتی همچون شرکت آلومینیومی آلکوا، مواد شیمیایی بایر، خدمات بانکداری سیتی گروپ، زیمنس، داروسازی نوارتیس و شرکت تولیدات بهداشتی هنکل را به‌عنوان مدیر اجرایی این پروژه انتخاب کرده است. عربستان سعودی در انجام طرح بلندپروازانه نیوم به‌دنبال اهدافی راهبردی است که عبارت‌اند از:

🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2578.aspx

#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Middle/Tahlil%20Goftemani%20Afganistan.jpg

📚 تحلیل گفتمانی اسلام‌های سیاسی در افغانستان

🖋 امان‌الله شفایی

📇 مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران

«اسلام سیاسی» مانند بسیاری از مقوله‌های سیاسی و اجتماعی معنا و مفهومی ثابت و مورد وفاقی ندارد که سبب اصلی آن را می‌توان در تصاویر متفاوت و گاه متضادی پیدا کرد که جریان‌شناسان این حوزه ارائه می‌دهند. پیشینۀ عمل آن دسته از مسلمانان و گروه‌هایی که اسلام را در مرکز عمل سیاسی خود قرار داده‌اند، نیز نشان می‌دهد که تفاوت ماهوی در اندیشه و عمل آنان وجود دارد و هرچند همۀ آنان خود را اسلام‌گرا می‌خوانند‎ اما تصویری یکسان و ثابت از اسلام به‌دست نمی‌دهند. گذشت زمان هم باعث شده تا اشکال جدیدتری از اسلام سیاسی ارائه شود؛ به‌نحوی‌که هرچه بیشتر به نسبیت و سیالیت میل می‌کند و طیف گسترده‌ای از گروه‌های اسلام‌گرا از تندرو گرفته تا محافظه‌کار را در خود جای می‌دهد. 
برای رفع این بی‌ثباتی مفهومی رهیافت‌های متعددی پیشنهاد شده است که دراین‌بین از نظر نویسنده، رهیافت تحلیل گفتمان می‌تواند بهترین رهیافت برای نشان دادن انسجام اسلام سیاسی به شکل عام و اسلام‌گرایی در افغانستان به‌شکل خاص باشد. دراین‌ارتباط، اسلام به‌عنوان دال برتر اسلام‌گرایی معاصر درنظر گرفته می‌شود و بیشتر نوعی فرایند هویت‌سازی است که جامعۀ اسلامی در مواجهه با «دیگر» مرزهای آن را ترسیم کرده است. درواقع نظریۀ گفتمان بیش از دیگر رهیافت‌ها کمک می‌کند تا عوامل و ریشه‌های اسلام سیاسی درک شده و تنوع و تکثر اسلام سیاسی، با ارجاع به یک دال مشترک مرکزی به وحدت برسد. درعین‌حال، این نظریه، ثبات و تغییر در ماهیت گفتمان اسلام سیاسی را مورد توجه قرار می‌دهد و از این راه، پویایی و تحول گفتمان مذکور را به‌خوبی درمعرض نمایش می‌گذارد. 
با بهره‌گیری از این رهیافت نظری، نویسندۀ اثر که خود از کشور افغانستان است و شناختی غنی از تاریخ، مردمان و فرهنگ این کشور دارد، به معرفی اسلام‌های سیاسی در افغانستان پرداخته و با بررسی پویایی‌های داخلی و خارجی تأثیرگذار، تحلیلی دقیق از اسلام سیاسی در این کشور ارائه داده است. 

