پژوهشکده ابرار معاصر تهران
2.49K subscribers
1.63K photos
48 videos
117 files
748 links
کانال رسمی پژوهشکده ابرار معاصر تهران
پژوهشگاه مطالعات امنیت و پیشرفت؛ پژوهشکده ابرار معاصر تهران.
ارتباط با ادمین:
@Tehraninstitute_admin
Download Telegram
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9710/b_0008.jpg

جهش بلند در روابط پاکستان و ترکیه؛ دیدگاه ایرانی

🖋 حسام‌الدین حجت زاده

پاکستان از بدو تأسیس در سال 1947، همواره روابط خوبی با ترکیه داشته است که بخشی از این موضوع به گرایش دو کشور به غرب و حضورشان در جمع هم‌پیمانان آمریکا بازمی‌گردد. 
بااین‌حال، برخی مسائل دست‌کم تا سال‌های اخیر از نقاط اختلاف آنکارا و اسلام‌آباد بودند که یکی از آنها موضع منفی ترکیه درقبال روی‌کار آمدن رژیم طالبان در افغانستان در دهه 1990 با حمایت همه‌جانبه پاکستان و تداوم این حمایت‌ها پس از سرنگونی رژیم طالبان در سال 2001 بود. آنکارا در کنار روسیه، هند، ایران و چین، از ائتلاف شمال در برابر طالبان پشتیبانی مالی، نظامی، آموزشی و سیاسی به‌عمل آورد و از حامیان اقتصادی و سیاسی حامد کرزای، رئیس‌جمهور پیشین افغانستان نیز به‌شمار می‌رفت. به‌علاوه ترکیه همواره در دعوای پاکستان و آمریکا بر سر حمایت اسلام‌آباد از تروریسم طی بیش از یک دهه اخیر بی‌طرف بود و تمایل چندانی به حمایت از استدلال‌های مقامات پاکستانی نشان نمی‌داد. 
اما تحولات داخلی ترکیه و پاکستان و برهم خوردن ثبات نسبی در روابط این دو با آمریکا در دو سال اخیر، نزدیک شدن اسلام‌آباد و آنکارا به یکدیگر را به‌دنبال داشته است. ازیک‌طرف، سیاست‌های ماجراجویانه رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه در غرب آسیا در سال‌های گذشته، تضاد منافع فزاینده بین این کشور و آمریکایی‌ها را موجب شد و روابط اردوغان با واشینگتن و ناتو تیره گردید. درحالی‌که وی بیشتر به‌لحاظ سیاسی و نظامی به روسیه و ایران و ازلحاظ اقتصادی به چین نزدیک شده است، دولت و ارتش پاکستان نیز به‌ویژه پس از ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید و مواضع ضدپاکستانی او کوشیده‌اند با روسیه و ایران روابط سیاسی و نظامی گسترده‌ای برقرار کنند. پکن نیز که با سرمایه‌گذاری پنجاه میلیارد دلاری در طرح راهبردی کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان (CPEC) به‌عنوان مکمل پروژه عظیم راه ابریشم نوین چین یا ابتکار «یک کمربند ـ یک جاده» (BRI) نبض اقتصاد و تجارت پاکستان را در دست می‌گیرد قصد دارد از برگ پاکستان به‌منظور برقراری موازنه در رقابت تنگاتنگ تجاری و سیاسی با آمریکا حداکثر استفاده را ببرد. 
روند همگرایی پاکستان و ترکیه در سال 2017 همزمان با افزایش تنش بین دولت ترامپ و دولت و ارتش پاکستان و تلاش این کشور برای نزدیک شدن تاکتیکی به روسیه، ایران، و ترکیه سرعت گرفت. ژنرال قمر جاوید باجوا، فرمانده کل ارتش، و خواجه محمد آصف، وزیر امور خارجه پاکستان، در تابستان و پاییز 2017 از ترکیه دیدار کردند که با استقبال دولت و ارتش ترکیه مواجه شد. در سال 2018، چند ماه پس از پیروزی مجدد اردوغان در انتخابات ریاست‌جمهوری ترکیه و انتخاب عمران خان نیازی به‌عنوان نخست‌وزیر پاکستان، روند نزدیکی دو کشور سرعت بیشتری گرفت و به‌نظر می‌رسد سفرهای پیاپی مقامات ارشد دو کشور به پایتخت‌های یکدیگر نشانه آغاز جهشی بزرگ در روابط اسلام‌آباد ـ آنکارا در سال 2019 باشد. براین‌اساس، روابط اسلام‌آباد ـ آنکارا را می‌توان از چند زاویه تحلیل کرد

🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2943.aspx

#بخوانیم
(https://attach.fahares.com/5188N+dAnrn9+il0SNA7dg==)

🔵 موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران در راستای شناسایی تحلیل‌گران حوزه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به‌خصوص جوانان، دانشجویان و فارغ‌التحصیلان جدید با همکاری برخی از مراکز پژوهشی معتبر کشور اقدام به برگزاری اولین جشنواره سراسری تحلیل‌گر برتر در حوزه سیاست خارجی کرده است. گفتنی است به ده نفر اول از تحلیل‌گران جوایز نفیسی اهدا و گواهی اعطا می‌گردد.

🖋 محورهای جشنواره تحلیل‌گر برتر بر اساس مخاطرات منطقه‌ای و بین‌المللی سیاست خارجی کشور عبارت‌اند از:

1. نظم‌ها و نظامات سیاسی ـ امنیتی منطقه‌ای و بین‌المللی
2. نظم‌ها و نظامات دفاعی ـ نظامی منطقه‌ای و بین‌المللی
3. نظم‌ها و نظامات اقتصاد سیاسی منطقه‌ای و بین‌المللی
4. نظم‌ها و نظامات حقوقی منطقه‌ای و بین‌المللی
5. مقاومت منطقه‌ای و بین‌المللی
6. انسجام اسلامی و منطقه‌ای
7. جرائم سازمان‌یافته منطقه‌ای و بین‌المللی

📝 با توجه به لزوم ارائه منظم مطالب ارسالی جهت ارزیابی و داوری، پیشنهاد می‌شود ساختار نوشتاری مقالات به ترتیب زیر باشد:

🔹 چکیده (حدود 250 تا 300 کلمه)؛

🔹 مقدمه (بیان مسئله، اهمیت مسئله، سؤال اصلی، سازمان‌دهی مقاله)؛

🔹 متن اصلی (توصیف یک صفحه‌ای و دقیق از مسئله، مخاطرات و یا مسائل مرتبط با مسئله، تشریح مخاطرات و مسائل طرح شده حول مسئله، اولویت‌بندی هشدارها برای این مسئله)

جمع‌بندی (پیش‌بینی از این مسئله در یک سال آینده، الزامات جمهوری اسلامی ایران برای این مسئله در کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت)

قابل‌توجه است که کلیت ساختار نوشتاری فوق در 3500 تا 4500 کلمه در نظر گرفته شود. بنا به موضوع پیشنهادی تغییراتی جزئی در ساختار نوشتار بلامانع است. ویراستاری علمی و نگارشی دقیق بر عهده نویسنده مقاله است.

آخرین مهلت ارسال مقالات 20 فروردین‌ماه 1398 است. همچنین اعلام نتایج و برگزاری جشنواره اردیبهشت‌ماه 1398 خواد بود.

آدرس دبیرخانه جشنواره: تهران، خیابان مطهری، خیابان شهید سرافراز، کوچه یکم، پلاک 21
شماره تماس: 88756204 -021 ایمیل دبیرخانه: tahlilgarbartar@tisri.org

#فراخوان


🔹@TehranInstitute
http://www.tisri.org/Upload/Sliders/9710/b_0009.jpg

نشست سه‌جانبه کابل و تحولات اخیر در قبال فرایند صلح افغانستان

🖋 احسان صادقی چیمه

دومین نشست سه‌جانبه کشورهای چین، پاکستان و افغانستان روز شنبه 24 آذر در کابل، پایتخت افغانستان برگزار شد. اولین نشست میان این سه کشور پیشتر در دسامبر 2017، در پکن پایتخت چین برگزار شده بود. سفر وانگ ایی، وزیر خارجه چین، به افغانستان و شرکت در نشست سه‌جانبه از این جهت حائز اهمیت است که همزمان با این نشست، دور جدیدی از مذاکرات و فرایند صلح میان آمریکا، گروه طالبان و دولت افغانستان درحال برگزاری بود. تلاش‌های کنونی چین همسو و همزمان با تلاش‌های دیگر طرف‌های درگیر در فرایند صلح افغانستان، بار دیگر نشان از اهمیت این کشور و ایجاد ثبات در آن، چه برای بازیگران محلی و منطقه‌ای و چه برای قدرت‌های بزرگ و از جمله چین دارد. 
مروری بر بیانیه مشترک چین ـ پاکستان ـ افغانستان در نشست کابل 
دومین نشست سه‌جانبه میان سه کشور چین ـ پاکستان ـ افغانستان با حضور وزرای خارجه این سه کشور یعنی وانگ ‌ایی، وزیر خارجه چین؛ صلاح‌الدین ربانی، وزیر خارجه افغانستان؛ و شاه محمود قریشی، وزیر خارجه پاکستان در شهر کابل برگزار گردید. 
وزرای خارجه سه کشور در پایان این نشست بیانیه‌ مشترکی را صادر کردند که مهم‌ترین مسائل مطرح‌شده در آن، بدین شرح است: 
- تأکید بر تقویت و تعمیق همکاری‌ها میان سه کشور چین، پاکستان و افغانستان با توجه به پیشبرد پروژه‌های اتصال منطقه‌ای همچون ابتکار «یک کمربند ـ یک جاده»، کنفرانس همکاری‌های اقتصادی منطقه‌ای افغانستان و دیگر ابتکارات اقتصادی منطقه‌ای.

🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2944.aspx

#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/iraninayne.jpg

📚 #ایران در آینه سیاست خارجی #چین

🖋 محمدحسین دهقانیان

📇 مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران

نگارش کتاب حاضر با این هدف صورت گرفته است که الگویی برای تبیین سیاست خارجی چین و تطبیق آن با سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران فراهم کند و یا آنکه دست‌کم گام کوچکی باشد به‌سوی تبیین نظری روابط ایران و چین؛ به‌گونه‌ای که بتواند از پیچیدگی‌ها و ابهامات دراین‌زمینه بکاهد و همچون منشوری باشد که ازطریق آن درک و نگاه بهتری درمورد سیاست خارجی ایران و چین امکان‌پذیر شود. یکی از مهم‌ترین پرسش‌هایی که غالباً درمورد روابط ایران و چین مطرح می‌شود این است که آیا می‌توان این دو کشور را متحد راهبردی یکدیگر تلقی کرد؟ آیا سیاست خارجی نگاه به شرق ازسوی جمهوری اسلامی ایران با اتکا بر روسیه و چین می‌تواند مقدمه‌ای برای اتحاد راهبردی با این دو کشور باشد؟ در پاسخ به این پرسش‌ها و موارد مشابه می‌توان دلایلی در رد یا قبول آنها ارائه کرد؛ اما باز هم ابهام‌ها بر جای خود باقی خواهد ماند؛ زیرا نتوانسته‌ایم چهارچوبی بنا کنیم که با استفاده از آن به سنجش دلایل ارائه‌شده در پاسخ به این پرسش‌ها بپردازیم. نگارنده در کتاب حاضر گام کوچکی در این جهت برداشته و امیدوار است که بتواند از این دست ابهام‌ها تا اندازه‌ای بکاهد. 
سیاست خارجی چین را می‌توان از دیدگاه‌های نظری گوناگونی مورد بررسی قرار داد و تاکنون از نظریه‌های مختلفی در روابط بین‌الملل و سیاست خارجی در این جهت استفاده شده است. از یک منظر، بخش قابل توجهی از مقالات و کتاب‌ها به بررسی نظری روابط چین و آمریکا اختصاص یافته و تلاش شده است از منظر نظریه‌هایی همچون واقع‌گرایی و نوواقع‌گرایی، نظریه چرخه‌های هژمونیک، نظریه‌های تصمیم‌گیری و لیبرالیسم به این حوزه توجه شود. این پرسش که آیا چین به‌عنوان یک قدرت درحال خیزش و آمریکا به‌عنوان یک قدرت رو به افول برپایه تجربیات تاریخی و نیز چرخش قدرت سرانجام با یکدیگر وارد جنگ خواهند شد یا خیر بسیار مورد توجه نویسندگان قرار گرفته است. گراهام آلیسون، در کتاب اخیر خود با یک بررسی تاریخی به شانزده مورد اشاره می‌کند که دو قدرت روبه‌افول و درحال خیزش در برابر هم قرار گرفته‌اند. در دوازده مورد جنگ تعیین‌کننده سرنوشت آنها بوده است. در کتاب حاضر تلاش شده است که به‌جای توجه به این جنبه از حوزه مطالعاتی چین، چهارچوبی ارائه شود که به ما درک بهتری درمورد سیاست خارجی ایران فراهم کند و از سیاست خارجی چین همچون آینه‌ای برای نگریستن به سیاست خارجی ایران بهره بگیرد. 

🔹برای سفارش این کتاب به نشانه زیر پیام دهید:
🔗 @abrarmoaser

#معرفی_کتاب
#کتاب_بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image2757.jpg

تاسیس دادگاه چینی برای ابتکار چینی

🖋 مهسا لاجوردی

رشد سرمایه‌گذاری و تجارت در مسیر راه ابریشم جدید همراه با رشد اختلافات میان طرف‌های درگیر این طرح بوده است. در سال 2015، مقامات قضایی چین با توجه به حل‌وفصل اختلافات تجاری راه ابریشم جدید، دادگاه‌های چین را به اجرای اصل متقابل شناسایی دادگاه با دولت‌های درگیر این طرح تشویق کردند. در سال 2016، پرونده‌های اختلافات تجاری در چین که شامل یک طرف خارجی بود به بیش از ده درصد افزایش یافت. در سپتامبر 2017، ایده ایجاد دادگاه‌های ویژه دعاوی تجاری مربوط به جاده ابریشم جدید در کنفرانسی به مدیریت دیوان عالی چین مورد بحث قرار گرفت و در ژانویه 2018 چین خبر از ایجاد دادگاه‌های ویژه تجاری ابتکار «یک کمربند یک جاده» داد که شامل سه دادگاه می‌شود. شعبه اصلی و ناظر در پکن مستقر خواهد بود. دادگاه شی آن، به دعاوی تجاری مربوط به راه ابریشم جدید در چین، آسیای مرکزی، خاورمیانه، و اروپا می‌پردازد و دادگاه شن ژن، دعاوی تجاری مربوط به راه آبی ابریشم را در بخش‌های چین، آسیای جنوب غربی، آفریقا و اروپا رسیدگی می‌کند. 

🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2757.aspx

#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/gheyameArabi.jpg

📚 #خاورمیانه پس از قیام‌های عربی

🖋 لوئیس فاوست
✒️ ترجمه: ناصر پور ابراهیم

📇 مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران

کتاب حاضر ترجمه ویرایش چهارم کتاب روابط بین‌المللی خاورمیانه خانم لوئیس فاوست است. معمولاً به‌علت سرعت تحولات در منطقه و چاپ کتاب‌های متعدد درباره آن، هر اثری قادر به ماندگاری و جلب توجه مخاطبان به‌خصوص در عرصه دانشگاهی نیست؛ اما این کتاب در دهه اخیر به‌سبب وجود نویسندگان ممتاز آن و به لطف بررسی تحولات جدید خاورمیانه و بهره‌مندی از نظریه جامعه‌شناسی انتقادی، با موفقیت و اقبال گسترده‌ای در میان محققان خاورمیانه مواجه شده است؛ به‌طوری که برخی دانشگاه‌های برجسته در زمینه مطالعات خاورمیانه نیز سرفصل دروس خود را براساس موضوعات این کتاب تدوین کرده‌اند. ویژگی دیگر این اثر تحلیل شکل‌گیری، تکامل و فرجام قیام‌های عربی از جنبه‌های مختلف است که اهمیت آن را دوچندان کرده است. 

برای سفارش این کتاب به نشانه زیر پیام دهید:
🔗 @abrarmoaser

#معرفی_کتاب
#کتاب_بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image2756.jpg

#هند و پروژه‌ی یک کمربند - یک راه

🖋 احسان صادقی چیمه

چین در مه 2017 با تشکیل اجلاس یک کمربند ـ یک جاده در شهر پکن تلاش داشت تا جدیت و اراده خود را درقبال اجرایی کردن این ابرپروژه تجاری ـ اقتصادی به کشورهای شریک و همچنین کشورهایی که قرار است در آینده به این ابتکار ملحق شوند، نشان دهد. همچنین ضمن نشان دادن عزم و جدیت در اجرایی کردن این ابتکار، با دعوت از سران کشورهای مختلف برای شرکت در این مجمع، میزبانان خود را تشویق کرد تا مشارکت فعالانه‌تری در اجرای این ابتکار داشته باشند؛ اما مسئله‌ای که توجه ناظران امور آسیا را به خود جلب کرد، عدم حضور یکی از اقتصادهای بزرگ آسیایی و قدرتی نوظهور یعنی کشور هند در این مجمع بزرگ اقتصادی بود؛ کشوری با اقتصاد درحال رشد که در سال‌های اخیر توجه قدرت‌های فرامنطقه‌ای و قدرت‌های نوظهور را به سوی خود جلب کرده و توانسته است روابط گسترده‌ای با قطب‌های مختلف قدرت برقرار کند.

علت غیبت هند در اجلاس یک کمربند ـ یک جاده چیست؟

با نگاهی به اجلاس ابتکار یک کمربند ـ یک جاده در سطح خرد و اهداف واقعی چین در پیشبرد این ابتکار در سطح کلان، متوجه خواهیم شد که این کشور تلاش دارد تا با اجرای این ابتکار، محیط پیرامونی و به‌دنبال آن محیط نظام بین‌الملل را در راستای سیاست‌های اقتصادی خود، آن هم ازطریق عملیاتی کردن مفهوم اتصال موردنظر خود همسو کند. نگاه و تصور بدبینانه برخی از طرف‌های منطقه‌ای به این ابتکار نیز ناشی از آن است که از نظر آنان این پروژه، طرحی توسعه‌طلبانه از جانب چین به‌منظور شکل‌دهی به نظم مطلوب این کشور در چهارچوب منطقه‌ای و بین‌المللی است. با توجه به عدم حضور و مشارکت هند در ابتکار موردنظر چین، به‌نظر می‌رسد تاکنون نگاهی بدبینانه به این ابرپروژه تجاری ـ اقتصادی داشته است.

🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗http://www.tisri.org/default-2756.aspx

#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/CheshmandazArab.jpg

📚 چشم انداز عربستان سعودی در 2030: فراز یا فرود؟ 

🖋 حسین آجورلو

📇 مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران

چشم‌انداز 2030 اتخاذی توسط عربستان سعودی ازجمله راهبردهایی است که اگرچه تلاش جهت تعیین راهبردهای این کشور برای توسعه است ولی تأثیرات آن به حوزه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی ازجمله کشورهای منطقه قابل تسری است. به‌همین‌دلیل ضرورت تبیین این سند راهبردی برای کمک به تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان کشورمان و همچنین جامعه علمی کشور احساس می‌شود. 
کتاب حاضر به‌عنوان یکی از اولین پژوهش‌های علمی درمورد سند راهبردی چشم‌انداز 2030 سعی کرده با نگاهی جامع به ابعاد مختلف آن، تأثیرات احتمالی بر داخل و خارج عربستان سعودی را مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. گفتنی است یکی از نکات متمایز این کتاب با دیگر کتاب‌های حوزه مطالعات منطقه‌ای، تمرکز بر یکی از مهم‌ترین اسناد راهبردی کشور عربستان سعودی در دهه اخیر است که با توجه به حجم تغییرات و همچنین سرمایه‌گذاری این کشور می‌تواند آینده تحولات منطقه غرب آسیا را متحول نماید و بر معادلات منطقه‌ای تأثیرگذار باشد. به‌دلیل رقابت منطقه‌ای عربستان سعودی با جمهوری اسلامی ایران، این کتاب تلاش کرده که تأثیرات احتمالی این سند راهبردی را بر نقش منطقه‌ای کشورمان مورد واکاوی قرار دهد. 

برای سفارش این کتاب به نشانه زیر پیام دهید:
🔗 @abrarmoaser

#معرفی_کتاب
#کتاب_بخوانیم
به دور از هر گونه شعار زدگی می توان در بسیاری از موارد از کیسه یا ظرف یکبار مصرف پلاستیکی استفاده نکرد. با جایگزینی و به گزینی در مواد مصرفی می‌توانیم آینده‌ی بهتری را برای کودکان سرزمینمان خلق کنیم.

#برای_آینده_کودکان_سرزمینمان
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image2753.jpg

خط لوله تاپی و ضرورت تجدیدنظر در دیپلماسی انرژی ایران

🖋 مصاحبه با دکتر علی‌اصغر زرگر 

متن حاضر مصاحبه ایران ریوو با دکتر علی‌اصغر زرگر، کارشناس ارشد انرژی به بهانه ازسرگیری ساخت خط لوله تاپی است.