برای سفارش این کتاب به نشانه زیر پیام دهید:
🔗 @abrarmoaser

#معرفی_کتاب
#کتاب_بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1341.jpg

تداوم اصلاحات و الگوی سوسیالیسم چینی؛ تأملی بر نوزدهمین کنگره حزب کمونیست چین

🖋 محمد زارع

پس از شکست انقلاب فرهنگی چین و روی‌کار آمدن دنگ شیائوپینگ، فضای سیاسی و اجتماعی این کشور و مسیری که چین باید در آینده بپیماید،با ابهامات زیادی مواجه بود و به‌طور کلی می‌توان این ابهامات موجود را در میان الیت سیاسی چین در قالب دو رهیافت کسانی که در تلاش برای تداوم همان خط فرهنگی و ایدئولوژیک مائو بودند و کسانی مانند دنگ شیائوپینگ که تلاش داشتند تا مسیر متفاوتی با آنچه مائو اتخاذ کرده بود را برای چین و آینده آن برگزینند, تقسیم نماییم که درنهایت خط فکری دوم توانست مدیریت فضای سیاسی و اجرایی چین را به‌دست گیرد. نکته بسیار مهمی که در این نقل‌وانتقال سیاسی از مائو به دنگ صورت گرفت، آن بود که دنگ شیائوپینگ علی‌رغم تمامی مشکلات و موانعی که مائو برای وی ایجاد کرده بود، هیچ‌گاه به‌صورت انتحاری و نگاهی کاملاً حذفی به مائو و گذشته برخورد نکرد؛ بلکه تلاش کرد تا جایگاه بزرگ و تاریخی مائو و تفکر وی را مورد ستایش قرار دهد. وی تلاش کرد تا نهال نوپای اصلاحات را در چین از همان ابتدا با خطر مواجه نکرده و شاید یکی از دلایل مهم تداوم این مسیر تاکنون؛ مسیری که در نوزدهمین کنگره حزب کمونیست چین در سال 2017 هم درحال جریان و تداوم است، همان برخورد صحیح و درست با گذشته و نگاه «همسازی» برای آینده چین بود. برهمین‌اساس، می‌توان گفت که اساساً درک درست و عمیقی از شناخت فضای سیاسی چین و دوران مائو و دنگ در میان جامعه تحلیلی داخلی کشورمان صورت نگرفته است و تداوم همین درک نادرست می‌تواند در شناخت مسیر و تحولات آینده چین هم بسیار اثرگذار باشد. تحلیلگران داخلی همواره تلاش داشته‌اند تا این دو دوره را کاملاً از یکدیگر تفکیک و سپس مورد بررسی قرار دهند. این درحالی است که اساساً خود دنگ شیائوپینگ هم اعتقاد زیادی به این تفکیک و خط‌کشی اینگونه نداشت. اگرچه حتماً اختلافاتی در رویکرد و استراتژی دنگ و مائو وجود دارد لیکن دنگ شیائوپینگ همواره تأکید می‌کند که بدون مائو و بدون تفکر وی اساساً چیزی به نام حزب کمونیست وجود نداشت. ازاین‌رو، انقلاب و اصلاحات درواقع دو گونه خاص از واکنش چین به شرایطی بود که چین در آن زمان در آن درگیر بود و شاید دقیقاً به‌همین‌دلیل باشد که امروزه شی جین پینگ نیز تأکید می‌کند که «اصلاحات» درواقع «انقلاب دوم» چین است. البته باید این نکته را بیان داشت که از منظر دنگ شیائوپینگ و دیگر رؤسای‌جمهور چین تاکنون، انجام اصلاحات به‌معنای غلتیدن چین در آغوش لیبرال ـ دموکراسی غربی نیست؛ بلکه اصلاحات درواقع استراتژی برای حرکت چین به سمت تحقق الگوی «سوسیالیسم چینی» است. آنچه که رصد رفتار الیت سیاسی چین از زمان دنگ تاکنون یعنی نوزدهمین کنگره حزب کمونیست نشان می‌دهد، دقیقاً تداوم همین نگاه و فرایند است و به‌همین‌دلیل است که رسانه‌های چینی از شی جین پینگ به‌عنوان «ورژن جدید اصلاحات دنگ شیائوپینگ» یاد می‌کنند. (گفتنی است که پدر شی جین پینگ، رئیس‌جمهور فعلی چین و دنگ شیائوپینگ سال‌ها در ارتش با یکدیگر همکار بودند وحتی دنگ وی را در همان زمان برای انجام برخی اصلاحات در زیرشاخه‌های حزبی به‌کار گرفته بود). درهرحال، باید گفت که این انتخاب استراتژیک چین و اجماع و وحدت حزب کمونیست برای تداوم آن تاکنون بسیار موفق عمل کرده است. فرایند نوسازی و مدرنیزاسیون چین به‌خصوص در حوزه اقتصادی، معجزه‌ای اساسی را تجربه کرده است. رتبه اقتصادی چین در جهان و در زمان آغاز فرایند اصلاحات رتبه یازدهم بود. این کشور در سال 2005 فرانسه را پشت‌سر گذاشت و به رتبه پنجم رسید.

🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2576.aspx

#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Middle/JameSiyasatEghtesad.jpg