ایران ریویو: با آغاز ساخت خط لوله تاپی (خط لوله انتقال گاز ترکمنستان به شبه‌قاره با عبور از افغانستان و پاکستان) چه محرک‌ها و پیشران‌هایی را می‌توان در تسریع این خط لوله مؤثر دانست؟

زرگر: اولین موضوع در رابطه با ایجاد این خط لوله و انتقال گاز این است که کشوری مانند ترکمنستان دارای منابع گازی بزرگ و سطح تولیدی است که می‌تواند آن را به‌عنوان یک فروشنده مطمئن گاز در جهان مطرح کند. ترکمنستان برای انتقال گاز خود ابتدا قصد داشت ازطریق ایران اقدام کند که در چهارچوب این طرح مقداری گاز هم به ایران فروخت؛ اما در این روند مشکلاتی بروز کرد. همچنین ترکمنستان می‌توانست گاز خود را ازطریق خط لوله‌های ایران به ترکیه و سپس اروپا صادر کند. درهمین‌حال، ترکمنستان می‌توانست گاز خود را ازطریق ماوراء خزر و روسیه صادر کند. البته راه دیگر صدور گاز ترکمنستان، ایجاد خط لوله جدیدی ازطریق افغانستان و پاکستان به شبه‌قاره هند است؛ اما اینکه چرا این خط لوله گاز به‌سوی افغانستان، کشوری کاملاً ناامن و دارای پستی و بلندی‌های فراوان در شمال و در نواحی هم‌مرز با پاکستان که قرار است خط لوله مذکور به سوی هند تغییر جهت دهد، ساخته می‌شود، محل پرسش است. درواقع پرسش اینجاست که چرا خط لوله ایران که مد‌ت‌ها پیش طراحی شده و پیرامون آن با هند و پاکستان مذاکره انجام گرفته بود، و ایران کارهای ساخت آن را تا مرز پاکستان انجام داده بود (علی‌رغم کم‌کاری پاکستان در انجام سهم خود)، برای این کار انتخاب نشد؟ این درحالی است که حتی خود هند در انجام پروژه‌هایی در جنوب شرقی ایران و در مناطق بلوچستان و چابهار شرکت دارد. به عقیده من، عدم انتخاب خط لوله ایران و برگزیدن مسیر افغانستان برای انجام این پروژه به این عوامل بستگی دارد: یکی از این عوامل، می‌تواند کم‌کاری دیپلماتیک ازسوی ما (ایران) بوده باشد؛ به این معنی که ایران این طرح را به‌طور جدی دنبال نکرد و درنتیجه دیپلماسی‌های برون مرزی ازسوی آمریکایی‌ها و مذاکره آنها با هندی‌ها و پاکستانی‌ها توانسته‌اند لابی بکنند و ساخت خط لوله ایران را به تعویق اندازند. با به تعویق افتادن ساخت این خط لوله، کشورهای نیازمند به انرژی مانند هند که سالیانه 15 تا 20 درصد بر نیازش به انرژی افزوده می‌شود، خواه ناخواه به‌دنبال منابعی بودند که بتوانند ازطریق آنها انرژی موردنیاز خود را تأمین کنند، آنها برای این کار ترکمنستان را مورد توجه قرار دادند.


🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2753.aspx

#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1431.jpg

سیاست بریتانیا در قبال چین در دوره برگزیت

🖋 بهزاد احمدی

چهارشنبه 31 ژانویه 2018 (11 بهمن 1396) یک هیئت تجاری و سیاسی عالی‌رتبه بریتانیایی به رهبری ترزا می، نخست‌وزیر، برای دیداری سه‌روزه وارد چین شد. می در این سفر ملاقاتی را با شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور؛ و لی که گیانگ، نخست‌وزیر چین، و شرکت‌های مهم صنعتی و بازرگانی این کشور داشت و محور عمده مباحث نیز به توسعه هرچه بیشتر روابط تجاری و اقتصادی اختصاص یافت. 

می در روزگاری که بیش از هر زمان دیگر تحت فشار افکار عمومی برای مدیریت کارآمد برگزیت و تحت فشار هم‌حزبی‌هایش به‌خاطر ضعف در رهبری حزب است با شعار آغاز عصر طلایی نوین روابط دو کشور و به‌عنوان سفری تاریخی و با هدف تحکیم روابط لندن با قدرت‌های تجاری جهانی، تحکیم روابط تجاری لندن درپی خروج از اتحادیه اروپا در مارس 2019، کم‌اهمیت نشان دادن برگزیت، تحت تأثیر قرار دادن سیاست داخلی در انگلستان، و امید به محقق ساختن بریتانیای جهانی وارد چین شد. 

از مهم‌ترین دلایل سفر او باید به دو دسته دلایل اقتصادی و دلایل مرتبط با مباحث کلان سیاست خارجی بریتانیا اشاره کرد. در بحث اقتصادی، از 2008ـ2009 چین خود را به‌عنوان حامی مالی اتحادیه اروپا و فرصتی اقتصادی مطرح کرده است که این امر، درخواست از چین برای سرمایه‌گذاری در اروپا و ازجمله در بریتانیا را به‌دنبال داشت. روابط دو کشور رشد شش درصدی در سال گذشته از خود نشان داده و به رقم 79 میلیارد دلار رسیده است. رشد روابط تجاری بریتانیا با چین از سال 2010 تا به امروز به حدود شصت درصد می‌رسد و با فرارسیدن موعد برگزیت در سال 2019، بریتانیا بیش از گذشته نیاز به شرکای جدی اقتصادی خواهد داشت. 

🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2729.aspx

#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/estrategiamniyat.png

📚 استراتژی امنیت ملی آمریکا در قرن ۲۱

✒️ مترجمان: جلال دهمشگی، بابک فرهنگی و ابوالقاسم راه چمنی 

📇 مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران

در سال 1997 میلادی، قانونگذاران آمریکایی به این نکته پی بردند که «قانون امنیت ملی» پس از گذشت پنجاه سال از تصویب و اجرا نیازمند اصلاح و بازنگری است. این قانون که مطابق آن امور نیروهای مسلح آمریکا به وزارت دفاع واگذار گردید و «شورای امنیت ملی» برای انسجام و هماهنگی در قدرت ملی کشور تشکیل شد، اگرچه در دوران جنگ سرد و مقابله با گسترش سلطة اتحاد جماهیر شوروی موفق بود ولی برای کارایی آن در دورة جدید، باید اصلاح و تغییراتی در آن ایجاد می‌گردید. بر این اساس وزیر دفاع آمریکا طبق قانون «کمیسیون مشورتی فدرال» پیشنهاد اجرای طرحی را با عنوان «امنیت ملی آمریکا در قرن بیست و یکم» ارائه نمود و کاخ سفید و کنگره با این طرح موافقت کردند و کمیسیونی با همین عنوان تشکیل شد. اعضای کمیسیون از میان سیاستمداران، قانونگذاران و پژوهشگران برجسته انتخاب شدند و ریاست مشترک آن بر عهدة گری هارت (سناتور سابق از ایالت کلرادو) و وارن ب. رادمن (سناتور سابق از ایالت نیوهمشایر) بوده است. دیگر اعضای کمیسیون عبارتند از: جیمز شلزینگر (وزیر سابق دفاع و انرژی و نیز رئیس سابق سازمان سیا)، نیوت گینگریچ (رئیس سابق مجلس نمایندگان)، آن آرمسترانگ (از دانشگاه تگزاس و مدیر اجرایی مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌الملل)، نورمن ر. آگوستین (رئیس سابق شرکت لاکهید مارتین)، جان دنسی (خبرنگار سیاسی شبکة تلویزیونی NBC در کاخ سفید) جان ر. گالوین ژنرال بازنشسته و فرمانده سابق ناتو؛ لسلی اچ. گلب (رئیس شورای روابط خارجی)، لی اچ. همیلتون (عضو مجلس نمایندگان از ایندیانا و مدیر مرکز بین‌المللی تحقیقات وودرو ویلسون)، لایونل اولمر (معاون سابق وزیر بازرگانی)، دونالد ب. رایس (مدیرعامل و رئیس هیئت‌مدیرة شرکت یورجنسیس)، هری د. ترین (آدمیرال بازنشسته و فرمانده سابق سرفرماندهی نیروهای متحدین در حوزة اقیانوس اطلس)، اندرو یونگ )شهردار سابق آتلانتا و سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل). یک گروه مطالعاتی با بیست و نه عضو، گروه دستیاران تحقیق با دوازده عضو، گروه پشتیبانی با دوازده عضو، مدیر اجرایی و معاون وی و هماهنگ‌کنندة گروه‌ها، اعضای اصلی کمیسیون را یاری می‌کردند. 
کمیسیون، نخستین نشست کاری خود را در اکتبر 1998 برگزار کرد و مأموریت محوله را در سه مرحله تقسیم‌بندی نمود. نخست، بررسی وضعیت امنیتی جدید جهان در بیست و پنج سال آینده؛ دوم، طراحی استراتژی امنیت ملی آمریکا متناسب با اوضاع جدید؛ سوم، بررسی عملکرد دستگاه‌های مختلف امنیتی برای اجرای مؤثر و صحیح این استراتژی و توصیه‌های ضروری برای انجام اصلاحات در آنها. 
بر اساس این تقسیم‌بندی مقرر شد نخستین مرحله از تدوین استراتژی حداکثر تا پانزدهم سپتامبر 1999، مرحلة دوم حداکثر تا پانزدهم آوریل سال 2000 و مرحلة سوم حداکثر تا پانزدهم فوریه سال 2001 آماده شده و به وزیر دفاع تقدیم شود. 
مرحلة نخست این استراتژی در زمان مقرر و با عنوان «دنیای آینده» منتشر شد. در کتاب حاضر نتیجة این مرحله در بخش یکم آمده است که بخش عمدة کتاب را تشکیل می‌دهد. در این بخش تحولات بیست و پنج سال نخست سدة بیست و یکم از دیدگاهی علمی و آماری تشریح و پیش‌بینی شده است. 

برای سفارش این کتاب به نشانه زیر پیام دهید:
🔗 @abrarmoaser

#معرفی_کتاب
#کتاب_بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1434.jpg

خیزش اقتصاد چین به سمت همگرایی با تکنولوژی‌های نوین

🖋 مهسا لاجوردی

اخیراً در یکی از شهرهای چین به نام ووهان، یک ایستگاه پلیس که با هوش مصنوعی و بدون به‌کارگیری هیچ نیروی انسانی کار می‌کند، افتتاح شده است. اگرچه این ایستگاه منحصر به امور راهنمایی و رانندگی می‌شود؛ اما دولت چین درصدد توسعه کاربرد هوش مصنوعی در بسیاری از بخش‌های دولتی با هدف رقابتی کردن شرکت‌های داخلی در سطح بین‌المللی است. براساس گزارش رسمی آکادمی اطلاعات و فناوری ارتباطات چین در سال 2016، 3/30 درصد تولید ناخالص داخلی این کشور یعنی 9/18 درصد بیش از سال 2015 وابسته به اقتصاد دیجیتال بوده است. در 11 اکتبر سال گذشته، کمیسیون توسعه و اصلاحات ملی چین دستورالعملی را برای اجرای سه طرح مهم یعنی اینترنت پلاس، توسعه هوش مصنوعی، و طرح‌های پایلوت اقتصاد دیجیتال برای سال 2018 صادر کرد. 

اینترنت پلاس برای اولین‌بار در سخنرانی لی که چیانگ، نخست‌وزیر چین معرفی شد. این واژه به کاربرد اینترنت و فناوری اطلاعات در صنایع متعارف اشاره دارد؛ برای مثال، با استفاده از اینترنت اشیا در بخش تولید، شبکه‌ای از دستگاه‌ها و سنسورها قادر به ثبت اطلاعاتی از مصرف انرژی، درجه گرما و فهرست موجودی‌ها تا ضبط و ثبت اقدامات در زنجیره توزیع، به کاهش قابل توجه خطای انسانی کمک می‌کند.


🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2732.aspx

#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/gulen.jpg


📚 گولن و گولنیسم؛ جریانی نواندیش یا مولود اندیشکده‌‌‌‌‏های امنیتی غرب؟

🖋 مهدی عسگری

📇 مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران

کتاب حاضر نخستین کتاب در جمهوری اسلامی ایران است که به کالبدشکافی و بیان چیستی و چرایی شکل‏گیری پدیده‏ نسبتاً نوظهور «گولن و گولنیسم» می‌پردازد. زادگاه این پدیده سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی، ترکیه و شاخه‏ ها و شعب وابسته به آن بخش گسترده‌‏ا‏ی از جهان، از شرق اسلامی گرفته تا برخی از کشورها در مغرب زمین را دربر گرفته است. 
در کتاب پیشِ رو در قالب چهارده فصل تلاش شده است که ابعاد و زوایای این پدیدۀ پیچیده در برابر دیدگان خوانندگان محترم به تصویر کشیده شود.
درباره‌ی این موضوع باید اذعان کرد که طی بیش از دو دهه گذشته موضوع تشکیل و راه‏‌اندازی شبکه‌‌‌‌‏‌هایی از به‌اصطلاح مسلمانان میانه‏‌رو توسط دول غربی و بالاخص ایالات متحده آمریکا، ازجمله مباحثی است که در بسیاری از اندیشکده‌‌‌‌‏‌ها و مراکز مطالعات راهبردی‏ نقل محافل بوده است.‏ در این پروژه آمریکایی، دولت ایالات متحده با توجیه تلاش برای بهبود نظم بین‏‌المللی ‌‌‌‌‏و ارتقاء منافع و ارزش‌‌‌‏های خود در خارج از مرز‌‌‌‏هایش و به‌اصطلاح مقابله با اسلام‏‌گرایان تندرو، تولید و ترویج شبکه قدرتمندی از اسلام‏ گرایان میانه‏ رو و لیبرال در جهان ‌‌‌‌‏اسلام را در صدر برنامه‌‌‌‌‏‌های خود قرار داده است. 
در مواجهه با پدیده‏ «گولن و گولنیسم»، آنچه ابتدا ذهن را به خود مشغول‏ می‏سازد، این است که جریان گولن نیز قطعه‏ای ‌‌‏از پازل شبکه مسلمانان لیبرال و میانه‏‌رو دولت آمریکاست؛ لیکن اندکی تدقیق، تأمل و همچنین مطالعه وجوه این پدیده، واقعیت‌‌‌‌‏‌های جدیدی را در برابر دیدگان انسان‏ می‏گشاید. آن واقعیت این است که «گولن و گولنیسم» قبل از اینکه قرابتی با یک خوانش و گفتمان میانه و یا لیبرال از اسلام داشته باشد، به ساختاری سیاسی ـ امنیتی با خمیر‏مایه‌‌‌‌‏‌های فرهنگی ـ اجتماعی شباهت‌‌‌‏های فراوانی دارد. گولن را نه می‌توان یک متفکر عمیق اسلامی به‌شمار آورد، نه یک متکلم جدید و نه یک اصلاح‌گر دینی. درواقع، او تنها یک منادی دین بدون شریعت و اسلام بدون احکام، عقاید و اخلاق است؛ به‌گونه‏ای‌که اسلام گولنی و مشرب فکری او کمترین قرابت و قرائت را با مذاهب چهارگانه اهل سنت دارد. روش‏‌شناسی نظام فکری و ارزش‌ها و معانی و نیز سابقه عملی گولن نشان می‏دهد که او نسخه روزآمد و پیچیده غربی‌ها برای مدیریت راهبردی مذهب و مذهب‏‌گرایی در ترکیه و جهان اسلام است. گولن می‌خواهد با ترکیب تدین صوفیانه ـ فردی عثمانی با کمالیسم و تجارت و اقتصاد بین‏‌الملل و تساهل درقبال غرب، به‌مثابه مدیر نرم مقابله با اسلام اصیل و ناب عمل کند.