📚 جامعه، سیاست و اقتصاد در چین امروز

🖋 ابوالفضل علمائی‌فر

📇 مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران

«پررنگ شدن نقش و تأثیرگذاری چین در عرصۀ نظام بین‌الملل و برآمدن آن در قامت یک قدرت نوظهور و پیشرفت شگرف اقتصادی این کشور در ظرف زمانی سی‌ساله دیری است که سبب شده است مبحث «چین‌شناسی» در سطح جهانی، از یک تفنن علمی و دانشگاهی خارج و به‌صورت یک «ضرورت» خودنمایی کند؛ هرچند که این مهم به‌رغم سطح بالای تعاملات کشورمان با این کشور مورد کم‌مهری قرار گرفته است و وجود پژوهش‌های انگشت‌شمار دراین‌خصوص خود گواهی است به این مهم.
دراین‌میان، نکته‌ای که باید به آن توجه ویژه داشت ویژگی‌های منحصربه‌فرد جامعۀ چین و سرعت تحولات آن در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است؛ زیرا کامیابی‌ها و ناکامی‌ها، چالش‌ها و فرصت‌های «چین امروز» هم به‌لحاظ نوع و هم ازمنظر شدت و حدت با دهه‌های گذشته دگرگونی‌های بسیاری را تجربه کرده‌اند؛ از‌این‌رو، بازنویسی و ترجمۀ متونی که سال‌ها از نگارش آنها می‌گذرد به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند راهگشای فهم چین تحت حاکمیت نخبگان نسل پنجم باشد. براین‌اساس، در کتاب حاضر تلاش شده است تا با ارائۀ جدیدترین مسائل مطرح در حوزه‌های سیاست، اقتصاد، اجتماع و فرهنگ چین امروز، تصویری نسبتاً روشن از چین دهۀ دوم قرن بیستم نشان داده شود. نویسندگانی در این اثر به نگارش دست برده‌اند که علاوه‌بر آشنایی با حوزه‌های پیش‌گفته، عموماً سال‌های متمادی را در این کشور زیسته و از نزدیک جامعۀ چینی را درک و لمس کرده‌اند. براین‌اساس، امید است که این کتاب گامی مؤثر باشد در عرصۀ شناخت عمیق‌تر چین امروز.
در اینجا پیش از همه بر خود فرض می‌دانم علاوه‌بر تمام نویسندگان و پدیدآوردگان این اثر، از مسئولان فرهیختۀ مؤسسۀ فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران تشکر کنم. بی‌تردید این مؤسسه از پیشگامان تقویت متون پژوهشی در حوزۀ چین‌شناسی در کشورمان بوده است. همچنین تشکر می‌کنم از کلیۀ دوستان و چین‌شناسانی که در شکل‌گیری و پربار شدن مباحث این کتاب کمک‌های شایانی کردند. همچنین تأثیر سؤالات و چالش‌های علمی دانشجویان در کلاس‌های درس دانشکدۀ روابط بین‌الملل را نباید در غنای این اثر نادیده گرفت؛ ازاین‌رو، صمیمانه از همۀ آنان تشکر می‌کنم.
در پایان، سپاس بی‌پایان من نثار روح فداکار مادرم که در آستانۀ چاپ این کتاب و در ایام فاطمیه رخ در نقاب خاک کشید و مرا در تعزیت فقدان خویش رها ساخت.

برای سفارش این کتاب به نشانه زیر پیام دهید:
🔗 @abrarmoaser

#معرفی_کتاب
#کتاب_بخوانیم
موسسه تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران ضمن ابراز تأسف خویش نسبت به کشته و زخمی شدن شهروندان افغانستانی در اثر وقوع سیل در برخی شهرهای این کشور، مراتب تسلیت و همدردی خویش را به ملت شریف افغانستان، اعلام می دارد.
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1338.jpg

بررسی روابط تجاری چین و پاکستان

🖋 حسین عسگریان

روابط تجاری یک عنصر حیاتی روابط دوجانبه میان کشورها محسوب می‌شود. جهانی شدن عمدتاً ازطریق تجارت تکوین می‌یابد. تجارت می‌تواند منبع همگرایی و واگرایی و اختلاف میان کشورها شود. همچنین افزایش تجارت دوجانبه می‌تواند منجربه کاهش تنش میان رقبایی مثل پاکستان و هند و همچنین کره شمالی و جنوبی گردد. 

دو کشور چین و پاکستان در بسیاری از ابعاد دارای روابط محکمی با یکدیگر هستند؛ اما حجم تجارت میان این دو کشور تا حد بسیاری همچنان اندک باقی مانده است و تا اوایل دهه اول قرن حاضر شاهد ایجاد یک مشارکت اقتصادی میان آنها نبوده‌ایم. دراین‌میان، توافق تجارت آزاد چین ـ پاکستان (FTA) که در ژوئیه 2007 اجرایی شد، بعد جدیدی در ارتباط تجاری دو کشور را نشان داده است. استدلال اصلی این نوشتار این است که علی‌رغم روابط دیپلماتیک و دفاعی بسیار قوی میان چین و پاکستان اما روابط اقتصادی و تجاری میان دو طرف برای دهه‌ها همچنان ضعیف باقی مانده است. بااین‌حال، بعد از امضاء توافق تجارت آزاد (FTA) تجارت دوجانبه افزایش یافته است. این امر بعد از پیشنهاد کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان (CPEC) در سال 2013 و اجرای رسمی آن در سال 2015 ارتقاء بیشتری یافته است. پروژه بندر گوادر عامل دیگری در افزایش روابط تجاری دو کشور بوده و تحت سناریو پیشِ رو انتظار می‌رود که مسیر تجارت دوجانبه با سرعت بیشتری رشد کند. در این متن، روابط استراتژیک و دیپلماتیک عمیقاً مودت‌آمیز میان پاکستان و چین می‌تواند تجارت دوجانبه را ارتقا داده و به دگردیسی اقتصاد پاکستان کمک کند. 