برای سفارش این کتاب به نشانه زیر پیام دهید:
🔗 @abrarmoaser

#معرفی_کتاب
#کتاب_بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1427.jpg

آینده روابط ایران و هند؛ تلاش برای همگونی منافع در پرتو جبر ساختاری

🖋 احسان صادقی چیمه

امروزه بی‌گمان یکی از جلوه‌های پراهمیت عرصه روابط بین‌الملل و سیاست جهانی، پدیده ظهور کشورهایی است که توانسته‌اند در کنار دیگر قدرت‌های مسلط جهانی، دست به نقش‌آفرینی چندبعدی چه در سطوح منطقه‌ای و چه در سطوح جهانی بزنند. تحلیلگران و نظریه‌پردازان عرصه روابط بین‌الملل برای اینگونه کشورها از عنوان قدرت‌های نوظهور استفاده می‌کنند. قدرت‌های نوظهور تاکنون تلاش داشته‌اند تا برای تأمین و حراست از منافع و امنیت ملی خود و با استفاده از ابزارهای خاص در دسترس و منابع ملی کشورشان، قدرت خود را در عرصه روابط بین‌الملل افزایش داده و همزمان تهدیدات پیشِ رو را نیز درمقابل خود رفع کنند. 

یکی از این کشورها که توانسته است با گذشت زمان خود را به‌عنوان قدرتی نوظهور در سطح جهانی مطرح کند کشور هندوستان است. این کشور در سال‌های اخیر و به‌خصوص پس از پایان جنگ سرد توانسته است شاخص‌های قدرت ملی خود را چه در حوزه نرم‌افزاری و چه در حوزه سخت‌افزاری بهبود بخشیده و جایگاه و منزلت خود را در سطح نظام بین‌الملل ارتقا بخشد.

دراین‌میان با توجه به جایگاه ویژه و منحصربه‌فرد جمهوری اسلامی ایران در مناسبات منطقه‌ای، مسئله روابط کشورمان با قدرت‌های نوظهور و ازجمله هندوستان می‌تواند برای تحلیلگران امور بین‌الملل از اهمیت دوچندانی برخوردار باشد. درواقع نقش‌آفرینی قدرت‌های نوظهور در عرصه منطقه‌ای و جهانی چه در قالب نقشی مستقل و چه در قالب بازیگر تأمین‌کننده منافع قدرت مسلط، می‌تواند فرصت‌ها و تهدیداتی را برای ما به‌همراه داشته باشد. طرف مقابل در این ارتباطات یعنی کشور هند نیز در سال‌های اخیر و با توجه به فضای خاص امنیتی حاکم بر منطقه غرب آسیا، تلاش داشته است تا ازطریق به حداکثر رساندن کنش‌های فعالانه موردنظر خود، نفوذ خود را در این منطقه گسترش دهد.

سیاستمداران دو کشور ایران و هند همواره مبنا و چهارچوبی خاص را به‌منظور بسط و توسعه ارتباطات و گسترش منافع متقابل ناشی از این ارتباطات برای روابط دوجانبه میان دو کشور درنظر داشته‌اند. این مبنا و این چهارچوب به تعبیر سیاستمداران دو کشور همان «پایه‌های قوی ارتباطات فرهنگی و تمدنی دوهزار ساله» است. بدون شک متغیر تأثیرگذار فرهنگ و تمدن و مؤلفه‌های مربوطه در روابط دوجانبه میان دو کشور تاکنون توانسته است در گسترش هرچه بیشتر ارتباطات میان دو طرف نقشی تسهیل‌کننده را داشته باشد؛ ضمن آنکه با استفاده از پایه‌های قوی ارتباطات فرهنگی و تمدنی، دو طرف با گذشت زمان توانسته‌اند این ارتباطات را به حوزه‌های دیگر نیز تسری دهند. 

دراین‌میان، سفر سه‌روزه دکتر روحانی به هند را می‌توان مقدمه‌ای بر آغاز کنش فعالانه جمهوری اسلامی ایران، چه در قالب روابط دوجانبه و چه در قالب چندجانبه و پیگیری دستور کارهای منطقه‌ای درقبال دهلی نو دانست. در این سفر سه روزه طرفین بر سر پانزده سند و تفاهم‌نامه همکاری میان خود در حوزه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، امنیتی، و تجاری به توافق رسیده و اسناد مربوطه را به امضا رساندند. سرانجام این سفر با صدور بیانیه مشترک 26 بندی صادرشده از طرف سران دو کشور به پایان رسید. در میان حوزه‌های مختلف همکاری میان دو کشور، می‌توان از دو حوزه راهبردی و تأثیرگذار بر روند توسعه روابط میان ایران و هندوستان نام برد. یکی از آنها حوزه انرژی و دیگری حوزه ترانزیت و حمل‌و‌نقل می‌باشد


🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2725.aspx

#بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/iranhendese.png

📚 ایران در هندسه سیاست خارجی روسیه

🖋 محمد شاد

📇 مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران

با ترسیمِ نمودارِ تحولِ نگرش روسیۀ پساشوروی به جمهوری اسلامی ایران، جابه‌جایی‌هایی با شدت نوسان گسترده قابل‌مشاهده است که در یک سوی آن، ایران به‌مثابه «متحدی مطمئن و قابل‌اتکا در منطقه و جهان» و «متحدی طبیعی در برابر دشمنان مشترک» و در سوی دیگر، به‌عنوان «تهدید جنوبی» و به‌منزلۀ «ابزاری برای تنظیم روابط با غرب» مورد شناسایی قرارگرفته است. یکی از جلوه‌های عملی این نوسان، در ارائه دو رأی متفاوت و مهم، در شورای امنیت سازمان ملل متحد در قبال جمهوری اسلامی ایران ‌مشاهده می‌شود: وتوی قطعنامۀ ضدایرانی شورای امنیت در 26 فوریه 2018 و برعکس آن، رأی به قطعنامه ضدایرانی 1929 در ۹ ژوئن ۲۰۱۰. بروز این نوسان ریشه در وجود نوعی سرگشتگی در «ساخت درونی هویت»، در روسیۀ پساشوروی دارد که با پیچیدگی‌های ذاتی این سرزمین درهم‌آمیخته و دستیابی به تصویری روشن از هندسۀ سیاست خارجی روسیه را با صعوبت‌هایی مواجه ساخته است. بیان کنایی وینستون چرچیل، درخصوص روسیه جالب‌توجه است: «روسیه چیستانی است پیچیده‌شده در رازی، در درون یک معما». 
سؤال از کیستیِ روسیه، به‌عنوان تمدنی در میانۀ شرق و غرب، و حل مسئلۀ دیرپای هویت به همین نسبت دارای دشواری و سختی است. جیمز بلینگتون در کتاب «روسیه در جستجوی هویت خویش» می‌گوید «هیچ ملتی به اندازه ملت روس در راه جستجوی هویت ملی خویش انرژی صرف نکرده است». الکساندر دوگین تصریح می‌کند که پرداختن به این سؤال اساساً برای روسیه مطلوب نیست و نتیجه‌ای جز ایجاد تشتت و تفرق درپی نداشته است «کشف اینکه ما کیستیم علیه وحدت ما عمل کرده است؛ به‌جای این سؤال باید به این بیندیشیم که ما مخالف چه هستیم؟». فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، با قرار دادن روسیه در وضعیت خلأ و گذار، این ساخت هویتی مرکب، پیچیده و درعین‌حال مدعی را با چالش‌های جدی‌تر و جدیدتری مواجه ساخت. شاید المپیک بارسلون 1991 تأمل‌برانگیزترین تصاویر را از وضعیت سرگردانی هویتی در این دوره به نمایش گذاشت، آنگاه‌که ورزشکاران قهرمان روس بر روی سکوی دریافت مدال قرار می‌گرفتند؛ اما سرود ملی‌ مشخصی برای نواخته شدن وجود نداشت. 