در این متن تلاش می‌شود موضوعاتی مثل پویایی‌ها در روابط تجاری دوجانبه میان چین و پاکستان، دلایل عدم تناسب میان روابط تجاری ‏ با روابط دفاعی و استراتژیک میان دو کشور تا سال 2007، اینکه چگونه توافق تجارت آزاد (FTA) و کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان (CPEC) بر روابط تجاری تأثیرگذار خواهد بود و نهایتاً اینکه چگونه می‌توان روابط تجاری میان دو کشور را ارتقا داد، مورد بررسی قرار گیرد. 

🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2569.aspx

#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/GreatpowerJeopolitic.jpg

📚 قدرت‌های بزرگ و ژئوپلیتیک

🖋 آحارون کلای‌مان
✒️ مهناز محمدی‌زادگان

📇 مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران

قدرت کلیدی‌ترین مفهوم در ادبیات روابط بین‌الملل به شمار می‌آید، چراکه از یک سو می‌توان گفت پربسامدترین واژه‌ای است که در نوشتارهای این رشته به کار می‌رود و از سوی دیگر، به عنوان مهمترین استعاره‌ای مطرح می‌شود که سایر مفاهیم را در چنبرة خود قرار می‌دهد؛ در همین چارچوب، هم ملاک شناسایی کنشگران در بافت جهانی همانا قدرت آنهاست، به‌گونه‌ای که دولتْ از آن جهت کنشگر اصلی در روابط بین‌الملل محسوب می‌شود که بیش از سایر کنشگرانْ قدرت در آن تمرکز یافته است، و هم دسته‌بندی و رده‌بندی دولت‌ها برحسب «قدرت» آنها صورت می‌گیرد. 
کتاب «قدرت‌های بزرگ و ژئوپولیتیک: امور بین‌المللی در یک دنیایِ در حالِ تجدید توازن» نیز در همین چهارچوب قابل ارزیابی است. این کتاب با سه رویکرد مقایسه‌ای، تاریخی، و نظری به بررسی پویش‌های قدرت در سده بیست و یکم می‌پردازد. این کتاب از یک سو توضیح می‌دهد که چگونه طیف جدیدی از قدرت‌های میانه و قدرت‌های منطقه‌ای به شیوه‌های متفاوتی به موازنه‌سازی در برابر سیطره امریکا برخاسته‌اند، و از سوی دیگر، در رهگذر همین تبیین، می‌کوشد آن نواحی ژئوپولیتیکی را که بیشترین نقش را در ثباتِ بین المللیِ آینده خواهند داشت، شناسایی نماید. 
کتاب حاضر با مبنا قرار دادن رخدادها و رویدادهای بین‌المللی و منطقه‌ای که نظم جهانی فعلی را به چالش می‌کشند، تلاش دارد تا ذهن دانشجویان رشته روابط بین‌الملل و همچنین تحلیلگران و سیاستگذران را متوجه پیچیدگی‌های پدیده‌های بین‌المللی کند. این پیچیدگی به دو نکته اساسی و توصیه منتهی می‌شود: الف) درک دقیقی از تحول مفاهیم برای فهم بهتر پدیده‌ها و رویدادهای این حوزه مطالعاتی؛ ب) جستجو برای یافتن ابزارهای مناسب جهت مدیریت این پدیده‌ها و رویدادها. البته این دو نتیجه ارتباطی منطقی و درهم تنیده با هم دارند زیرا مفاهیم نه تنها چارچوب فکری را شکل می‌دهند، بلکه ابزارها را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهند. برای مثال مفهومی مانند بازدارندگی به عنوان یکی از ابزارهای موجود برای موازنه‌سازی در دنیای به سرعت در حال تغییر، نمی‌تواند همواره متکی به بازدارندگی هسته‌ای و نظامی باشد، زیرا شاید شرایط پیچیده فعلی، بازدارندگی نرم و غیر نظامی را به عنوان ابزاری مناسب به کشورهای جهان تحمیل ‌کند. 

برای سفارش این کتاب به نشانه زیر پیام دهید:
🔗 @abrarmoaser

#معرفی_کتاب
#کتاب_بخوانیم