برای سفارش این کتاب به نشانه زیر پیام دهید:
🔗 @abrarmoaser

#معرفی_کتاب
#کتاب_بخوانیم
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
موسسه تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران همگام با ملت شریف ایران ضایعه غم انگیز و تاسف بار سیل در برخی از استان های کشور عزیزمان را، تسلیت گفته و ضمن ابراز همدردی، از درگاه ایزد منان برای درگذشتگان علو درجات، برای بازماندگان صبر و شکیبایی خواستار است.
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1425.jpg

#چابهار، تنها بندر اقیانوسی ایران؛ نماد عزم #ایران برای توسعه منطقه

🖋 بهرام امیر احمدیان

بندر چابهار از دو زاویه می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد؛ یکی از نگاه توسعه مناطق کمتر توسعه‌یافته که در آن دولت و ملت ایران برای توسعه منطقه جنوب شرقی ایران مصمم به ایجاد منطقه‌ای برخوردار برای قلمروی است که «سواحل مکران» نام دارد؛ سواحلی فراموش‌شده که چابهار نگین آن است و می‌رود که به سطحی قابل قبول از توسعه برسد و الگوی برنامه ریزی و آمایش سرزمین در ایران شود. دوم تبدیل چابهار به هاب لجستیکی برای ارتباط افغانستان و آسیای مرکزی به آب‌های بین‌المللی در کمترین فاصله و کارآمدترین ساختارهای لجستیکی و خدمات بندری. علاوه‌برآن، «منطقه آزاد تجاری چابهار» به‌عنوان زیرساخت فعالیت‌های اقتصادی و تجاری آمادگی جذب و جلب سرمایه‌گذاری‌های خارجی دارد و تحولات چشمگیری در آن در تبدیل به یک منطقه فعال اقتصادی صورت گرفته است. دراین‌میان، همکاری‌های هندوستان با ایران برای ایجاد زیرساخت‌های بندری و راه‌آهن در چابهار جهت برقراری ارتباط با افغانستان منجربه امضای توافق‌نامه سه‌جانبه ایران، هندوستان و افغانستان شده است که آینده روشنی را پیشِ روی منطقه ترسیم کرده است. هندوستان و افغانستان به‌عنوان دو شریک استراتژیک برای برقراری ارتباط با یکدیگر با برخی دشواری‌هایی ازسوی کشور واسط یعنی پاکستان روبه‌رو هستند. به‌همین‌سبب آنها با بررسی‌های همه‌جانبه به این نتیجه رسیده‌اند که از کوتاه‌ترین فاصله قابل دسترس با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و آن ایران است که نقطه تلاقی آن در بندر چابهار تعیین شده است. در این بازی هر سه طرف موافقت‌نامه وارد یک بازی برد ـ برد شده‌اند. در شمال غربی افغانستان معادن ارزشمندی وجود دارد که امکان استخراج و بهره‌برداری در محل در شرایط کنونی وجود ندارد. دولت افغانستان برای بازسازی کشور نیاز به درآمدهای خارجی دارد. ارزش مواد معدنی افغانستان به چندهزار میلیارد دلار تخمین زده می‌شود. مواد معدنی حجم زیاد و ارزش کمتری دارند بنابراین برای صادرات آن نیاز به زیرساخت‌های راه‌آهن است. هندوستان خریدار مواد معدنی افغانستان است تا در صنایع خود مواد معدنی را به فراورده‌های معدنی تبدیل کند. ایران دراین‌بین به‌عنوان نقطه‌ای کلیدی ایفای نقش می‌کند. راه‌آهن ایران ـ افغانستان از نقطه چابهار تا زاهدان و سپس تا زرنج با سرمایه‌گذاری ملی و با شراکت هند درحال ساخت است. از دیگر سو، اتصال راه‌آهن خواف (در استان خراسان) به هرات (در افغانستان) در آینده‌ای نزدیک به اتمام خواهد رسید و از دیگر سو راه‌آهن مزار شریف ـ هرات ازسوی ازبکستان در دستور کار قرار گرفته و آماده سرمایه‌گذاری است. اینها همه نقشه راه آینده توسعه چابهار و منطقه است که تحولی اساسی در منطقه پدید خواهد آورد.

🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2719.aspx

#بخوانیم
به دور از هر گونه شعار زدگی می توان در بسیاری از موارد از کیسه یا ظرف یکبار مصرف پلاستیکی استفاده نکرد. با جایگزینی و به گزینی در مواد مصرفی می‌توانیم آینده‌ی بهتری را برای کودکان سرزمینمان خلق کنیم.

#به_فکر_آینده_کودکان_سرزمینمان_باشیم


روز طبیعت را برای حفظ محیط زیست گرامی میداریم.
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/kalbodshekafi.jpg

📚 کالبدشکافی داعش از ظهور تا افول

🖋 سید علی نجات

📇 مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران

در چند دهۀ اخیر، منطقۀ غرب آسیا و شمال آفریقا کانون بحران‌های گوناگون و متعددی بوده است. دراین‌میان، یکی از پدیده‌های نوینی که منطقه را با تنش و بحران مواجه ساخته، رشد و فعالیت جریان‌های اسلام‌گرای رادیکال است. 
گسترش و فعالیت این گروه‌ها درحال‌حاضر یکی از مهم‌ترین معضلات منطقۀ استراتژیک غرب آسیا و شمال آفریقا به‌شمار می‌رود. گروه‌های سلفی جهادی ـ تکفیری با اتخاذ رویکردهای افراط‌گرایانه، ضمن تکفیر مخالفان و منتقدان خود، همۀ آنها را کافر، و کشتن آنها را جایز می‌دانند. 
امروزه یکی از مهم‌ترین و تندروترین گروه‌های فعال در خاورمیانه و شمال آفریقا گروه موسوم به «داعش» است. با برآمدن این گروه در عراق و سوریه فصل نوینی از تحرکات تروریستی در تاریخ روابط بین‌الملل گشوده شد که نماد آن را می‌توان گذار از الگوی «سازمان القاعده» به الگوی «سازمان داعش» دانست. 
داعش گروهی با اندیشه‌های سلفی جهادی ـ تکفیری است که ریشه در برداشت‌های نادرست و غیرواقعی از دین و مذهب دارد. ریشۀ شکل‌گیری این گروه به «جماعت التوحید و الجهاد» بازمی‌گردد؛ این جریان با طی فرازو‌نشیب‌هایی درطول سالیان اخیر، با توجه به بی‌ثباتی عراق و بحران سوریه فرصت احیا پیدا کرد و در آوریل 2013 با نام «دولت اسلامی در عراق و شام» که به‌صورت مختصر «داعش» خوانده می‌شود اعلام موجودیت کرد. 
این گروه پس از تصرف مناطق گسترده‌ای از عراق و سوریه، با اعلام خلافت اسلامی، «ابوبکر البغدادی» رهبر این گروه را به‌عنوان خلیفۀ مسلمانان معرفی کرد و نام گروه خویش را به «دولت اسلامی» تغییر داد. 
این گروه چند سال است که فعالیت‌های خشونت‌بار خود را در عراق آغاز کرده و تا سوریه گسترش داده است. اعضای این گروه از سال 2015 حملات خود را تا شمال آفریقا، شرق آسیا، اروپا، و حتی آمریکا نیز توسعه داده‌اند.

برای سفارش این کتاب به نشانه زیر پیام دهید:
🔗 @abrarmoaser

#معرفی_کتاب
#کتاب_بخوانیم
http://www.tisri.org/Upload/Modules/Contents/asset0/Sliders/Top-fa/image1422.jpg

نگاهی به چهل‌و‌هشتمین اجلاس سالانۀ مجمع جهانی اقتصاد (داووس)

🖋 طاهره مقری موذن

شهر کوچک سوئیسیِ داووس، میزبان چهل‌و‌هشتمین اجلاس سالانۀ مجمع جهانی اقتصاد، یا به‌عبارتی دیدار سالانۀ نخبگان سیاسی و تجاری جهان بود. در کنار جمعی از رهبران غربی، درحدود 340 نفر از رهبران سیاسی آفریقا و غرب آسیا، دویست نفر از تجار، چهره‌های سیاسی و رسانه‌ای، رؤسای خیریه‌ها، سازمان‌های دانشگاهی و غیردولتی، برخی از چهره‌های مشهور، و برندگان جوایز بین‌المللی در این نشست حضور به‌هم رسانده، و درخصوص بهبود وضعیت بشری، با دستورِ کاری جهانی، ژئوپلیتیکی، و اقتصادی به گفتگو پرداختند. موضوعات این اجلاس، نظام رهبری جهانی، برنامه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، صنعتی، تجاری، و بررسی چشم‌اندازی مبتنی‌بر آینده‌نگری بوده است. این اجلاس می‌توانست فرصتی برای طرح اقتصادی تأمین امنیت ملی کشور باشد، بااین‌حال، ایران بنا به‌دلایلی چند در آن حضور نداشت. 


دستورِ کار داووس چهل‌وهشتم

اجلاس اقتصادی داووس در گام نخست، پنجره‌ای برای تلاش بیشتر در راستای جلب مشتری و بررسی موضوعات مهم زمانه در حوزۀ اقتصاد محسوب می‌شود و البته فضایی سیاسی نیز برای گفتگوهای بین‌المللی درخصوص امنیت فراهم می‌آورد. در چهل‌و‌هشتمین اجلاس، شش مسئلۀ مهم اقتصادی مورد توجه دقیق حاضران قرار گرفته است. نخستین مورد، بررسی چگونگی رسیدن به رشد جهانی بیشتر، و اجماعی قوی برای پیشبرد هم‌افزاتر اقتصاد در سراسر جهان بوده است. به باور بسیاری از شرکت‌کنندگان در این نشست، در سال 2018 میلادی اقتصاد جهانی با رونق رویارو خواهد شد. مسئله دوم، بررسی اشکالات و چالش‌هایی بوده است که حاضران در مسیر رونق و بهبود اقتصادی، ظهور و بروز آن را محتمل دانسته‌اند؛ ازجمله خطرات حوزۀ سرمایه‌گذاری، تهدیدات امنیت سایبری، شدت گرفتن مشکلات ژئوپلیتیک، و غیره. موضوع سوم، میل به رقابت ملی قدرت‌های سیاسی بوده است. از دید ناظران، تمرکز کشورهای آمریکا، هند، بریتانیا، کانادا و آلمان، همچنین بیست نخست‌وزیر از کشور‌های اروپایی، و ده چهرۀ دولتی آفریقایی، بر مسئلۀ ایجاد اشتغال و جذب سرمایه‌گذار داخلی برای معضل اشتغال بوده که به‌نوعی نشانگر توجه به سیاست‌های داخلی است. ازسوی‌دیگر، چین که همچنان خواهان سرمایه‌گذاری بر طرح راه ابریشم خود است، در این نشست از ظرفیت آن برای سرمایه‌گذاری در سراسر اوراسیا، دوازده برابر بیشتر از طرح مارشال اروپا پس از جنگ جهانی دوم سخن گفته است. چین با این تبلیغات تلاش داشته است به قدرت‌های جهانی دیدی وسیع‌تر از طرح ارائه داده و سرمایه‌گذاری آنان را برای احداث زیرساخت‌های طرح جلب کند. در کنار تلاش‌های مشابه برای جلب سرمایه‌گذاری و نفوذ اقتصادی، به باور بسیاری، داووس 2018 شاهد اضطراب و ترس برخی از کشورها، به‌ویژه ساکنان اروپا از تجدید حمایت‌گرایی و تنش‌های تجاری بوده است که احتمال دارد در سال 2018 ازسوی آمریکا محقق شوند. آمریکا در این اجلاس، تعرفه‌های جدید خود بر اقلامی مانند: پنل‌های خورشیدی و ماشین‌های لباسشویی وارداتی چین و کرۀ جنوبی را مطرح، و نگرانی‌هایی را درخصوص پیمان تجارت آزاد آمریکای شمالی (نفتا) ابراز کرد. چهارمین مسئلۀ داووس، بحث درمورد آمادگی برای تحمل موج شدیدتری است که تحولات اخیر در دنیای همکاری‌های تجاری به جهان تحمیل خواهند کرد. شرکت‌های همکار در حوزه‌های ارتباطات از‌ راه دور، شرکت‌های همکارِ دارویی و بانکداری تا انرژی، خواستار تعریف و بازسازی دوبارۀ ساختارهای اساسی همکاری بوده‌اند. پنجمین مسئله، ضرورت تغییر مسیر فناوری‌های سایبری به‌سوی ابتکاری در خدمت اجتماع بوده است. حاضران در داووس عنوان کرده‌اند که دنیای امروز از غول‌های فناوری انتظار دارد نوآوری‌هایی در راستای خدمت‌رسانی به جامعه ارائه دهند. از دید حاضران در داووس، این غول‌ها با توجه به سرعت یادگیری بالایی که دارند باید تابه‌حال دریافته باشند که هزینه‌های پایین و مزایای فناورانه آنها کافی نیست و به‌هیچ‌وجه نمی‌توان استفاده از داده‌های شخصی برای سیطرۀ بر بازار، یا هر نوع کاربرد دیگر اطلاعات بدون احترام به حریم خصوصی را توجیه کرد. در حوزۀ فناوری، دو چالش اساسی نیز مطرح شده است: به‌روزرسانی مهارت‌های کارگران، و اطمینان از رشد سراسری در حوزۀ فناوری که رفع هر دوی این چالش‌ها، نیازمند بازنگری در نظام‌های آموزشی هستند. ششمین موضوع مهمِ مورد بررسی در داووس، توجه به اهمیت سرمایۀ انسانی در بهبود وضعیت اقتصادی بود که با توجه به جذب نخبگان و استعدادیابی مطرح شد. 

🔹 ادامه این #مقاله را در تارنمای ما بخوانید:
🔗 http://www.tisri.org/default-2716.aspx

#بخوانیم